چالش‌های معنایی و هنجاری IOC: المپیک بیشتر سیاسی کمتر ورزشی

سیدصادق حسینی، روزنامه‌نگار، انتشار عصرایران

سیدصادق حسینی، روزنامه‌نگارجهانی که در آن زندگی می‌کنیم، با فراز و نشیب‌هایی پرشتاب پیش می‌رود. ائتلاف‌های قدیمی فرو می‌پاشند و مناسبات تازه‌ای شکل می‌گیرند؛ تمدن‌ها و جوامع با تهدیدهای جدید روبه‌رو می‌شوند، جنگ‌ها آغاز می‌شوند و مردم بی‌گناه قربانی می‌شوند. بیراه نیست اگر بگوییم نظم نوظهور جهانی بیش از پیش بر استفاده از زور، حتی به بهای نادیده گرفتن ارزش‌های انسانی و زیر پا گذاشتن قواعد حقوقی، استوار شده است.
به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، جنبش مدرن المپیک، پس از حدود ۱۳۰ سال فعالیت، بیش از گذشته با چالش‌های معنایی و اخلاقی روبه‌روست. اگر هدف پی‌یر دو کوبرتن از احیای بازی‌های المپیک، ترویج صلح و دوستی و مقابله با تبعیض بود، عملکرد کمیته بین‌المللی المپیک در سال‌های اخیر این پرسش را مطرح می‌کند که این نهاد تا چه اندازه به آرمان‌های بنیادین خود وفادار مانده است. آیا بازی‌های المپیک، در کنار ابعاد تجاری و اقتصادی، همچنان می‌توانند حامل آن ارزش‌های انسانی باشند؟

منشور المپیک چه می‌گوید؟
منشور المپیک یا Olympic Charter مجموعه‌ای از ارزش‌های بنیادین حاکم بر جنبش المپیک، ساختار اجرایی و نحوه اداره کمیته بین‌المللی المپیک به عنوان عالی‌ترین نهاد ورزشی در جهان است.
در مقدمه منشور المپیک، در بند اول بخش اصول پایه‌ای المپیزم (Fundamental Principles of Olympism) آمده: «المپیک با آمیختن ورزش با فرهنگ و آموزش، به دنبال ایجاد شیوه زندگی براساس شادی و تلاش، ارزش آموزشی نمونه خوب، مسئولیت اجتماعی و احترام به اصول اخلاقی بنیادی جهانی است.»
در بند ۲ تأکید شده: «هدف از المپیک قرار دادن ورزش در خدمت توسعه انسانی بشر است، با هدف ارتقای جامعه‌ای مسالمت‌آمیز با حفظ کرامت انسانی.»
در بند ۴ با تأکید بر «رفع تبعیض» نوشته شده است: «هر فردی باید امکان ورزش داشته باشد با درک متقابل روحیه دوستی، همبستگی و بازی منصفانه.»
در اصل پنجم منشور المپیک، بر استقلال جنبش المپیک و ضرورت خودمختاری سازمان‌های ورزشی در اداره امور خود تأکید شده است. این اصل، از جمله، استقلال در تعیین و نظارت بر قواعد ورزشی، انتخاب آزادانه ساختارهای مدیریتی و رعایت اصول حکمرانی مطلوب را در بر می‌گیرد.
در بخش ۶ ، در بند اول بخش اصول پایه‌ای المپیزم تاکید شده است: «برخورداری از حقوق و آزادی‌های مندرج در این منشور المپیک بدون تبعیض از هر نوع، از قبیل نژاد، رنگ، جنس، گرایش جنسی، زبان، مذهب، سیاسی یا عقاید دیگر، منشأ ملی یا اجتماعی، دارایی، تولد تضمین می‌شود.»

اسرائیل نمونه روشن چالش معنایی المپیک
چالش معنایی (Semantic Challenge) در علوم اجتماعی، فلسفه سیاسی و روابط بین‌الملل، به وضعیتی گفته می‌شود که در آن میان معنای بیان‌شده یک مفهوم، ارزش یا هنجار و نحوه تفسیر، بازنمایی یا اجرای عملی آن فاصله ایجاد می‌شود؛ به‌گونه‌ای که اعتبار، انسجام یا مشروعیت آن مفهوم مورد پرسش قرار می‌گیرد.

این چالش زمانی برجسته‌تر می‌شود که یک نهاد یا بازیگر بین‌المللی، ارزش‌هایی جهان‌شمول مانند صلح، عدالت، آزادی یا منع تبعیض را مبنای مشروعیت خود قرار دهد، اما عملکرد آن با انتظاراتی که همین ارزش‌ها ایجاد کرده‌اند، سازگار به نظر نرسد.
یکی از نمونه‌هایی که پرسش‌هایی درباره انسجام معنایی و اخلاقی جنبش المپیک ایجاد کرده، نحوه برخورد IOC با حضور اسرائیل در بازی‌های پاریس است. رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس (۱۹۴۸ میلادی/ ۱۳۲۷ شمسی) بار‌ها قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد را نقض کرده که از میان آن‌ها می‌توان به قطعنامه‌های ۱۰۱ (۱۹۵۳)، ۲۴۲ (۱۹۶۷)، ۲۷۱ (۱۹۶۹)، ۴۶۸ (۱۹۸۰)، ۶۰۵ (۱۹۸۷)، ۶۷۲ (۱۹۹۰)، ۶۸۱ (۱۹۹۰)، ۶۹۴ (۱۹۹۱)، ۷۹۹ (۱۹۹۲)، ۱۳۹۷ (۲۰۰۲)، ۱۴۳۵ (۲۰۰۲) اشاره کرد.

در این قطعنامه‌ها، سازمان ملل رژیم صهیونیستی را به دلیل نیرو‌های اشغالگر از اراضی اشغالی، حمله نظامی، نقض حقوق بشر، اقدامات غیرقانونی و کوچاندن و تبعید، اقدامات خشونت‌آمیز نظامیان، نقض پیمان صلح، محدودیت‌های تحمیلی علیه فعالیت سازمان‌های بشردوستانه از جمله کمیته صلیب سرخ و نیز آژانس امداد و اشتغال آوارگان فلسطینی (آنروا) محکوم کرده است.

همچنین سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد یونسکو، حداقل در سه قطعنامه اسرائیل را «قدرت اشغالگر» در بیت‌المقدس اعلام کرده است، از جمله در جریان چهل و یکمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو که تیر ۱۳۹۶ (می ۲۰۱۷) در لهستان برگزار شد.
بعد از جنایات جنگی اسرائیل در غزه و قتل عام هزاران نفر پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز جنگ در غزه، موجی از تنفر از اسرائیل و همبستگی با فلسطین در سراسر جهان به راه افتاد. سازمان ملل و شورای امنیت در قطعنامه‌های متعددی از جمله ۲۷۱۲، ۲۷۲۰، ۲۷۲۸ و ۲۷۳۵ با تقبیح خشونت های اسرائیل خواستار توقف قتل عام فلسطینیان و آغاز امدادرسانی و آتش بس پایدار شدند.
دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) در پی شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل، پیگیری حقوق و قضایی را آغاز کرد. دیوان کیفری بین‌المللی ۲۱ نوامبر ۲۰۲۴ بعد از بررسی اسناد و مدارک، علیه بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر و یوآو گالانت وزیر دفاع وقت اسرائیل قرار بازداشت به اتهام جرائم جنگی و جنایت علیه بشریت شامل استفاده از گرسنگی به‌عنوان روش جنگی، هدایت عمدی حمله علیه جمعیت غیرنظامی، قتل، آزار و تعقیب و سایر اعمال غیرانسانی صادر کرد.
دیوان ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۴ یعنی ۷ روز قبل از آغاز المپیک ۲۰۲۴ پاریس در بیانیه‌ای درباره پیامدهای حقوقی سیاست‌ها و رویه‌های اسرائیل در سرزمین اشغالی فلسطین، از جمله بیت‌المقدس شرقی، به نتایج مهمی درباره غیرقانونی بودن ادامه حضور اسرائیل در اراضی اشغالی و نقض حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین رسید.
رژیم اسرائیل بر اساس گزارش ها پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا آستانه المپیک ۲۰۲۴ پاریس در حدود ۳۹.۵۰۰ فلسطینی را قتل عام کرد که از این تعداد بیش از ۱۱هزار کودک و ۶۳۰۰ زن توسط بمباران های بی وقفه و نامتعارف ارتش اسرائیل به قتل رسیدند و بیش از ۲ میلیون نفر بی‌خانمان شدند و غزه با خاک یکسان شد.
با وجود نقض فاحش منشور و آرمان های جنبش المپیک و حقوق بین‌الملل توسط اسرائیل، واکنش IOC چه بود؟ استقبال از کاروان ورزشی اسرائیل در بازی های المپیک تابستانی ۲۰۲۴ پاریس. توماس باخ آلمانی رئیس وقت کمیته بین‌المللی المپیک در مصاحبه ای با روزنامه فرانسوی لوموند(در ۱۹ مارس ۲۰۲۴) در اظهاراتی سوال برانگیز گفت: اسرائیل منشور المپیک را نقض نکرده! اما روسیه تمامیت ارضی و صلاحیت کمیته ملی المپیک اوکراین را نقض کرده است!
سوال اساسی این است آیا IOC در مواجهه با اتهامات جدی مربوط به نقض حقوق بین‌الملل، معیارهای روشن و یکسانی برای ارزیابی مسئولیت نهادهای ورزشی و تصمیم‌گیری درباره مشارکت کشورها دارد؟ آیا رهبران کمیته بین‌المللی المپیک، این نهاد را با یک چالش معنایی بزرگ روبرو نکرده‌اند؟

چالش اخلاقی و هنجاری المپیک: تبعیض
چالش اخلاقی (Ethical Challenge) در فلسفه اخلاق، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، به وضعیتی گفته می‌شود که در آن یک فرد، نهاد یا نظام تصمیم‌گیری با تعارض میان ارزش‌ها، اصول اخلاقی یا مسئولیت‌های خود مواجه می‌شود؛ یا عملکرد آن به‌گونه‌ای است که سازگاری تصمیم‌ها و اقداماتش با معیارهای اخلاقی پذیرفته‌شده مورد پرسش قرار می‌گیرد.

چالش اخلاقی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که یک نهاد، مشروعیت و اعتبار خود را بر پایه اصولی مانند عدالت، برابری، کرامت انسانی و منع تبعیض بنا کرده باشد، اما در عمل نتواند پایبندی منسجم به این اصول را نشان دهد.

چالش هنجاری (Normative Challenge) نیز به وضعیتی اشاره دارد که در آن اعتبار، تفسیر، انسجام یا اجرای هنجارها و قواعد پذیرفته‌شده یک نظام اجتماعی یا بین‌المللی محل مناقشه قرار می‌گیرد. هنجار می‌تواند اخلاقی، حقوقی، سیاسی یا نهادی باشد.
چالش اخلاقی و هنجاری زمانی مطرح می‌شود که کمیته بین‌المللی المپیک ناگزیر است میان اصولی مانند بی‌طرفی سیاسی ورزش، حق مشارکت ورزشکاران، منع تبعیض و مسئولیت اجتماعی خود در برابر نقض حقوق بشر تعادل برقرار کند. بدیهی است اگر تصمیمات IOC در پرونده‌های مشابه بدون توجیهی روشن و قابل دفاع متفاوت باشد، نه‌فقط انسجام سیاست‌هایش، بلکه اعتبار اخلاقی و هنجاری آن نیز زیر سؤال می‌رود.
بعد از جنگ سال ۲۰۱۴، اسفند ۱۴۰۰/ فبریه ۲۰۲۲ ارتش روسیه به اوکراین حمله‌ی تجاوزکارانه‌ای کرد و آن را «عملیات ویژه» نامید. ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد، تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولت‌ها را ممنوع می‌کند. این اصل یکی از مبانی حقوقی مهم در ارزیابی جنگ روسیه علیه اوکراین است.

کمیته بین‌المللی المپیک و فدراسیون های جهانی از جمله فیفا و یوفا، روسیه و بلاروس را به دلیل تجاوز به اوکراین از حضور در رویدادهای ورزشی محروم کردند. تیم ملی فوتبال روسیه نیز از پلی‌آف جام جهانی ۲۰۲۲ کنار گذاشته شد؛ IOC همچنین نشان المپیک را از ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه پس گرفت.

با گذشت حدود ۴ سال و ۷ ماه از آغاز جنگ اوکراین هرچند برخی از فدراسیون‌های جهانی محدودیت ها را کاهش داده اند اما فیفا و یوفا همچنان تیم های روسیه را از حضور در مسابقات محروم می‌کنند.

رفتار با روسیه نمونه آشکاری از «تبعیض» کمیته بین‌الملل المپیک در اجرای اصول و ارزش های المپیزم است. وقتی روسیه به اوکراین تجاوز کرد، از تمام حقوق ورزشی‌اش محروم شد ولی وقتی اسرائیل به غزه و لبنان حمله و هزاران نفر را قتل عام کرد نه تنها شاهد هیچ محرومیت و تحریمی نشد بلکه با حضور در المپیک پاریس پاداش هم گرفت.

رفتار کمیته بین‌المللی المپیک با روسیه و اسرائیل، استاندارد دوگانه‌ای را نشان میدهد که جنبش المپیک را با چالش اخلاقی و بحران هنجاری روبرو کرده است.
نظام ورزش جهان نمی داند IOC چه معیاری را برای تبدیل یک بحران بین‌المللی به تصمیم انضباطی در حوزه ورزش به کار می‌گیرد؟

اگر تجاوز نظامی، نقض تمامیت ارضی یا آسیب گسترده به غیرنظامیان در تصمیم‌گیری‌های ورزشی اهمیت دارد، معیارهای مرتبط با این موضوعات باید روشن، عمومی و فارغ از هویت سیاسی دولت‌ها باشند. با چه سنجشی تجاوز روسیه به اوکراین ناقض منشور ملل متحد است و با چه معیاری تجاوز اسرائیل در غزه ناقص این اصل نیست؟

IOC نمی تواند بر هنجارها، آرمان ها و اصولش پافشاری کند در حالی که در یک موضوع ۲ رویکرد متفاوت در پیش گرفته باشد؛ IOC نمی تواند شعار رفع تبعیض و آزادی و توسعه انسانی بدهد اما هم زمان یک متجاوز را محروم و از جنایات یک قاتل چشم پوشی کند.

بحران‌های اخلاقی و هنجاری پیش روی جنبش المپیک
یکی از آرمان‌های تاریخی جنبش المپیک، فراهم کردن بستری برای رقابت ورزشکاران کشورهایی بوده است که ممکن است درگیر منازعه باشند. با این حال، نمونه‌های تاریخی حضور رقیبان در یک بازی، به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که IOC در همه دوره‌ها معیارهایی یکسان و مستقل از سیاست داشته است و گذشت زمان نشان داده رهبران جنبش المپیک در مواجهه با فشارهای سیاسی، چارچوب های اخلاقی و معنایی را نادیده می گیرند؛ یکی را راه دهند و دیگر را حذف کنند.
در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن اتحاد جماهیر شوروی و مجارستان بخاطر سرکوب خونین اعتراضات مجارها توسط نیروهای شوروی در نزاع بودند اما تصمیم گرفتند در بازی ها شرکت کنند؛ در نیمه نهایی واترپلو با هم مسابقه دادند و در نهایت مجارستان قهرمان شد، در المپیک ۲۰۰۸ پکن با این که در اوستیای جنوبی و آبخازیا میان روسیه و گرجستان جنگ درگرفته بود، اما دو کشور در المپیک ماندند و در برخی رشته ها باهم روی سکو رفتند.
جنگ روسیه و اوکراین در طول ۴ سال و ۷ ماه گذشته بر اساس برآوردها بیش از ۳۷۵هزار کشته داشته و در جنگ اسرائیل در غزه بیش از ۷۴هزار فلسطینی قتل عام شدند؛ این ‌هاجنایت انسانی هولناکی هستند و هیچ شکی در آن نیست؛ با این حال عملکرد رهبران و تصمیم‌گیران کمیته بین‌المللی المپیک بیش از همیشه آشکار کرد المپیزم با چالش معنایی و هنجاری روبرو است. اگر IOC برای دفاع از استقلال ورزش در برابر مداخله سیاسی دولت‌ها اختیار دارد، آیا همین استقلال نباید با شفافیت، ثبات معیارها و پاسخ‌گویی اخلاقی همراه باشد؟

جنبش پیر دوکوبرتن پس از ۱۳۰ سال به تبعیضی آشکار آلوده شده و در این چرخه دیگر نه انسان که ساختارهای سیاسی اولویت دارند؛ وقتی رهبران IOC میان متجاوزان روسی و اسرائیلی و کشته‌شده اوکراینی و فلسطینی این طور واضح فرق می گذارند، مردم جهان فروافتادن اخلاق و کاستن از ارزش ها و هنجارها را می بینند. این روزها بسیاری فهمیده‌اند تصمیم‌های لوزان برای سمت و سوی آینده ورزش در جهان، بیشتر به طرف سیاست و کمتر به طرف ورزش و ارزش های نخستین المپیک یعنی صلح و دوستی گرایش دارد.

اکنون این پرسش مطرح است که آیا کریستی کاونتری، قهرمان پیشین شنای المپیک و رئیس کمیته بین‌المللی المپیک، می‌تواند با شفاف‌تر کردن معیارهای تصمیم‌گیری و تقویت پاسخ‌گویی نهادی، اعتماد به استقلال و بی‌طرفی جنبش المپیک را تقویت کند؟ آیا المپیک می‌تواند بار دیگر صلح، دوستی و توسعه انسانی را در مرکز هویت خود قرار دهد؟

در ورزش چگونه باید با رژیم صهیونیستی مقابله کرد؟

سیدصادق حسینی، روزنامه‌نگار، روزنامه خبرورزشی| نسخه PDF| بازنشر: تسنیم | عصرایران|  با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سیاست حمایت از آزادی قدس و ملت مظلوم فلسطین به عنوان یکی از اصول انقلاب و یکی از راهبرد‌های جدید ژئوپلوتیک پیگیری و اجرا شد. بر اساس این سیاست، ایران در همه زمینه‌های فرهنگی، علمی، سیاسی، امنیتی، اطلاعاتی و نظامی از گروه‌های مقاومت در برابر رژیم اشغالگر قدس حمایت تام کرده و می‌کند.
در مقوله ورزش، ایران تاکنون رویکردش عدم مواجهه خانواده ورزش (ورزشکار، داور، کادر رسمی) با ورزشکاران رژیم اسرائیل بوده است. اتفاقی که هر از گاهی موجب واکنش‌هایی در سطح جامعه ورزش شده که استعفای رسول خادم از فدراسیون کشتی با این بهانه و تعلیق فدراسیون جودو از آخرین نمونه‌های آن است.
روشن است که ادامه این رویکرد هر از گاهی با موجی از محرومیت و تعلیق برای ورزشکاران و فدراسیون‌های ایرانی همراه است، اما ورزش ایران چه کار اساسی در این خصوص باید انجام دهد؟

محکومیت مستمر رژیم صهیونیستی در سازمان ملل متحد
رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس (۱۹۴۸ میلادی/ ۱۳۲۷ شمسی) بار‌ها قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد را نقص کرده که از میان آن‌ها می‌توان به قطعنامه‌های ۱۰۱ (۱۹۵۳)، ۲۴۲ (۱۹۶۷)، ۲۷۱ (۱۹۶۹)، ۴۶۸ (۱۹۸۰)، ۶۰۵ (۱۹۸۷)، ۶۷۲ (۱۹۹۰)، ۶۸۱ (۱۹۹۰)، ۶۹۴ (۱۹۹۱)، ۷۹۹ (۱۹۹۲)، ۱۳۹۷ (۲۰۰۲)، ۱۴۳۵ (۲۰۰۲) اشاره کرد.
در این قطعنامه‌ها، سازمان ملل رژیم صهیونیستی را به دلیل عدم عقب‌نشینی نیرو‌های اشغالگر از اراضی اشغالی، حمله نظامی، نقض حقوق بشر، اقدامات غیرقانونی و کوچاندن و تبعید، اقدامات خشونت‌آمیز نظامیان، نقض پیمان صلح، محدویت‌های تحمیلی علیه فعالیت سازمان‌های بشردوستانه از جمله کمیته صلیب سرخ و نیز آژانس امداد و اشتغال آوارگان فلسطینی (آنروا) محکوم کرده است.
همچنین سازمان علمی فرهنگی ملل متحد (یونسکو) حداقل در سه قطعنامه اسرائیل را «قدرت اشغالگر» در بیت‌المقدس اعلام کرده است، از جمله در جریان چهل و یکمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو که تیر ۱۳۹۶ (می ۲۰۱۷) در لهستان برگزار شد.

منشور المپیک چه می‌گوید؟
منشور المپیک یا Olympic Charter مجموعه‌ای از اساس و ارزش‌های بنیادین حاکم بر جنبش المپیک و ساختار اجرایی و نحوه اداره کمیته بین‌المللی المپیک به عنوان عالی‌ترین نهاد ورزشی در جهان است. در ساختار جهانی ورزش، فدراسیون‌های جهانی (IFs)، نهاد‌های قاره‌ای و بین‌المللی و کمیته‌های ملی المپیک (NOCs) زیرمجموعه IOC تعریف می‌شوند هرچند مجامع آن‌ها استقلال فنی و مدیریتی‌شان را تضمین می‌کند.
در مقدمه منشور المپیک، در بند اول بخش اصول پایه‌ای المپیزم (Fundamental Principles of Olympism) آمده: «المپیک با آمیختن ورزش با فرهنگ و آموزش، به دنبال ایجاد شیوه زندگی براساس شادی و تلاش، ارزش آموزشی نمونه خوب، مسئولیت اجتماعی و احترام به اصول اخلاقی بنیادی جهانی است.»
در بند ۲ تأکید شده: «هدف از المپیک قرار دادن ورزش در خدمت توسعه انسانی بشر است، با هدف ارتقای جامعه‌ای مسالمت‌آمیز با حفظ کرامت انسانی.»
در بند ۴ با تأکید بر «رفع تبعیض» نوشته شده است: «هر فردی باید امکان ورزش داشته باشد با درک متقابل روحیه دوستی، همبستگی و بازی منصفانه.»
در بند ۵ با تأکید بر «بی‌طرفی سیاسی جنبش المپیزم» به حق مدیریت استقلال در تأسیس و نظارت آزادانه قوانین ورزشی و تعیین ساختار و اداره سازمان‌های (عضو)، بهره‌مند شدن از حق انتخابات عاری از هرگونه نفوذ بیرونی و مسئولیت اطمینان از به‌کارگیری اصول حکمرانی خوب اشاره شده است.
در بخش ۶ مقدمه منشور المپیک، در بند اول بخش اصول پایه‌ای المپیزم نیز «برخورداری از حقوق و آزادی‌های مندرج در این منشور المپیک بدون تبعیض از هر نوع، از قبیل نژاد، رنگ، جنس، گرایش جنسی، زبان، مذهب، سیاسی یا عقاید دیگر، منشأ ملی یا اجتماعی، دارایی، تولد تضمین می‌شود.»

علیرضا کریمی، قهرمان کشتی ایران و جهان در مسابقات امیدهای جهانی ۲۰۱۷ از رویارویی با ورزشکار رژیم اسراییل انصراف داد. او از سوی اتحادیه جهانی کشتی به مدت شش ماه از فعالیت ورزشی محروم شد.

رژیم صهیونیستی کدام یک از ارزش‌های جنبش المپیزم را نقض کرده است؟
اگر سازمان ملل متحد را عالی‌ترین مرجع سیاسی متشکل از ۱۹۳ کشور جهان بدانیم، لازم است به قطعنامه‌های آن توجه کنیم. براساس آنچه پیشتر به آن اشاره شد، سازمان ملل بار‌ها و در طول سال‌های مختلف رژیم صهیونیستی را به دلیل حمله نظامی، نقض حقوق بشر، اقدامات غیرقانونی و کوچاندن و تبعید، اقدامات خشونت‌آمیز نظامیان، نقض پیمان صلح، اعمال محدویت‌ها و تبعیض علیه مردم سرزمین‌های اشغالی فلسطین محکوم کرده است.
موارد محکومیت رژیم صهیونیستی توسط سازمان ملل متحد و سازمان علمی فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، به روشنی نشان می‌دهد رفتار این رژیم، آشکارا اصول بنیادین المپیزم از جمله «مسئولیت اجتماعی و احترام به اصول اخلاقی بنیادی جهان»، «ارتقا جامعه‌ای مسالمت‌آمیز با حفظ کرامت انسانی» و «رفع تبعیض» را نقض کرده و به «بی‌طرفی سیاسی جنبش المپیزم» آسیب رسانده است.

راهکار اساسی مبارزه با رژیم صهیونیستی در میادین ورزشی
تجربه تاریخی نشان داده رژیم صهیونیستی بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر و قدیمی‌ترین عامل اقدامات خشونت‌آمیز علیه غیرنظامیان است و مسابقه ندادن با اتباع آن می‌تواند «احترام به حقوق بشر، حفظ کرامت انسانی و اجرای منشور المپیک» تلقی شود. با چنین نگاهی در گام نخست، موضوع مسابقه ندادن ورزشکاران ایرانی با اتباع رژیم اشغالگر قدس باید به عنوان مسئله‌ای مهم در ارکان سیاسی نظام پذیرفته شود و برای آن برنامه عملیاتی همه‌جانبه با استفاده از همه ظرفیت‌های نظام تدوین کرد. طبیعتاً پیگیری این موضوع به تنهایی توسط کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش میسر نیست و باید از همه ظرفیت کشور از جمله دستگاه دیپلماسی و شخص ریاست جمهوری بهره گرفت. به عنوان نمونه جهانی کردن ورزش کوراش یکی از برنامه‌های جمهوری ازبکستان محسوب شد و در پی آن اسلام کریم‌اف رئیس‌جمهور با تک‌تک رؤسای جمهور کشور‌های هدف، تماس گرفت و با آن‌ها درباره جهانی کردن این ورزش گفتگو کرد و هم‌اینک رئیس افتخاری اتحادیه جهانی آن با ۱۱۷ فدراسیون ملی در ۵ قاره است. در نمونه داخلی نیز، درخواست دوستانه رئیس‌جمهور روحانی از رئیس‌جمهور ترکیه در مورد مشکل بدهی باشگاه پرسپولیس را همه به یاد دارند.
براساس گفته رضا صالحی امیری رئیس کمیته ملی المپیک «کل دنیای اسلام با رژیم صهیونیستی مشکل دارد و بیش از ۲۰ کشور با آن‌ها بازی نمی‌کنند». به نظر می‌رسد با رایزنی و استفاده از ظرفیت‌های سیاسی کشور از جمله محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه پرکار ایران که از چهره‌های برتر دیپلماسی جهان است، می‌توان بر تعداد حامیان مسابقه ندادن با ورزشکاران رژیم صهیونیستی افزود و آن‌ها را جذب این پویش کرد.
به عبارت ساده‌تر باید به روشنی نشان داد، ایران در موضوع مسابقه ندادن با اتباع رژیم صهیونیستی در میادین ورزشی تنها نیست و بسیاری از کشور‌ها و ورزشکاران همراه‌مان هستند. فدراسیون‌های جهانی باید بدانند این موضوع محدود به کشورمان نیست و مطالبه‌ای جهانی است که باید بر اساس رعایت حقوق بشر، اصول ورزش و المپیزم به آن احترام بگذارند.
در گام دوم، باید لایحه‌ای حقوقی و فنی مبتنی بر قطعنامه‌های سازمان ملل و دیگر نهاد‌های بین‌المللی از جمله یونسکو و هلال احمر و منشور المپیک، تنظیم و دلایل مسابقه ندادن ورزشکاران کشور‌های مختلف با ورزشکاران رژیم صهیونیستی را بیان کرد و از آن‌ها خواست این تصمیم و «حق» را محترم بشمارند.
همچنین لازم است یک کارزار رسانه‌ای جهانی با همکاری کشور‌ها و NGO‌های بین‌المللی در رسانه‌های عمومی (Mass Media) و رسانه‌های اجتماعی (Social Media) به راه انداخت که هدفش آگاه‌سازی مردم جهان از تصمیم کشور‌ها و ورزشکاران حامی فلسطین باشد.
در این کارزار رسانه‌ای باید تلاش کرد با افزایش فشار افکار عمومی بر فدراسیون‌های جهانی و جلوگیری از دخالت‌های سیاسی آن‌ها به نفع رژیم اشغالگر و کودک‌کش اسرائیل، مسابقه ندادن ورزشکاران با اتباع این رژیم به عنوان یک «حق» مورد تأیید قرار بگیرد.
ایران در تمام زمینه‌ها از جنبش‌های مقاومت علیه اشغالگری و تجاوز رژیم صهیونیستی حمایت و هزینه کرده، جامعه ورزش نیز با عدم رویارویی در میادین ورزشی نقش خود را ایفا کرده، اما اکنون لازم است گام محکم دیگری برداشته شود؛ گامی که حمایت همه ارکان نظام را طلب می‌کند.