مخاطب کیست؟

ما باید مردم را در سطح مطلوب و متوسط  تامین کنیم، نه یک زندگی ریاضت‌کشانه. ما امکان تامین مردم در حد متوسط را داریم، نه به عنوان صدقه‌خوری و گداپروری، بلکه باید انسان‌هایی بسازیم که روی پای خود درس بخوانند، کار کنند و خود را تامین کنند… ما نمی‌توانیم دگم و متحجر بمانیم. باید نیروهای عظیم به ویژه در بخش خصوصی و حتی در بخش دولتی را به حرکت درآوریم، اما می‌بینید که این امر چقدر در این چند سال محقق شده است…. بخشی از سخنان هاشمی رفسنجانی درهمایش بین المللی ایران ۱۴۰۴.

مخاطب این انتقادها، قطعاً ، ما مردم نیستیم چرا که با وجود داشتن چنین دغدغه هایی، کاری از دستمان بر نمی آید که بتوانیم روال را تصحیح کنیم و دلسوزیمان عملا بیفایده است.

مخاطب این سخنان و انتقادها کیست؟ این مخاطب قطعا در میان مدیران کنونی اجرایی نیستند چرا که آنها ارداتی به هاشمی ندارند و اعتنایی به وی نمی کنند.

مخاطب این پیام نخبگان سیاسی هم نیستند چرا که آنها خود به این امور واقف هستند، نخبگان اقتصادی، علمی و فرهنگی هم که هکذا!

این مخاطب حتماً در میان هیات دولت هم یافت نمی شود چون گوش و امیدی  برای شنیدن نیست!
شما بگویید مخاطب این انتقادها کیست؟

سلام بر امام مهربان

إِذا کَذَبَ الْوُلاهُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَهُ.
زمانى که حاکمان دروغ بگویند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار شود.
:: پیوند مرتبط: چهل حدیث رضوی

سقوط اخلاقی حاکمان

مسئله مدرک تقلبی و جعل عنوان کردان و پافشاری در ماندن بر مسند وزارت آنجا که چک های ۵۰ میلیون ریالی رشوه به نمایندگاه عیان گشت، پیامی در خود داشت بس بزرگ و خطرناک.

پیامی که با در کنار هم گذاشتن عوامفریبی ها و دروغ گویی و آمارهای ناروا، متبادر می شود چیزی نیست، جز سقوط اخلاقی حاکمان وقت.

مردم به یاد دارند که آقای جوادی آملی در واکنش به هاله نور گفت: دروغ نگویید حتی به بچه! حضرات دولتی گفتند: نه! نه! کدام هاله و کدام نور و کدام آیت الله و بعدها که مرحوم سایت  بازتاب فیلم آن را منتشر کرد گفتند: دروغ است و ساختگی!

سئوال  این است که اصول دولت اصولگرا چیست؟  و این اصول چه تفاوتی با ارزش های اخلاقی در ایران بعد از انقلاب دارد؟

برای این دولت، ارزش، حفظ دولت است به هر وسیله. چه آنجا که برای مخاطب طبقه روحانی از هاله نور و واقعه عاشورا مایه می گذارند، چه آنجا که برای حفظ حلقه خود، مدرک جعل می کنند، دروغ می گویند و آمار غلط می دهند و چه آنجا که از رهبری مایه می گذارند.

این موارد بی اخلاقی و بی اصولی بیش از هرچیز نشان دهنده خطر بزرگیست که جمهوری اسلامی را تهدید می کند؛ سقوط اخلاقی!

اگر حاکمان امروز بی اخلاقی ها مردمان غیر خودی را منتسب به خارج می کردند حال چه پاسخی به بداخلاقی های خود دارند؟
چه کسی می گوید:
که گرانی شده است!
دوره ی ارزانیست!!
چه شرافت ارزان! تن عریان ارزان!
آبرو قیمت یک تکه نان
و دورغ از همه چیز ارزان تر
وچه تخفیف بزرگی خورده،
قیمت هر انسان…
(sms از آق مصطفی)

—————-
خواندنی: خاطرات اولین روز زندان کرباسچی:پنج شنبه ۱۶/۲/۷۸ ، شهروند امروز: …آقای نوری گفت که در سالگرد رحلت امام خمینی قرار است بعد از ۳۶ سال خدمت به امام خمینی زندان بروم… اقتصاد زندان دست بچه‌های مرتبت با مؤتلفه است و مغازه‌ها به ریاست آقای رفیقدوست!

مجالس احساساتی

اول. وقایع اخیر نشان داد مجلس کماکان، نماد احساسات ملت است و نه نماد عقلگرایی.
نگاهی به رای اعتماد کردان با استناد به نقل قوی رییس دولت نهم از رهبری، طرح جدا سازی میراث فرهنگی از رییس جمهوری که بعداً رای نیاورد، جلسات مداوم با علی آبادی در خصوص نتایج ضعیف ورزش ایران در المپیک ۲۰۰۸ پکن که به ریاست وی بر کمیته انجامید و نمونه های متعدد دیگر، نشان می دهد مجالس در ایران بیشتر نمایانگر احساسات مردم هستند تا عقلگرایی.
جالب اینجاست که در تمام استیضاح های مجالس اخیر، هیچکدام دلایل فنی نداشته و همه برای دلایل سیاسی بوده است و نهایتاً هم با لابی های سیاسی رفع شده است حتی همین استیضاح کردان!
پیوند:: آقای کردان! ما چند بدهیم خادم ما نباشید؟!

دوم. هفته گذشته عروسی، یکی دیگر از سرسلسله زمان آبادی ها بود؛ محمد جواد! بعد از ۲-۳ ماه می دیدمش، با اراده ای زیاد وزن کم کرده بود که جای تقدیر داشت. زمان آبادی‌ها، غلامحسین، میثم، محمدجواد و کمی بعد تر ایلیا ، نیز یکی از سلسله های رسانه ای ایران هستند که شاید بعد از سلسله میرزاییان، دومین سلسله ورزش نویس مطبوعاتی باشند از نظر کثرت. امیدوارم که عروسی مبارکی باشد برای هر۲ نفرشان.  خانواده ی محمد یزدانی هم یکی دیگر از خاندان های رسانه ای است که این بار به صورت کاملا فامیل سالار، روزنامه عصر اقتصاد را می گردانند.
پیوند مرتبط

سوم. خدا محمد جواد ربیعی را بیامرزد. دیروز سالش در مسجد نور برگزار شد.