«فساد» در فوتبال بزرگ تر از فساد در جامعه نیست

{بازنشر در انتخاب} سید صادق حسینی در هفته نامه «طلوع صبح» نوشت: در دوره ی پایانی دولت محمود احمدی نژاد که اکنون رییس جمهور اصول گرای سابق است، جامعه فوتبال بیش از هر زمان دیگری نظاره گر اتهام «فساد» به خود بود. اگر تا پیش از آن جسته گریخته درباره فساد و مسایل اخلاقی در فوتبال حرفی به میان می آمد چندی است که سیل اخبار و واکنش های مربوط به «فساد» در فوتبال آن چنان اوج گرفته که هر از چندی به مساله روز کشور تبدیل می شود و نمایندگان مجلس در نطق هایی آتشین درباره اش اظهار نظر می کنند.

به عنوان نمونه محمد تقی رهبر رییس مجمع نمایندگان روحانی مجلس گفت: «مجلس نسبت به این گونه رفتارهای غیراخلاقی حساس است و وظیفه ی خود را در این زمینه انجام می دهد»، نماینده ی دیگری کار را به آنجا رساند که گفت: «فدراسیون فوتبال بی اخلاق ترین نهاد ورزشی کشور است» و آن دیگری با اعلام تشکیل «کارگروه بررسی فساد در فوتبال» در کمیسیون اصل نود مجلس از «ورود وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی» به موضوع «رشوه» و «فساد» در فوتبال خبر داد.

این واکنش های یک طرف ماجراست و اما در طرف دیگر که مردم باشندچندان واکنشی به «اتهام های پر سر و صدای فساد و بی اخلاقی در فوتبال» به وجود نیامد. به عنوان مثال وضعیت سکوها، هواداران، اقبال مردم به مدارس فوتبال و حتی میزان خرید و بازدید رسانه های فوتبالی قبل و بعد از این اتهامات تغییر قابل توجهی نداشت.

روشن است مردمی که اخبار بازداشت معاونان عالی رتبه دولت محمود احمدی نژاد و فساد بزرگ بانکی، پرونده بیمه ایران، آمارهای نادرست، پخش نوار در مجلس و بسیاری موارد دیگر را دیده و شنیده اند متوجه می شوند «مشکلات اخلاقی در فوتبال» موضوع جدیدی نیست که به یک باره از پشت ابر غفلت نمایان شده باشد.

مردم انتظار دارند همان گونه که مسوولان، نمایندگان مجلس و رسانه ها این قدر انرژی برای اتهام «فساد» در فوتبال خرج کردند در برابر بی اخلاقی ها، ناراستی ها و فسادهایی که در طول سالیان گذشته در کشور اتفاق افتاد نیز انرژی و توان خرج می کردند. واکنش به موقع به « فساد و بی اخلاقی ها» علاوه بر این که از اصول اخلاق است تضمین کننده اصالت انتقاد و واکنش نیز هست به این معنی که مردم متوجه می شوند منتقد همواره اخلاق را مد نظر داشته و به خاطر مصالح سیاسی، گروهی و جناحی انتقادات را بیان نمی کند.

از سوی دیگر فوتبالی ها و فوتبالیست ها بخش از همین جامعه ی ایرانی هستند، آن ها نه در خارج زندگی می کنند و نه از رویدادهای جامعه بی اطلاع هستند. آن ها هم در تعاملات روزانه شان، ارباب رجوع نهادها و سازمان های دولتی و حاکمیتی هستند، آن ها هم در همین فضای زندگی ایرانی زندگی می کنند، و در جزیره ای با تعاملات فقط فوتبالی زندگی نمی کنند. روشن است هر چقدر جامعه ایرانی در طول سال های اخیر اخلاقی و پیشرو بوده، جامعه فوتبال نیز اخلاقی و پیشرو بوده و هرچقدر جامعه دچار تحول اخلاقی و ارزشی شده است آن ها نیز شده اند.

امید و انتظار این است که «بزرگ کردن و برجسته سازی» اتهام «بی اخلاقی» در فوتبال به خاطر نیات «اصلاح طلبانه» صورت گرفته باشد و نه از روی خارج شدن از «روزمرگی» و «مدیریت افکار عمومی».

منتقدان امروز صادق خرازی چه کسانی هستند؟/جریانی که خود را مالک ۶ دانگ اصلاحات می داند

صادق حسینی{خبرآنلاین}: مصاحبه ی اخیر صادق خرازی با هفته نامه مثلث، حسابی حال فعالان سیاسی را جا آورد و بسیاری را شوکه کرد؛ آن جا که او به برخی ها طعنه زد که «من اصلاح‌طلبی که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگیرد را قبول ندارم. اینکه بروند و اتهام بزنند و بدو بیراه بگویند و شانتاژ کنند را قبول ندارم. کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن ‌گرا می‌دادند؛ من آنها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. لیست‌شان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی ارائه دهم، ارائه خواهم داد.»

چهره های اصلاح طلب، مانند محمدعلی ابطحی و عبدالله رمضان زاده بلافاصله جواب او را دادند که:«لیست دیپلمات های قاچاقچی نسخ خطی کتاب های قدیمی در جیب کیست. البته قاچاق زیر خاکی هم اضافه کنید راه دوری نمی رود.» همچنین در بسیاری از محافل و جلسات و گروه های مجازی نیز فعالان اصلاح طلب واکنش های تندی به خرازی نشان دادند.

از آن سوی ماجرا نیز فعال سیاسی آن روزهای مشارکت و عضو موسس ندا در مقام دفاع از خرازی به ابطحی چنین نوشت:« تعدادی از دوستان با رفتارهای کاملا شخصی و غیر منصفانه این سوال را به صورت جدی در ذهن ما ایجاد کردید که اگر در دوران اصلاحات هم همین رفتارهای شخصی، خصلتی و تسویه حساب گونه فعلی را در برخورد با رقبا داشتیم، پس زمین گیر شدن اصلاحات چیز عجیبی نبوده و اگر نبود این رفتار و دشمن تراشی های بیجا و بی مورد قطعا اصلاحات ثمرات بیشتری داشت.»

البته ترش رویی اصلاح طلبان با خرازی مدت ها پیش از این مصاحبه شکل گرفت. خرازی از زمان تاسیس «ندا» یش همواره مورد حمله طیف تند روی اصلاح طلبان بود. در حالی که خرازی خود و حزبش را «اصلاح طلب» می دانست، خیلی ها او و حزبش را «بدلی»، «دست ساز» و «غیرخودی» می دانستند. برخوردهایی که یادآور برخوردهای تند برخی از اصلاح طلبان با تاسیس حزب «اعتماد ملی» است!

به عنوان نمونه هنگامی که مهدی کروبی دبیرکل آن روزهای حزب «اعتماد ملی» فعالیت های حزبش برای مجلس هشتم را شروع کرده بود یکی از اعضای جبهه مشارکت که امروز البته در «حزب ندا» فعال است گفته بود«کروبی سرلیست الیگودرز» شود. حالا ظاهرا فقط جای مهاجم و مدافع عوض شده و جوانان و فعالانی که آن روز به حزب جدید التاسیس «اعتماد ملی» می تاختند، امروز و در آستانه ی میانسانی و احتمالا پختگی در مقام دفاع قرار گرفته اند.

در این واکنش ها و حملات رسانه ای و مجازی، آن چیز که خیلی خودنمایی کرد، همان تفکر و رفتار «اقتدارگرایی» و «جزم اندیشی» است. این که یک فعال سیاسی ادعایی بکند و طرف دیگر جواب آن ادعا را بدهد البته امری جاری سیاست است اما این که گروهی خود را مالک شش دانگ یک جریان سیاسی و فکری بداند و سایرین را «غیر خودی» فرض کند، نشان از بلوغ و پختگی سیاسی نیست. آفتی که البته اصولگرایان نیز با آن دست به گریبانند!

این هجمه به فعالان سیاسی یک حزب جدید التاسیس اصلاح طلب نشان می دهد در پس ۸ سال خانه نشینی اصلاح طلبان، گروه های «احساسی» و «تندروی» آنان، اگر فرصت بیابند «دایره اصلاحات و فعالیت سیاسی» را چنان می بندند که کسی غیر از خود به آن راه نداشته باشد.

موضع کیهان درباره ۸ قطعنامه قبلی شورای امنیت چه بود+عکس

صادق حسینی در هفته نامه «طلوع صبح» نوشت{بازنشر در انتخاب/نامه}

با گذشت ۸ سال و ۱۱ ماه ۱۹ روز از نخستین قطعنامه و صدور در مجموع ۸ قطعنامه ضد ایرانی (۱۹۸۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳، ۱۸۳۵ ، ۱۹۲۹، ۱۹۸۴) سرانجام قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل ۲۹ تیرماه ۱۳۹۴ در سال روز اعلام رسمی قطعنامه معروف ۵۹۸ با اکثریت آرا اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب رسید.

(فهرست قطعنامه ها: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940423000060)

از دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۵ که تحریم ۱۶۹۶ شورای امنیت علیه ایران تصویب شد تا امروز فضای سیاسی ایران دوران پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت؛ روزهایی بود که اجازه کوچکترین انتقادی به روند مذاکرات و تیم مذاکره کننده هسته ای داده نمی شد و روزهایی که بر گزاری جلسات نقد و بررسی شق القمر بود.

با روی کارآمدن دولت روحانی و تغییر تیم هسته ای، حامیان قبلی به یک باره منتقد شدند و خود را «دلواپس» خواندند و جلسات پر زرق و برق و دامنه داری در نقد و بررسی روند مذاکرات و تیم مذاکره کننده برگزار کردند بدون این دولت مانع فعالیت شان شود.

این که چرا مردم به «دلواپسان» امروز و «حامیان دیروز» اعتماد ندارند و انقادهای کاسب کارانه و محلفی را از انتقادهای منصفانه و راهگشا تشخیص می دهند پاسخ ساده ای دارد. مردم انتظار دارند همین طور که فعالیت های تیم جدید هسته ای مورد مداقه و مداقه منتقدین قرار گرفته، همین دقت نیز در مورد تیم قبلی و نتایج تاریخی آن که برخی نخبگان آن را تعبیر به «بیانیه خواندن» کردند، وجود می داشت.

موضع کیهان دباره تحریم های قبلی چه بود؟

ادامه خواندن “موضع کیهان درباره ۸ قطعنامه قبلی شورای امنیت چه بود+عکس”

دلواپسانی که همراه دولت نیستند به رهبری اعتماد کنند

صادق حسینی{منتشر شده در خبرآنلاین/ بازنشر در عصر ایران، انتخاب} مذاکرات هسته ای و امضا توافق نامه «برجام» فرصت رسانه ای لازم را برای نواختن دولت حسن روحانی فراهم کرده است. فواد ایزدی نیز از جمله کسانی است از این فرصت بهره منده شده است. او از جمله نخبگان جریان اصول گرایی است که به یک باره در سپهر رسانه ای آن ها طلوع کرده. ایزدی که در دوران نوجوانی به آمریکا مهاجرت کرده پایان نامه دکتری ارتباطات سیاسی خود را از یک دانشگاه آمریکایی با عنوان «دیپلماسی عمومی آمریکا در ایران» نوشته است.
ایزدی که به شدت مورد علاقه صدا و سیما و رسانه های خاص است با ظهور اعتراضات مردمی در آمریکا که صداوسیما آن را «جنبش وال استریت» می خواند، رونمایی شد و این روزها به عنوان استاد دانشگاه و کارشناس هسته ای در انتقاد از دستاوردهای هیات مذاکره کننده ایران، به یک چهره منتقد تبدیل شده است.
مترجم کتاب «امپریالیسم بشردوستانه» که توسط انتشارات خبرگزاری فارس منتشر شده به تازگی در گفت و گو با یکی از خبرگزاری ها تاکید کرده« متن پیش‌نویس چند بخش مضر برای استقلال کشور دارد».
او در تمام مصاحبه اش به مخاطب اش چنین القا می کند که تیم مذاکره کننده هسته ای، ناپخته، شتاب زده و نفهمیده توافقی با ۱+۵ انجام داده که موجب «خدشه وارد شدن به استقلال کشور» شده است: «این قطعنامه یک گرز یا شمشیر خیلی بلندی بر روی سر ایران خواهد بود.»*
مهدی محمدی از یاران سعید جلیلی در مذاکرات نیز از دیگر افرادی است که به شدت تیم هسته ای را مورد انتقاد و اتهام قرار می دهد. او که با کنار رفتن تیم جلیلی به یک باره کت شوار منتقدین را تن کرده این روزها در رسانه های اصوال گرا به شدت خود را «دلواپس» نشان می دهد و بدون اشاره به «مسئولیت های تیم قبلی مذاکره کننده در تحمیل قطعنامه های سازمان ملل» علیه ملت و «خواندن بیانه های تاریخی و فلسفی» پیش بینی کرده «برجام عاقبت به خیر نخواهد شد» او با اتهام زنی های معمول روزنامه کیهان و وطن امروز گفته «شرکای آمریکا در داخل ایران، خیلی زود باید خلسه ناشی از توافق را کنار بگذارند.»
البته پاسخ به ادعاهای منتقدین کار چندان سخنی نیست. نقد اساسی آن ها که بعضا با اتهامات ناجوانمردانه و ادبیات سخیف نیز همراه است این است که آمریکا «دبه» می کند و زیر میز مذاکرات می زند و خلاف تعهداتش عمل می کند حال آن که محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و رییس هیات مذاکره بارها بر این نکته پافشاری کرده که تعهدات «متناظر» و اقدامات «برگشت پذیر» است و این یعنی این که ایران به دلیل بی اعتمادی که به غرب دارد در «برجام» مکانیزمی طراحی کرده که هر گاه طرف مقابل تعهداتش را نقض کند، ایران گام متناظر با آن را بر خواهد داشت.
ظریف ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ در جمع خبرنگاران حاضر در وین تاکید کرد:«براساس توافقی که صورت گرفته سازوکاری در نظر گرفته شده اگر این کشورها نقض عهد کنند ایران می‌تواند به سرعت به برنامه خود بازگردد. سرعت بازگشت ایران به برنامه های قبلی خود و کنار گذاشتن تعهدات به هیچ وجه کمتر از سرعتی که طرف مقابل می توانند بازگردند نخواهد بود.»
وزیر امور خارجه با تاکید مجدد گفت:«مشخص است هر کس در هر زمانی چه کاری انجام دهد و اقدامات متوازن و متناظر است و همین بهترین تضمین است که ما اطمینان حاصل کنیم همه طرف‌ها به تعهداتشان پایبند هستند.»
حال که منتقدین مذاکرات نشان داده اند هیچ اعتمادی به تیم مذاکره کننده دولت حسن روحانی ندارند، حداقل ادعای ولایت مداری خود را ثابت کنند و به راهبری ها، نظارت ها و بیانات رهبر معظم انقلاب توجه کنند تا شاید با «بصیرت» شوند و حقایق را بهتر درک کرده و اندکی آرامش پیدا کنند.
همین شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۴ رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز عید فطر تاکید کردند:« نکته‌ی اوّل تشکّر از دست‌اندرکاران این مذاکرات طولانی و نفس‌گیر است، رئیس جمهور محترم و بالخصوص هیئت مذاکره‌کننده که حقیقتاً زحمت کشیدند و تلاش کردند؛ چه این متنی که تهیّه شده است، در مجاری قانونی پیش‌بینی‌شده‌ی خود تصویب بشود و چه نشود، اجر آنها محفوظ است؛… چه این متن تصویب بشود و چه نشود، به حول و قوّه‌ی الهی، اجازه‌ی هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای از آن داده نخواهد شد؛ اجازه‌ی خدشه‌ی در اصول اساسی نظام اسلامی به کسی داده نخواهد شد؛ قابلیّتهای دفاعی و حریم امنیّت کشور، به فضل الهی حفظ خواهد شد، اگرچه میدانیم دشمنان بر روی این نقطه‌ی بخصوص، تکیه‌ی زیادی دارند. جمهوری اسلامی، در زمینه‌ی حفظ قابلیّتهای دفاعی و امنیّتی خود -آن‌هم در این فضای تهدیدی که دشمنان برایش به‌وجود می‌آورند- هرگز تسلیم زیاده‌خواهی دشمن نخواهد شد.»

پي نوشت:

به گواهی گوگل تا پیش از استقرار دولت حسن روحانی، هیچ انتقادی از فواد ایزدی درباره مذاکرات هسته ای با ۱+۵ یافت نشده است.

شب ۲۲ خرداد ۸۸ چگونه گذشت؟

حوالي اين ساعت ها بود كه غائله‌ي ستاد قيطريه تمام شده بود. رفتيم ستاد ميرهادي؛ آنجا هم فضا متشنج بود و بوي ته مانده ي گاز اشك آور به مشام مي رسيد.
درجه دار نيروي انتظامي با التماس از مردم می خواست: برويد و متفرق شويد. رفتيم به جلسه مطبوعاتي ميرحسين موسوي در دفتر علیرضای بهشتی. از سر و كول هم بالا مي رفتيم تا فضا و زاویه ای پیدا کنیم؛ جاي سوزن انداختن و فرصت سلام عليك با همكاران نبود.
علی ربیعی که از اتاق پشتی وارد سالن شد، میرحسین موسوی گفت: تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نمي شوم.
بیرون ساختمان خیلی ها جمع شده بودند و با شعار از میرحسین موسوی حمایت می کردند.
ابولفضل فاتح مسئول رسانه ای ستاد او؛ پیک ویژه ی بیت را میزبانی کرد و نامه ی مهندی موسوی برای رهبری انقلاب را به پیک داد؛
رضای رشیدپور که دیر رسیده بود و به زور خود را وارد ساختمان کرد و نشسته روی پله می گفت: فارس خبر ۶۳درصد را رفته و ایرنا هم این جور؛ این ها یعنی چی؟
در دفتر یکی از دوستان جمع شدیم. اخبار و آمار را یادداشت می کردیم؛ حوالی ساعت ۳ با کمی کار آماری وزن هر صندوق و نسبتش با کل را درآوردیم و فهمیدیم انتخابات با چه نتیجه ای قرار است تمام شود.

حالا اما ۶ سال از آن انتخابات تاریخی گذشته و جریانی که از تمام امکانات برای حذف جریان دیگر بهره می برد؛ در یک انتخابات دیگر شکست تلخ و تحقیر آمیزی خورد؛ این مردم ایران بودند که نگذاشتند سلیقه و سبک سیاسی عده ی قلیلی بر جامعه حاکم شود.
میرحسین موسوی با همه نقاط قوت و ضعف اش؛ و با همه ی سلامت نفس و اشتباهاتش اما نزد افکار عمومی بخشی از جامعه همچنان الگوی پاک دستی و سلامت اخلاقی است؛
اما طرف مقابلش؛ نه تنها در افکار عمومی مردم بلکه در میان اسلاف اصولگرایش به عنوان تجسم عینی فساد و تباهی شناخته می شود؛ احمدی نژاد کاری کرده که نظام مجبور است برای اثبات سلامت و عدالت اش، فساد پنهان آن ها را افشا و محکوم کند و کارگزارانش را یکی یکی به دادگاه بکشاند.
«امید» درس انتخابات ۸۸ بود. «امیدی» که خیلی ها در انتخابات مجلس هفتم و شورای شهر سوم با «تحریم» آن را از دست داده بودند؛ بار دیگر در ۸۸ و در ۹۲ خود نمایی کرد. «امید»ی که بذر هویت مردم است.

یادگاری‌های فاجعه‌بار احمدی‌نژاد برای دولت‌ها و نسل‌های بعدی

آفتاب : صادق حسینی– «ناجا در زمان دولت قبل نفتی را بابت جبران کسری بودجه و حقوق گرفته بود اما متاسفانه در آن زمان مقررات قانونی و پروتکل‌ها به درستی طی نشده بود» این بخشی از صحبت‌های سردار منتظر المهدی سخنگوی پلیس در رابطه با فساد بزرگ در ناجا است که به گفته‌ی او «توسط فرمانده وقت» به قوه قضاییه ارجاع شده؛ آخرین فساد افشا‌شده که از دولت قبل به یادگار مانده. دولت مهرورزی که با شعار عدالت‌پیشگی آمد اما این روزها مقامات عالی‌رتبه‌اش یا در زندان و مرخصی زندان هستند و یا در بازجویی و  بازداشت قوه قضاییه.

محمود احمدی‌نژاد برای ایرانیان با چند نماد شناخته می‌شود: ادبیات خاص، توجه ویژه به قانون، پول یارانه، مسکن مهر، دیدار از کشورهای ناشناخته، خانه‌نشینی ۱۰ روزه، وضع تحریم‌ها و در راس آن‌ها فساد؛ فسادی که در دوره‌ی او در تمام ابعاد گسترش یافت. چه به لحاظ رقم(با رکورد ۳۰۰۰میلیارد) چه به لحاظ تنوع(بانک‌ها، بیمه‌ها، وزارت‌خانه‌ها و نهادها) و از همه مهمتر چه به لحاظ ساختاری!

شاید احمدی‌نژاد حسن نیت داشت اما او با سوء‌مدیریت خود و استفاده از نیروهای غیر‌متخصص و ناکارآمد و بعضا با بن‌بست کشاندن روال‌های قانونی به گسترش فساد و آلوده‌کردن بنیاد دیوانی(بروکراسی) کشور اقدام کرد و کار را به جایی رساند که وزارت‌خانه‌ها و سازمان ها و نهادها برای تامین نیازهای خود مجبور به انجام فعالیت‌هایی خارج از وظایف‌شان شدند.

سئوال بدیهی این است که اساسا چرا دولت اصولگرای محمود احمدی‌نژاد اجازه داد نهادها و سازمان برای تامین نیازهای خود دست به سوداگری بزنند؟ آیا حضور این نهادها که به دریای اطلاعات و مجوزها و امکانات متصل هستند و ورای هرگونه نظارتی می‌توانند فعالیت کنند گسترش فساد نیست؟ آیا این فعالیت‌ها  محدود‌کننده فعالیت‌های اقتصادی مردم و بخش خصوصی نیست و موجب فرار سرمایه‌ها و نیروی انسانی از کشور نمی‌شود؟ از سوی دیگر در حالی که روشن است انجام سوداگری توسط نهادها به اعتماد مردم به آن‌ها آسیب جدی وارد می‌کند و به گسترش فساد دامن می‌زند آیا هیچ راه دیگری برای تامین مخارج‌شان وجود نداشته است؟

تنها «یادگار» محمود احمدی‌نژاد برای مردم، دولت تدبیر و امید حسن روحانی و نظام، «اتلاف منابع»، «ناپیدا‌بودن محل هزینه کرد بیش از ۵۷۸ میلیارد دلار درآمد نفتی سال های ۸۴ تا ۹۱» و «بی‌تدبیری دربرابر تحریم‌ها» نیست؛ بلکه «گسترش ساختاری فساد» و «سوداگر‌کردن» نهادها است که برای «دولت‌های بعدی» به «یادگار» مانده است.

دو جانی: تفاوت الدوری و بندر بن سلطان

عزت (عزة) ابراهیم الدوری و بندر بن سلطان بن عبدالعزیز هر دو از جمله مشاهیر جنایت علیه بشریت هستند. هر دوی آن ها دست شان به خون بی گناهان و غیرنظامیان تا سر مفصل آلوده است.

عزت ابراهیم دستش به خون ایرانیان، شیعیان عراق و کردها آلوده بود و بندر بن سلطان دستش به خون هزار بی گناه عراقی، سوری، لبنانی، یمنی، بحرینی و ایرانی آلوده.

عزت ابراهیم اما یک تفاوت آشکار با بندر بن سلطان دارد. او مرد جنگ بود و اصالتا در تمام این جنگ های ناجوانمردانه شرکت می کرد و دست آخر هم در میدان جنگ به درک واصل شد.

اما؛ بندر بن سلطان نامرد جنگ است؛ و همه جا وکالتا و نیابتا آدم می کشد. همو بود که خون لبنانی های از بعد از ترور مشکوک رفیق حریری در شیشه می کند. همو است که با دلارهای نفتی در عراق، سوریه و لبنان آدم کش اجاره می کند و مردم را می کشد.

ابراهیم الدوری به درک واصل شد؛ بندر بن سلطان هم به اسلاف جنایت کارش می پیوندد. الدوری و بن سلطان سعودی برای عقیده ی باطل شان و برای کمپانی جنگ شان به هر جنایتی دست زدند. برایشان خون عرب و غیر عرب فرق نداشت و با ترور و تشدید جنگ قومی مذهبی، اهداف شان را دنبال می کردند؛ الدوری در جنگ با مرگ رو درو شد و بندر بن سلطان بعید است جرات چنین مواجهه ای داشته باشد؛

الدوری مرد جنگ بود و بندر بن سلطان نامرد جنگ.

منتشر شده در عصر ایران / تسنیم

بررسی واکنش های متناقض به مذاکرات هسته ای: دلواپسان امروز و حامیان دیروز (+لینک)

عصر ایران ؛ صادق حسینی– دلواپسان امروز که تمام همّ و غمّ خود را مصروف از تخطئه تیم مذاکراه کننده ایرانی در لوزان کرده اند، در روزگاری که سعید جلیلی مسؤول مذاکرات هسته ای بود، از توافقی که ایران را عملا از حق غنی سازی اش محروم می کرد، حمایت می کردند و آن را پیروزی بزرگ ایران می دانستند!

ادامه خواندن “بررسی واکنش های متناقض به مذاکرات هسته ای: دلواپسان امروز و حامیان دیروز (+لینک)”

چهره هایی در یک آینه: خاطرات اشرف پهلوی

کتاب «چهره هایی در یک آینه: خاطرات اشرف پهلوی» ترجمه کتاب Faces in a Mirror: Memoirs from Exile است که در سال ۱۹۸۰/۱۳۵۸ تدوین شده  بخش هایی از زندگی اشرف پهلوی خواهر دوقلوی محمدرضا شاه را روایت می کند. اشرف در این کتاب بخش های مختلف زندگی اش را در ۹ بخش و یک پیوست و چندعکس روایت می کند: رضاخان/ چهره هایی در یک آینه/ عروسی ها/ سال های جنگ/ پلنگ سیاه/ محمد مصدق/ سفیر سیار/ آغاز یک پایان/ تبعید.

اشرف در کتاب خاطراتش بدون اشاره به جزییات رویدادهای مهم زندگی اش از جمله کودتای ۲۸ مرداد و دوران انقلاب و دوران پس از انقلاب، به ذکر کلیاتی از زندگی اش بسنده کرده. او سعی کرده علاوه بر انتقاد از نگاه آمریکا و غرب به مسایل ایران، با اشاره به وضعیت اقتصادی مردم ایران در دهه ۲۰ و ۳۰،  دستاوردهای پهلوی دوم در توسعه زیرساخت های انسانی و اقتصادی و اجتماعی را بیان کند.

اشرف پهلوی محمدمصدق را چنین توصیف می کند: در این ایام حساس و سرنوشت ساز در تاریخ نفت ایران بود که یک نابغه ی ماکیاولی مشرب پا به میدان گذاشت: روشنفکر، متعصب،  عوامفریب، سخنرانی دارای جاذبه ی جادویی و بالاتر از همه هنرپیشه ای کامل عیار و زبردست.

نگاه اشرف پهلوی به دموکراسی نیز جالب است: از آنجا که دستگاه دموکراسی در سرزمین ما وارداتی بود، ما با نوعی نیروهای پذیرنده-پس زننده روبرو شدیم که هر بوته نشاء شده ای با آن مواجه می شود. می توانستیم مثل آمریکایی ها انتخابات به راه اندازیم و بدون توجه و علاقه صرفا برای خالی نبودن عریضه روش پارلمانی انگلیسی ها را در پیش بگیریم، اما در کنه ذهن مردم و بسیاری از سیاست مداران ما این روش پارلمانی بیشتر ظاهری و برای خالی نبودن عریضه بود تا ناشی از حس عمیق اعتقاد و ایمان به قصد استفاده ی سازنده و راهگشا از حکومت. رشد و تکامل روانشناسی دموکراسی به سبک شرقی نیاز به زمان داشت و همیشه این امکان وجود داشتکه این روند را مداخله ی خارجی یا بحران های داخلی قطع کند یا از هم بپاشد.

خواهر محمدرضا شاه درباره نحوه زمام داری برادرش چنین می نویسد: او تشخیص داده بود که منافع ایران در بلند مدت در صورتی به بهترین وجه حفظ می شود که خود او زمان حکومت را به قوت در دست بگیرد و سپس و به تدریج که نظام سیاسی ما  پختگی، توانایی و انعطاف لازم را به دست می آورد که بتواند اصول دموکراتیک را با خصلت ملی ایرانی سازگاری دهد، قدرت را واگذار کند.

اشرف با انتقاد از نگاه دیپلمات های غربی از این که فقط سنت های خودشان را می شناسند درباره آمریکایی ها می گوید: بسیاری از سیاست مداران آمریکایی، هنگام داوری درباره مسایل داخلی ایران مرتکب اشتباه های فاحشی شده اند، زیرا اصرار داشته اند که تصورات آمریکایی از «شیوه ی درست جریان امور» و روش های آمریکایی برای تحقق این تصورات آرمانی خود را بر آن ها نیز اطلاق کنند.

اشرف پهلوی که در دوران پهلوی دوم سفیر ایران در سازمان ملل متحد بود با انتقاد از ساختاز این سازمان در کتاب اش نوشته: سخت اعتقاد دارم که سازمان ملل متحد از نظر سیاسی نباید  بازتابی از صحنه ی سیاسی جهان باشد، با آن ابرقدرت هایی که هرگونه وسیله در اختیار دارند که به میل و اراده ی خودساخته ای ملت های کوچکتر را نادیده بگیرند. بر این باورکه حق وتو نادرست است زیرا یک کشور می تواند اراده ی خود را بر رای و نظر ۱۴۰ کشور کوچکتر تحمیل کند.

عضو موثر خاندان پهلوی درباره درآمد چندبرابری نفت می گوید: این پول نو یافته ی نفت یک حس امنیت کاذب به وجود آورد. این حس که تمام مشکلات به آسانی قابل حل است و می توانیم هر چیزی که دلمان خواست بخریم.

اشرف بیان این که آمریکایی(جنرال هایزر) که آمدند تا ارتش را به نقع انقلابیون آرام کنند با بدبینی نسبت به مسولین ارتش و ساواک می نویسد: اعتقاد دارم که فردوست حتما اطلاعات حیاتی را از شاه قایم می کرده و در واقع در طی آخرین سال های حکومت شاه با خمینی مذاکرات فعالانه داشته است.

چهره هایی در یک آینه: خاطرات اشرف پهلوی
ترجمه: هرمز عبدالهی
ناشر: فرزان
چاپ اول: ۱۳۷۷/ چاپ چهارم: ۱۳۹۱
Faces in a Mirror: Memoirs from Exile Hardcover – May, 1980

تمدید توافق هسته ای و ناچاری دلواپسان

سیدصادق حسینی / روزنامه نگار: منتشر شده در: عصر ایران؛ بازنشر: انصاف نیوز/ مذاکرات پیچده ی هسته ای میان ایران با قدرت های جهانی یک گام دیگر به جلو رفت و بازهم طبق معمول برخی چنان دلواپس شدند که تیتر یک صفحه ی اول شان را «هیچ» زدند.

دلواپسان یادشان رفته که در زمان آن هایی که فقط بیانیه می خواندند کار به جایی رسیده بود که می خواستند ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیم غنی شده ایران را بدهند به ترکیه(ماده ۵) تا ترک ها و برزیل از آغاز مذاکرات ایران با ۱+۵ استقبال کنند!(ماده ۹).*

تمدید توافق هسته ای و ناچاری دلواپسان

صرف نظر از این که نشانه ها خبر از انجام توافق نهایی می دادند و مشخص است در لحظه ی آخر تغییر صورت گرفت و تمدید مذاکرات اعلام شد، نکته ای که غرب به خوبی آن را درک کرده و این بار می خواهد از آن استفاده کند، فرصتی است که جمهوری اسلامی ایران به آنها داده. ایران به آن هایی که یک بار در توافق نامه سعدآباد(مهر ۱۳۸۲) به گفته محمدالبرادعی دبیرکل پیشین آژانس انرژی اتمی «پیشنهادهای مضحک در برابر گام مثبت ایران» داده بودند، فرصت داده در برابر گام ها متناسب به اعتمادسازی بپردازند و نشان دهند که «تغییر» کرده اند.

نشانه ها می گوید غرب نمی خواهد دوباره اشتباه محاسباتی انجام دهد و فرصت تعامل با ایران را از دست بدهد. آمریکا نیز یادش نرفته که «استراتژی تعطیلی سانتریفیوژ قبل از مذاکره اش» به چرخش ۱۸۰۰۰ هزار سانتریفیوژ و در نهایت غنی سازی ۲۰درصد انجامیده مجبور است گام های اعتمادزا و سازنده بردارد، هرچند که در تبلیغات جور دیگری آن را نشان دهد. آمریکا و قدرت های اروپایی به خوبی می دانند در صورت تکرار اشتباهات و پشت پا زدن به تعهدات صورت گرفته و ترک مذاکرات، دانش هسته ای بومی شده این امکان را به ایران می دهد که غنی سازی از سر گرفته شود.

اما در این سو؛ دلواپس داخلی ظاهرا یادشان رفته که دانش هسته ای دستاوردی است که نه تعلیق می شود و نه متوقف. دلواپسان داخلی که این روزها غیر از رای عدم اعتماد به وزاری علوم مجالی برای ابراز وجود ندارند مجبورند مخالف خوانی کنند تا در نظر مردم که به خوبی دستاوردهای آن ها را می فهمند «هیچ» انگاشته نشوند.

* در اردیبهشت ۱۳۸۹ محمود احمدی نژاد رئیس جمهور، سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و منوچهر متکی وزیر امور خارجه بیانیه ای ۱۰ ماده ای با ترکیه و برزیل در تهران امضاء کردند.