عزت زيرپوستي!

 عزت زر بود اگر محنت او شود شرر … هیبت و بیم شیر دان بستن او به سلسله  (مولوي)
۱٫يكي به ما توضيح دهد كه اين عزت يعني چه! روزي رييس جمهور ايران در اوج آراي ملت، با رويي گشاده از سوي جهانيان با نهايت احترام روبرو مي شود و مي رود در سازمان ملل با نقد علمي ليبرال دموكراسي آمريكايي نهيب مي زند كه بايد بر مبناي گفت و گوي فرهنگ ها و تمدن ها ساخت پايه هاي آينده را ، همه روشن خواهان جهان فرياد برآوردند كه آري! چنين بايد و تنها بدخواهان خارجي و كفن پوشان نورچشمي آن را نخواستند و دشنام دادند. چنين شد كه  سالي در جهان و روزي در داخل را چنين نام نهادند. آن روز مردم ايران ذليل بود آيا؟ روزي كه همه جهانيان فرياد برآوردند: بايد تمدن ها را بشناسيم و نه نابود، آن روز ما ذليل بوديم و خاك بر سر! و شايد خودمان نمي دانستيم!عكس خودم، خرداد1384
اما امروز در حالي كه قلندران گاوچران بي مغز آمريكايي بيشترين فشار و توهين و تحقير را به مردم ايران تحميل مي كنند و به رييس جمهور يك ملت مي گويند: تو آدم سنگدل! نماينده ديكتاتوري و تروريسم هستي! و رييس دولت در يك سخنراني كليشه اي مي گويد: بياييد جبهه صلح و عدالت تشكيل دهيم!  آن وقت غير از اتحاد گوريل هاي كومونيست كسي تره هم براي رييس دولت نهم خورد نمي كند، بازهم كفن پوشان نورچشمي سابق و دولت مندان امروز، چشم مي بندند و مي گويند: به به! رييس جمهور شخصيت و تيتر اول تمام رسانه هاي جهان است! همين! … بعله امروز در اوج عزت هستيم! و حتما! ما نمي فهميم رايحه اين عزت مندي را! اين رايحه خوش عزت است كه مردم تحمل مي كنند تورم ۲۰ درصدي و بي كاري و صف بنزين قاچاق و كارت سوخت دزدي را! ….. و چنان فرياد آزادي سر مي دهند: كه مردم ما ماهواره دارند، نمي بينيد! و آزادي يعني ماهواره! و اين همان آزادي ايست  كه از موضع عزت مندي!!  سجده شكر بايدش.
جايي نوشتم: چيزهايي هست كه داريم ولي نداريم و چيزهايي هست كه نداريم ولي داريم. … ايام عزت مستدام
۲٫ اين بازي تلخ «وطن برای تو یعنی چی؟» حسين نوروزي چنان است كه ترجيح مي دهم سكوت كنم. 

جنگ تلخ؛ دفاع با عزت

۱٫ شهيد سيدجمال حسيني، شهادت بهمن 1364آخر تابستان كه مي شود براي هم نسلان من ۲ چيز خاطره اش زنده مي شود: بازگشتن به مدرسه و هفته دفاع مقدس. آخر تابستان كه مي شود دل تنگ مي شويم هم براي دوباره رفتن به مدرسه و دور شدن از تعطيلي! هم براي خاطرات آن جنگ ويرانگر.
آخر شهريور كه مي شود بيشتر يادم مي ماند كه چه جوانان پاك و نابي براي اين ارض مقدس دفاع كردند، عموي من، پدر تو، برادرت، دايي و پدربزرگ محمد و همه جوانمردان پاك دل و با اخلاص اين سرزمين. از آن همه جوانان پر شور و شعور چندين نفر شهيد شدند، رزمنده اي كه در كوچه پس كوچه هاي خرمشهر مي جنگيد و از پدر و مادر و همسرش كه بدون خداحافظي تنهايشان گذاشته از دوربين سوپر ۸ روبرويش وداع مي كند، حالا كجاست؟ شهيدي بايد، سرداري بايد و آزاده اي و معلمي و كشاورزي بايد شده باشد. خيلي دوست داشتم كه آنها را در وضعيت كنوني مي ديدم. كاش مسجد جامع خرمشهر با همه آن جراحاتش مي ماند و بازسازيش نمي كردند. كاش سياست ورزي مشتركات را از بين نمي برد و كاش اخلاق نمي مرد. كاش قدرت اين قدر عزيز نمي شد و كاش هدف وسيله را توجيه نمي كرد.
:: عكس: شهيد سيد جمال حسيني، شهادت: بهمن ۶۴، اروند
پيوند هاي مرتبط:  عكس هاي دفاع مقدس ۱ و ۲   ويژه نامه دري از درهاي بهشت، تبيان  نواي جبهه   كربلا كربلا ما داريم مياييم  لبخند؛ پشت خاكريز

۲٫ صواريخ نجاد!
ديروز كه رژه ها سراسر كشور را فرا گرفت و قدر۲ و شهاب ۳ و صاعقه عرضه شدند، در حالي كه تمام شبكه هاي خبري منطقه برنامه هاي خود را به اين موضوع اختصاص داده بودند و تحليل مي كردند آن را، سيماي جمهوري اسلامي در بهترين برنامه گفت و گوييش، به گفت و گو با رييس كل بانك مركزي پرداخت! كه ۲ دليل مي تواند داشته باشد: يا خوابشان برده بود! يا واقعا هيچ تحليل و پيش بيني از بازتاب هاي اين رويداد نداشتند. العربيه زير تيتر صواريخ نجاد (موشك هاي احمدي نژاد) با پخش صحنه هايي از رژه و گفت و گوي ۳ جانبه با تهران، لندن و استوديو سعي داشت اين خط را دنبال كند كه: ۱٫ ايران در مورد قدرت دفاعي خود غلو مي كند و لاف مي زند. ۲٫ اين فناوري هاي همه تركيبي است و مال كره شمالي و كوبا و ساير كشورها. ۳٫ اسراييل و اروپا در تيررس ايران هستند!
الجزيره هم در برنامه حوار مفتوح كه از دفتر بيروت به مديريت و اجراي  غسان بن جدو  با جمعي از جوانان لبنان در اين خصوص گفت و گوي آزاد تشكيل داده بود و يك كارشناس ديگر هم در اين زمينه صحبت مي كرد.
العالم توليد داخل هم كارشناسي بهتر از برادر معاود رويوران پيدا نكرده بود كه اظهار نظر كند! همه و همه ي برنامه هاي شب گذشته نشان داد كه واقعاً مديران رسانه ملي چقدر وقت شناسند!
۳٫ گزارش تصويري از روز گفت و گوي تمدن ها
۴٫ نا سلامتي سايت بازتاب هم ديگه جدي جدي توقيف شد اين هم آخر عاقبت اصولگرايي!!

عكس هاي ايرانگردي و جهانگردي

۱٫بعد از سالياني چند يك آلبوم اينترنتي خوب و مناسب پيدا كردم و عكس هاي قديم را به زيور وب آراستم. از افغانستان تا لوكزامبورگ. جالب اين كه مبارزه با تروريسم به گوگل هم كشيد و بعد از هوا كردن عكس هاي افغانستان دسترسي من را محدود كرد كه چرا اين عكس هاي را هوا كرده اي! ما هم توضيح داديم كارما اين است و خلاصه بعد از چند روز دسترسي باز شد.

ديدن عكس هاي افغانستان كه در سال ۲۰۰۳ گرفته شده خالي از لطف نيست.

۲٫ سري به وبلاگ شارح كه به تازگي فعال شده است زدم، وبلاگي از دوستان امام موسي صدر. حسن انتخاب آخرين مطلبش «رمضان، آغاز بازگشت به سرزمين مقدس خدا» جاي تقدير دارد. هرچند كه پيشتر خوانده بودمش. بخش هايي از آن را مي آورم.
… بيمِ آن مى‏رود كه ماهِ رمضان به عادتِ بى‏روحى تبديل شود كه شعايرِ آن تنها عادتها و رسومى سرگرم‏كننده باشد و از همه معانى اصلى و روح حقيقىِ خود تهى گردد. با يك نگاهِ گذرا در مى‏يابيم كه اين مصيبت، يعنى مصيبتى كه روزه و رمضان به آن مبتلا شده‏اند، مصيبتى است كه بر همه عبادات و مناسك دينى سايه افكنده است. …اين فاجعه پس از آن رخ داد كه به آموزه‏هاى آسمانى قالبهاى زمينىِ محدود و معين داده شد، همه چيز كمّى شد و براى آن اندازه‏گيرى و درجه‏بندى وضع گرديد. ببينيد آيا كارائىِ دين و تأثيرِ تعاليمِ آن را در زندگىِ خود از دست نداده‏ايم؟ ….رمضان  تمرينِ جهاد است و آمادگى براى جنگ و آغاز بازگشت به خدا، بازگشت به سرزمينِ مقدّس خدا: قدس.

ماه آمد دليل آفتاب!

۱٫ بالاخره ماهي كه قرار بود ۲۰ دقيقه بعد از غروب ديده شود كله ظهر ديده شد و يوم الشك را تبديل با يوم الاول شهر المبارك كرد.  ما كه نفهميديم چطوري ماه اون ساعت اين ساعت (۱۲:۲۶پنج شنبه) به اثبات رسيد! در حالي كه كلي ستاد راه انداختند و از هواپيما تا انواع چشم هاي مسلح به كار بردند تا نيمه شب ديشب كه خبري نبود. كمدي ترين قسمت ماجرا ديشب در شبكه ۳ سيما رغم خورد، آنجا كه مستندي راجع به استهلال ساخته بودند: … اين كار جهادي است في سبيل الله …. حجت السلام فلاني و دكتر فلان نژاد: ركورد دار رويت هلال ماه! نويسنده چنان غلو كرده بود كه فكر كنم اگر راجع به احمدي نژاد مي خواست بنويسد مي گفت: پانزدهمين معصوم تشيع! به هر حال هدف اين برنامه آشتي دادن مردم با دستگاه اعلام ماه است كه چندين سال است عبادات مردم را با مشكل مواجه ساخته است هر چند كه مومنين از ۵-۴ روز پيش روزه هاي خود را آغاز كرده اند.

۲. ديروز جلسه مطبوعاتي دكتر لاريجاني، كاشف معروف رابطه مرواريد غلتان و آب نبات، برگزار شد و با چنان شدت و حدتي از گام بزرگ ايران حرف مي زند كه نگو و نپرس.  اما از اين كه دوباره پرونده ايران از شوراي امنيت به آژانس برگردد در اين ۱-۲ روزي چنان در دستگاه هاي تبلغاتي به عنوان پيروزي ياد كردند كه ظاهراً يادشان رفته كه خود اينها با تدابيرشان پرونده ايران را به آن راه كشاندند و در نتيجه همين روش بود كه تحريم ها يكي پس از ديگري آغاز شد تا جايي كه ارتباط اقتصادي ما به جهان به كمترين حد خود برسد! البته اين هم  نوعي هنرمندي است! و لابد مردم هم كه كلاً چيزي را به خاطر نمي آورند.  نكته جالب بعد تغيير رفتار به يك باره البرداعي به سود ايران است. تغييري كه من به آن بدبينم و معتقدم اين چرخش موقتي است مگر اين كه حضرات و علماي پرونده هسته اي، در خفا، امتيازات ويژه اي داده باشند و براي جا انداختن آن توافق شده باشد البرداعي چنين كند.    گزارش مهر  گزارش تصويري فارس

۳. بازتاب نتايج انتخابات ششم مجلس را منتشر كرده است كه در صدر آن سيدمحمدرضاي خاتمي است و در ذيل آن از ۵۰ به بعد حضرات اصولگرا كه شاخص ترين آنها: ۵۱٫ احمد توكلي. ۵۳٫ هاشمي رفسنجاني. ۶۲٫ دانش جعفري (وزيرفعلي اقتصاد) ۶۳٫ شوهرفاطمه رجبي، ابوالمشاغل دولت نهم، الهام و ۶۸٫ محمود احمدي نژاد!

۴٫ حضرت آقاي امجد هر شب ماه مبارك در امام زاده صالح تجريش سوره يوسف را از ساعت ۲۲تا۲۳ تفسير مي كنند و چقدر هوشمندانه سوره يوسف را انتخاب كرده اند. شيخ حسين هم بعد از نماز ظهر مسجد امير است و شب ها هم حسنيه همداني ها.  

۵٫  نتايج يك تحقيق شيوع گسترده قليان، سيگار، مشروبات الكي و الكلي در ميان دانشجويان

ماه رمضان

واقعاً اين دستگاه هاي تبليغاتي حكومت را هيچ جور نمي توان درك كرد. گاهي براي مناسبتي كه مدت ها تا رسيدن آن زمان است همه جا را پر مي كنند و دروديوار را بهم مي دوزند كه آي: حق مسلم است و چه كه نيست. گاهي هم ياد هندوستان مي كنند و بعد از چندين سال يادشان مي افتد كه اي بابا: مرحوم طالقاني ابوذر زمان بود! و حتما هم همه اين كارها را براي رضاي خدا مي كنند و لاغير. در حالي كه تليويزيون هاي عربي از ۳ ماه پيش به تبليغ سريال هاي ماه رمضان اقدام كرده اند، دستگاه تبليغاتي ايران تا ۳ روز مانده به رمضان هيچ يادي هم از اين ماه نكرده بود و تازه تيزر برنامه هاي عموما و اصولا صدمن يك غاز را روي آنتن برده اند.
به هر حال ماه رمضان ايراني هم طبق معمول سال هاي بعد از فوت  امام با انواع و اقسام روزهاي شك آور و روزه هاي شك آور از راه رسيد و بانگ نمايندگان مراجع بلند كه ما جمعه را عيد اعلام مي كنيم! و برخي ديگر پنج شنبه را! جالب اين كه داستان ماه ديدن فقط در ايران اين همه كش و قوس دارد و حتي در مملكت شيعه عراق هم از اين شل كن سفت كن ها خبري نيست!�

رمضان در سايت تبيان (۱۳۸۵) Ramadan, Month of Generosity… About Fast 

بلوغ روزنامه نگاري

۱٫ گعده اي دوستانه بود و آمار روزنامه ها و روزنامه نگاران مطرح. نكته كه همه ما به آن تاكيد داشتيم اين بود كه هم نسلان روزنامه نگار هزينه هاي بالايي را پرداختند و سپر نيروهاي سياسي شدند. جايي كه بايد نيروهاي سياسي هزينه مي دادند و سپر مي شدند، نسل روزنامه نگاران عمدتاً جوان جلوي آنها بود. همه اينها نشان از اين مي دهد كه روزنامه نگاري در ايران به بلوغ نرسيده است، هنوز! دليلش هم روشن است: روزنامه اي كه به شماره ۳۰ نمي رسد، روزنامه اي به شماره ۱۰۰۰ نمي رسد، چگونه مي توان متصور شد كه روزنامه نگارش به بلوغ و پختگي برسد!! آن سوي سكه هم كه روشن : خبرنگار كارمند! كه خلاقيت و آزادي و حق خواهيش چيز جز دستور مافوق و فلان قدرت دولتي – حكومتي است چيز جز مداحي بر نمي آيد يا نهايتاً انتقادات تصنوعي.

۲. قسمت هايي از مصاحبه سامي يوسف را از شبكه ۳ سيماي ايران ديدم. جالب ترين خاطره من نسبت به سامي يوسف هنگامي بود كه در ماه مبارك اسطنبول (استانبول) بودم. طبق برنامه ما بايد به ديدن مسجد حرقه (خرقه) نبوي مي رفتيم و بار اول به جهت ازدحام جمعيت به ۵۰۰ متري آنجا هم نرسيديم. خلاصه روز موعود كه به صحن مسجد رسيدم به همراهان گفتم: گوش كنيد! اين صلوات سامي يوسف است كه از بلندگوي مسجد پخش مي شود و زايرين زمزمه اش مي كردند. و چه زمزمه روح بخشي بود. الهم صلي علي محمد (ص) نبي الامي و علي آله و صحبه اي و سلم… چه حالي داد. البته آنجا درس ديگري هم گرفتم! گفتم ما ايرانيان به غايت انحصار طلب هستيم! پيامبر را براي خودمان مي دانيم! اهل بيت را براي خودمان و خلاصه همه چيز و همه كس را براي خودمان و بقيه را خارج از اين دايره مي دانيم. اما اينجا در اين كشور لاييك، مي بيني كه و مي فهمي كه پيامبر امي يعني چه. مي فهمي پيامبر مردمي يعني چه.  الغرض با اين كه تبليغات زيادي براي اين مصاحبه شده بود اما از نظر كيفيت خيلي ابتدايي و پايين بود هرچند كه بيان سامي آن را تحت تاثير قرار داد.

۳٫ مجموعه عكس هاي اردبيل گردي به همت گوگل فوتو (پيكاسا) آماده شد.

تكبير دستي

آخر اسبوع ماضي برنامه مفصلي داشتيم كه از سخنراني آقاي خاتمي در مسجد ولي عصر (خوزستاني ها) شروع و به اردبيل ختم شد. جاي شما خالي. به زودي عكس هاي اردبيل گردي منتشر مي شود.

۱٫ برنامه آقاي خاتمي در مسجد ولي عصر با استقبال خوب و زياد همراه بود و طبق معمول برنامه هاي اخير، مجري برنامه سهيل محمودي. و باز طبق معمول محمودي داشت شعر مي خواند كه آقاي خاتمي وارد مجلس شد و نظم جلسه بهم خورد. از برنامه هاي خوب آن شب آواز تمناي وصال  سيدعبدالحسين مختاباد بود كه مجلس را حسابي سر حال آورد. من هم با ۲ دوست ترك تبار به اين برنامه آمده بودم و آنها حسابي تحت تاثير سخنان آقاي خاتمي به ويژه در مورد اسلام هراسي قرار گرفتند.  يكي از دوستان ترك كه دكتري ادبيات فارسي دارد مي گفت: بابا شما قدر ايشون را نمي دونيد. (با لهجه بخوانيد!) اين انسان خيلي بزرگ است. خلاصه برنامه تمام شد و ما هم بعد از خلوت شدن رفتيم كه كفش ها را برداريم كه ظاهراً كسي ديگري به آنها نياز داشت و آنها را برده بود و با اين كار گران ترين سخنراني تاريخ زندگي من را رقم زد. خدابيامرز كفش Reebok خوبي بود كه هنوز ۳ ماه عمر نكرده بود و ولايت عرب خريده بودمش. به هر حال خاطره جالبي براي من بوجود آورد.

دكتر آيدين كه از برادران اهل سنت مي گفت: مي داني چرا آقاي حاتمي ( تركي استانبولي خ ندارد) لباس قهوه اي پوشيده؟ گفتم خوب بهش بيشتر مياد. گفت: ما در رواياتمان داريم كه حضرت مهدي (عج) با لباس قهوه اي رنگ مي آيند. روايت جالبي بود. جالب تر اين كه من هم پيراهن و شلوار قهوه اي پوشيده بودم.
صحبت هاي آقاي خاتمي همچنان كه با شدت و حدت دنبال مي شد نياز به تاييد و تكبير داشت كه فاز اول من از اين ور مسجد بلند داد زدم صلوات و مردم هم صلوات فرستادند. گام بعدي را از آن طرف برداشتند و يكي آنجايي كه آقاي خاتمي مي گفت: … حالا برخي مي گويند غير از اين ۵-۶ نفر ملا كسي حق دخالت و اظهار نظر دارد … تكبير گفت. ۲ الله اكبر اول بلند گفت شد اما آخرش به دست ختم شد 🙂 🙂 !!
خلاصه آن شب با كمك حاج ممدآقاي زمرد سندلي فراهم شد ما با آن روانه منزل شديم. جاي شما خالي!
گزارش تصويري: ايسنا  فارس  باشگاه خبرنگاران خبر: ايسنا   فارس

جايت خالي است بزرگوار...۲٫ دوشنبه گذشته همانطور كه پيشتر گفته بودم مراسم سالگرد ربايش امام موسي صدر از سوي جنبش امل برگزار شد و تقريبا غير از همان حرف هاي هميشگي و تعارفات معمول چيزي نداشت. البته خيلي وقت بود كه دلم براي آقاي امجد تنگ شده بود كه در اين برنامه ايشان را ديدم. ظاهراً ريه هايشان دچار مشكل شده است.
يكي از سخنران ها نايب رييس مجلس هفتم آقاي ابوترابي بود كه سوتي هاي فراواني در كلام داشت. مثلا گفت: از افتخارات مجلس ششم اين كه … دوستي مي گفت يا افتخارات را اشتباه گفت يا مجلس ششم و من گفتم هر ۲ را. كميته پيگري سرنوشت امام موسي صدر در مجلس ششم ۲ كار ماندگار كرد. اول جمع آوري امضا از بيش از ۲۰۰ نماينده كه دولت را مكلف كرد براي سرنوشت ايشان فعاليت جدي بكند و دوم: جمع آوري و ارايه گزارش جدي در اين خصوص كه جاي تشكر دارد. اما همه چيز در همين نقطه مانده است. يعني ۲۹ سال است كه همه مي دانند ليبي مسئول است و ۲۹ سال است مي گويند با ليبي چنين كنيم و چنان اما در عمل اتفاق خاصي نيفتاده است.
گزارش هاي مهر گزارش هاي ايسنا: پيگيري سرنوشت امام موسي صدر از شهريور ۵۷ تا شهريور ۸۶  فيروزآبادي: روشن شدن سرنوشت امام موسي صدر براي دو ملت ايران و لبنان يك مسئله راهبردي است   سفير ايران در بيروت: درباره سرنوشت امام موسي صدر اطلاعات جديدي به دست ما رسيده است   گزارش هاي فارس

۳٫ گزارش هاي تصويري جالب:   غبارروبي حرم رضوي  بعد از خواهران و دختران دونده و پرنده و آرپي‌چي زن: خواهران واليباليست و بعداز اين خواهران، دختران نوازنده گروه شمس    لجن مالان در اروميه   جت اسكي سواران در بابلسر؛ شترسواران در جاسك   سواركاري استقامت

۴٫ تك مضراب: در كامنت يك خبر بنزيني نوشته شده بود: سهميه بندي براي مردم عادي است ، تورم براي مردم عادي است ، ساعتها کنار خيابان ماندن به انتظار تاکسي و اتوبوس براي مردم عادي است ، مشکلات بيکاري ، مسکن ، اشتغال ، حقوق بسيار نازل ، براي مردم عادي است آيا نمايندگان هم از جنس مردمند؟!!!!!! پس ۱۲۰۰ ليتر هم در ماه براي مردم عادي سهميه تعيين کنيد