در ورزش چگونه باید با رژیم صهیونیستی مقابله کرد؟

سیدصادق حسینی، روزنامه‌نگار، روزنامه خبرورزشی| نسخه PDF| بازنشر: تسنیم | عصرایران|  با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سیاست حمایت از آزادی قدس و ملت مظلوم فلسطین به عنوان یکی از اصول انقلاب و یکی از راهبرد‌های جدید ژئوپلوتیک پیگیری و اجرا شد. بر اساس این سیاست، ایران در همه زمینه‌های فرهنگی، علمی، سیاسی، امنیتی، اطلاعاتی و نظامی از گروه‌های مقاومت در برابر رژیم اشغالگر قدس حمایت تام کرده و می‌کند.
در مقوله ورزش، ایران تاکنون رویکردش عدم مواجهه خانواده ورزش (ورزشکار، داور، کادر رسمی) با ورزشکاران رژیم اسرائیل بوده است. اتفاقی که هر از گاهی موجب واکنش‌هایی در سطح جامعه ورزش شده که استعفای رسول خادم از فدراسیون کشتی با این بهانه و تعلیق فدراسیون جودو از آخرین نمونه‌های آن است.
روشن است که ادامه این رویکرد هر از گاهی با موجی از محرومیت و تعلیق برای ورزشکاران و فدراسیون‌های ایرانی همراه است، اما ورزش ایران چه کار اساسی در این خصوص باید انجام دهد؟

محکومیت مستمر رژیم صهیونیستی در سازمان ملل متحد
رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس (۱۹۴۸ میلادی/ ۱۳۲۷ شمسی) بار‌ها قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد را نقص کرده که از میان آن‌ها می‌توان به قطعنامه‌های ۱۰۱ (۱۹۵۳)، ۲۴۲ (۱۹۶۷)، ۲۷۱ (۱۹۶۹)، ۴۶۸ (۱۹۸۰)، ۶۰۵ (۱۹۸۷)، ۶۷۲ (۱۹۹۰)، ۶۸۱ (۱۹۹۰)، ۶۹۴ (۱۹۹۱)، ۷۹۹ (۱۹۹۲)، ۱۳۹۷ (۲۰۰۲)، ۱۴۳۵ (۲۰۰۲) اشاره کرد.
در این قطعنامه‌ها، سازمان ملل رژیم صهیونیستی را به دلیل عدم عقب‌نشینی نیرو‌های اشغالگر از اراضی اشغالی، حمله نظامی، نقض حقوق بشر، اقدامات غیرقانونی و کوچاندن و تبعید، اقدامات خشونت‌آمیز نظامیان، نقض پیمان صلح، محدویت‌های تحمیلی علیه فعالیت سازمان‌های بشردوستانه از جمله کمیته صلیب سرخ و نیز آژانس امداد و اشتغال آوارگان فلسطینی (آنروا) محکوم کرده است.
همچنین سازمان علمی فرهنگی ملل متحد (یونسکو) حداقل در سه قطعنامه اسرائیل را «قدرت اشغالگر» در بیت‌المقدس اعلام کرده است، از جمله در جریان چهل و یکمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو که تیر ۱۳۹۶ (می ۲۰۱۷) در لهستان برگزار شد.

منشور المپیک چه می‌گوید؟
منشور المپیک یا Olympic Charter مجموعه‌ای از اساس و ارزش‌های بنیادین حاکم بر جنبش المپیک و ساختار اجرایی و نحوه اداره کمیته بین‌المللی المپیک به عنوان عالی‌ترین نهاد ورزشی در جهان است. در ساختار جهانی ورزش، فدراسیون‌های جهانی (IFs)، نهاد‌های قاره‌ای و بین‌المللی و کمیته‌های ملی المپیک (NOCs) زیرمجموعه IOC تعریف می‌شوند هرچند مجامع آن‌ها استقلال فنی و مدیریتی‌شان را تضمین می‌کند.
در مقدمه منشور المپیک، در بند اول بخش اصول پایه‌ای المپیزم (Fundamental Principles of Olympism) آمده: «المپیک با آمیختن ورزش با فرهنگ و آموزش، به دنبال ایجاد شیوه زندگی براساس شادی و تلاش، ارزش آموزشی نمونه خوب، مسئولیت اجتماعی و احترام به اصول اخلاقی بنیادی جهانی است.»
در بند ۲ تأکید شده: «هدف از المپیک قرار دادن ورزش در خدمت توسعه انسانی بشر است، با هدف ارتقای جامعه‌ای مسالمت‌آمیز با حفظ کرامت انسانی.»
در بند ۴ با تأکید بر «رفع تبعیض» نوشته شده است: «هر فردی باید امکان ورزش داشته باشد با درک متقابل روحیه دوستی، همبستگی و بازی منصفانه.»
در بند ۵ با تأکید بر «بی‌طرفی سیاسی جنبش المپیزم» به حق مدیریت استقلال در تأسیس و نظارت آزادانه قوانین ورزشی و تعیین ساختار و اداره سازمان‌های (عضو)، بهره‌مند شدن از حق انتخابات عاری از هرگونه نفوذ بیرونی و مسئولیت اطمینان از به‌کارگیری اصول حکمرانی خوب اشاره شده است.
در بخش ۶ مقدمه منشور المپیک، در بند اول بخش اصول پایه‌ای المپیزم نیز «برخورداری از حقوق و آزادی‌های مندرج در این منشور المپیک بدون تبعیض از هر نوع، از قبیل نژاد، رنگ، جنس، گرایش جنسی، زبان، مذهب، سیاسی یا عقاید دیگر، منشأ ملی یا اجتماعی، دارایی، تولد تضمین می‌شود.»

علیرضا کریمی، قهرمان کشتی ایران و جهان در مسابقات امیدهای جهانی ۲۰۱۷ از رویارویی با ورزشکار رژیم اسراییل انصراف داد. او از سوی اتحادیه جهانی کشتی به مدت شش ماه از فعالیت ورزشی محروم شد.

رژیم صهیونیستی کدام یک از ارزش‌های جنبش المپیزم را نقض کرده است؟
اگر سازمان ملل متحد را عالی‌ترین مرجع سیاسی متشکل از ۱۹۳ کشور جهان بدانیم، لازم است به قطعنامه‌های آن توجه کنیم. براساس آنچه پیشتر به آن اشاره شد، سازمان ملل بار‌ها و در طول سال‌های مختلف رژیم صهیونیستی را به دلیل حمله نظامی، نقض حقوق بشر، اقدامات غیرقانونی و کوچاندن و تبعید، اقدامات خشونت‌آمیز نظامیان، نقض پیمان صلح، اعمال محدویت‌ها و تبعیض علیه مردم سرزمین‌های اشغالی فلسطین محکوم کرده است.
موارد محکومیت رژیم صهیونیستی توسط سازمان ملل متحد و سازمان علمی فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، به روشنی نشان می‌دهد رفتار این رژیم، آشکارا اصول بنیادین المپیزم از جمله «مسئولیت اجتماعی و احترام به اصول اخلاقی بنیادی جهان»، «ارتقا جامعه‌ای مسالمت‌آمیز با حفظ کرامت انسانی» و «رفع تبعیض» را نقض کرده و به «بی‌طرفی سیاسی جنبش المپیزم» آسیب رسانده است.

راهکار اساسی مبارزه با رژیم صهیونیستی در میادین ورزشی
تجربه تاریخی نشان داده رژیم صهیونیستی بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر و قدیمی‌ترین عامل اقدامات خشونت‌آمیز علیه غیرنظامیان است و مسابقه ندادن با اتباع آن می‌تواند «احترام به حقوق بشر، حفظ کرامت انسانی و اجرای منشور المپیک» تلقی شود. با چنین نگاهی در گام نخست، موضوع مسابقه ندادن ورزشکاران ایرانی با اتباع رژیم اشغالگر قدس باید به عنوان مسئله‌ای مهم در ارکان سیاسی نظام پذیرفته شود و برای آن برنامه عملیاتی همه‌جانبه با استفاده از همه ظرفیت‌های نظام تدوین کرد. طبیعتاً پیگیری این موضوع به تنهایی توسط کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش میسر نیست و باید از همه ظرفیت کشور از جمله دستگاه دیپلماسی و شخص ریاست جمهوری بهره گرفت. به عنوان نمونه جهانی کردن ورزش کوراش یکی از برنامه‌های جمهوری ازبکستان محسوب شد و در پی آن اسلام کریم‌اف رئیس‌جمهور با تک‌تک رؤسای جمهور کشور‌های هدف، تماس گرفت و با آن‌ها درباره جهانی کردن این ورزش گفتگو کرد و هم‌اینک رئیس افتخاری اتحادیه جهانی آن با ۱۱۷ فدراسیون ملی در ۵ قاره است. در نمونه داخلی نیز، درخواست دوستانه رئیس‌جمهور روحانی از رئیس‌جمهور ترکیه در مورد مشکل بدهی باشگاه پرسپولیس را همه به یاد دارند.
براساس گفته رضا صالحی امیری رئیس کمیته ملی المپیک «کل دنیای اسلام با رژیم صهیونیستی مشکل دارد و بیش از ۲۰ کشور با آن‌ها بازی نمی‌کنند». به نظر می‌رسد با رایزنی و استفاده از ظرفیت‌های سیاسی کشور از جمله محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه پرکار ایران که از چهره‌های برتر دیپلماسی جهان است، می‌توان بر تعداد حامیان مسابقه ندادن با ورزشکاران رژیم صهیونیستی افزود و آن‌ها را جذب این پویش کرد.
به عبارت ساده‌تر باید به روشنی نشان داد، ایران در موضوع مسابقه ندادن با اتباع رژیم صهیونیستی در میادین ورزشی تنها نیست و بسیاری از کشور‌ها و ورزشکاران همراه‌مان هستند. فدراسیون‌های جهانی باید بدانند این موضوع محدود به کشورمان نیست و مطالبه‌ای جهانی است که باید بر اساس رعایت حقوق بشر، اصول ورزش و المپیزم به آن احترام بگذارند.
در گام دوم، باید لایحه‌ای حقوقی و فنی مبتنی بر قطعنامه‌های سازمان ملل و دیگر نهاد‌های بین‌المللی از جمله یونسکو و هلال احمر و منشور المپیک، تنظیم و دلایل مسابقه ندادن ورزشکاران کشور‌های مختلف با ورزشکاران رژیم صهیونیستی را بیان کرد و از آن‌ها خواست این تصمیم و «حق» را محترم بشمارند.
همچنین لازم است یک کارزار رسانه‌ای جهانی با همکاری کشور‌ها و NGO‌های بین‌المللی در رسانه‌های عمومی (Mass Media) و رسانه‌های اجتماعی (Social Media) به راه انداخت که هدفش آگاه‌سازی مردم جهان از تصمیم کشور‌ها و ورزشکاران حامی فلسطین باشد.
در این کارزار رسانه‌ای باید تلاش کرد با افزایش فشار افکار عمومی بر فدراسیون‌های جهانی و جلوگیری از دخالت‌های سیاسی آن‌ها به نفع رژیم اشغالگر و کودک‌کش اسرائیل، مسابقه ندادن ورزشکاران با اتباع این رژیم به عنوان یک «حق» مورد تأیید قرار بگیرد.
ایران در تمام زمینه‌ها از جنبش‌های مقاومت علیه اشغالگری و تجاوز رژیم صهیونیستی حمایت و هزینه کرده، جامعه ورزش نیز با عدم رویارویی در میادین ورزشی نقش خود را ایفا کرده، اما اکنون لازم است گام محکم دیگری برداشته شود؛ گامی که حمایت همه ارکان نظام را طلب می‌کند.

ایران و آمریکا به دنبال جنگ نیستند؛ چه کسی جنگ افروزی می کند؟

سیدصادق حسینی، خبرآنلاین | بازنشر: خبرگزازی فارس، تابناک: ترامپ برجام را توافقی بد برای آمریکا می دانست؛ او بارها به دموکرات ها از جمله باراک اوباما حمله کرد که علاوه بر امتیاز فراوان، پول نقد هم به ایران بابت برجام پرداخته اند. با چنین رویکردی، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ ترامپ رسما فرمان خروج از برجام را امضا کرد و ایالات متحده از مهمترین توافق جهانی ۲۰ سال گذشته خارج شد. اقدامی که با وجود مخالفت های جهانی به ویژه اروپا، چین و روسیه، بلوک اسراییل،عربستان سعودی و امارات که کارشکنی های فراوانی برای امضای برجام داشتند، از آن استقبال کردند.
خروج آمریکا از برجام، دوره ی جدیدی از تنش ها میان ایالات متحده و ایران را آغاز کرد که تحریم پایه ی اصلی آن است، تحریمی که از فروش نفت آغاز شد و به وزیر خارجه و رهبر ایران رسید و کماکان ادامه دارد.
فضای برجام بدون آمریکا یا برجام اروپایی، البته محدود به تحریم و تنش سیاسی نشد؛ ترامپ از راه های مختلف به دنبال گفت و گو با ایران بود تا بتواند از آن به عنوان برگ برنده در فضای سیاسی داخلی و انتخابات پیش‌رو استفاده کند. آن ها واسطه های متعددی فرستادند تا گفت و گو با ایران آغاز شود و در نقطه اوجش نخست وزیر ژاپن را ۲۳ خرداد ۱۳۹۸ پس ۴۱ سال به تهران فرستادند.

افزایش تنش در خلیج فارس

۲۲ اردیهشت ۹۸، پیش از رسیدن هواپیمای نخست وزیر ژاپن به تهران، به ۴ کشتی در بندر فجیره حمله شد که اماراتی ها آن را «عملیات خرابکارانه خطرناک» و «تحولی خطرناک» خواندند. درحالی که آبه شینزو با رهبر انقلاب دیدار می کرد، به دو کشتی ژاپنی در تنگه هرمز و دریای عمان حمله شد، ایران در اقدامی مقتدرانه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸، پهپاد جاسوسی گلوبال هاوک آمریکا را که به آب های سرزمینی ش تجاوز کرده بود، با موشک سرنگون کرد؛ ترامپ نیز مدعی ساقط کردن پهپادهای ایرانی شد، ادعایی که از سوی ایران تکذیب شد و سندی از سوی آمریکا برای آن ارایه نشد. انگلیس در اقدامی عجیب ۱۴ تیر ۱۳۹۸ یک ابر نفتکش ایرانی را در جبل الطارق توقیف کرد و متعاقب آن، ۲۸ تیر ۱۳۹۸ ایران نیز ۲ کشتی انگلیسی را در تنگه هرمز به دلیل تخطی از رعایت قوانین کشتی‌رانی بین المللی متوقف کرد و آمریکا گفت یک ائتلاف نظامی برای امنیت کشتی‌رانی در خلیج فارس راه می اندازد!

جزییات از تهدید تا لغو دستور حمله ترامپ به ایران

دونالد ترامپ درحالی که توییت کرده بود «ایران اشتباه بسیار بزرگی مرتکب شد»، در عقب نشینی آشکاری گفت:« برای من سخت است که باور کنم این اتفاق عمدا رخ داده است». او بعدتر توییت کرد: «آنها یک هواپیمای بدون سرنشین را در حال پرواز بر فراز آب‌های بین‌المللی ساقط کردند. شب گذشته آماده شلیک به سه سایت مختلف برای تلافی بودیم که پرسیدم چند نفر کشته خواهند شد؟ پاسخ یک ژنرال این بود: ۱۵۰ نفر قربان. ۱۰ دقیقه قبل از حمله، آن را متوقف کردم، چون متناسب با ساقط کردن یک پهپاد بدون سرنشین نبود».
با وجود ادعای ترامپ، ۳۱ مرداد، ۶۰ روز بعد از سرنگونی پهپاد آمریکایی، المانیتور به نقل از منابع خود در واشنگتن فاش کرد:« رئیس‌جمهور آمریکا بعد از ارسال پیام‌هایی از کشورهای حاشیه خلیج فارس، تصمیم خود برای حمله به سه نقطه در داخل ایران را لغو کرده است.»
سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه ۷ شهریور ۱۳۹۸ دراین اظهارات جالبی دارد:« اطمینان داشتیم اگر اولین موشک یا بمب آمریکایی‌ها  به سرزمین ما اصابت کند، پایگاه‌های آنها در قطر و امارات و ناو آنها در دریای عمان را که از قبل هدف‌گیری کرده بودیم را می‌زنیم.» اظهاراتی که تایید کننده خبر المانیتور و تکذیب ادعای ترامپ است.

موضع مشترک ایران و آمریکا: به دنبال جنگ نیستیم

آمریکایی ها از روز اول خروج از برجام همراه با کارشکنی ها و افزایش فشارها، تلاش های گسترده و ناهماهنگی را برای مذاکره مجدد با ایران آغاز کردند، روزی پمپئو وزیر خارجه برای مذاکره پیش شرط می گذاشت، روز دیگر ترامپ می گفت آماده مذاکره بدون پیش شرط و تماس تلفنی از تهران است. اما همه ی این حرف ها یک پاسخ روشن از سوی تهران داشت: مذاکره نمی کنیم؛ الان زمان مذاکره نیست و شرایط برای مذاکره وجود ندارد!
آیت‌الله خامنه ای رهبر انقلاب در سخنرانی‌های خود در اردیبهشت ۱۳۹۸ تاکید کردند: «جنگ نخواهد شد، مذاکره نخواهیم کرد» و «نه ما دنبال جنگ هستیم، نه آنها{آمریکا}، که می‌دانند به صرفه‌شان نیست…تا وقتی آمریکا همینی است که الان هست مذاکره‌ی ما و آمریکا، سَم است». رییس جمهور حسن روحانی نیز هم‌زمان با اجلاس گروه ۸ در فرانسه ۵ شهریور ۱۳۹۸،  همین پیام را به زبان خود و البته با چاشنی طعنه بیان کرد: « این که کسی بخواد با حسن روحانی عکس بگیرد این کار امکان پذیر نیست، فتوشاپش البته امکان پذیر است، مگر از تحریم‌های ظالمانه دست بردارند و به حقوق ملت ایران احترام بگذارند؛ در آن موقع یک شرایط جدیدی ایجاد می‌شود و بر روی آن می‌توان فکر کرد».
دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا نیز در آخرین اظهاراتش در نشست خبری مشترک با امانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه، در حاشیه اجلاس گروه ۷ گفت:«در صورتی که شرایط مناسب باشد با رئیس جمهور ایران دیدار می‌کنم. ایران می‌تواند کشور فوق‌العاده‌ای باشد اما این موضوع بدون سلاح هسته‌ای ممکن خواهد بود.»
نکته‌ی مشترک پیام های ایران و آمریکا یک چیز است: به دلایل مختلف نه ایران و نه آمریکا به دنبال جنگ نیستند و این برای رژیم اسراییل یک پیام تلخ، نگران کننده و ترسناک است.

اسراییل به دنبال جنگ و تنش در خاورمیانه

با گذشت ۳۱ ماه از حکم‌رانی ترامپ بر کاخ سفید، پیام رویکرد جدید ایالات متحده در مواجهه با ایران برای جهان و به ویژه مثلث اسراییل- سعودی-امارات روشن‌تر از قبل شد: آمریکا نمی خواهد چالش سیاسی با ایران به یک تنش نظامی ولو کوتاه مدت بینجامد.
بر این اساس درحالی که سعودی درگیر جنگ یمن و موشک ها و پهپادهای یمنی است و  امارات متحده عربی با دور شدن از سیاست های بن سلمان و از ترس هزینه های ناشی از واکنش ایران در جنگ احتمالی در تلاش برای برقراری ارتباط با تهران است، اسراییل تصمیم گرفته خود به تنهایی آتش جنگ در منطقه را روشن سازد.
از سوی دیگر تغییرات سیاسی و پیام های رد و بدل شده میان ایران و فرانسه و فرانسه آمریکا، بر شدت ترس و نگرانی اسراییل ناشی از کاهش تنش و احتمال آغاز گفت و گو میان ایران و آمریکا افزوده است. تیتر مطلب ۵ شهریور ۱۳۹۸ رادیو صدای اسراییل از مذاکره  تلفنی نتانیاهو و مایک پنس معاون رییس جمهور آمریکا به خوبی نشان دهنده همین ترس و نگرانی است: «اسرائیل نگران است که مبادا سیاست پرزیدنت ترامپ در برابر ایران، به زیان اسرائل تغییر یابد».
در پرتو این نگرانی و ترس است که اسراییل حمله به پایگاه های منتسب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در سوریه، پایگاه های حشد الشعبی در عراق و ساختمان های حزب الله لبنان در بیروت انجام داد.
سردار حسین اعلایی فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه و کارشناس مسایل راهبری با تایید ترس و نگرانی اسراییل به شفقنا گفت:«اسرائیل به بهانه انجام عملیات پیش دستانه به دنبال شروع یک جنگ نیابتی به منظور وادار کردن آمریکا به افزایش فشار به ایران است. اسرائیل حس می کند که ایران در وضعیت فعلی تخاصم با آمریکا به دنبال افزایش تنش در منطقه نیست و از هر اقدامی که به جنگ منجر شود اجتناب می کند و بنابراین، بهترین زمان برای حمله به مواضع سازمان ها و جریانات طرفدار ایران در کشورهای منطقه است.»
دکتر اعلایی ترس و واهمه اسراییل از کاهش تنش در منطقه را چنین توصیف می کند:« هرگاه تلاش های دیپلماتیک برای کاهش تنش بین ایران و آمریکا افزایش می یابد، اسرائیل به شدت نگران می شود. فشارهای دیپلماتیک اخیر ایران برای وادار کردن آمریکا به عقب نشینی و سعی رئیس جمهور فرانسه برای گرفتن امتیازاتی از ترامپ جهت حفظ برجام، نتانیاهو را بیمناک کرده است». توییت بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود و نخست وزیر اسراییل همین نکته را نشان می دهد: «… اسرائیل به یک رهبر قوی مانند نتانیاهو نیاز دارد که در صورت لزوم، حتی در برابر رئیس جمهوری ایالات متحده نیز بایستد».
برخی توییت ترامپ که در آن عکس سکوی پرتاب موشک ماهواره بر سفیر را منتشر کرده در این گونه تحلیل می کنند که او به ایرانی می گوید: این خرابکاری، کار آمریکا نیست! حرفی که طبیعتا اذهان عمومی را به سمت اسراییل سوقی می دهد.
ترامپ توییت کرده بود:« ایالات متحده آمریکا در حادثه فاجعه‌باری که در آماده‌سازی‌های نهایی سکوی پرتاب موشک ماهواره‌بر سفیر در سمنان رخ داد نقشی نداشته است. برای ایران بهترین آرزوها را دارم و امیدوارم در مشخص کردن این که در جایگاه چه اتفاقی افتاده موفق باشند».
برای درک شدت نگرانی اسراییل از کاهش تنش میان ایران و آمریکا، کافی است بدانید آن ها بعد از ۱۳ سال، قطعنامه سازمان ملل درباره‌ی جنگ ۳۳ روزه زیر پا گذاشتند. در بند ب ماده ۸  قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل «اجرای تدابیر امنیتی برای جلوگیری از اعمال خصمانه» توسط اسراییل تاکید شده بود.  اسراییل بامداد ۳ شهریور  به دفاتر حزب الله در بیروت حمله ی پهپادی کرد که به تعبیر میشل عون رییس جمهور لبنان «نوعی اعلام جنگ بود».

پیام های صادر شده از مقام های آمریکایی که با مقامات اسراییلی گفت و گو می کنند نیز تایید کننده ترس روزافزون صهیونیست از کاهش تنش در رابطه تهران و واشنگتن است. به عنوان نمونه مایک پنس معاون رییس جمهور آمریکا بعد از گفت و گو با نتانیاهو توییت کرده:« در دورهٔ پرزیدنت ترامپ آمریکا همیشه در کنار اسرائیل خواهد ایستاد» یا جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در اکراین گفته «مذاکره با آنها[ایران]، از نظر پرزیدنت دونالد ترامپ به معنای تغییر موضع نیست».

با گذشت ۶۰ روز از سرنگونی پهپهاد آمریکایی توسط ایران، توقیف و  آزادی نفتکش ایرانی توسط انگلیس و کاهش تنش نظامی میان تهران و واشنگتن، اما منطقه‌ی خاورمیانه کماکان در تنش ناشی از جنگ به سر می برد، این بار اما نه از سوی آمریکا بلکه از سوی اسراییل!
نتانیاهو بعداز پنجمین حمله در ۴۰ روز اخیر به پایگاه‌های نیروهای حشد الشعبی در عراق گفت:« اسراییل نه تنها در عراق بلکه در همه منطقه علیه ایران اقدام می‌کند. اختیارات لازم به ارتش داده شده تا علیه هر جایی که نیروهای متحد ایران در آن حضور دارند، اقدام کنند» و این یعنی: اسراییل به دنبال جنگ است.