درباره توافق نامه ژنو؛ «نه» ایران و غرب به اشتباه محاسباتی

Untitled-3

عصرایران ؛ سید صادق حسینی: بازنشر: انصاف نیوز، عصر خبر؛ پارسینه؛ آینده آنلاین؛  امروز در مقابل اکثر ایرانیانی که از گشایش در پرونده هسته ای و به ثمر نشستن مذاکرات خوشحال هستند، تعداد اندکی نیز خشمگین شده با پراکندن موج نفرت و ناامیدی به تلاش های انجام شده واکنش نشان می دهند و طرف دیگر را متهم به غوغاسالاری و هیاهو می کنند.

در کنار این واکنش ها که پویایی جامعه ایرانی را نشان می دهد، نکته ای وجود دارد که کمتر به آن پرداخته می شود، نکته ای که توجه به آن موجب فهم صحیح تر توافق نامه تاریخی ژنو دارد. توافق نامه ای که یک طرفش «ایرانِ بزرگ» است و طرف دیگرش قدرت های نظامی و اقتصادی شرق و غرب جهان.

برای فهم بهتر این نکته اشاره به یک اصطلاح سیاسی ایرانی لازم است: «اشتباه محاسباتی»!

مرور سریع حوادث نشان می دهد غرب بعد از توافق نامه سعدآباد، با طمع احساس کرد می تواند از ایران امتیاز بیشتری بگیرد اما در عمل ایران نه تنها امتیازی به آنها نداد بلکه مسیر توسعه فناوری هسته ای صلح آمیز خود را با جدیت دنبال کرد و این یکی از «اشتباه های محاسباتی» غرب بود.

محمد البرداعی دبیرکل پیشین آژانس انرژی اتمی که از ابتدای اوج گیری پرونده هسته ای ایران یکی از بازیگران اصلی این پرونده بوده است در کتاب خاطرات خود به نام عصر فریب با اشاره به رویدادهای آن دوره و رد مفاد اجرایی آن توسط ترویکای اروپایی می نویسد: «به دلیل مخالفت آمریکا، چنین پیشنهادی جامه عمل نپوشید و محقق نشد که نتیجه اش غیر قابل اجتناب و قابل پیش بینی بود، افزایش شروط و سهم خواهی بیشتر: ایران به عملیات تبدیل اورانیوم و بعدها به غنی سازی ادامه داد، هرچه زمان بیشتر می گذشت، قیمت ایران هم افزایش می یافت.»

«اشتباهات محاسباتی» البته از هر دو سوی این پرونده دنبال می شد، در این سو رییس جمهور وقت قطع نامه های شورای امنیت را «کاغذ پاره» خواند و با بی اهمیت دانستن آن ها خواست تا غرب آن قدر قطع نامه بدهد تا «قطع نامه دانش پاره شود» و در حالی که تحریم ها تاثیرات خود را می گذاشتند، محمود احمدی نژاد می گفت «آب را بریزید جایی که سوخته». او با این ادبیات و عمللکردش «اشتباه محاسباتی» مرتکب شد که هزینه گزافش را همه مردم و نظام پرداختند.

در بخش دیپلماتیک هم مذاکراتی که از سوی دولت محمود احمدی نژاد توسط سعید جلیلی و تیم اش راهبری می شد، دستاوردی قابل اعتنایی نداشت تا جایی که علی اکبر ولایتی دیپلمات کهنه کار و مورد وثوق مردم و نظام در مناظرات انتخاباتی ۱۳۹۲ خطاب به جلیلی گفت: «دیپلماسی این نیست که در کشورهای دیگر خطابه بخوانید!» نگاهی به بسته پیشنهادی ارایه شده توسط تیم هسته ای دولت قبل در سال ۱۳۸۸ و توافق نامه امضاء شده در ژنو نشان دهنده روند نه چندان مفید آن گفت و گوها است.

اما از روزی که ایران گردش سانتریوفیوژهایش را در مقابل راهبردهای کاسب کارانه غرب با حدود ۱۵۰ سانتریفیوژ آغاز کرد تا امروز که ۱۸٫۰۰۰ سانتریوفیوژ فعال دارد با وجود تحریم های ظالمانه غرب، اتفاقاتی افتاده است که دو طرف این پرونده سیاسی را به توافق نامه ژنو رسانده است.

ایران پاسخ تحریم های غرب را با خیز هسته ای و سرعت بخشیدن به بخش فناوری آن داد که نتیجه اش بومی شدن دانش هسته ای، افزایش و ارتقاء سانتریفوژ ها وغنی سازی ۲۰درصدی اورانیوم بود و غرب نیز با سخت تر کردن تحریم ها علیه ایران برنامه خود را دنبال کرد.

اکنون دو طرف با نگاهی به تجربه بیش از ۱۰ ساله مذاکرات هسته ای که فراز و فرودهای متعددی داشته، اراده شان این است که دوباره مرتکب «اشتباه محاسباتی» نشوند و گام به گام از دیوار بلند بی اعتمادی بگذرند.

ایالات متحده ای که به نوشته محمد البرادعی با شعار «حتی یک سانتریفیوژ هم نه» و راهبرد «تعلیق تمام برنامه هسته ای قبل از مذاکرات» پرونده هسته ای ایران را دنبال می کرد، امروز به جایی رسیده است که وزیر امورخارجه خود را برای توافق به ژنو می فرستد در حالی که ایران با ۱۸۰۰۰ سانتریفیوژ فعال برنامه هسته ای اش را همچنان پر قدرت دنبال می کند.

غرب می داند در صورت بدعهدی در اجرای توافق نامه ژنو نه تنها چیزی به دست نمی آورد بلکه سرعت ایران را در مسیر توسعه فناوری صلح آمیز هسته ای خودساخته و متکی بر دانش بومی افزایش می دهد و از آن مهم تر اعتماد ایرانیان را برای مدت زیادی از دست می دهد.

به نظر می رسد غرب باید فهمیده باشد که تکرار «اشتباه محاسباتی» اش در مورد ایران چه دستاوردهای تلخی برایش می تواند به همراه داشته باشد و به همین دلیل با وجود همه کارشکنی های افراطیون، کاسبان تحریم و فشار اسراییل تلاش دارد این توافق نامه و گفت و گوهای جامع بعد از آن را به سرانجام مطلوب برساند.

متن کامل بسته پیشنهادی ایران به ۱+۵ در دوره سعید جلیلی چه بود؟
  ترجمه رسمی متن کامل توافقنامه هسته‌ای ایران و ۱+۵

جامعه ورزش فرصت‌شناس باشد

صادق حسینیسيد صادق حسيني، روزنامه ایران یک شنبه ۳ آذر ۱۳۹۲: دكتر محمود گودرزي نخستين ورزشي‌اي بود كه از مجلس با رأي بالا گذر كرد و ديروز بر صندلي وزارت نشست. وي كه از تجربه مواجهه مجلسيان با وزراي سلفش درس‌هاي فراواني گرفته بود با مشورت و كمك گرفتن از تمام ظرفيت‌ها و انتخاب راهبرد صحيح، از خود دفاع جانانه‌اي كرد و توانست رأي اعتماد بالاي مجلس را كسب كند.
هرچند كه براي جامعه سياسي، دكتر گودرزي وزيري است در تراز ساير وزراي كابينه دولت تدبير و اميد اما براي جامعه ورزش، وي كسي است كه بايد به اميدها و آرزوهاي بحق جامعه ورزش جامه عمل بپوشاند.
براي جامعه ورزش گودرزي وزيري است كه به نگاه سياسي در ورزش پايان مي‌دهد، فدراسيون‌هاي ورزشي را براساس نزديكي مواضع سياسي شان به گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي از منابع مالي و حمايتي منتفع نمي‌كند، رؤساي فدراسيون‌ها را به دليل حضور يافتن يا نيافتن در جلسات بركنار نمي‌كند، ورزش را به حياط خلوت سياسيون تبديل نمي‌كند؛ وقت و توان و فرصت ورزش را معطل دو تيم باشگاهي نمي‌كند و از همه مهم‌تر با حاكم كردن برنامه محوري به روزمرگي در ورزش پايان مي‌دهد و نشان مي‌دهد مديريت ورزشي بديهيات و شاخص‌هايي دارد كه تفاوت‌هاي اصولي و اساسي‌اي با ساير انواع مديريت دارد.
در اين سو اما جامعه متكثر و متنوع ورزش بايد در كنار نقد منصفانه با تمام توان از وزير ورزشي كه برآمده از جامعه ورزش است حمايت كند چرا كه موفقيت دكتر گودرزي موفقيت جامعه ورزش و خداي ناكرده ناكامي او ناكامي ورزشيان است.
گودرزي كه نشان داده چهره‌اي مشورت پذير است اگر بتواند در پايان دوره وزارتش، مديريت موفق، كارآمد و مؤثري داشته باشد، تراز مديريت ورزشي را در كشور بالا مي‌برد و سنگ بناي حضور مديران تخصصي ورزش را محكم مي‌كند.
به ديگر سخن مديريت موفق دكتر گودرزي مي‌تواند ورزش را از گزند حضور مديران سياسي در امان نگاه دارد، وزارت ورزش را به يك وزارتخانه تخصصي تبديل كند و فرصت انتخاب وزيران ورزشي را فراهم كند. جامعه ورزش كه سال‌ها براي حضور يك ورزشي در رأس هرم مديريتي‌اش تلاش و مبارزه كرده حال كه اين فرصت توسط رئيس جمهور روحاني فراهم شده است بايد فرصت‌شناس باشد و نشان دهد با وجود همه تفاوت آرا و نظرات اما براي موفقيت نخستين وزير ورزشي وزارت ورزش و جوانان دولت جمهوري اسلامي ايران وحدت نظر دارد و تلاش مي‌كند.

مورد عجیب ورزش ایران؛ یکشنبه ابری مجلس

صادق حسینیعصر ایران؛ سید صادق حسینی: رییس جمهور به میانه ی سخنرانی خود برای دفاع از سومین وزیر ورزش و جوانان دکتر سید نصراله سجادی رسیده است: ما به خاطر فشار تحریم نیست که پای میز مذاکرات نشسته‌ایم. شما اگر یادتان باشد، در سال ۲۰۰۱ الی ۲۰۰۲ و مخصوصاً ۲۰۰۳ ایران پای میز مذاکرات نشست، تحریمی در کار نبود و مصرانه به مذاکرات منطقی خود ادامه داد.در درب شمالی مجلس، چند خانم چادر پوش که روی چادرشان کفن پوشیده و برخی شان پوشیه بسته اند و کودکانی همراهشان است، زیر آسمانِ گرفته تهران جمع شده اند و پلاکاردهایشان را آماده می کنند.

هماهنگی انجام می شود؛ وارد مجلس می شوم، چندنفری از دوستان قدیمی و خانوادگی به همراه صالح و محمد پسران دکتر سجادی نشسته اند، از روسای فدراسیون ها و ورزشکارانی که در دفعات قبل بعد از نطق کف و سوت کشیدند خبری نیست، مازیار ناظمی مدیرکل جدید وزارت ورزش که این روزها رکورد دار تلاش برای وزیر کردن و رای اعتماد نگرفتن است هم با همکارانش آمده است.

در ذهنم برای نصراله سجادی یا به قول دوستانش «نصیر» ۱۳۰ تا ۱۴۰ رای می شمرم. از دکتر مهرزاد حمیدی دوست ۴۰ ساله دکتر می پرسم: چند رای می آورد؟ نگاهش را تیز می کند، مجلس نشینان را نظاره می کند و می گوید: ۱۸۰ رای داریم؛ چند شب قبل ترش نیز رضا قرخانلو در جلسه ای گفته بود: مجلس برای رضای خدا کار می کند و به همین دلیل سجادی حداقل ۲۲۰ رای دارد!

سجادی دفاع خطی خود را با صدای آرام و نه چندان رسا و نه چندان هیجان انگیز به پایان برده است.

– دوستان بفرمایند بنشینند سرجایشان، بفرمایید آقایون! می خواهیم رای گیری کنیم؛ حاضرین ۲۳۸ نفر، برگه های رای را توزیع کنید.
این ها را علی لاریجانی با حالتی خنثی می گوید.

برگه های رای جمع شده در هیات رییسه در حال شمارش است، نماینده ای می آید و به یکی از خبرنگاران پارلمانی با اشاره و زبان بدن با حسی شادمانه می فهماند که سجادی رای آورده است.

تعداد آرا ۲۵۳ نفر، آرای موافق۱۲۴ رای، آرای ممتنع۲۲ رای و آرای مخالف۱۰۷ پس مجلس به آقای سیدنصرالله سجادی رای اعتماد نداد.ز این ها را هم علی لاریجانی با حالتی خوشحال از پایان یافتن جلسه ای کسل کننده می گوید.

در این سو، چهره ها یخ زده، ابروها درهم و بی حالی نمایان است. صالح و محمد که تا آقازادگی ۳ رای کم داشتند(!) به سرعت کت هایشان را می پوشند و می روند. در اندکی زمان امیدهای زیادی بر باد رفت: نشستن یک چهره انقلابی، پاک دست، اصولی، مخلص و تحصیل کرده ورزش بر مسند وزارت ورزش و جوانان، چرخش مدیران ورزشی و ستادی به تبع آن و آغاز تحول در ورزش.

خبرنگاران پارلمانی لبخندزنان و به سرعت از جایگاه خارج می شوند تا به مصاحبه ها برسند برای آن ها این هم یک جلسه بود مانند جلسات دیگر.

از مجلس که خارج می شوم، فضا همان است ابرها بازتر و ترافیک بیشتر شده است. زنان چادرپوش کفن بر تن حالا توجه پلیس و چند رهگذر را به خود جلب کرده اند. آن ها برایشان هر چه مهم بود، رای آوردن و نیاوردن سیدنصراله سجادی برای وزارت ورزش و جوانان قطعا مهم نبود. آن ها با هیجان فقط مقواهای خود را در هوا می چرخاندند: چرا مسئولین به احکام شرع توجه نمی کنند!

   مورد عجیب ورزش دکتر سجادی

از ظهر یکشنبه ۵ آبان که صالحی امیری رای اعتماد نگرفت تا ۱۲ آبان که دکتر سیدنصراله سجادی از سوی رییس جمهور معرفی شد و تا یک شنبه ۱۹ آبان۱۳۹۲، روز رای اعتمادش اتفاقاتی در ورزش ایران افتاد که اگر نگوییم بی سابقه، به طور قطع کم سابقه بود است.

جامعه ورزش جامعه ای متنوع و متکثر و در عین حال با صنوف مختلفی است که در پویایی ویژه ای(!) هیچ یک همدیگر را قبول را ندارند. دانشگاهی ها، مدیران، روزنامه نگاران، مربیان، ورزشکاران و داوران نه تنها حرف هیچ صنف دیگری را قبول ندارند بلکه حرف هم صنف های خود را نیز قبول نمی کنند و مدام بر طبل مجادله و محاجه می کوبند.

در کنار این که از سال ۱۳۸۰ ورزش جایگاه رفقای بدون پست مانده رؤسای جمهور بوده، عدم تحمل همدیگر و نبود نگاه صنفی از اصلی ترین دلایل تحمیل مدیران سیاسی به ورزش است. ورزشی ها نشان داده اند برای حذف همدیگر هرکاری می کنند و حاضرند همدیگر را به قیمت تحمل یک مدیر سیاسی از صحنه به در کنند.

«مورد عجیب دکتر سجادی» از همین نشات می گیرد که در حالی که او چه درست و چه نادرست از هیچ شخص و گروهی نخواست تا برای رای اعتماد او تلاش و رایزنی کنند، اما جمع های مختلف ورزشی ها به صورت خودجوش برای کسب رای اعتماد او با تشکیل جلسات متعدد  رایزنی های گسترده ای انجام دادند.
این شاید برای اولین بار بود که همزمان دانشگاهی ها، مدیران، روزنامه نگاران، ارزشی ها و متنفذین برای رای گرفتن دکتر سجادی از مجلس تلاش می کردند.

فراهم کردن امکان دیدار و ارایه نظرات ایجابی به چهره های با نفوذ مجلس از جمله احمد توکلی، باهنر، جلالی، حسینیان، ابوترابی و نمایندگان استان ها و فراکسیون های قومیتی و تخصصی همه و همه نشان داد که ورزشی ها می توانند و باید از توان هم افزایی خود حول موضوعات اصلی ورزش استفاده کنند.

هرچند که رای نیاوردن دکتر سجادی برای ورزش ایران تلخ بود اما این تجربه نشان داد که جامعه مدنی ورزش باید با تقویت و ارتقاء جایگاه خود، مسایل اصلی و فرعی ورزش را تفکیک و حول مسایل اصلی وحدت نظر داشته باشند. به عنوان نمونه ای قابل توجه جامعه ورزش می تواند از تجربه جامعه سینما بهره گیرد، جامعه سینما نیز مانند ورزش متکثر و دارای صنوف مختلف است، اما آن ها در خانه سینما اختلافات را کنار می گذارند و حول مسائل اصلی  اتفاق نظر دارند، چرا ورزشیان چنین نمی کنند؟

اگر جامعه ورزش می تواند حول وزیر شدن یک چهره از خودش متحد و هم نظر شود، چرا این تجربه را تکرار نکند؟ چرا در بخش های دیگر مثلا در فدراسیون ها این تجربه را تکرار نکند؟ چرا درباره انتخابات آتی کمیته ملی المپیک حول چهره های ورزشی در مقابل سیاسیون این تجربه را تکرار نکند؟

فردا ورزش ایران در توالی یک شنبه های پارلمانی- ورزشی آبان، نظاره گر جلسه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی دیگری است. یکشنبه بیست و ششم، آخرین یک شنبه آبان ماه ۱۳۹۲ برای ورزش ایران از دو حال خارج نیست: یا مجلس به محمود گودرزی  رای اعتماد می دهد، یا او را دارای صلاحیت لازم نمی داند و به او اعتماد نمی کند.
امید که دکتر گودرزی بتواند از خوانِ سخت مجلس سربلند بیرون بیاید اما اگر او از مجلس رای اعتماد نگیرد، جامعه ورزش باید مصرانه روی خواسته های خود که بالاخره بعد از ۲ وزیر پیشنهادی از سوی رییس جمهور روحانی شنیده شده پافشاری کند و گزینه ی پنجم نیز از جامعه ورزش باشد.

نخستين وزير ورزشي روحاني

سيدصادق حسيني، روزنامه اعتماد، دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲؛ بازنشر: عصر ایران، عصر خبر؛  ورزشي كه با بحران مالي روبه‌رو است، روزهاي پرتلاطمي را پشت سر مي‌گذارد. ورزشي كه با روي كار آمدن دولت «تدبير و اميد»، اميدوار بود يكي از خانواده خود را بر مسند وزارت بنشاند. ورزشي‌ها از خود مي‌پرسند چرا نظام كه براي تربيت مديران و متخصصين ورزشي بيش از ۳۰ سال هزينه كرده و زمينه كسب تجارب گرانبهاي ملي و بين‌المللي را برايشان مهيا كرده است از يك مدير ورزشي براي وزارت ورزش بهره نمي‌گيرد.
به عبارت ديگر جامعه ورزش معتقد است: همان‌طور كه پذيرفته نيست يك شخصيت غيرمتخصص بر مسند وزارت خارجه، بهداشت يا نيرو بنشيند، سوال‌برانگيز است كه چرا چهره‌هاي سياسي و امنيتي يا دوستان و رفقاي به دور از پست مانده روساي جمهور بر مسند وزارت ورزش مي‌نشينند.
با اين اوصاف محمد شريعتمداري كه براي انتخاب وزير ورزش سرپرست شده بود، بعد از رايزني با سيدمصطفي هاشمي‌طبا كه اين روزها همه او را به شيخوخيت ورزش قبول دارند، با نامزدهاي وزارت يك به يك گفت‌وگو كرد كه از جمله آنها مي‌توان به دكتر سيدمحمد حسين رضوي، دكتر سيدنصرالله سجادي، دكتر محمود گودرزي و مهندس سعيد فائقي اشاره كرد. با اين حال شريعتمداري در مذاكراتش گفته بود: البته چهره‌هاي سياسي نيز مطرح هستند!
اعتراض‌هاي پراكنده و غيرمنسجم و رايزني‌ها گسترده با چهره‌هاي متنفذ دولت و خارج از آن نتيجه داد و با وجود گزينه‌هاي سياسي، رييس‌جمهور به خواست جامعه ورزش توجه كرد و در آخر يكشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۲ سيد نصرالله سجادي، مدير متخصص ورزشي كه كارش را از معلمي ورزش آغاز كرد، در كميته ملي المپيك تجربه بين‌المللي به دست آورد و به كرسي استادي دانشگاه تهران نشست را به عنوان وزير ورزش و جوانان به مجلس معرفي كرد. معرفي دكتر سجادي كه از جمله معدود چهره‌هاي دانشگاهي عملگرا است از جانب ديگري نيز مهم است.
او به عنوان نخستين وزير واقعا ورزشي اين وزارتخانه، بعد از يك دوره مديريت كوتاه و ناموفق محمد عباسي، مي‌تواند با تعيين اهداف استراتژيك، مديريت موفق و اثرگذار، سنگ بناي تداوم حضور ورزشي‌ها را بر مسند وزارت بگذارد. در كنار برنامه‌ريزي براي توسعه ورزش، دكتر سجادي كه استاد مديريت ورزشي است، مي‌تواند با تبيين ويژگي‌هاي مديريت ورزشي براي دولتمردان، سطح ورزش را به جايگاه اصلي خود برساند. حضور دكتر سيد نصرالله سجادي بر مسند وزارت ورزش در حالي كه به نظر نمي‌رسد در مجلس مشكل چنداني براي كسب راي اعتماد داشته باشد، آب سردي است بر روزهاي آتش گرفته ورزش ايران.

آقا دوربینی در ۱۳ آبان! آقا دوربینی، الگوی مناسبی نیست

سیدهادی خامنه ای و آقا دوربینی در راهپیمایی 13 آبان

بازنشر: نامه؛  عصر ایران، پارسینه؛ عصر خبر؛ انصاف نیوز؛ آفتاب؛ جوان آنلاین؛ مثلث؛ سفیر نیوز؛ مشرق، باشگاه خبرنگاران، فردا، شفاف، بی باک، جهان نیوز؛ باراک اوباما: این روزها؛ مرگ برآمریکا گفتن برای برخی هم نان دارد هم نام. برخی که با حاکم شدن رویه ی سیاسی جدید بعد از انتخابات خرداد ۹۲ جایگاه خود را که به مدد برخی حمایت ها به دست آمده بود، از دست رفته می بینند، تلاش دارند با دستاویز قرار دادن هرچیزی، جایگاه آتی خود را مستحکم کنند و برای خود اشتهار بیافرینند. آن ها که در طول ۸ سال گذشته البته تجربه خوبی کسب کرده و توانسته اند با پرخاش به هاشمی رفسنجانی و دشنام دادن به خاتمی، میرحسین موسوی، علی مطهری، علی لاریجانی و هر کسی که با آن ها نیست خود را عزیز کرده بدانند امروز هم باک شان نیست که از محمدجواد ظریف انتقاد بی دلیل کنند و به حسین فریدون تهمت انگلیسی و انحرافی بودن بزنند؛ یا در بیلبوردهای تبلیغاتی به تحقیر مذاکره کنندگان ایرانی به پردازند.

آقا دوربینی که از شخصیت های مورد توجه در ایران است و مردم در تمام تصاویر عمومی مشتاقانه به دنبال یافتن او هستند، از جمله ثابت قدمان مرگ بر آمریکا گفتن است.  حسین نمازی ۵۵ ساله ی شیرازی هیچ فرصتی را برای ظهور و بروز در تلویزیون از دست نمی دهد و  باکی هم ندارد در یک مصاحبه تلویزیونی زنده، رقیبش را با ضربه ای از میدان به در کند و خود را به جایگاهی که جای اوست برساند از ثابت قدمان مرگ بر آمریکا گفتن است.

آن ها که امروز رگ گردن شان برای «مرگ بر آمریکا» گفتن متورم می شود، بسیار شبیه آقا دوربینی هستند، آقا دوربینی عشق دوربین است و اینان  نیز سودای دیده شدن دارند. برای آقا دوربینی، رویدادی که در آن حضور می یابد اصالت ندارد و برایش در تلویزیون دیده شدن مهم است، تلاش اینان هم برای «مرگ بر آمریکا» گفتن بیش از آن که دردِ ایران باشد، درد ماندن به هر قیمتی، دیده شدن  و حذف رقیب است چه آن که اگر درد ایران داشتند، ۸ سال در برابر محمود احمدی نژاد و اشتباهاتش سکوت نمی کردند و وقتی او برای رییس جمهور آمریکا نامه نوشت و در مصاحبه با تلویزیون هایشان ملتمسانه درخواست مذاکره با آمریکا می کرد، گریبان چاک می کردند.

برای این برخی ها؛ آقا دوربینی، الگوی مناسبی نیست؛

شرح عکس: در این عکس که از آلبوم شخصی سیدهادی خامنه ای برداشته شده و مربوط به اواسط دهه ۶۰ است آقا دوربینی در صف اول راهپیمایی روز ۱۳ آبان حضور دارد.

:: آقا دوربینی: تصویرم راپخش نکنند مضطرب می‌شوم وتاصبح خوابم نمی‌برد.. روی آنتن رفتن کار سختی است. اما چون تجربه بیش از ۳۰ ساله دارم برام عادی شده و مشکلی نیست. من دقیقا حالت و زاویه فیلمبرداری را می دانم.