نظر ساواک درباره بارزانی ها؛ غیرقابل اعتماد اما قابل استفاده

ساواک مصطفی بارزانی را از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵ به عنوان رهبر حرکت مسلحانه کردهای عراق مورد استفاده قرار داد، اما ساواک وی را فردی غیرقابل اعتماد اما قابل استفاده می دانست، زیر وی نه سوادی داشت و نه به هنر و شخصیتی آراسته بود. کرد و کردستان برای او دستاویزی در جهت منافع شخصی بود.
تندباد حوادث؛ تاریخ شفاهی عیسی پژمان
نماینده شاه، مامور ساواک و وابسته نظامی در عراق، مدیر دایره بررسی اطلاعات ساواک (اداره هفتم)، رییس اداره اطلاعات شهربانی کل کشور،عنصر اطلاعاتی طرح محرمانه شاه و ساواک در عملیات نظامی کردهای عراق از ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵
تالیف: عرفان قانعی فرد Erfan Qaneeifard
نشر علم چاپ اول ۱۳۹۰

مقصر اول تعليق قايقراني کیست؟

منتشر شده در رجا، عصر ایران و ….: اگر بخواهيم سياهه اي از مديران موفق ورزش كشور در مقابل انبوهي از مديران سياسي كه با تغيير دولت ها به ورزش سرك كشيدند با اتوبوسِ ياران در ايستگاه تربيت بدني پياده شدند؛ تهيه كنيم، نام دو مدير در ابتداي آن است؛ دو مهندس؛ سيد مصطفي هاشمي طبا و احمد دنيامالي.

البته اين هردو سرنوشتي يكسان داشتند؛ هاشمي طبا و دنيا مالي كه علاوه بر توفيق داخلي توانسته بودند با هوشمندي و درايت مسئوليت هاي بين المللي كسب كنند و توجه و حمايت بين المللي را به ورزش كشور جلب نمايند، هر دو توسط مديراني سياسي و به بهانه هايي واهي از مسئوليت كنار گذاشته شدند و چه فرق می کند نتیجه این کار اصولگرایان و اصلاح طلبان در ورزش!

سناريو حذف سيدمصطفي هاشمي طبا از رياست كميته ملي المپيك با پرسش محمد درخشان معاون وقت سازمان ورزش در دوره تصدي گري محسن مهرعليزاده آغاز شد: «شما با ما هستيد؟»؛ و وقتي پاسخ منفي شنيد كه «من كار خودم را مي كنم»؛ سناريو حذف مهندس كليد خورد و با انتخاب دكتر رضا قرخانلو خاتمه يافت كه دستاورد آن نتايج اسف بار و تحقير آميز المپيك پكن و جايگاه پنجاه و يكم براي ايران بود.

البته سردار درخشان و معاونين سازمان تربيت بدني هوشمند تر از مسئولين فعلي بودند و صورت شكلي سناريوي خود را درست كردند. آنها كه پيشتر اساس نامه فدراسيون هاي ورزشي را تغيير داده بودند تا محسن مهرعليزاده بتواند رئساي فدراسيون ها را عزل كند براي در آوردن نام مورد نظر خود از صندوق آراي كميته ملي المپيك مشكلي نداشتند. مهندس هاشمي طبا هم در حالي كه مي توانست با گزارش اعمال نظر دولت، انتخابات كميته ملي المپيك را باطل كند، با لحاظ كردن منافع ملي از حق خود صرف نظر كرد و در نهايت جايگاه ارزشمند ايران در كميته بين الملل المپيك براحتي از دست رفت.

امروز! در دوراني كه وزارت ورزش، از نداشتن نيروي ورزشي تصميم ساز و تصميم گير رنج مي برد و درگير روزمرگي مفرط و بي برنامگي است،ي رييس موفق ترين فدراسيون ورزشي ايران كه به برنامه ريزي و توانايي بالاي اجرايي شهره است و حتي وزير ورزش وي را به عنوان الگوي رييس فدراسيون موفق به ساير فدراسيون ها معرفي مي كرد، به دليل حضور نيافتن در مراسم تقدير از قهرمانان، عزل گرديد.

اين بار اما به مدد رسانه ها خبر اين عزل عالم گير شد و وزارت ورزش با غروري دولت ساخته، نصايح دلسوزان مبني بر لحاظ كردن منافع ملي و فراهم نكردن بستر تعليق را ناديده گرفت و شد آن چه نبايد؛ فدراسيون قايقراني ايران به تعليق رفت.

بي گمان مسئوليت تعليق قايقراني ايران و ناكامي قهرمانان اين رشته در المپيك، متوجه سيدحميد سجادي معاون ورزشي وزارت ورزش و جوانان است. در حالي كه همگان مي دانند تصميم به عزل دنيا مالي بر اساس اراده اي خارج از وزارت ورزش بوده است، اين وظيفه سجادي بود كه مسئولين را از پيامدهاي اين تصميم غلط آگاه سازد و با رايزني هاي مسئولانه دنيامالي را به قايقراني بازگرداند، مقابل تضييع منافع ملي و تعليق فدراسيون و در نگاهي كلان تر، بي اعتباري ورزش ايران در جهان  را بگيرد؛ و الا كت شلوار رسمي پوشيدن، شيك و دانشگاهي حرف زدن، ماشين امضاء بودن و در يك كلام بله قربان بودن را كه هر شخص غير ورزشي ديگري هم مي تواند انجام دهد.

اگر جامعه ورزش با مسببين حذف كرسي ايران از كميته بين المللي المپيك كه بعد از بيش از يك دهه تلاش به دست آمده بود برخورد مي كرد،‌ امروز داغ دار حذف مديري توانمند و شاخص در عرصه مدريت ورزش به بهانه هايي واهي در اين قحط الرجال نبود.