پاسخ علی مطهری به برادر حسین: در ولایت شیطان هستید

جناب عالی و همفكرانتان چنان از وحدت و آشتی می ترسید كه جن از بسم الله// تجاهل كرده و سوال نموده اید اینكه می گویند «دو طرف مقصر بوده اند، كدام دو طرف؟» و بعد تلاش كرده اید معترضان قانونی را با اغتشاشگران و هتاكان یكی كنید و بگویید یا باید با اسلام و انقلاب باشید و یا با هتاكان. روشن است كه دو طرف كدام اند. یك طرف معترضان و منتقدان قانونی هستند كه البته فرصت طلبان و مخالفان اسلام نیز در میان آنها نفوذ كرده و در پی رهبری این حركت هستند و طرف دیگر مدیران این بحران

جنگ نفس و جنگ نرم
جناب آقای شریعتمداری دامت بركاته
مدیرمسئول محترم روزنامه كیهان
با اهداء سلام «یادداشت روز» شماره یكشنبه ۲۰ دی ماه آن روزنامه محترم به قلم جنابعالی در رد اظهارات اینجانب در مناظره تلویزیونی اخیر را ملاحظه نمودم. نظر به وارد نبودن این ردیه، جهت تنویر افكارخوانندگان محترم كیهان لازم است چند نكته را به عرض برسانم:

۱)جناب عالی این مطلب را كه فتنه اخیر با نحوه نامناسب و غیراخلاقی مناظره آقای احمدی نژاد با آقای موسوی آغاز شد، رد كرده و آن را یك ادعای مضحك و خنده دار خوانده اید. همه مردم ایران شاهد بودند كه آقای احمدی نژاد در آن مناظره به جای ارائه برنامه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود، به اجرای یك پروژه از پیش تعیین شده پرداخت و با لگدكوب كردن حرمت و آبروی برخی مومنان- كه به گفته معصوم حرمت مومن بالاتر از حرمت كعبه است- درصدد افزایش آراء خود برآمد.

این نكته روشن بود كه شعار عدالت ورزی به عنوان یك ابزار برای غلبه بر حریف استفاده می شود والا اولا چرا ایشان در چهار سال ریاست جمهوری خود به فكر افشای این افراد نیفتاد و ثانیاً چرا درباره افراد مشابه در میان حامیان خود سخنی نگفت و ثالثاً چرا زمانی كه آقای پالیزدار همین مطالب را مطرح كرد از او حمایت نكرد تا آنجا كه وی به زندان افتاد؟ این امر هیزم آتش این فتنه را فراهم كرد و سپس آقای موسوی با ادعای تقلب در انتخابات این هیزم را شعله ور ساخت. سكوت امثال جناب عالی در قبال آن حرمت شكنی منجر به حرمت شكنی های دیگر در روزهای قدس، ۱۳آبان، ۱۶آذر و عاشورا شد.

نیازی به مغالطه و خلط مبحث نیست؛ سخن در این است كه رئیس جمهور زمینه فتنه را فراهم كرد نه اینكه وی عامل همه حوادث بعد از انتخابات است. فتنه بدون زمینه نمی تواند متولد شود و بدون آن مناظره تخم فتنه كاشته نمی شد. این كجا و آن خود به نادانی زدن كیهان كجا كه «آیا اگر علیه آقای هاشمی رفسنجانی حرفی زده شود پاسخ آن حمایت از اسرائیل و آمریكا و اهانت به امام(ره) و انقلاب و امام حسین(ع) است؟»! ضمن اینكه در آن مناظره كه شور انتخاباتی بی نظیر را به عداوت میان مردم تبدیل كرد طوری القا شد كه تا چندی قبل كشور در دست دزدان بوده و نیروی نجات بخش تنها چهار سال است كه به فریاد آمده است. آیا این توهین به رهبرفقید و كنونی انقلاب و دریدن پرده هیبت و حرمت نظام اسلامی نبود؟ بنابراین تنها مساله توهین به آقای هاشمی مطرح نبود.

۲) در اینكه جنگ نرم دشمن علیه انقلاب اسلامی همواره وجود داشته و اخیراً به دلیل بهره مندی از ابزارهای بهتر تشدید شده است تردیدی نیست اما اصرار جناب عالی بر پیروی سران حوادث اخیر از فرمول دیكته شده استراتژیست های آمریكایی و اسرائیلی، گذشته از ذات خیال پرداز و واقعیت گریز شما، برای فرار از پذیرش مسئولیت اشتباهات فاحش مدیران این بحران است. لذا انصاف و عدالت در قضاوت شما جایی ندارد. بدون شك همان طور كه رهبر انقلاب فرمودند «ظلم بزرگتر توسط كسانی انجام شد كه ادعای تقلب را مطرح كردند» اما نباید از ظلم كوچكتر كه توسط طرف خودی انجام پذیرفت غافل شویم.

جناب عالی و همفكرانتان چنان از وحدت و آشتی می ترسید كه جن از بسم الله، زیرا دوست دارید از این فرصت استفاده نموده و شخصیتهایی را از انقلاب حذف كنید و فكر می كنید دیگر چنین فرصتی به دست نمی آید. پیشنهاد می كنم شما و چند نفر دیگر كه علاقه خاصی به شعله ور ماندن آتش این فتنه دارید برای چند ماهی به یك منطقه مصفا سفر كرده و استراحت بفرمایید و البته هزینه آن را دلسوزان واقعی انقلاب اسلامی خواهند پرداخت، آنگاه خواهید دید كه این فتنه به آسانی خاموش می شود و قوه قضائیه فرصت خواهد یافت تا فارغ از جنجالها به تخلفات سران دو طرف این بحران قاطعانه رسیدگی كند.

۳) تجاهل كرده و سوال نموده اید اینكه می گویند «دو طرف مقصر بوده اند، كدام دو طرف؟» و بعد تلاش كرده اید معترضان قانونی را با اغتشاشگران و هتاكان یكی كنید و بگویید یا باید با اسلام و انقلاب باشید و یا با هتاكان. روشن است كه دو طرف كدام اند. یك طرف معترضان و منتقدان قانونی هستند كه البته فرصت طلبان و مخالفان اسلام نیز در میان آنها نفوذ كرده و در پی رهبری این حركت هستند و طرف دیگر مدیران این بحران. پرسیده اید طراحان آشتی خودشان در كجا ایستاده اند؟ پاسخ این است كه آنها در جایگاه سومی در میان توده های چند ده میلیونی مردم و در كنار رهبر قرار دارند و نگران آسیب دیدن فرزند و جگرگوشه شان یعنی انقلاب اسلامی هستند.

۴) این سخن بنده را انتقاد كرده اید كه گفته ام «اگر فردی نظری از نظرات ولی فقیه را قبول نداشته باشد به معنی خروج او از چهارچوب نظام و اسلام نیست». در اینجا میان فكر و عمل خلط نموده اید. فكر و عقیده اگر ریشه ای غیر از حقیقت جویی نداشته باشد امری اختیاری نیست، برخلاف عمل. به همین جهت ممكن است فردی در موضوعی نسبت به نظر ولی فقیه قانع نشده و نظر دیگری داشته باشد اما چون اصل ولایت فقیه را قبول دارد در عمل تابع باشد. مادام كه فردی علیه نظام اسلامی اقدام عملی نكرده است از حوزه نظام و اسلام و ولایت فقیه خارج نشده است.

اینها مسائلی است كه شما به عنوان یك روزنامه نگار باید به آگاهی بخشی به مردم در اطراف آنها بپردازید نه اینكه از تحریك عواطف مذهبی مردم بدون اقناع عقلی آنها برای پیروزی بر خصم استفاده نمایید.

بدون اینكه قصد مقایسه در كار باشد باید گفت مالك اشتر و بسیاری از اصحاب خاص امیرالمأمنین(ع) باید صدها بار شاكر باشند كه كیهان در آن زمان منتشر نمی شد والا آقای شریعتمداری مطمئناً با همین نوع استدلالها نام مالك اشتر را به دلیل اینكه با فرمان امیرالمأمنین(ع) برای عزل ابوموسی اشعری از امارت كوفه مخالفت كرد و حضرت، علی رغم میل باطنی با او موافقت نمود، در میان مخالفان ولایت علی(ع) ثبت می كرد! همچنین همه كسانی را كه در جنگ احد نظرشان برخلاف نظر پیامبر(ص) جنگیدن با دشمن درخارج از شهر بود ضد رسالت و نبوت اعلام می نمود! همین طور بود سرنوشت حباب بن منذر یكی از سرداران اسلام كه در جنگ بدر با مكان انتخاب شده توسط پیامبر برای استقرار لشكر اسلام مخالفت كرد در حالی كه رسول اكرم با طیب خاطر استدلال او را پذیرفت و لشكر اسلام را به سوی مكان پیشنهادی حركت داد. بنابراین صرف ابراز رأی مخالف با رأی پیامبر یا امام معصوم هم كسی را ضد رسالت یا امامت و ولایت نمی كند.

طبق تحلیلهای خود جناب شریعتمداری باید ایشان را از مخالفین ولی فقیه دانست، چرا؟ برای اینكه وی علناً به مخالفت با برخی نظرات ولی فقیه می پردازد. مثلاً كیهان خوب می داند كه چنین نیست كه رهبر انقلاب دستور دستگیری سران معترضان را صادر كرده باشند ولی قوه قضائیه سر باز زده باشد. بنابراین آقای شریعتمداری با اینكه می داند بازداشت آنان در شرایط فعلی خواست ولی فقیه عادل نیست، هر روز با استفاده از بیت المال به دهها زبان برطبل بازداشت می كوبد و در جای قاضی نشسته به كمتر از اعدام هم راضی نمی شود. آیا این جز مخالفت با نظر ولی فقیه است؟ آیا طبق مبانی باطل و با اصطلاحات خود جناب آقای شریعتمداری ایشان به دلیل مخالفت با نظر ولی فقیه به جرگه «دشمنان تابلودار» نظام نپیوسته و با آنان «پالوده» نمی خورد و «پیاده نظام دشمن» نشده است؟

مناسب است كه آقای شریعتمداری برای اثبات میزان پیروی خود از ولایت، فهرستی از مطالب و مقالات كیهان را كه پس از تأكید رهبر انقلاب بر «جذب حداكثری و دفع حداقلی» صرفاً در این مورد به چاپ رسانده منتشر و لااقل نام یك مجذوب را اعلام نماید. البته كیهان راههای دیگری هم برای اثبات ولایت مداری خود دارد. مثلاً در قبال صدها مطلبی كه بر لزوم مجازات شدید و سریع سران معترض منتشر كرده- كه بدون شك رسیدگی قانونی به تخلفات آنان امری ضروری است- اگر یكی دو مطلب مستقل در موضوع لزوم پیگیری آنچه دل رهبر انقلاب را «خون» كرد (حمله به كوی دانشگاه) منتشر كرده است یادآوری نماید.

كثرت مغالطات در مطلب كیهان به حدی است كه برای اهل فكر، روشن و پرداختن به آنها اتلاف وقت است. از جمله اینكه بنده و یا هر كس دیگر كه سخن از آشتی به میان می آورد به دنبال «تطهیر» سران معترضان است! آشتی هیچ تعارضی با رسیدگی به تخلفات ندارد و تنها راه حل بحران اجرای عدالت در مورد همه است. اگر قرار بر محاكمه است، آقایان موسوی، كروبی و احمدی نژاد باید به طور همزمان محاكمه شوند گرچه تقصیر آنها یكسان نیست.

اگر مردم شریف ایران و به ویژه بسیجیان عزیز به عملكرد برخی افراد رسانه ای در طول سالیان گذشته نگریسته و تأملی در حدیث زیر نمایند رمز این مطلب را در می یابند كه چرا هتاكان دو طرف ماجرا امروز به راه نمی آیند و هر روز جری تر شده و ناآرامی در كشور غذای روحشان گردیده است.

امام صادق(ع) فرمود: «هركس به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مأمنی سخن بگوید تا او را از چشم مردم بیندازد خداوند او را از ولایت خویش بیرون كرده و شیطان ولایتش را برعهده می گیرد.» افراطیون سالهاست كارشان همین است. بنابراین كسانی از هر دو طرف كه قصدشان نه حل مسأله و برخورد قانونی با همه متخلفان بلكه ذلیل كردن رقبای سیاسی در نزد مردم و انجام پروژه زمین زدن این و آن است به این آسانیها به راه آمدنی نیستند. آری، جناب آقای شریعتمداری! شما و همفكرانتان جنگ نفس را حل كنید، مردم جنگ نرم را حل خواهند كرد.
مستدعی است طبق قانون مطبوعات، سطور فوق عیناً در همان صفحه از اولین شماره آن روزنامه محترم درج گردد. قبلاً سپاسگزارم.
با تقدیم احترام
علی مطهری

دسته‌هادسته‌بندی نشده