ايام نيمه خرداد

سيد حسن خميني۱- ايام نيمه خرداد و ارتحال امام امسال شايد كمي متفاوت تر بود از سال گذشته در سيما. هم به جهت مستندهايي كه پخش شد و هم به جهت گفت و گوها كه شايد نقطه اوج آن بخش اول گفت و گوي آسيدحسن خميني حفظه الله باشد. در اين گفت و گو آسد حسن آقا علاوه بر اين كه نشان داد از هوش بالايي برخوردار است، در فلسفه و عرفان هم پرمطالعه است. همچنين به شدت صريح و استوار سخن مي گويد و انتقاد مي كند و لزومي به مماشات در كلام انتقادي نمي بيند. كما اينكه به راحتي به تلويزيون كه مدعي مي شود آينه افكار عمومي است مي گويد: نه لزوما اين گونه نيست. تلويزيون هم استفاده ابزاري از امام مي كند و هم هميشه به يك طرف مي افتد. كلام زيبا و لحن شيوا هم از ديگري ويژگي هاي جالب ايشان است.

يا بحث ديگري كه خيلي به جا و هوشمندانه مطرح كرد: مردم رنگ كارها را خيلي خوب متوجه مي شوند. به نظر پرهيز آسدحسن از ورود به بحث هاي سياسي روزمره كه تاريخ مصرف دارند يكي از دلايل محبوبيت بالاي ايشان در نزد مردم باشد.

سيد حسن و سيد ياسر خميني

۲- سيما در اين ايام مستندي پخش كرد به نام روح الله كه ظاهرا توليد المنار بود و اما چند نكته:
كابينه دولت موقت: عكس سايت رسمي مرحوم بازرگانچرا نگاه يك مستدساز خارجي به امام تا اين حد داخلي و سياسي است. اگر اين مستند نامش انقلاب ايران بود، آري مستند در خور بود اما اگر نامش روح الله و موضوعش امام خميني بود پس چرا اينقدر محتواي سياسي و داخلي داشت. با اين حال مستند پر بود از تصاويري كه تا كنون از سيما پخش نشده بود، تصاوير روزهاي پرتنش اوايل انقلاب. نكته جالب ديگر اين كه كارفرماي اين مستند كه ظاهرا بنياد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس است (!) در فيلم دست برده و مصاحبه ها و گفت و گوهايي ديگري كه كاملا با ساختارمستند تفاوت دارد به آن اضافه كرد تا نهضت آزادي و جبهه ملي را بكوبد و تخطئه كند. اما پر واضح است كه اين اقليت ديندار چه حجم از افكار عمومي را به خود جلب كرده اند و چه ميزان طرفدار دارند. نمونه آخر آن انتخابات شوراي شهر بود كه به رغم تاييد صلاحيت نتوانستند آرايي كسب كنند. حال چه دليلي دارد كه بر پيكر پير و فروتوت اين اقليت سياسي مسلمان و منقد چوب تهمت و اتهام بزنند؟

۳- يادداشت ابطحي پيرامون هاشمي و دولت فعلي هم بسيار خواندني و نشاط آور است: دیشب در حرم امام، آقای هاشمی رفسنجانی سخنرانی میکرد. داشت تاریخچه زندگی امام را می گفت. رسید به سخنرانی امام و گفت امام در همین بهشت زهرا فرمودند: من دولت تعییین میکنم. من تو دهن این دولت میزنم. مردم تکبیر بلندی گفتند. با توجه به اختلافات موجود هاشمی و دولت فعلی حاضرین به یکدیگر لبخند زدند. فکر کنم روی عادت بود. قصدی نداشتند. اینم شوخی همین جوری!

۴-دخترا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن : ‌گروه اول دخترائي هستند كه پسرا رو بدبخت ميكنن! گروه دوم دخترائي هستند كه اشك پسرا رو در ميارن! گروه سوم دخترائي هستند كه جوون پسرا رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم دخترائي هستند كه كاري ميكنن پسرا روزي ۱۸ بار‌آرزوي مرگ كنن! گروه ۵ دخترائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن

روح خدا؛پدر امت

نوشتن درباره امام هم سخت است و هم آسان و البته سخت بدان سبب كه اختيار كردن واژگان در معاني براي توصيفش. حضرت روح الله كه دوران هاي مختلفي را در عمر خود گذراند در حالي كه متكلمي بي بديل بود فيلسوف بود و عارف نيز هم. اگر در فقه به تبحر حكم مي داد در فلسفه نيز صاحب انديشه بود و فلسفه اش را با عرفان درآميخته بود تا نزديك تر با محبوب خود باشد. سالكي كه دنيا در پيش چشمانش هيچ بود. او همو بود كه آمدنش تعبير انا فتحنا لك فتحا مبينا را در دل ايرانيان زنده كرد.

پدر پير ما، مرشد ما، رهبر ما و امام ما، روح الله، روح خدا بود و پدر امت. به همان راحتي و سادگي كه حرف مي زد چنان پايه هاي انديشه و احساست را بهم مي ريخت در حالي كه خيلي از حضرات و اعظام دانشگاه چنان پيچيده گويي را روش خود كردند كه هم خود كمتر مي فهمند و هم  ديگران.

روح خدا، پدر امت

اگر از من بپرسيد كدام ويژگي هاي امام متمايزتر است، به تدبير و اقتدار و روشن بيني ايشان اشاره مي كنم. پدر مهربان ملت امام سفر الهي خود را وقتي شروع كرد كه وضعيت كشور را به ثبات رسانده بود. حال ما مانده ايم و خاطرات و دلتنگي ها و دل مشغولي ها. ما مانده ايم و ياد روح الله. ما مانده ايم و بغض تركيده در گرماگرم خرداد ۶۸٫ في الواقع مايه مباهات ما بود كه دوران امام را هرچند در كم سالي درك كرديم و به بضاعت اندكمان معيار خود را برداشته ايم.

خاطرات و زندگي همان دوران به من آموخت كه تنها راه توسعه مادي و معنوي ايران و جامعه ايراني بازگشت به انديشه هاي ناب و روشن حضرت امام و در پيش گرفتن تدبير و راهبرد امور مانند ايشان است، هرچند كه با وضع كنوني مملكت اين كار چه در ساحت انديشه ديني و چه در ديگر ساحات سخت و صعب و نفس گير است.

وب نوشتم را با ياد جمله اي كه در ديداري خصوصي به سيدمحمد خاتمي گفتم پايان مي برم: امام ما امام اخلاق بود و نه امام قدرت.
وصيت نامه الهي – سياسي امام
امام و گل آقا، از زبان مرحوم صابري فومني، اعتماد ملي
فتواي منتشر نشده و بي نظير امام در مورد حجاب از زبان حجت الاسلام والمسلمين سيدهادى خسروشاهى

بغض آسما تركيد، ديشب

۱٫ ايام  فاطيمه و داغ هميشه تازه ما. جاي شما خالي شب هاي گذشته را در منزل آق ممدصادق اعتمادسعيد از روضه حاج علي آقاي قربان بهره ها برديم. امشب هم بعد از نماز مغرب در مسجد امير حاج آقاي علوي صحبت مي كند و محمود كريمي حديث شريف كساء مي خواند. شعري زيباي زير را هم امروز پيدا كردم.

 

 

 

قلبي شكسته بود، وضويي جبيره شد      سروي نشسته بود، عشايي و تيره شد
اشكي كنار پنجره غلتيد، گر گرفت         آهي به روي آينه افتاد، تيره شد
پهلويي از شقاوت نامحرمي شكست        اشكي براي محرم دردي ذخيره شد
بانويي از تمام دلش چشم بست و رفت     مردي تمام وسعت غم را پذيره شد
اف گفت بر سكوت بني آدم آسمان          نسلي نگاه كرد، گناهي كبيره شد
اميد مهدي نژاد

۲٫ روند مجادلات سياسي كماكان ملال آور و در عين حال خنده دار دنبال مي شود. سال هاي پيش كه روزنامجات در عوج خود بودند و گفتماني پاستوريزه داشتند، لمپن و شارلاتان خوانده شدند. گفتيم اين هم تعبيري است و تعريفي.

چند روز پيش كلمات گوهر باري از دهان رييس دولت نهم مطرح شد كه حالي برديم: مردم ايران براي هارت و پورت غرب تره هم خورد نمي كند. خنده بر لبمان بود كه همزمان با شكست يخ مذاكره با آمريكا، معاون خارج از گود و بحران آفرين احمدي نژاد كه مي خواست خود را ذوب در احمدي نژاد كند و هاله اي نور با عطري ويژه بسازد گفت: ما به حرف هاي خاله سوسكه (رايس) اعتنا نمي كنيم! راستي اگر اين ادبيات و گفتمان و عمل، مصداق لمپن خويي و شارلاتان گرايي نيست، لابد ادبيات اصولگرايست ديگر.

۳٫ بالاخره دولت اصولگرا توانست در پرتو عنايات ويژه و خاص خود با آمريكا (استكبار جهاني قديم) مذاكره كند و هزار البته كه نه تنها آب از آب تكان نخورد بلكه تمام اصناف كفن پوش هم حمايت خود را اعلام كردند. جالب اين كه در اين مذاكرات ۴ساعته حتي هيچ كلامي از چهار ديپلمات اسير نشد و ظاهرا گفتند اين مشكل دولت عراق است نه ايران. منطقي هم كه  فكر كنيد واقعا بايد در اين زمان مذاكره اتفاق مي افتاد چه معني داشت كه هاشمي و خاتمي اين يخ را بشكونن.

۴٫ روز گذشته با يكي از دوستان جلسه اي داشتم و در حين آن پرسيدم: راستي در كردستان خبري است؟ گفت: تحركات گروه هاي قومي و ناراضي افزايش پيدا كرده است و دليلش واضح : بيكاري و مشكلات اقتصادي. وقتي كردها مي بينند كه در در كردستان عراق وضعيت كار بهتر است و وضع خود را مقايسه مي كنند طبيعي است كه دوباره اين گروه هاي فرصت طلب فعال شوند.

۵٫ دوستي فيلم برخورد پليس با ارازل را نشان مي داد. قطعا فيلم تاسف برانگيزي بود از اين جهت كه فردي بي دفاع در حالي كه ۵-۶ نفر نيروي يگان ويژه كه احتمالا از الوار صادر شده به تهران بودند باتوم را با اندام وي آشنا مي نمودند. درست مانند تصاويري كه براي زماني از تلويزيون پخش مي شد و مردم سرباز اسراييلي را كه با باتوم پسرك فلسطيني بي دفاع را مي زد به موج فحش و ناسزا مي گرفتند.
در حالي كه بر اساس قانون اساسي و قوانين بين المللي و حقوق بشر، پليس و نيروي انتظامي تنها زماني مي تواند خشونت به خرج دهد كه جرم در حال وقوع باشد نه اين كه فردي را از خانه بگيرند و آن كنند كه براي روزها همه ديدند.

  

حقوق بشر اخ و بد و غربي است حقوق اسلامي كه واضح و روشن است.
براستي كه دولت نهم خوب هدف هاي خود را اجرا مي كند و چهره ايران و ايراني معاصر را هر روز تيره تر و بدتر از ديروز. 
ياد ايام كوي دانشگاه و كتك ها و ماشين ريش تراش و …… 

گزارش تصويري: ۱ ۲۳ ۴۵

ده سال با دوم خرداد

عكس: صادق حسينيده سال از دوم خرداد به چشم بر هم زدني گذشت.  ده سال پيش در دوران تحصيل شكافي عيان بين دو طرف انتخابات در مدرسه به وجود آمده بود. شكافي كه خاطره انگيز بود براي ما. دوستان ديگر هم كه در مدارس خوب تهران تحصيل مي كردند كم و بيش چنين وضعي داشتند. از صالح ربيعي و محمد گلزاري كه در دبيرستان معلم آتشي افروختند تا ما كه در مجتمع خواجه نصيرالدين طوسي جنجال ها ايجاد كرديم.

 

عكس: صادق حسينيده سال پيش با اعتقاد به حركت فرهنگي و رويكرد ايماني فرزند متعهد و باتقواي امام، بستر انديشه اي ذهنمان را ساختيم و امروز با همان اعتقاد كه فزون تر است تلاش مي كنيم البته كماكام معتقدم كمي چاشني خشونت لازم است!

ديروز هم كه آقا مصطفي خبر داده بودند با اشتياق رفتم و البته خيلي چهره هاي آشنايي ديدم از سياسيون معتدل و غير معتدل تا همكاران سابق.

سيد مهربان و با اخلاق بر دستاوردها و برنامه هاي دوم خرداد تاكيد نكرد كه افكار عمومي خود بهترين گواه است تنها گفت: ما مي خواهيم كه جهان ما را به مهرباني بشناسد و نه از ما بهراسد.

اولين دهه دوم خرداد در جمع زيادي از طرفداران در حالي برگزار شد كه هيچ اطلاع رساني عمومي نشده بود.

عكس: صادق حسيني

دوم خرداد براي ما صرف نظر از يك انتخاب سياسي، يك انتخاب فرهنگي نيز بود، انتخابي كه در مقابل انديشه دخالت و مديريت تمام عيار در عرصه هاي فرهنگي، تدبير اعتماد به مردم، آسان گيري و خوش خلقي در فرهنگ معمول شد.

در اين دوره ي مهرورزي شايد مردم راحت تر متوجه وجه تمايزات اين دو ديدگاه فرهنگي بشوند. ديدگاهي كه همه مجرمند غير از حلقه دوستان.

افزايش مميزي هاي فرهنگي، افرايش خود سانسوري رسانه ها، مهرورزي در داستان حجاب و داستان هايي كه خود شاهد آن هستيد بهترين شاخص براي ارزيابي اين دو رويكرد فرهنگي است.

به هر حال رويكرد اصلاح طلبي اي كه نه در دام تجددخواهي و فرنگ نشيني بيفتد و نه در دام قشري گري و بازي سياسي، رويكردي است كه از انديشه و خرد سرچشمه مي گيرد و حتما از افراطي گري دوري مي كند.

حجاب؛ برخورد نزديك از نوع نهم

يكم- ایام برخورد با نسوان بی تقید روزهای ملال آور ایران را همچنان رقم می زند. تراژدی که بارها تجربه شده است باردیگر اما در قالب مهرورزی و رافت اسلامی گریبانگیر نسوان بی تقید را چنین گرفته است. در این باره پیشتر نوشته بودم اما بازهم چند نکته به ذهنم رسید:

 

اول: این نوع برخورد های حکومتی در نهایت موجب از بین رفتن فرهنگ امر به معروف می شود. برخوردهایی چنین عمومی که با انگشت نما کردن زنان خاتمه می یابد، در نهایت موجب از بین رفتن فرهنگ امر به معروف می شود و هکذا ازیاد منکر.

 

دوم: سئوال؟ به واقع همه نسوان بی تقید جزء باندهای تبهکار و مانکن اجاره ای و … هستند؟ این ادبیات که در توجیه برخوردها از سوی مسئولان استفاده می شود، بیانگر این واقعیت است که در دولت مهروز نهم همه مجرمند مگر خلافش ثابت شود. چنين اظهارات پوچ و احمقانه اي به واقع در شان چه كساني است؟

سوم: بازدید و دست بوسی شتاب زده فرمانده ناجا نشان جايگاه متزلزل طرح بين مردم است. جايي كه حتي دينداران از این نوع برخورد گله مندند براي موجه نشان دادن كار ناگريز به مراجع رجوع مي شود و از آنان هزینه.

روز گذشته حوالي ميدان ولي عصر بودم، يگان هاي پليس را ديدم كه در كوچه ها موضع گرفته بودند. آن طرف تر ماموراني بودند كه به مردم تذكر مي دادند و دورترش مردماني نظاره گر كه گاه پوزخند و گاه قهقه مي زدند.
آبا اين همان مكتبي است كه آبروي مسلمانش از مكه بالاتر است؟
تصور كنيد چه جملاتي بين دو طرف رد و بدل مي شود:
برادر يا خواهر ارشادگر:خواهر! اون جاي شما از حد متعارف مشخص تر؟ خواهر: حد متعارف اونجام چقدره؟برادر:  n سانتي متر. خواهر: مي شه يه جوري نشون بديد كه متوجه بشم. برادر با دست اشاره اي مي كند و خواهر متوجه مي شد كه از اين به بعد اونجاش بايد چه جوري باشه.

دوم- بوسه احمدي نژاد بر دست معلم كودكي خود، البته از آن جهت تامل بر انگيز است كه گفتند: ديدار اتفاقي بود! به همين جهت خانم معلم چنين دستكش بت شكني دست كرده بود.

با اين حال از خواندن موضع احمقانه روزنامه حزب الله خيلي خندیدیم. آنجا كه اين حركت را با آغاز فعاليت مسيحيان در سست كردن ايمان مسلمانان اندلس يكي دانسته بود.

هر کسی الا خران این روزنامه مي فهمد كه در اين كار هيچ ربحي نمايان نيست و سپاسي است از تلاش معلم ! راستي شما معلم كلاس اول يا معلمين دبستان خودتون را به ياد دارد؟

سوم- اصولاْ آدم بدبینی نیستم اما این جریان نشریات دانشجویی و توهین آنها با ساحت قدسی اسلام به نظر یه مقداری مشکوک است. از اون جهت که واکنش به آنها در مقابل سئوالات توهین آمیز وزارت آموزش و پرورش دولت نهم اصلا قابل ملاحظه نیست. به قولی عمل و عکس العمل با هم نمی خواند. به نظر می رسد با این اتفاق ناگوار علاوه بر بهم ریختن فضای عمومی دانشگاه ها، بستر برخورد با دانشجویان نیز فراهم می شود.

ديدار با خاتمي

. یوم الارباع ماضی مورخ ۵ اردیبهشت به همراه مهمانانی از ترکیه بعد از این که نماز را در حسنیه جماران به جماعت خواندیم به دیدار سیدمحمد خاتمی رفتیمديدار با خاتمي.
سیدمحمد خاتمی با رویی خوش و همچون همیشه خندان مهمان را پذیرفت. ابتدا به انگلیسی، بعد عربی و فارسی و ترکی  صحبت ها آغاز شد. در کنار مهمانان صادق خرازی هم در جلسه حضور داشت.
دوستان ترک ابتدا نمایی از فعالیت های فرهنگی خود ارایه دادند و سپس رییس موسسه گفت و گوی تمدن ها گفت: در دنیای امروز نمی توان منتظر دولت ها بود تا ارتباطات فرهنگی را به پیش ببرند. نهادهای مردمی و غیر دولتی باید پیشگام ارتباطات فرهنگی باشند.
ایشان همچنین بر لزوم فعالیت NGOهاي فرهنگي و آموزشي تاكيد كرد و افزود: با ارتقا سطح فرهنگ و آموزش بستر گفت و گو مهيا مي شود.
سيدمحمدخاتمي گفت: براي تبليغ اسلام بايد ابتدا خود اسلام را شناخت.
در پايان ديدار هم دوستان ترك يك جلد قرآن نفيس كه تنها سيصد نسخه از آن در جهان منتشر شده است به ايشان اهدا نمودند.
….
اما بعد از ديدار و بعد از ظهر كه حتي ورزش مي كردم، حزن عميقي در من زنده شد. مي انديشيدم چطور شخصيتي چون خاتمي مورد  اقبالي جهاني است آن وقت در كشور خودش حتي اخبارش كاملا غرض ورزانه منتشر مي شود، اگر منتشر شود. چقدر خوب از سرمايه هاي معنوي فرهنگ ايراني در ايران حمايت مي شود.
۲. بعد از مدت ها تيتري خواندم كه واقعاً جايزه دارد. اين تيتر مربوط به خداحافظي شوراي شهر دوم تهران بود كه در صفحه اول  روزنامه جام جم چهارشنبه چاپ شده بود:     بهشت؛ آنها كه ماندند، آنها كه رفتند!