سردار سَرت سلامت؛ رييس ستاد مشترك سابق سپاه ممنوع التصوير شد

كسي نيست كه خاطره ي دوران دفاع مقدس را در ذهن نداشته باشد و نام حسين اعلايي به گوشش نخورده باشد.
دكتر حسين اعلايي، فارغ التحصيل دانشگاه صنعتي تبريز، دانشجوي مبارز دوران ستمشاهي، از اولين نيروها و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، فرمانده قرارگاه نوح، موسس نيروي دريايي سپاه در دروان جنگ، فرمانده ستاد مشترك سپاه، معاون وزارت دفاع در دوران رياست جمهوري سيد محمد خاتمي و از كارشناسان و تحليل‌گران ارشد راهبري ايران چندي است در شبكه خبر صداوسيماي دولتي، ممنوع التصوير شده است.
طبيعي است صداوسيمايي كه بيشترين نقش را در بدبيني مردم به نظام و  رويگرداني مخاطبان به رسانه هاي خارجي  دارد و كمترين كارايي را در ابهام زدايي از چالش هاي سياسي روز دارد، آن چنان در دام افراط گرايي بيفتاد كه سرمايه هاي اجتماعي نظير سردار سرافراز حسين اعلايي را هم نتواند تحمل كند و با ممنوع التصوير كردن چنين چهره هايي، بخت خود را بيش از پيش از دست بدهد.
عزت الله ضرغامي و مديرانش كه به سبب اجراي سياست هاي نخ نما و استالينيستي، هر روز بخش بيشتري از مخاطبان و سلائق را از دست مي دهند در حالي خود را رسانه ي ملي مي نامند كه اين رسانه بيش از هر زمان ديگري از سليقه ها و آراي مختلف خالي مي شود و در دام منافع گروهي و حزبي مي غلطد.
از سوي ديگر صداوسيما و رسانه هاي دولتي ايران كه عنوان اسلامي را هم يدك مي كشند، هر روز بيش از گذشته از اسلام و اخلاق دور مي شوند و با فراهم كردن بستر اتهام زني، هر روز بيش از گذشته به سلف هاي كمونيستي و غربي خود نزديك مي شوند..
ممنوع التصوير كردن چهره هايي نظير سردار اعلايي نشان مي دهد كه سقف اعتماد رسانه هاي دولتي به مردم چقدر پايين آمده و محدود شده است.

خلافت اموي: بررسي سياسي ۶۵-۸۶ هجري قمري/۶۸۴-۷۱۵ ميلادي

پخش مختارنامه انگيزه ي شناخت فضاي سياسي غالب در دهه ۶۰ هجري قمري را بيشتر  كرده است. چندي پيش در منزل يكي از اقربا كه شخصيت فرهيخه و فاضلي است، اين كتاب را ديدم. بعدترش به دارالكتاب ايران، ميدان انقلاب، رفتم و بعد از معطلي براي سپري شدن زمان استراحت نيم روزي انتشارات طهوري، كتاب  خلافت اموي: بررسي سياسي ۶۵-۸۶ هجري قمري/۶۸۴-۷۱۵ ميلادي را خريدم.
برخلاف اسم كتاب كه بررسي سياسي است، كتاب به واكاوي روش و منش سياست امويان و بخصوص دوره عبدالملك مروان، كم توجه مي نمايد و فقط به ذكر روايات مختلف و متعدد راويان از رويدادها و وقايع اين دوره ۲۱ ساله مي پردازد. البته عبدالامير ديكسون انصافاً در اين بخش زحمت فراواني كشيده است و كتاب مستند است به ارجاعات متعدد به تواريخ و نسخ خطي.
كتاب فصل مفصلي را به قيام مختار و تلاش هاي سياسي و نظامي اش اختصاص داده است و در اين ميان هم روايت مورخين نزديك به بني اميه را نقل كرده است و هم مورخين نزديك به شيعه،  رويدادهاي مهم را با دقت و وسواس از منابع مختلف روايت كرده و تفاوت هاي آن ها را بيان مي كند.
عبدالامير ديكسون روايت كاملي از حاميان، قبائل و موالي طرفدار مختار و شان سياسي و جغرافيايي شان و همين طور مخالفين و دشمنانش ارايه مي دهد. همچنين توضيح مختصري درباره خشبيه و كيسانيه مي دهد.
يكي از نكات جالب کتاب که مورد توجه نویسنده قرار گرفته ، حسن نظر فراوان مختار  به ايراني ها است، وی خطاب به اشراف كوفي  مي گويد: هنگامي كه به شما احترام گذاشتم، خود پسند شديد؛ هنگامي كه شما را حاكم كردم، به درآمدها دستبرد زديد؛ من اين ايرانيان را فرمان پذيرتر، وفادارتر و درستكارتر از شما يافتم.
وي درحالي كه نظرش با مورخين نزديك به امويان درباره مختار ثقفي متفاوت است، نظرشان را چنين بيان مي كند: انگيزه هاي او فقط جاه طلبي ها سياسي او بود و او از همه ي وسايل به طور غير اخلاقي براي رسيدن به اين اهداف استفاده مي كرد.
ديكسون نظر خود را درباره مختار چنين مي گويد:… او شيعه اي صادق و بي ريا بود كه سستي ابن حنفيه را در پي گيري انتقام حسين (ع) تاب نمي آورد، به ويژه از زماني كه او مي توانست امكانات سياسي اي را كه اين انتقام ممكن بود به چنان مرد جاه طلبي بدهد، ببيند.
سرانجام مختار ثقفي در ۱۴ رمضان ۶۷ هجري قمري (۳آوريل۶۷۸ ميلادي) در ۶۷ سالگي در جنگ واپسين با مصعب ابن زبير در كوفه به شهادت رسيد. روايت كرده اند كه او در اين آخرين جنگ خطاب به سائب بن مالك اشعري گفته بود: من عربم. من عبدالله بن زبير را ديدم كه حجاز را مي گرفت. مروان بن حكم شام را گرفت،  نجده بن عامر حنفي (خوارج) يمامه را گرفت، بنابر اين من كمتر از هيچ كدام نيستم و اين ناحيه را گرفتم. تنها تفاوت در اين است كه من انتقام خانواده ي پيامبر (اهل بيت ع) را گرفتم. در حالي كه عرب ها آن را فراموش كرده اند.
مصعب بن زبير دست هاي مختار را بريد و به كنار مسجد كوبيد، كاري كه نه تنها خانواده  ي مختار بلكه همه ي پيرواني را كه حتي پس از مرگ به او وفادار ماندند، خشمگين كرد.
پس از مرگ مختار،  مصعب دو بيوه او ام ثابت بنت سمره بن جندب فزاري و عمره بنت نعمان بن بشير انصاري را فراخوند و به آن فرمان داد كه مختار را دروغگو و شياد بخوانند. ام ثابت با بي ميلي تسليم شد اما ديگري (عمره) خودداري و تاكيد كرد مختار مسلمان پرهيزگاري بوده است.

The Umayyad Caliphate , A Political Study 65-86/684-715 london: Luzac,1971
عبدالامير عبد ديكسون   Abd al-Ameer Abd Dixon
ترجمه: گيتي شكري
چاپ اول: ۲۲۰۰ نسخه پاييز ۱۳۸۱،  ۳۲۶ صفحه انتشارات طهوري
–    بررسي منابع
–    فصل اول: آشنايي با عبدالملك (بن مروان)
–    فصل دوم: مخالف طرفداران علي (ع): قيام مختار بن ابي عبيد ثقفي
–    فصل سوم: عبدالملك مروان و عصبيت
–    فصل چهارم: جنگ هاي داخلي: ۶۷ تا ۷۳ هجري قمري
–    فصل پنجم: جنبش هاي ديگر مخالف
–    فصل ششم: مخالفت خوارج
–    Biblography

خلفاي بني اميه
۱- معاویه بن ابو سفیان  ۴۱ تا ۶۰ هجری قمري
۲- یزید بن معاویه  ۶۰ تا ۶۴ هجری قمري
۳- معاویه بن یزید (معاویه دوم) ۶۴ هجری قمري چهل روز.
۴- مروان بن حکم ۶۴ تا ۶۵ هجری قمري
۵- عبدالملک بن مروان ۶۵ تا ۸۶ هجری قمري
۶- ولید بن عبدالملک ۸۶ تا ۹۶ هجری قمري
۷- سلیمان بن عبدالملک ۸۶ تا ۹۹ هجری قمري
۸- عمر بن عبدالعزیز ۹۹ تا ۱۰۱ هجری قمري
۹- یزید بن عبدالملک (یزید ثانی) ۱۰۱ تا ۱۰۵ هجری قمري
۱۰- هشام بن عبدالملک ۱۰۵ تا۱۲۵ هجری قمري
۱۱- ولید بن یزید ( ولید ثانی) ۱۲۵ تا ۱۲۶.
۱۲- یزید بن ولید (یزید ثالث) ۱۲۶ هجری قمري پنج ماهجری قمري
۱۳- ابراهیم بن ولید ۱۲۶ هجری قمري دو ماهجری قمري
۱۴- مروان بن محمد ۱۲۷ تا ۱۳۲ هجری قمري

ارتقا رتبه سايت فيلترينگ دولت به پنجمين سايت ايراني

بر اساس آمار الكسا، سايت پيوندها peyvandha.ir كه به تازگي به جاي صفحه فيلتريگ قرار گرفته است در مدت زمان كمي به ۵ سايت ايراني و ۸۱۴ سايت جهاني ارتقاء جايگاه داده است. اين سايت در مدت زمان سه ماه رشدي معادل ۱۰۱٫۴% داشته است.

با برنامه ريزي هاي انجام شده در راستاي احقاق حقوق و آزادي هاي مصرح در قانون اساسي ايران، اميد آن مي رود سايت فيلترينگ دولتي رتبه نخست سايت هاي ايراني را از آن خود كرده و در ميان يك صد سايت برتر جهان قرار گيرد.

هان ای زیان رسیده؛ سه روايت از محرم

سالياني است چند، در روزعاشورا وعاظ و مداحان، حسين (ع) را چنان مي كشند كه داد و فغان مستمعين مخلص، گوش آسمان را پر مي كند زنهار كه امروز، حسين عليه السلام بيش از هر زمان ديگري نيازمند زنده شدن است.

دریاست مجلس او دریاب وقت و دُر یاب         هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد

روايت اول: زنده است حسين (ع)
به سبب توفيق، توانستم امسال در مراسم دهه اول محرم حضرت استاد امجد كه خدا حفظشان كند، شركت كنم. في الواقع مراسم بي پيرايه و مخلصانه اي بود نه از بلندگوهاي آنچناني خبري بود و نه از مداحان فارغ التحصيل از مدرسه ذبح.
برنامه با  سخنراني هاي كوتاه ، موجز آغاز مي شد و با سينه زني و دعاي استاد خاتمه مي يافت. سخنرانان كه غالبا روحانيوني سيد بودند نه از خواب و روياهاي آنچناني ذكري مي كردند و نه از نه از تكنيك هاي امروزين اشك درآوردن استفاده مي كردند.
شيخنا امجد و ديگر سخنرانان، مفاهيمي بسيط و عميق را با بياني به غايت ساده بازگو مي نمودند، نه ذكري از كيفيت قتلگاه كردند نه بر احساست سوار شدند. اما همين گفتار ساده و غير فصيح استاد كه آراسته به زيورهاي كلامي امروزين نبود، چنان غوغا و هنگامه اي برپا مي كرد ديدني.
در تمامي سخنراني هاي دهه اول محرم، استاد امجد همواره تاكيد داشتند: ما هيچگاه در گريه براي حسين (ع) متوقف نمي شويم. اين بزرگترين ظلم به امام حسين است. چطور مي شود براي حضرت سيدالشهداء گريه كنيم و چنين و چنان، بعد در خانه ترش رو باشيم و بر اهل خانه خشونت روا داريم. پس فرق چنين گريه كني با خولي چيست وقتي سيلي به صورت همسر و دختر خود مي زند. چگونه است كه براي مصيبت حسين گريبان چاك مي كنيم و در مقابل ظلم و حق سكوت روا مي داريم؟ اين گريه براي كدامين حسين است؟ حسيني كه ما مي شناسيم براي مقابله با ظلم هر چه داشت تقديم كرد. حسيني كه ما مي شناسيم كشته نشد كه ما فقط برايش گريه كنيم.
استاد مي فرمود: شمـــر لعنت الله بسيار نماز خوان بود و پيشاني اش پينه داشت، چه شد؟ چه كرد؟ اگر قرار است بروي زيارت كربلا و بيايي دروغ بگويي، تهمت بزني، اهانت كني و در حق مردم ظلم كني و خشونت روا داري، فرقت با شمر چيست؟ تفاوت ات با خولي چيست؟ اگر قرار است با گريه براي حسين پيراهن خيس كني و بعد در مقابل حق سكوت كني تفاوت با يزيد چيست؟

آقاي امجد كه دردمند از وضع موجود اخلاق و ديانت در جامعه است، گفت: ما نمي دانيم به كدام قرآن عمل مي شود؟ هرچي مي گرديم اين روال جاري در قرآن نهي شده است. حتما در جلد دوم قرآن دروغ، تهمت، ريا و حيله گري آزاد است. حتماً در جلد دوم قرآن حرمت آبروي مومن، ناچيز شمرده شده است، چرا كه در قرآن كريم و روايت؛ آبروي مومن جايگاهي رفيع دارد.

روايت دوم: كشته شد حسين (ع)
بعد از صبحانه كه در جوار استاد امجد و حواريونش بودم، صلات ظهر به مسجد حضرت ابولفضل (شهرك غرب) رفتم يكي از وعاظ معروف و مشهور تهران را دعوت كرده بودند تا بعد از نماز سخنراني كند. شيخ به غايت زيبا و فصيح سخن مي گفت و اشك از مردم مي گرفت و نقل خواب و كرامت مي كرد و در بزرگداشت حضرتش سخن را بدانجا رساند كه: تخصص حضرت قمر بني هاشم (ع) در نيزه بود. حتي گفته شد وقتي نيزه ايشان به دشمن اصابت مي كرد باز به دست ايشان باز مي گشته است!
در تمام سخنراني ۴۵ دقيقه حضرت واعظ، كلمه اي از ظلم و حق گويي و اين كه چرا بايد حركت ظلم ستيز حسين (ع) را زنده‌داشت نبود، كلامي از اينكه ظلم چيست بر زبان جاري نشد، سخني در فلسفه قيام حسين گفته نشد.  در عوض سخن ها راند از گريه كردن و كيفيت قتل‌گاه و …
بعد از سخنان شيخ، مداح جوان و خوش صدايي، مداحي خود را آغاز كرد و براي اشك گرفتن از مردم چه ها كه نگفت و چه داستان هايي كه نبافت.
حاصل اين سخنان چيست؟ چه بينشي بر مومنين اضافه مي شود با شنيدن مداوم كيفيت فجايع عاشورا؟ نياز جنبش حسيني در تمام اعصار، چرايي حركت امام است يا كيفيت فجايع ظلمه در ۱۰ محرم سال ۶۱ هجري؟    آيا نياز جنبش حسيني، شناخت حق و ظلم نيست؟
حالم دگرگون شد؛ چه تفاوت شگرفي است! مي توان خوب سخن نگفت ولي سخن خوب گفت و مي توان خوب سخن گفت ولي سخن خوب نگفت.

روايت سوم: كل يوم عاشورا
شب تاسوعا،  يكي از دوستان عزيز خبري تلخي داد، خواهر مومن اش كه برگزيده كنكور كارشناسي ارشد است و با گزينش از حضور در دانشگاه محروم شده را برده بودند براي معرفي به زندان براي گذاران دوران محبس، پس تقاضا داشتند كه بعد از ايام عاشورا به زندان بيايد.
تنها اتهام اين خواهر با حميت كه قضات مستقل! عقوبت حبس يكساله به وي داده اند، ارسال چند پيامك و حضور در راهپيمايي مسالمت آميز بود.
طبيعي است در ارزش هاي اسلامي و حكومي مولانا علي ابن ابي طالب(ع)، انتقاد از حكومت و حاكم وظيفه است  و داراي پاداش نه عقوبت. آيا چنين رفتارهايي با اين خواهر و ديگر خواهران و برادران كه غالبا بي گناه هستند، مي شود مصداق ظلم نيست؟
چه شد «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا»؟ مگر جز اين است كه پيام و درس حسين عليه السلام براي تمامي تاريخ شناخت حق و ظلم است؟ براستي ما چگونه  حسين را شيعه ايم و ظلم را مي بينيم و دم نمي زنيم؟ چه خوش گفت سيد شهيدان اهل قلم كه روزي كه ظلم را در مقابلت ببيني و دم نزني آن روز، عاشوراي توست.
پيام شهادت حضرت سيدالشهداء همان قدر كه براي من و امثال ما زنده است بايد براي حاكم و قاضي و دولتمرد هم زنده باشد. نمي شود براي ظلم در فلسطين و عراق و كتك خوردن دانشجويان در انگليس داغ دار شد و در مقابل ظلم و پايمال شدن حق در وطن سكوت پيشه كرد.
ياد دعاهاي حضرت استاد امجد در پايان برنامه هايش به خير، مي فرمود ما دعايي بهتر از درخواست هايي كه امام زمان مطرح كرده اند، نداريم:

و تفضل علي علمائنا بالزهد و النصيحه… وعلى الأمراء بالعدل والشفقة وعلى الرعية بالإنصاف وحسن

گزارش تصويري از دهه اول محرم در حضور استاد امجد دعاء الامام المهدي عليه السلام

روضه رضوان عشق، عشق حسین شهید

امسال نيز، توفيق شامل حال شد و زنده ايم تا متمتع شويم از شميم حسيني و يادمان بماند كه حسين (ع)  كشته نشد تا بگيرييم يا بگريانيم.

امام موسي صدر خطرناكترين دشمنان امام حسين را كساني مي دانند كه مي خواهند ياد حضرت سيد الشهداء فقط در گريه و اقامه عزا بماند. همانان كه حسين شهيد را بدون دليل شهادت مي خواهند و ساعت ها و با روش هاي گوناگون نحوه شهادت حضرت را شرح مي دهند و نمي گويند منظور از كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا يعني مبارزه با ظلم، مبارزه با جهل، مبارزه  با سوء استفاده از ديانت در هر زمان و هر مكان.

داغ دلم تازه شد، تا که محرّم رسید / روضه رضوان عشق، عشق حسین شهید
عشق خداوند عشق، دلبر و دلدار جان / اوج تجلّی روح، عشق امام زمان
عشق ذبیح خدا، حافظ دین رسول / عشق حسین علی، عشق عزیز بتول
عشق رسیدن به عشق، در بر نوح زمان / نور هدایت در این، ظلمت عصر و مکان
عشق بریدن ز خود، در ره اصلاح دین / عشق خدایی شدن، روح خدا در زمین
شعر از رحمان قوام الديني

چند پيشنهاد براي دهه اول محرم
حضرت استاد امجد: از نماز مغرب و عشاء تا ساعت ۲۰ در مجتمع آموزشي روشنگر، شهرك غرب، فاز ۶٫
حاج علي قربان، هيات عشاق الحسين: میدان امام حسین (ع) . مسجد امام حسین (ع)، ساعت شروع مراسم ۸٫۳۰ با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین اوسطی، حاج قربان در حدود ساعت ۹:۱۵ برنامه اش را آغاز مي كند. امسال برنامه جاري هيات تغيير كرده است. سال هاي قبل، سخنراني حدود ۹ شروع مي شد و حاجي ساعت ۱۰ روضه خواني اش شروع مي شد. به هر حال ياد بيت الاحزان عشاق الحسين با آن تنگي و محدوديت هايش به خير.
حسينيه مرحوم آيت الله علوي تهراني و مسجد امير: با سخنراني شيخ حسين انصاريان و حجه السلام علوي تهراني

از حمزه سید الشهداء تا عباس ساقی العطشاء

بعد از سال ها انتظار، اثر شورانگیز و روشن گرانه ی مختارنامه ساخته سید داوود میرباقری چندي است پخش می شود و از همان ابتدا حواشی ای برایش ایجاد شد که بخشی از آن با هدف جذب مخاطب بیشتر بود و بخشی دیگر با نیاتی خاص.

البته نگارنده دستگاه نیت خوان و تقوا سنج ندارد ولی از همان ابتدای پخش مجموعه،  برخی که فضای مختارنامه را به ضرر خود می پنداشتند، با فضاسازی ها، پخش چهره حضرت عباس ابن علی (ع) را بهانه ای برای تضعیف این سریال قرار دادند.
در این میان سعی شد، این شبهه با طرح استفتاء از مراجع معظم تقلید ادامه یابد که ایشان نظرات متفاوتی داشتند، برخی، آن را بلا اشکال و سایرین نظر دیگری داشتند. اما نکته قابل توجه در نظرات اعاظم دیانت و فقاهت این است که استدلال هایشان عرفی و نه فقهی است.
اعاظم دیانت تاکید داشته اند: چون ممکن است بازیگر این نقش، در نقش‏های دیگر ـ و چه بسا نامناسب ـ ظاهر شود و این امر، موجب آزردگی خاطر بینندگان یا مخدوش شدن تصاویر ذهنی آنان می‏ گردد، بهتر است چهره ی حضرت  نمایان نشود.
با طرح  این بحث عرفی، یاد حضور بازیگر فقید سینمای جهان آنتونی کویین در فیلم پیام؛ محمد رسول الله (۱۹۷۶) ساخته مرحوم مصطفی عقاد افتادم.
برغم حضور کویین در صدها فیلم هالیوودی، بازی روان و سراسر معنوی وی در  فیلم محمد رسول الله هیچگاه از ذهن مخاطب قدیم و جدید پاک نمی شود و همواره خاطره ی خوبی از وی در اذهان وجود دارد.
نگارنده یادداشت هرچه در سابقه مخالفت و انتقاد علمای جهان اسلام و عرب (با آن ویژگی های مرتجعانه اش) درباره ی نمایش چهره حضرت حمزه عموی بزرگوار حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) جستجو کرد، چیزی نیافت.

نکته  تلخ این است؛ چگونه تفسیر و تعبیر خط ابرو و بدن ورزیده ی حضرت عباس ابن علی (ع) با بیانی گاهاً سخیف توسط مداحان انتقادهایی چنین  وسیع  را در پی نداشته است و حالیه نشان دادن چهره ی یک بازیگر مسلمان که هیچ سابقه ای از وی وجود ندارد سراسر اشكال دارد؟
چرا این استفتائات و فضاسازی های برای نمایش چهره ی پیامبران از جمله حضرت ابراهیم، حضرت عیسی بن مریم، سلیمان، یعقوب، یوسف، ذکریا و یحیی صورت نگرفت، مگر نه این که مقام نبوت، وحی و عصمت، جایگاهی رفیع نزد مومنین دارد.
مگر عکس های هنری و مدی روزی بازیگر نقش یوسف پیامبر، به دست آقایان استفتاییون نمی رسد؟ در آنجا خلاف عرف صورت نمی گیرد و با نمایش چهره حضرت عباس که سلام خدا بر او باد، بی احترامی صورت می گیرد.
مگر سینما و تلویزیون ایران چند میرباقری و حسن فتحی دارد که با چنین فضا سازی هایی، این سرمایه ها را هدر می دهیم.
مرور حواشی نمایش صورت حضرت حمزه سید الشهداء و حضرت عباس ساقی العطشاء نشان می دهد، چقدر جامعه به سمت روشنگری و چقدر به سمت عرفی شدن حرکت کرده است و زنهار كه ياد بزرگان روشن ضميري چون شهيد طالقاني، استاد شهيد مطهري و شهيد مظلوم بهشتي چقدر خالي است.

مدتي است مدعيان اصولگرايي، به بهانه پخش مختار با همسان سازي حوادث سال گذشته با واقعه عظيم عاشورا، مردم را دسته بندي كرده و خود چون قديسيني در سپاه حسين مخالفين و منتقدين را اشقيا و اعداء مي شمارند. استاد رسول جعفريان در يادداشتي نقدي بر يكي از اين همسان پنداري ها نگاشته است كه در زير آورده ام.
قربانی كردن مختار به پای میثم!
رسول جعفریان:انعكاس سایه حوادث روز بر تاریخ اسلام نباید به قیمت تحریف برخی از واقعیات تاریخی تمام شده و راه را برای ضربه زدن به نگرشهای مسلم شیعی در تاریخ اسلام باز كند.

اخیرا یك سایت و یك خبرگزاری به بهانه دفاع از میثم تمار به عنوان سرباز ولایی به تخطئه مختار پرداخته اند. اولی مقاله ای تحت عنوان «ولایت سربازانی چون میثم تمار می خواهد نه مختار» و دومی گزارشی با عنوان «ولایت سربازانی مانند میثم‌تمّار در هنگامه مبارزه می‌طلبد» عملا به تخطئه مختار پرداخته و او را به مصلحت اندیشی متهم كرده اند.

حقیقت آن است كه این نگرش كه تحت تاثیر ماجراهای سال گذشته است، نه با واقعیات تاریخی سازگار است ونه در مجموعه تاریخ نگاری شیعی جایی دارد. مع الاسف این كه ما تحت تاثیر مسائل روز به تحریف واقعیات تاریخی بپردازیم و شخصیت های برجسته خودمان را نه از معاصرین كه از گذشتگان هم قربانی كنیم، امری است كه این روزها جریانی ساری و جاری است. آدمی نباید تمام میراث خود را در آتش بیندازد برای این كه عجالتا گرم شود! ادامه خواندن “”