نمازی که سند کفر شد!

سایت یاران صدر: خواندن نماز بر پیکر دکتر شریعتی و برگزاری مراسمی باشکوه برای چهلم او، از طرف امام موسی صدر، موجی از انتقادات تند از طرف روحانیون مخالف شریعتی را متوجه امام کرد. نامه ها و تلگراف های زیادی به امام رسید. حتی دایی امام موسی صدر هم او را بی نصیب نگذاشت!

در اینجا تلگراف علامه عسگری و بخش هایی از جواب امام موسی صدر را برای نمونه ذکر می شود. در آن زمان امام صدر رئیس مجلس اعلای شیعیان بود. اما علامه عسگری به خود امام نامه ننوشت و نامه را برای شیخ محمد مهدی شمس¬الدین، نایب رئیس مجلس فرستاد: «پس از سلام، شکایات و اخبار و اعتراضات زیادی به من رسیده که شفاهی، کتبی و تلگرافی بوده است و آن در مورد سید موسی صدر بوده که برای مرگ علی شریعتی که یک فرد کافر به دین و طریقت بود، مجلس عزاداری برپا نموده و یک فرد فاسد و بزرگترین دشمن دین و دینداران در تمام دنیا را شخص بزرگواری معرفی کرده است. این عمل او خلاف دین است و گمراهی را زیاد می کند و نمی دانم چه جوابی در قیامت خواهد داد. انالله و انا الیه راجعون . والسلام»

در مقابل، امام صدر در نامه ای به این انتقادات جواب می دهد. امام بعد از تکریم و ادای احترام می گوید: «…. دکتر شریعتی همان طور که می دانید تاثیر فراوانی بر جوانان مسلمان و محصلین و حتی در بسیاری از جوانان خوب و متدین و ارحام خود من از کوچک و بزرگ، دختر و پسر گذاشته است و آنان را که از وابستگی به کمونیست ها امتناع دارند و در عین حال نمی خواند هم دست و هم دوش دولت ها و دست راستی ها باشند و تمایلات اصلاحی دارند، آنان را با اسلحه فکری مناسبی مجهز کرده است…. وقتی که دکتر از ایران خارج شد و به اروپا رسید، همه امیدوار شدند که در گوشه ای آرام، دور از حمله ها و دفاع ها و مشکلات سیاسی، بزودی یک تز کامل و افکار سازنده برای آنها خواهد داد که اولا مثبت باشد، و ثانیا بعد از تجربه ها و مطالعه ها و محیط جدید ثابت باشد و تناقض هم نداشته باشد. ولی ناگهان دیدند که مرگ او را فرصت نداد. براستی درجه تاثر و مصیبت زدگی جوانان را نمی توان وصف کرد. در این حال، وضع روحی انتقادها را تشدید کرد و روابط این جوانان مسلمان را با روحانیت که ضمانت اسلام و راه معرفت احکام و تعالیم اسلام هستند تهدید می کرد. متارکه علمای ایران، حتی آیت الله خمینی و تسلیت نگفتن ایشان، حزن و عصبانیت این جوانان را تشدید نمود و من براستی مشاهده می کردم که دلجویی از اینها فقط می تواند مقداری که از روابط این جوانان مسلمانان با روحانیت باقی مانده است را حفظ و تقویت کند و امکان اصلاح اشتباهاتی که عست و شده است را باقی بگذارد. اگر نه، خطر آنکه آنان برای همیشه از روحانیت جدا شده و گرفتار انحرافات و خطرهایی که در دوری از روحانیت گریبانگیر آنان می شود، شوند، تهدیدشان کند. از این جهت من با وجود آنکه می-دانستم این کار مورد انتقاد برادران و روحانیون می شود و من در این اوضاع و گرفتاری ها ممکن است صدمه های شدید بخورم، فداکاری کرده و به این روش اقدام کردم و تحمل نتایج این کار را ثواب و اجر آخرت دانستم و امیدوارم خداوند قبول کند.»