سخت ترين امتحان خدا؛ صبر

  شهادت حضرت امام صادق (ع)، زداينده بدعت ها و متحجران تسليت باد. … ويژه نامه

علي ربيعيخبر كوتاه و تلخ تصادف محمدجواد ربيعي حسابي چنان شوكي داشت كه باورش براي ما كه با صالح و حسن بيشتر رفاقت داشتيم، سخت بود چه رسد به پدر بزرگوارش. چند سالي است حضرت عزاييل كه سلام ما بر او  با اين خانواده قرارداد دارد و هرسال عزيزي را ازشان مي گيرد: مادربزرگ، مادر و حالا محمد جواد معصوم. محمد جواد كه از فوت مادر يگانه همدم علي ربيعي شده بود،بعد از سه هفته كما، رفتنش داغ بدون جبراني بر دل و روح عباد گذاشت و به قولي كمرش را شكست.�
مي گويند وقتي به پيامبري گفتند همسرت مرد، گفت صبر مي كنم. وقتي گفتند: بيماري ات آزارمان مي دهد، شهر را ترك كن، گفت صبر مي كنم. وقتي گفتند: پسرت فوت كرد، گفت صبر مي كنم. اينجا بود كه امين وحي فرمود خدا ترا به مقام صبر رسانده است. اين داغي است كه كمر مرد را مي شكند و تحملش چنان گران… و چه كشيد اباعبدالله وقتي علي اكبر را به ميدان فرستاد: اولادنا اكبادنا….
صبح جمعه كه براي تشييع پيكر رفتم، من مردي ديدم كه  هرگز كسي را چنين نديده بودم و تصور نمي كردم. مردي كه تهي شده بود از اميد. مردي كه ديدنش سخت بود.
حالا فهميدم كه چرا ۳ هفته بعد از مرگ مغزي محمدجواد اجازه نمي داد از دستگاه جدايش كنند. خدايش صبر دهد….
:: تكمله: گزارش تصويري ايسنا

دسته‌هادسته‌بندی نشده

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.