امام موسي صدر؛ احياگر اسلام رحماني در مقابل تماميت خواهي

سيد صادق حسيني – ۹ شهريور سال جاري، سي و يكمين سالي (۱۱۳۲۲روز) است كه از ربودن امام موسي صدر در ليبي به دست جنرال قذافي مي گذرد اما حركت و جنبشي كه ايشان پايه گذاري كرد هم چنان زنده و ماناست.

امام موسي صدر زماني وارد لبنان شد كه گروه هاي اقتدارگرا و تماميت خواه، خواست هاي سياسي و قومي خود را  در نهايت خشونت و به صورت مسلحانه دنبال مي كردند. همة اين درگيري هاي داخلي در حالي صورت مي گرفت كه جايگاه شيعيان به لحاظ سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در پايين ترين سطح بود و بيشترين ظلم به آنها مي شد و به فرموده امام شرايط حيات انساني مهيا نبود.
ايشان با  شناخت اين شرايط و پيچيدگي ها، وارد لبنان بحران زده شد، فعاليت خود را آغاز كرد و توانست علاوه بر ارتقاء جايگاه شيعيان، بحران لبنان را نيز آرام كند. اما رمز موفقيت و ماندگاري ايشان چيست.
امام موسي صدر در خانوادة اصيل «صدر» كه پايگاه مرجعيت تشيع بود متولد شد و تحصيلات ديني-علمي  خود را با فلسفه و عرفان اسلامي غنا بخشيد. وي كه همزمان با تحصيل در حوزه قم و نجف، دورة دبيرستان را نيز مي گذراند، وارد دانشگاه تهران شد و در رشته حقوق در اقتصاد فارغ التحصيل شد.
بر اساس آموزه هاي خانواده و دوران تحصيل، معظم له درك و شناخت عميق و جامعي از اسلام و جامعه داشتند و تلاش كردند مبناي فكر  و عمل خود را «اسلام رحماني» در مقابل اسلام تماميت خواه و خشونت گرا قرار دهند.
امام موسي صدر، آزادي را يكي از ويژگي هاي اساسي «اسلام رحماني» مي داند و تاكيد مي كند: آزادى برترين ساز و كار فعال كردن همه توانايي ها و ظرفيت هاى انسانى است. هيچ كس نمى‏تواند در جامعه محروم از آزادى خدمت كند، توانايي هايش را پويا و موهبت هاى الهى را بالنده سازد. آزادى يعنى به‏رسميت شناختن كرامت انسان و خوش‏گمانى نسبت به انسان؛ حال آنكه نبود آزادى يعنى بدگمانى نسبت به انسان و كاستن از كرامت او. كسى مى‏تواند آزادى را محدود كند كه به فطرت انسانى كافر باشد. فطرتى كه قرآن مى‏فرمايد: «فِطْرَت اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيها» فطرتى كه پيامبر باطنى و درونى انسان است.
امام  بر نفي ترور و خشونت در اسلام تاكيد دارد و معتقد است: ترور بدترين و شكست‏خورده‏ترين روش براى نيل به هدف است، حال اين هدف هرچه باشد. پيامبر خدا مى‏فرمود ايمان خونريزى را مهار مى‏كند. و نيز مى‏فرمود مسلمان حيله‏گرى نمى‏كند، دستاورد آن هرچه باشد.
امام موسي صدر  ترور و خشونت را سوق دهنده حكومت به استبداد مي داند و تاثير آن را در جامعه چنين تبيين مي كند:  ترور، حاكمان و رهبران را از دسترس مردم دور مى‏كند، رهبران را به انزوا مى‏راند و خيرخواهان جامعه را از مردم مى‏گيرد. در اين فاصله گرفتن از جامعه خطرى بنيادين نهفته است. زيرا حاكمان، به طور مستقيم، از وضع و حال مردم آگاه نمى‏شوند، شكايت هاى آنان را نمى‏شنوند، گم‏گشتگان جامعه هدايت نمى‏شوند و منحرفان به راه راست برگردانده نمى‏شوند. زمامداران، بيرون از متن جامعه، در معرض تملق و چاپلوسى واقع مى‏شوند و راه بر كسانى كه اشتباهات آنان را بكاوند و بنمايانند بسته مى‏شود و به اين طريق، به انحراف، سركشى و استبداد سوق داده مى‏شوند.

رهبر ايراني شيعيان لبنان و مصلح اجتماعی بزرگ عصر حاضر در پاسداشت كرامت انساني مي گويد: نخستين گام در راه تربيت انسان و ارتقای انديشة وی در طريق تکامل عبارت است از قرار دادن انسان در مسيری که کرامت خويش را درک کند، نسبت به بزرگی انسان و ارجمندی مقام خود آگاهی در خور داشته باشد و به همة شئون خويشتن خويش اهتمام شايسته ورزد.
امام موسي صدر با بيان اين ديدگاه ها نشانه هايي را از «اسلام رحماني» به مردم ارايه مي كند و انتخاب را به آنان مي سپارد و به فطرت آنها اعتماد مي كند.
از سوي ديگر امام به درستي فهميده بود كه در لبنان خشونت زده، اگر صرفاً بر حقوق شيعيان تاكيد كند، نه تنها موفق نمي شود بلكه ساير گروه هایی كه با هم در تعارض هستند براي حذف شيعيان مؤتلف مي شوند پس مبناي حركت سياسي خود را «راهبرد احترام متقابل (برد-برد)» قرار داد.
امام موسي صدر با همين تدبير جامعه شيعي لبنان را آموزش داد و به آن ها آموخت: براي ماندگاري يك حركت سياسي بايد به گونه اي عمل كرد كه علاوه بر منتقدين، مخالفين هم حق حيات، ابراز عقيده و از همه مهمتر حق نقش آفريني دارند.
نمونه مشهور «تدبير برد-برد» خاطره معروف بستي فروش مسيحي شهر صور است. در حالي كه شيعيان خريد بستي از وي را تحريم كرده و اوضاع بر وي تنگ شده بود، امام موسي صدر بعد از يك نماز جمعه به قصد خريد بستني از اين فرد مسيحي به مغازه اش مي روند.
پيام اين حركت بسيار روشن است: يك فرد مسيحي در يك جامعه مسلمان، داراي حق زندگي است. اين اتفاق در حالي صورت گرفته است كه ساير جريان ها، با نفي چنين حقي، شيوه هاي خشونت آميزي هم براي از ميدان به در كردن طرف مقابل به كار مي بردند.
اين رافت و تسامح از امام موسي صدر در حالي است كه ايشان در مقابل دشمن اول لبنان و جهان اسلام، اسراييل، دفاع و مبارزة مسلحانه و قاعده مند را مبنا قرار دادند به بيان ديگر: اشداء علي الكفار، رحماء بينهم.
ايشان در تببين مبارزه عليه اسراييل هم ملاحظات اجتماعي خود را حفظ مي كند و معتقد است: وسايل مقاومت عبارت است از مجهز شدن به سلاحهاى جديد، تشكيل جامعه‏اى مقاوم، و نيز بهبود وضع اجتماعى در مناطقى كه از سوى دشمن در معرض تهديد قرار گرفته ‏اند.
با نگاهي به موج خشونت هاي اخير در منطقه كه از افغانستان و پاكستان تا عراق و يمن را فراگرفته است، مشخص مي شود كه يك بار ديگر اسلام و سياست با رويكردهايي تماميت خواه و خشونت گرا در حال ظهور است و در اين ميان هر طرفي به دنبال حذف و نابودي طرف ديگر است: اشداء علي بينهم، رحماء علي الكفار!
شناخت عميق از اسلام و پيچيدگي هاي جامعه، راهبرد «برد- برد» در مواجهه با مسائل و نمايان ساختن «اسلام رحماني» رمز ماندگاري و پويايي جنبش امام موسي صدر در منطقه خاورميانه است.

اميد است در آستانة سي و يكمين سال ربايش امام موسي صدر، عقلاي جهان اسلام است با تاسي اي ايشان و مبنا قراردادن و نمايان ساختن ويژگي هاي «اسلام رحماني» ، استراتژي بدخواهان در افزايش اسلام هراسي ناكام بگذارند.

والله قادر علي رجعته
سيدصادق حسيني

اين يادداشت براي همشهري جمعه كه به همت دوست ارجمند جناب آقای حاج محمدرضا زمرديان شماره ۲۰۱ اش به امام موسي صدر  با عنوان « سال هاي صبر در آرزوي صدر»  اختصاص داشت، تهيه شده بود. هر چند كه با اندكي ويرايش! در آن جريده مستطاب به طبع رسيد.

بازتاب ها: آينده همشهري آن لاين بنيان

دسته‌هادسته‌بندی نشده

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.