چراغ به خانه، به مسجد حرام است؛ رييس جمهور

 ۱٫ هرچند كه از فلسطيني هاي عمدتا وهابي متوقع و پروو و تنبل، دل خوشي نداريم اما بالاخره فلسطين از آرمان هاي امام و مسئله اول جهان اسلام است كه قابل چشم پوشي هم نيست، اين كه واضح و مبرهن است، هچ! اما واقعاً سرعت العمل دستگاه ديپلماسي در اين قضيه جاي تقدير دارد خصوصا اين كه در همان روزهاي اول حضرت رييس جمهور تماس تلفني با قطر، عربستان و فلان  و فلان جا گرفت: وا مصيبتا! وا فلسطينا! كشتند و كردند قطع و چنين و چنان!�
فقط يك نكته! رييس جمهورا! اي مهرورزترين مهرورزان، چرا آن هنگام كه تركمن ها گاز قطع كردند و كودكان و نوزادان و مردم بي دفاع ايران از سرما مي مردند خودت و دستگاه ديپلماسي ات اين همه سرعت عمل نداشت! چرا امروز كه به فكر فلسطينيان هستي، به فكر مردم از سرما يخ زده ات نبودي! يعني واقعا از عزت ايران كم مي شد كه تركمن باشي زنگ بزني!… به هر حال چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.

:: آخرين گزارش هاي تصويري از غزه: Yahoo Photo from Gaza

۲٫ انتخابات بكام!
نمي دانم اين دوستان اصلاح طلب در چه فكري بودند و حيال مي كردند چه چيزي از آن دولت تا اين دولت تغيير كرده بود كه حال مي گويند: رد صلاحيت ها گسترده است. به عزيزي گفتم: آن موقع كه آقاي خاتمي، رييس جمهوري بود و مجلس در دامان اصلاح طلبان، شوراي نگهبان آن كرد كه ديديد، حال كه ديگر همه در آغوش يكديگرند چه خيالي كرده بوديد كه حال پريشان شده ايد! وقتي اين تركيب دولت و مجلس مندي مورد قبول است تلاش زياد نكنيد، همين سهم فراكسيون اقليت هم از سر اصلاح طلبان زياد است!! به هر حال انتخابات بكام است.

از پا حسین افتاد و ما بر پای بودیم

 دشمنان حسين (ع)، گفتاري از امام موسي صدر: … دشمن سوم: این گروه بر آن بودند تا چهره حسین را مخدوش کنند، و واقعه كربلا را در سالگردها و عزاداری‌ها نگه دارند، و آن را در گریه و اندوه و ناله منحصر كنند. ما بر حسین بسیار می‌گرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی شویم. مویه ما برای نو كردن اندوه‌ ها و كینه‌ ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است، این‌ها انگیزه ما برای گریه است…

متن كامل

۱٫ محرم امسال هم فرارسيد اما در قالبي نو و كمتر تجربه شده. عاشورا در برف و يخبندان هم در نوع خود كم نظير است. هرچند حضور اين همه دوستدار امام حسين (ع) گرمي بخش دلهاست.
از ميان اين همه شعر كه در وصف امام حسين است دو شعر بيشتر دلنوازي مي كند. اولي بدون شك همان شعر معروف محتشم كاشاني است كه في الواقع مرثيه فراق و مقتل اهل دل است. گويش پاك و بي آلايشي و با اخلاص محتشم خواننده و شنونده اي رو با خود مي سوزاند، مخصوصا فرازهاي پاياني آن.  باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است …  شعر كامل
دومين شعر اين ايام از آن علي معلم است كه فقط از اين شعرش حظ برديم و مابقي لا. روزي كه در جام فلق مل كرد خورشيد …. بر خشك چوب نيزه ها گل كرد خورشيد خواندن اين شعر را هم اكيداً توصيه مي كنم

شعر كامل

۲٫ در اين مملكت شيعه چند مناسبت هميشه براي مردم حال و هواي خاصي داشت: عيدغدير، نيمه شعبان و دهه محرم و … . اين ايام، ايام مردم بود. چند سالي است در راستاني دولتي كردن تمام شئون زندگي مردم اين مناسبت ها نيز، رنگ و هويت مردمي خود را از دست داده اند. جريان هم از چراغاني هاي آقا مخلصتيم شهردار وقت تهران و رييس جمهوري فعلي رنگ و بوي جدي به خود گرفت و تا آنجا پيش رفت كه  الان شهرداري تهران اقدام به تجهيز هيات ها مي كند! نمي دانم چه مرضي است كه از هرچيز تحت لواي نظم دادن، هويت زدايي كنيم. به بهانه برنج و سياهي و لپه و سماور و گاز اين نهادهاي واقعا مردمي را وابسته كردن چه نفعي دارد غير از بهره برداري هاي سياسي. البته اين راه قبلا جواب داده و امتحان شده چرا اين بار و براي اين شهردار نتيجه ندهد!

 گاز حق مسلم ماست!
۳٫ جاي شما خالي ديروز در حسينيه مرحوم علوي تهراني پاي صحبت شيخ حسين انصاريان بوديم. قبل از صحبت هاي شيخ چند نفري راجع به بحران گاز باهم صحبت مي كردند: يكي مي گفت: تقصير احمدي نژاد چيه؟ گار ديگه يخ مي زنه! و ديگري مي گفت: اين حرفا نيست ۲ تا وزير با ارزه مي زاشت يك هفته اي كاروجمع مي كردن اينا كار كردن بلد نيستن!  اما اين بحران سرما نشان داد كه اونهايي كه مي گفتند ما براي هر شرايط بحراني آماده ايم چقدر ظرفيت عملياتي و اجرايي دارند. دستگاه ديپلماسي ما هم كه واقعا گل كاشت و نتوانست با مذاكره به طرف تركمنستاني مشكل گاز را حل كند. اسف بار اين كه دولت براي دفاع از فلان حق مسلم به عزت اين ممكلت پشت پا مي زند و در آغوش منفورترين حكومت عرب، ليبي و قذافي ملعون، مي پرد و فراموش مي كند كه فرزند بزرگوار ايران امام موسي صدر به دست همين ملعون ربوده شده است اما زورش مي آيد كه به تركمن باشي زنگ بزند و مشكل را حل كند. آي دولت مي مردي دركوتاه مدت گاز گران از تركمنستان مي خريدي تا مردم از سرما نلرزند، تا مردم به نانوايي ها هجوم نبرند. آهاي دولت مهرورز، مي مردي از اين همه پول سرشار نفت چندين برابر شده، خرج سوخت اين مردم مي كردي. كاش گاز هم حق مسلم بود، كاش.

۴٫ در گذشت مرحوم مهران قاسمي خبرناگهاني بود كه همه رو شوكه كرد. چندباري كه پيشتر با وي جلسه داشتم، آدم افتاده اي ديدمش. خدايش بيامرزد.

۵٫ به علت برودت بيش از حد هوا، علي محمد نوريان رييس مادام العمر سازمان هواشناسي از سمت خود بركنار و غلامحسين الهام به حفظ سمت سرپرست سازمان شد.
۶٫ هم وطن شما هم با روشن كردن يك چراغ، ما را در تعطيل كردن ادارات و سازمان ها كمك كنيد… هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم…
۶٫۵٫ با توجه به مسدود شدن تمامي راه هاي مواصلاتي قزوين و گرفتاري بيش از ۷۰۰۰ مسافر، در قزوين عيد اعلام شد …. ستاد حوادث غير مترقبه قزوين

۷٫ صادق طباطبايي: …آقای هاشمی و آقای خامنه ای در سفری که در زمان ریاست جمهوری شان به لیبی داشتند، در مورد وضعیت امام موسی صدر از قذافی سوال کردند که او با لودگی از پاسخ دادن طفره رفت و حتی وقتی که آقای خامنه ای از وضعیت امام موسی صدر سوال می کنند، وی با دست گذاشتن برروی شانه آقای خامنه ای، می گوید: اخی، از پرداختن به این مسئله صرف نظر کنید. متن كامل
۷٫۵٫ امام خميني و جديت در پرونده امام موسي صدر متن كامل

۸٫ منزلگه اينترنتي جديد آق مصطفي بهمن آبادي كه همانا گاه و بيگاه هايش است در سايت www.joza.ir راه اندازي شده است. خدايش بيامرزد آن خدا بيامرز را.

گپي با دكتر تكميل همايون

در جايي به سخنان دكتر ناصر تكميل همايون (۱۳۱۵متولد ه.ش) گوش مي دادم؛ جالب بود كه دوشنبه گذشته ۱۰ ديماه روزنامه اعتماد ملي در صفحات داخلي اش مطلبي از وي زده بود عكس ديگري را. قبل از سخنراني يادي از اين نكته كردم و خنديدم با هم.

دكتر كه از مخالفين كتاب سوزي هاي گسترده توسط اعراب است مي گفت: هرگاه نهاد حكومت گفتمان لات مآبي در پيش بگيرد، نهادهاي اجتماعي نيز لات منشي در پيش مي گيرند و جامعه از لوطي گري دور مي شود و ازهم مي پاشد. وي در خاطراتش از مرحوم دكتر مصدق، مي گفت: آن دولت اخلاقي ترين دولت بود …… اولين زندانم يكسال قبل از كودتاي ۲۸مرداد بود…. آخرين زندانم هم بعد در سال هاي اوايل انقلاب… تنها اتهامي هم بر من ثابت شد، مخفي كردن بختيار بود كه به آقاي محمدي گيلاني گفتم من با ايشان دوستي ديرينه داشته ام و ۱۵-۲۰ سال در فرانسه با هم دوست بوديم. اگر شما هم جاي من بوديد همين كار را مي كرديد… حال اگر من را اعدام كنيد، نخواهند گفت تكميل همايون اعدام شد مي گويند اخلاق و دوستي و رفاقت اعدام شد…

دكتر تكميل همايون گفت: متولد قزويني هستم؛ كه همانا باب الجنة است …  ايشان با حرارتي خواست گفت: من درباره مرگ سه نفر نمي توانم قسم ياد كنم. اول دكتر شريعتي دوم جلال آل احمد و سوم غلامرضا تختي.  … اطلاح طلبان اگر دور آقاي خاتمي جمع شوند پيروز مي شوند… به دكتر گفتم: بايد خاطرات شفاهي بنويسي (مكتوب كني) خنديد و گفت: هنوز كه جوانم هروقت پير شدم از اين كارها مي كنم.
پيوندهاي مرتبط: دكتر ناصر تكميل همايون ؛ اقوام و پاره فرهنگ‌ها در چالش‌با فرهنگ رسمي ‌- جواد ماهزاده (اعتماد ملي) احساس ناسيوناليسم ايراني (اعتماد ملي)

:: با تاكسي مي آمدم كه زير داشبورد همشهري مسافر را ديدم. با هيجان از راننده پرسيدم: شما همشهري مسافر مي خوانيد؟ داشتم خودم را براي سئوال هاي بعدي آماده مي كردم كه گفت: نه آقا جون، هوا برفي براي پاك كردن شيشه استفاده مي كنم. كاغذش خوبه… آن قدر خندم گرفته بود كه راننده چپ چپ نگاه مي كرد. اين همه دوستان زحمت مي كشند مطلب تهيه مي كنند اونوقت مهمان شيشه هاي تاكسي مي شود.