انتخابات عراق و آرایش سیاسی جدید در خاورمیانه

در سال ۱۳۸۸ سه انتخابات مهم در منطقه برگزار شد. اولین آن، ریاست جمهوری ایران بود که با سرعتی شگفت نتایج آن شمارش شد، دومین آن انتخابات ریاست جمهوری  افغانستان بود که شمارشش بیش از ۶۰ روز طول کشید و آخرین آن در عراق بود که شمارش ۲۰ روز به درازا انجامید. در همه ی این انتخابات ها مهمترین چالش،  تقلب بود و البته منظور، شکل سازمان یافته ی آن است.

در ایران، واکنش حاکمیت به این شائبه شکل اقناعی نداشت و معترضین به روند انتخابات با روش هایی سخت و خشونت آمیز مواجه شدند و این اعتراض فتنه ی خارجی دانسته شد. در افغانستان هم به دلیل ساخت سیاسی – نژادی و قومی آن، اعتراضات راه به جایی نبرد و کاندیدای معترض داکتر عبدلله با انصراف، ریاست جمهوری مجدد حامد کرزی را رقم زد.

در آخرین انتخابات سال ۱۳۸۸ هجری شمسی، ۱۶ اسفندماه مردم عراق به پای صندوق رای رفتند. در این انتخابات هم یک جناح بحث تقلب را به صورت جدی مطرح کرد. نوری مالکی نخست وزیر مقتدر عراق که امید زیادی به پیروزی فهرستش می رفت با فاصله ۳ کرسی از ایاد علاوی عقب افتاد.  و این بار نیز او بحث تقلب را به صورت بسیار جدی بیان و تهدید کرد اگر به شبهات پاسخ داده نشود موجی از خشونت عراق را فرا می گیرد.

البته هم در عراق و هم در افغانستان، به صورت بدیهی و طبیعی و عقلی، کمیسیون انتخابات به صورت مستقل از دولت عمل می کند و نظارت ناظران بین المللی را تهدید امنیت ملی نمی دانند و چنین بود که در انتخابات عراق بیش از ۶۰۰۰ ناظر خارجی در کنار ۳۰۰۰۰ ناظر حزبی،  بر روند انتخابات نظارت کردند.

نظام دموکراسی در عراق بعد از سقوط دیکتاتوری، پارلمان تاریستی طراحی شده است و بر اساس آن فهرست پیروز به ازای هر پست سیاسی از کرسی هایش کم می شود. بدیهی است پست ها و وزارت خانه های حساس تر، ضرائب بیشتری دارند. از آن جایی که نصاب لازم برای مقام اول عراق، نخست وزیری، ۱۶۳ رای است و هیچکدام از ائتلاف های العراقیه (ایاد علاوی،۹۱ کرسی)، دولت قانون(نوری مالکی، ۸۹ کرسی) و ائتلاف ملی عراق (عمار حکیم-ابراهیم جعفری، ۷۰ کرسی)، کردستانی (جلال طالبانی-مسعود بارزانی، ۴۳ کرسی)  نمی توانند این نصاب را به دست آورند، بنابر این واضح است که دولت آینده عراق در روند ائتلاف طولانی شکل می گیرد.

به نگاهی به انتخابات دوره قبل پارلمان عراق که در آن فهرست شیعی و موئلف همیشگی آنها، کرد ها با عنوان ائتلاف عراق یک پارچه که همگی نزدیکی های زیادی به ایران داشتند و مقایسه با انتخابات اخیر، به این نتیجه می توان رسید که به جهت رشد گروه های سیاسی و افزایش منافع، بعید است گروه های سیاسی عمده شیعه (مجلس اعلا و حزب الدعوه) بار دیگر مانند قبل یکپارچه شوند . به ویژه آن که مرحوم عبدالعزیز حکیم نقش کلیدی رهبری ائتلاف را برعهده داشت و فقدان او، به وضوح در این انتخابات آشکار بود.

به هر حال برغم فضا سازی های رسانه ای و سیاسی دو طرف  انتخابات عراق واضح است که نتیجه انتخابات خیلی متفاوت از آن چه به صورت رسمی اعلام شده نیست. اگر بپذیریم که بیت شیعی در عراق، طرفدار ایران و طیف سکولار ایاد علاوی، نخست وزیر اقتدارگرای سابق، طرفدار مخالفین ایران (آمریکا و عربستان) هستند،  این نتیجه نشان دهنده آرایش سیاسی جدید در منطقه است. آرایشی که با نخست وزیری سعد حریری در لبنان آغاز شد و حال با نخست وزیری احتمالی علاوی دنبال می شود و در آن به جای تقابل گروه های ذی نفع (ایران-آمریکا-اعراب) تعامل و گفت و گو و بازی برنده-برنده می تواند شکل بگیرد.

انتخابات ۲۰۱۰ عراق به همسایگان نشان داد که می توان انتخاباتی آزاد برگزار کرد که جناح حاکم پیروز آن نباشد. در پایان این سئوال مطرح است که آیا مالکی و معترضین به نتایج انتخابات عراق با سران فتنه و انقلاب های رنگی در ارتباط هستند!!!

نتایج کامل انتخابات سال ۲۰۱۰ مجلس عراق به تفکیک استان ها و ائتلاف های پیروز

ادامه خواندن “انتخابات عراق و آرایش سیاسی جدید در خاورمیانه”

سفر ماکان و آشکارترشدن نفرت عمومی از اسراییل

سفر کاسپین ماکان نامزد مرحوم ندا آقا سلطان بازتاب های متعددی در میان فعالان سیاسی و وبلاگ نویسان داشته است به ویژه که رسانه های رسمی تر در تعطیلات به سر می برند. اما نکته ی از همه بارزتر این که در حالی که اسراییل به دنبال بهره بردای از انتقادات و اعتراضات داخلی به نفع خود است و با دعوت چهره ای کم اثر و فرصت طلب مانند ماکان (که حتما به زعم دستگاه های اطلاعاتی فشل اسراییل، چهره صاحب نظر است) به دنبال تامین منافع و فضا سازی هستند، واکنش ها نشان داد که اسراییل منفور خط قرمز جریان معترض است و از سوی دیگر این حرکت اعتراضی اجازه سوء استفاده را نمی دهد.

در این جریان چیزی که عیان تر شد آشکار شدن نفرت عمومی از اسراییل است.

واکنش مادر ندا اقا سلطان به این سفر: خانم رستمی مطلق گفت: “من به کاسپین گفتم که اگر ندا شهید نمی شد او را نه به اسرائیل و نه هیچ جای دیگری دعوت نمی کردند و بهتر است بیش از این وجهه خود را خراب نکند. او از دید خودش کار درستی انجام داده است، اما من به او گفتم که اسرائیل جایگاهی بین مردم ایران ندارد و تو با این کار خودت را منفور و وجهه ات را خراب کردی.”

بازتاب های سفر ماکان به اسراییل

سال نو، بهار نو مبارک

صبح است و صبوح است بر این بام برآییم          از ثور گریزیم و به برج قمر آییم
زلف تو شب قدر و رخ تو همه نوروز          ما واسطه روز و شبش چون سحر آییم

سال نو و نوروز ۱۳۸۹ مبارک

امید آن است در سال جدید، آگاهی چنان فزونی یابد که رخت نادانی از ایران بزداید و وطن، شایسته نامش شود.

ایام عزتتان مستدام
صادق حسینی

داستان نفت

از ابتدای قرن بیستم، نفت اصلی ترین بازیگر قدرت بوده است چه در دست قدرت استعمارگر آن روز، انگلیس و چه سلف تازه اش: آمریکا.  همین نفت است که باعث سرنگونی دولت ها و حکومت ها و ذبح دموکراسی و حقوق بشر در طول قرن گذشته و کنونی میلادی بوده.
داستان کودتای ۲۸ مرداد تنها یکی از ذبح ها ست.  و باز همین قیمت  نفت و انرژی بود که باعث تشدید  اختلافات محمد رضا پهلوی با آمریکا شد .  تاکید و فشار شاه بر افزایش قیمت نفت بعد از  دو رقمی شدن بهای آن (در دهه ۱۹۷۰) که رکورد کشورهای صنعتی به ویژه آمریکا را در پی داشت آغازگر اختلافات شاه و حامی اش، آمریکا شد.
در این بازی البته، رقیب سنتی ایران، عربستان سعودی که نقش بیشتری از ایالات متحده می خواست، آرام آرام و در طول یک برنامه ۵ ساله توانست، اعتماد رهبران سیاسی واشنگتن را به خود جلب کند و در نهایت، چنان شوکی به بازار نفت وارد کرد که سقوط آزاد اقتصاد ایران و تعطیلی برنامه های تسلیحاتی محمدرضا و به دنبال آن رکورد و افزایش نارضایتی مردم، انقلاب اسلامی را به پیروزی نزدیک تر کرد.
به عبارت دیگر در کنار اشتباهات فاحش محمدرضا پهلوی در حوزه سیاست داخلی (سیاست تک حزبی و تک صدایی) ، عدم توجه وی به فساد  رو به فزونی خاندان حاکم و دستگاه دیوانی و فرآیند مدرنیزاسیون غربی بدون در نظر گرفتن واقعیات جامعه و فرهنگ ایرانی،  برنامه ریزی وی برای افزایش بهای نفت باعث شد قدرت هایی که روزی حامی وی بودند، این بار نظر اگر نه مثبت ولی به طرفی به رویدادهای ایران داشته باشند.
هنری کسینجر استراتژیست  سیاست خارجی آمریکا در دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ به رییس جمهور فورد گفته بود: هرگونه فشار برای کنترل قیمت نفت به بهای سرنگونی متحد ما، محمدرضا شاه، خواهد بود. این گفته نشان می دهد که اولا چقدر امنیت ملی ایران وابسته به نفت بوده است و از آن مهمتر این که آمریکایی ها از اوایل دهه هفتاد میلادی در ورای تبلیغات رسانه ای که شاه را ژاندارم منطقه و جزیره ثبات می خواندند، به شکننده بودن اقتدار شاه و نارضایتی های عمومی مردم و نخبگان سیاسی آگاه بودند.

با گذشت سی سال از سرنگونی رژیم شاه و حاکمیت انقلاب اسلامی و ظهور قطب های جدید به نظر می رسد از وزن چانه زنی نفت در ساخت قدرت کاسته شده است هر چند که هنوز انگیزه بالایی برای قدرت ها دارد اما دیگر به مانند دهه ۱۹۷۰ میلادی نیست که با افزایش یا کاهش آن قدرت های صنعتی دچار رکود شدید و جدی شوند.
از سوی دیگر در حالی که فشار افت قیمت نفت در پی معامله عربستان سعودی و ایالات متحده (۱۹۷۷) بر رژیم پهلوی، بسیار سهمگینی بود، جمهوری اسلامی ایران توانسته است از دام جنگ هشت ساله و تحریم های نفتی  ۲۰ ساله آمریکا به سلامت بگذرد و افتخار ملی دیگر را برای خود ثبت کند.
پیشنهاد می کنم مقاله راند آخر در دوحه که تحقیقی است از معامله نفتی آمریکا و عربستان سعودی که بر اساس اسناد تازه از طبقه بندی خارج شده ایالات متحده توسط یک اندرو اسکات کوپر نوشته شده است و در شماره پاییز نشریه مدیل ایست ژورنال منتشر شده است مطالعه کنید. این مقاله برای اولین بار توسط احسان نوروزی در هفته نامه اینترنتی ایران در جهان  آذر ۱۳۸۷ ترجمه شده است.

پیوند مرتبط:  نفت در ویکی پدیا    صنعت نفت ایران در ویکی پدیا

پس نوشت: چندی است شبکه چهارم سیما که مجموعه مناظره هایی را با موضوع داستان نفت به صورت زنده پخش می کند که اطلاعات خوب و جالبی را درباره نهضت ملی شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد و موضوع مهم نفت و توسعه طرح کرده است.  البته یکی از نقاط ضعف برنامه مجری آن است، مجری با اطلاعات و آگاه آن متاسفانه نمی تواند برنامه را به خوبی مدیریت کند.

یکی از نکات جالب برنامه سیاست ایرانی این است که بعد از سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی، انقلابیون دیروز و مدیران در حال بازنشستگی انقلاب، نگاه سیاسی خود را کنار گذاشته اند و به واقعیت نگری رسیده اند. در این برنامه یکی از مدیران ارشد جمهوری اسلامی گفت: قراردادهای نفتی دوران پهلوی دوم منصفانه بوده است.

طالبان؛ اسلام، نفت و بازی بزرگ جدید

طالبان یکی از افتخارات سیاست خارجی پاکستان و عربستان سعودی، آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس است که به واسطه حمایت های آنها تبدیل به یک جنبش فراگیر اولترا افراطی اسلامی در افغانستان شد. طالب ها که نشان خود را از مدارس مذهبی ایالات پشتون نشین جنوبی و شرقی افغانستان گرفته اند، از طبقه فرودست برخواستند و افغانستان را به آتش کشیدند و موجبات وهن اسلام شدند.

جنبش طالب ها اما بر خلاف اسمشان، جنبشی اساساً بی سواد، سطحی بودند که هیچ درکی و شناختی از تاریخ معاصر افغانستان نداشتند و ندارند. رهبر آن ها ملا محمد عمر که یک چشم خود را در جهاد با روسیه از دست داده است، نهایت سوادش از اسلام چیزی است در حدود کتاب دینی سال اول یا دوم دبیرستان و احتمالا  کتابی از مجموعه از احادیث مجعول از سیره نبوی. ملاعمر که  در عمرش شهری بزرگ تر از قندهار را ندیده بود در سال های پایانی دهه ۹۰ میلادی خود را امیرالمومنین خواند و میل خودکامگیش چنان فزونی یافت که بعد از فتح مجدد شریف ، امر فرمود با غارت شهر برای ۲ ساعت و نتیجه اش ۲ شبانه روز غارت و  قتل و تجاوز شد و شهادت دیپلمات ها و خبرنگار ایرانی.

با افزایش موج خشونت های پاکستان که رکورد سالیانه را با رتبه ای شگرف به خود اختصاص داده است و با فاصله ای زیاد عراق و افغانستان را جا گذاشته است، برایم جالب بود که درباره جنبش طالبان بیشتر بدانم. به ویژه که این موج خشونت، واکنش منطقی است به سیاست حمایت پاکستان و آی. اس. آی، از بنیاد گرایی افراطی طالبان  و مدارس مذهبی در نوار جنوبی و شرقی افغانستان: از هر دست بدهی از همان دست می گیری!

از دوست انجینیرم هومن دولتی که در حال نوشتن تز دکتری روابط بین الملل خود با موضوع افغانستان  است، کتاب جالبی  گرفتم در این خصوص: طالبان؛ اسلام، نفت و بازی بزرگ جدید نوشته احمد رشید روزنامه نگار پاکستانی که به گفته ی خودش از ۲۰ سال پیش در قلب رویدادهای افغانستان بوده است.  احمد رشید کتاب   را به صورت مقالاتی جدا با موضوعات مرتبط و با قالبی روایی به صورت جذاب و یک دست نوشته است.

احمد رشید در بخشی از کتابش در معرفی طالبان چنین نوشته است: طالبان با تاریخ اسلام و افغانستان، علوم دینی، تفسیر قرآن و پیشرفت علمی و سیاسی جهان اسلام در قرن بیستم کاملا بیگانه اند. در حالی که بنیاد گرایی اسلامی در قرن بیستم دارای تاریخ طولانی مباحثات علمیچ مکتوب است، طالبان از چنین چشم انداز  و سابقه تاریخی بی بهره اند. آنان هیچ گونه دیدگاه مدون و تحلیل علمی از تاریخ اسلام  و افغانستان ندارند. چنین بی اطلاعی نوعی واپسگرایی به وجود آورده است که برای طالبان جای هیچگونه بحث و مناظره ای حتی با هم کیشان مسلمان شان باقی نگذاشته است.

هومن دولتی این کتاب را از انتشارات رسالت در کابل، شهر نو چهارراهی انصاری خریده بود. کتاب طالبان؛ اسلام، نفت و بازی بزرگ جدید توسط اسدالله شفایی و صادق باقری ترجمه و در سال ۱۳۷۹ برای اولین بار توسط نشر دانش هستی منتشر شده است.

برای آشنایی با برداشت طالبان از اسلام چند نمونه کوتاه از میان مصاحبه های این کتاب در پی آمده است.

وکیل احمد محرم اسرار ملاعمر، اظهار داشت: تصمیمات مبتی بر صلاحدید امیر المومنین است و مشورت با شورا ضرورتی ندارد. ما معتقدیم که چنین چیزی مطابق شریعت است و از نظرات امیر(المومنین) اطاعت می کنیم، حتی اگر به تنهایی گرفته شده باشد. ما رییس دولتی نداریم و به جای او امیر المومنین وجود دارد. ملاعمر از بالاترین اقتدار برخور دار است و حکومت نمی تواند تصمیمی به اجرا درآورد که مخالف نظر او باشد. انتخابات عمومی با شریعت ناسازگار است، بنابر این ما آن را قبول نداریم.

ملا محمد حسن گفت: البته ما درک می کنیم که مردم به بعضی از انواع تفریحات نیاز دارند اما آنها می توانند به پارک ها بروند و گل ها را تماشا کنند و از این طریق چیزهای بیشتری درباره اسلام بیاموزند.

ملا عبدالحنفی وزیر تعلیم و تربیت طالبان گفت: آنان به این دلیل با موسیقی مخالفند که موسیقی ذهن را خسته می کند و مانع درک اسلام می شود.

به خیاط ها ابلاغ شد اجازه ندارند برای دوختن لباس اندازه زنان را بگیرند. اگر زنی یا مجلات مد لباس در مغازه دیده شود خیاط زندانی خواهد شد.

هیچ راننده ای حق ندارد زنی با برقع (چادر) ایرانی را سوار اتوموبیل نماید.

زنان نباید وضعیتی را به وجود آورند که باعث جلب توجه افار بیکاره یعنی کسانی شوند که به آنها به نظر خوب نمی نگیرند.

اگر پس از یک ماه و نیم مشاهده گردد کسی ریش خود را کوتاه کرده و یا تراشیده است باید دستگیر و زندانی گردد تا ریشش انبوده شود.

معتادان باید زندانی شوند

مولوی قلم الدین رییس پلیس امر به معروف و نهی از منکر طالبان دستور داد: کلیه تماشاچیان برای تشویق فوتبالیست ها باید نعره الله اکبر سرداده و از چک (کف) زدن خود داری کنند. در هنگام نماز بازی باید متوقف شده و ورزشکاران و تماشاچیان در نماز جماعت شرکت کنند.

این کتاب ۱۶ فصل خود را در ۳ بخش پیشینه جنبش طالبان، طالبان و اسلام و بازی بزرگ جدید آورده است.

عکس های بیشتری از طالبان

جنبش وبلاگی نوروزی: ۸۸ نامه

سال جاری، سالی بی همتا در دهه اخیر بود. سالی که بدون تردید مردم نقش اول آن بودند. چه پیش از انتخابات و چه پس از آن. در این سال رسانه ها و به ویژه  رسانه های دیجیتالی نشان دادند که چه دامنه تاثیر و نفوذ گسترده و عمیقی دارند.

پیشنهاد می کنم حال که رسانه های مکتوب برای نوروز، ویژه نامه نوروزی منتشر می کنند وبلاگ ها هم در یک جنبش وبلاگی، ۸۸ نامه ای از رویدادهای و تحلیل های امسال منتشر کنند.

بارقه ای از امید برای باز شدن فضای سیاسی: روزنامه اعتماد رفع توقيف شد

روزنامه اعتماد رفع توقیف شد.   به گزارش آفتاب دادگاه رسیدگی كننده به اتهامات این اعتماد،صبح امروز این روزنامه را توقیف و بجای آن جریمه ۱۰۰ میلیون تومانی برای آن در نظر گرفت.

دادگاه رسیدگی كننده به اتهامات روزنامه اعتماد،صبح امروز این روزنامه را توقیف و بجای آن جریمه مالي برای آن در نظر گرفت.

آزادی زندانیان سیاسی و  تمدید آزادی آنها از سویی و رفع توقیف اعتماد بارقه هایی از امید را برای باز شدن فضای سیاسی نشان می دهد.

چرايي حملات جديد به مهدي كروبي: عصبی کردن شیخ و واکنش احساسی و شدید هواداران

حملات متعدد اخير به مهدي كروبي كه از زهر چشم مسلحانه در قزوين شروع شد و به دستگيري يكي از پسرانش و اعمال خشونت، توهين و شكنجه عليه وي و ممنوع الخروج شدن پسر ديگرش و در نهايت حملات چند روز اخير حاميان افراطي دولت به عنوان مردم! به منزل شيخ ختم شد، هدفي ندارد غير از عصبي كردن و برانگيختن واكنش وي  و به دنبال آن كنش احساسي و شديد هوادارانش .

جريان هاي افراطي كه از حمايت آهنين برخوردار هستند، با مشاهده آرامش حاكم شده بر كشور و آزادي زندانيان سياسي  كه فضاي نقد عالمانه و دلسوزانه حوداث بعد از انتخابات و آشكار شدن اشتباهات دو جريان سياسي غالب كشور يعني اصلاح طلبان و اصولگرايان را فراهم كرده است، به وحشت افتاده اند و مي ترسند كه در غايت اين رويداد سياسي، ناكارآمدي بخش هايي از دولت عيان شود و منافع افراطيون و اقتدارگرايان در خطر افتد.

بنابر اين شيخ مهدي كروبي بايد خويشتن داري بيش از اين نشان دهد و هوادارانش را به آرامش فرابخواند تا هدف اقتدارگرايان محقق نشود.

پي نوست: درد ناك است كساني كه خود را فدايي اسلام مي دانند چنان بي مهابا از عقوبت كردار خود، به اموال مسلمين آسيب مي رساندد آرامش مردم را سلب مي نمايند. اين چه رفتاري است كه روزي خسارت به اموال مردم همراهي با دشمن است و روز ديگر همراهي با اسلام. رفتار بد همه جا بد است و از منتسبين به ديانت بدتر.

گزارش تصويري از حمله به خانه مهدي كروبي