علی لاریجانی، هیچوقت چهره مردمپسند و جذابی برای مردم نبود. بیانش ثقیل بود و پیامش پیچیده بود. در طنز و کنایهگویی هم بیشتر ادبیاتش رسمی بود. او همواره در جناح اصولگرا بود و بر گفتمانش ثابت قدم. اهل بندبازی نبود، یک روز این ور باشد، یک روز آنور. با این حال مغضوب جریانات مثلا انقلابی بود، از توهین و شبنامه و پرتاب مهر تا ردصلاحیت، هر چه داشتند علیهاش خرج میکردند. وقتی در انتخابات ریاست جمهوری رد صلاحیتاش کردند، اعتراض کرد و بعد نامهای به مقامات نوشت و دلایل شورای نگهبان را بی اساس خواند.
با این حال بعداز جنگ ۱۲ روزه، حاضر شد مسئولیت مهم دبیری شورای عالی امنیت ملی را قبول کند و به دوستانش گفته بود: شرایط بسیار ویژه و خطرناکی پیش روی کشور است.
در روزهای آغاز اعتراضات دی، توجه اصلی لاریجانی دور کردن سایه جنگ و آغاز مذاکرات هستهای بود که جنایات ۱۸و۱۹ دی رخ داد و جامعه دیگر مثل قبلش نشد و با آغاز جنگ تحمیلی در صبح ۹ اسفند، لاریجانی مسئولیت هماهنگی و سازماندهی فعالیتهای نظامی و اطلاعاتی و دیپلماسی را به دوش میکشید و در سنگر رسانه و ابزارهای عمومی نیز فعالانه کار کرد تا این که بامداد سهشنبه ۲۶ اسفند به شهادت رسید.
لاریجانی هیچوقت چهره مردمپسند و جذابی برای عموم مردم نبود، همواره پیامش برای نخبگان جذابیت داشت. او از معدود چهرههای اصولگرا بود که آرمانگرایی را با واقعبینی دنبال میکرد و جسارت تغییر را داشت، مانند کاری که با قانونی کردن استفاده از ویدیو کرد. او از جمله چهرههای اصولگرایی بود که از نیمه دهه ۸۰ عملگرایی را بر شعارگرایی ترجیح داد و مسیرش را جدا کرد، برای همین مورد غضب تندروها قرار گرفت.
ترور موفق لاریجانی در پس ترورهای ۹ اسفند، شبیه عملیات خیبر( اسفند ۶۲) بود که در آن بسیاری از فرماندهان عزیزمان ازجمله محمدابراهیم همت و حمید باکری به شهادت رسیدند؛ امروز ۴۲ سال بعداز عملیات خیبر، ما شهادت شهید سیدعبدالرحیم موسوی، شهید محمد پاکپور، شهید علی شمخانی، شهید عزیز نصیرزاده و بسیاری دیگر را تجربه میکنیم؛ نه آن دفاع متوقف شد؛ نه این دفاع علیه تجاوز و ترور متوقف میشود.
به امید پیروزی و آرامش و پیشرفت ایران
