زنان به ورزشگاه آمدند و زلزله اي نيامد

تصورش ناممكن نيست؛ پيشترهم تجربه شده بود؛ نه در فوتبال كه در واليبال و بسكتبال؛ حضور تماشاگران زن را مي گويم. اين بار اما؛ زنان حد نصاب ها را شكستند تا بزرگترين تجمع غيرسياسي، مختلط طول جمهوري اسلامي شكل بگيرد. اگر نظرات مراجع ديني را در اين خصوص كنار بگذاريم، در جمهوري اسلامي هم كه غالب نگاه ها به مسايل امنيتي است، چرايي عدم حضور زنان نيز  پاسخ هاي امنيتي مي گرفت، عده اي هم كه نگاه عملگرايانه داشتند نبود امكانات و سرويس بهداشتي مجزا! را دليل عدم حضور ذكر مي كردند.  با اين حال واليبال جام ملت هاي آسيا در تهران، فرصتي را فراهم كرد تا زنان از نزديك يك رويداد ورزشي را ببينند و خود را بخشي از جامعه تماشاگران ورزش بدانند.

بيش از شش هزار زن كه در ميان آنها، فتنه گر، انحرافي، با بصيرت و بي بصيرت، با حجاب هايي متنوع از چادر ايراني و عربي تا مقنه و روسري و شال در كنار ۹ هزار مرد نشستند و يك صدا جيغ و داد كردند: ايــــــــــــران!  اين اتفاق جزء نادرترين نمادهاي همبستگي ملي بعد از شاهكار انتخابات ۱۳۸۸ رياست جمهوري و حوداث تلخ بعد از آن بود.  اين بار هم ورزش است كه خلاء همبستگي ملي را در جايي كه ساير بخش ها ناتوان و ناكارآمد هستند، پر مي كند.
مهم نيست كه صداوسيماي جناب مجتهد رسانه، ضرغامي، مانند هميشه منفعلانه و متحجرانه حضور زنان در ورزشكاه را نشان ندهد و صداي آمبيانس را آنقدر پايين بياورد كه صداي واضحي شنيده نشود،  مهم اين است كه اتفاق آنقدر تاثيرگذار است كه تمام رسانه هاي مستقل و رسانه هاي شهروندي و  بي بي سي فارسي و صداي منحوس آمريكا، اين حضور را به بهترين صورت پوشش مي دهند و كلي فيلم موبايلي و عكس مردمي نشان مي دهند تا خيال مجتهد رسانه راحت شود.

خيلي ها منتظر ديدن عكس هايي از حضور زنان در ورزشگاه هستند درحالي كه مردان پشت به زمين مسابقه و رو به زنان باشند

حاشيه ها

جوگير شدن وزير

۱٫ شايد اولين مواجهه وزير ورزش و جوانان ايران با ۱۵ هزار تماشاگر بود، رفتارش نشان مي داد كه بار اولش است و تجربه اش را ندارد؛ وقتي حاضران به احترامش دست زدند، عباسي تاملي كرد و همان طور كه در مبل لم داده بود، دستي تكان داد، بعد فهميد كه اينگونه خارج از ادب است، ايستاد و دستي تكان داد و چنان انرژي اي از فضا گرفت كه كوتاه نيامد و دقايقي براي مردم دست تكان مي داد؛ ظريفي مي گفت: جو است ديگر؛ وقتي بگيرد به اين راحتي ها ول نمي كند. حتما همين جو، سوداي رياست جمهوري را در سر مهرعليزاده انداخت.
يك، دو، سه چهار!
۲٫ نمي دانم چرا در تمام كشورهاي جهان سوم، نظم حتما با وجود يگان ويژه بايد برقرار شود. حالا مي فرض مي كنيم داستان فوتبال جداست؛ اما حضور اين برادران عمدتا خوش هيكل! با لباس هاي لجني! و باتوم، بيشتر تخريب كننده وجهه ايران و به قول اصولگرايان ديپلماسي عمومي است. اين ۱۵ كشور خارجي با خود چه فكري مي كنند؟ اشكال ندارد مسئوولين برگزاري كمي ذوق و سليقه به خرج دهند و لباس غير نظامي تن اين سربازان بكنند. يكي از نمودهاي اين حضور نظامي، زماني بود كه نيروهاي يگان ويژه ۵ امتياز مانده به پايان مسابقه، در سالن آرايش گرفتند، وقتي به ستون يك حركت مي كردند، ۱۵ هزار تماشگر زن و مرد فرياد مي كشيدند: يك، دو، سه چهار؛ يك، دو، سه، چهار! … و با قهقه تمامش كردند. در جاي ديگري، هنگامي كه نيروهاي يگان ويژه مي خواستند سقف اتاق اسكوربورد را از تماشاچيان پاكسازي كنند، براي دقايقي همه فرياد مي كشيدند: ولش كن؛ ولش كن!
يك وزير اين همه محافظ
۳٫ به نظر شما يك وزير كه سابقه امنيتي نداشته، چهره سياسي مطرحي نيست، از مديريت فرهنگي، آموزشي و نمايندگي مجلس به وزارت رسيده است، چرا بايد ۵-۶ محافظ مسلح با خود داشته باشد؟ يعني اين قدر در مملكت مشكل امنيتي حاد است؟ سيد مصطفي هاشمي طبا با آن سابقه مبارزه پيش از انقلاب  و مسئوليت هاي كلان و وزارت و معاونت رييس جمهور در دوره  ترورها  و دولت هاي جنگ، سازندگي و اصلاحات تنها يك راننده – محافظ داشت و كمتر كسي به خاطر دارد كه هاشمي طبا را با چند محافظ ديده باشد. اين چه رسمي است كه در يك وزارت خانه فرهنگي و اجتماعي براي يك وزير اين همه محافظ قرار مي دهند؟

مهمان هاي فوتبالي
۴٫ ضيافت واليبال، مهمان فوتبالي هم داشت.  كارلوس كروش سرمربي تيم ملي و عزيز محمدي هم تماشاگر فينال مسابقات بودند.

كاش روزي برسد كه درصدي از هزينه هاي سياسي و امنيتي كه به جامعه تحميل مي شود، در ورزش سرمايه گذاري شود.

بازخوردها
سایت عصر ایران: کامنت های مخاطبان را حتما بخوانید / سایت آینده