خاطرات و دفاعيات مهندس عزت الله سحابي در دادگاه تجديد نظر نظامي

عزت الله سحابي؛ ۱۳۰۹-۱۰ خرداد ۱۳۹۰

اگر فردي از افراد اين جامعه بدون چاپلوسي و تملق، بدون انتظار پاداش يا بيم و اميد، از طرز اداره ي مملكت، از حكومت و سلطنت، به طور غير مستقيم انتقاد كند، اين جرم است؟ آن هم جرم لايغفر؟….
آقاي دادستان ما كه از اين پس در زندان هستيم و شما و هيات حاكمه بر كارهاي مسلط، ولي بترسيد از روزي كه اين ناراحتي ها و اعتراضات دامنه يابد و كار فتنه و آشوب بالا بگيرد و هستي و حيات ملت به خطر بيفتد. وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ .. بترسيد از آن فتنه اي كه اگر در رسد تنها دامن ستمكاران شما را نمي گيرد و بدانيد كه خدا سنگين عقاب است.
خلاصه و لبّ و لباب رژيم مشروطه ي ايران اين است كه مشروطيت براي تحديد سلطنت آمده است نه براي تنفيذ و استقرار قدرت و سلطه ي آن.
دفاعيات مهندس عزت الله سحابي در دادگاه تجديد نظر نظامي، فروردين ۱۳۴۳
آقاي طالقاني به من گفتند مايل هستي نواب صفوي را ببيني؟… در آنجا ديدم كه مرحوم نواب، خليل طهماسبي، سيد محمد واحدي، محمدمهدي عبدخدايي و چهار پنج نفر ديگر از ياران نواب نشسته اند و قرآن مي خوانند. خليل زيارت عاشورا مي خواند و گريه مي كرد. حال عجيبي داشتند، مانند حال و هواي شب عاشورا و اصحاب حضرت سيد الشهداء… فداييان اسلام فعال ترين و موثرترين و محسوس ترين گروه اسلامي آن ايام بودند (دهه ۱۳۲۰) و واقعاً غريب بودند و هيچ كس از آن ها حمايت نمي كرد. شايد طالقاني يكي از موارد نادر بود كه علي رغم همه خطرهايي كه در آن دوران وجود داشت و براي سر فداييان اسلام جايزه تعيين شده بود، به آنها پناه داد و پشتيباني كرد.
دكتر مصدق بارها اين حرف را زد كه مليت ما از اسلاميت ما جدا نيست. يعني نظر مصدق اين بود كه بدون اسلام، مليت ايراني باقي نمي ماند. اين نظريه سياسي مصدق بود. در احمد آباد در طبقه ي بالاي مقبره مصدق، اتاقي بود كه سال هاي تبعيد خود را در آنجا زندگي مي كرد. در آن اتاق بر روي طاقچه يك مجسمه ي گاندي و يك عكس حضرت محمد قرار داشت. مصدق ايام تنهايي و غربتش را با اين دو گذراند.
بخش هايي از كتاب نيم قرن خاطره و تجربه، خاطرات مهندس عزت الله سحابي از دوران كودكي تا انقلاب ۱۳۵۷

دسته‌هادسته‌بندی نشده