آمریکا به سوریه حمله می کند؟

قربانیان حمله شیمیایی در سوریه
صادق حسینی {منتشر شده در خبرآنلاین، عصر خبر، الف، بررسی استراتژیک،  انصاف} از چهارشنبه که فاجعه حمله شیمیایی در سوریه تیتر یک رسانه های جهانی شده است؛ موجی از پست های جنگی فضای مجازی را پر کرده است؛ کاربران ایرانی که با هنرمندی صداوسیمای ضرغامی  گوش شان به رسانه های خارجی است بشار اسد و ارتش سوریه را مقصر می دانند و در فضای رسانه ای و مجازی این روزها خیلی ها به جنگ فکر می کنند.
اما به راستی ابر قدرت (امریکا) و اقمار قدرت(اروپا) و کارگران قدرت(اعراب و ترکیه) به سوی جنگ می روند؟
برای پاسخ به این سئوال توجه به چند نکته ضروری است.
– شرایط آمریکای سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ با شرایط ده سال بعدش تغییرات فراوانی کرده است.
– در دهه گذشته، آمریکا در اوج سرخوشی ده ساله بعد از جنگ سرد و بعد از حادثه یازدهم سپتامبر مداخله نظامی در افغانستان و عراق را مد نظر قرار داد که نتایج سیاسی و امنیتی اش کاملا مشخص است.
– در آن سال ها روسیه به دلیل مشکلات اقتصادی بروزات قدرتش کمتر بود و امروز بیشتر است و مسکو می خواهد یک قدرت موثر و بازیگر اصلی باشد. وتوی چندباره قطع نامه های شورای امنیت درباره سوریه یکی از آخرین نشانه های آن است.
– تجربه در مجموع ناموفق آمریکا در عراق بود که او را از حضور در لیبی برحذر داشت؛ حال چه اتفاقی ویژه ای رخ داده است که آمریکایی که نخواست در لیبی حضور پیدا کند و هزینه های آن را به پردازد را مجبور کند وارد جنگی شود که منطقه حساس غرب آسیا را به یک جهنم واقعی تبدیل می کند.
– نگاهی به پرونده سوریه از سال ۱۳۸۹ نشان می دهد که جنگ داخلش اش از همان ابتدا مملو از جنایات جنگی است و بعد از هر جنایت حمله های سیاسی و تبلیغاتی فروانی به دولت سوریه می شود و بعدش که نتیجه ای حاصل نشد، برای مدتی سوریه فراموش می شود تا جنایت بعدی.
– چند سالی است چرخه بحران در غرب آسیا این گونه است: پرونده هسته ای ایران، پرونده امنیتی عراق، پرونده حزب الله لبنان(اسلحه و ترور رفیق حریری)، پرونده فلسطین و به تازگی پرونده سوریه. تقریبا ده سال است که این چرخه ادامه دارد. غرب مدتی روی ایران بعد عراق بعد لبنان و فلسطین وقت می گذارد  حال در این چرخه دوباره نوبت پرونده سوریه شده است.
– توازن قدرت منطقه ای و حضور بازیگران خارجی قدرتمندی مانند روسیه اجازه نمی دهد این چرخه بحران از چارچوب های بازی خارج شود.
– در بیست سال گذشته، ایران تبدیل به یک بازیگر قدرتمند منطقه ای شده است که از افغانستان تا لبنان تاثیر گذار است حضور ایران از آغاز فعالیت های مسلحانه جنگجویان خارجی در سوریه نشان داده است، اگر روسیه در فضای سیاسی حامی سوریه است، ایران به صورت کاملا جدی حامی دولت دمشق است.
– کودتای نظامیان در مصر یک هدف اصلی داشت: قدرت نگرفتن اخوان المسلمین. حال به فرض سقوط دولت بشار اسد در اثر حمله خارجی ها روی کار آمدن یک جریان اخوانی محتمل است. آیا اقمار قدرت می پذیرند یک کشور سلفی در کنارشان شکل بگیرد؟ اگر چنین است چرا از کودتای نظامی در مصر حمایت کردند؟
– تاریخ نشان داده است که سوریه برای روس ها از دوره کمونیست ها مهم بوده است. در جریان حمله نظامی ترکیه به سوریه در میانه قرن گذشته، نیز خورشف با تهدید کندی به مقابله به مثل اتمی، نشان داد که سوریه ارزش راهبردی فراوانی برایش دارد.اما برای تصمیم گیری درباره ورود آمریکا به جنگ داخلی، اوباما باید پاسخ های محکمی داشته باشد:
– آیا با حمله آمریکا چه محدود و چه غیر محدود، دولت بشار اسد به طور حتم سقوط می کند؟
– واکنش مردم سوریه، به حمله آمریکا چه خواهد بود؟
– با حمله آمریکا، واکنش روسیه، ایران و حزب الله چه خواهد بود؟
– در صورت سقوط دولت اسد، تجربه عراق در سوریه تکرار می شود؟
– در صورت سقوط دولت اسد، در سوریه چه دولتی روی کار می آید: یک دولت سلفی-اخوانی، یک دولت سکولار، یک حکومت نظامی؟
– اگر مدت زمان حمله آمریکا بیش از پیش بینی آن ها شد، آمریکا جنگ را ادامه می دهد.
– اگر دامنه جنگ به اسراییل کشیده شود، اسراییل توان تحمل آن را دارد؟
با توجه به این نکات و مسائل راهبردی دیگر بعید به نظر می رسد آمریکایی ها یک تهاجم پر ابهام را دوباره تجربه کنند.

احمد توکلی

احمد توکلی

احمدآقای توکلی را از دوران کودکی می شناسم؛ همسایه ی مان بود و ما با فرزندان او دوست و رفیق و هم بازی؛ آقای مهدی فرزند بزرگ شان هم معلم مان بود در امام صادق؛
مواضع سیاسی اش را نمی پسندم؛ اما انسان اصولی و اخلاق مداری است؛ سال ۱۳۸۸ نیز یادداشتی در نقدش در حیات نو نوشتم؛
بدون شک از میان سیاسون هرهری مسلک؛ او انسان شریف و قابل احترامی است؛ اما در یک سال گذشته دو اشتباه عجیب داشت؛ اولی به حکمیت اش در پرونده مرتضوی بر می گردد و دومی به بازی خوردنش از سوی پایداری چی ها و زاکانی در جریان مخالفت با وزارت زنگنه؛
با این حال اگر چند چهره مستقل و صاحب احترام اصولگرایان داشته باشند؛ احمد توکلی یکی از آن هاست.
این عکس را زمستان ۹۰ از او گرفتم؛ برای مصاحبه ای با خبرآنلاین.

سلطانی‌فر از میان این گزینه‌ها انتخاب شد

عصرایران ؛ صادق حسینی – {بازنشر: فارس، عصر خبر، مثلت، ایسنا، آینده آنلاین}جامعه ورزش که این روزها نبود جامعه مدنی و انجمن های صنفی اش نمایان تر از قبل شده است، با روی کار آمدن دولت «تدبیر و امید»، امید داشت چهره ای ورزشی سکان ورزش و جوانان را به دست بگیرد.

با وجود چنین ضعفی در جامعه ورزش، گروه های لابی فعال شدند و با بازخوانی ارتباطات خویش و بردن چهره های مشهور ورزشی نزد چهره های تاثیرگذاری همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی  سعی در به کرسی نشاندن گزینه خود داشتند.

گروه های لابی که شاید معروف ترین آنها سردبیر یکی از هفته نامه های قدیمی ورزشی که مشاور چندین رییس فدراسیون به صورت هم زمان است، وقتی از قطعی شدن وزارت «سلطانی فر» مطلع شدند و دیدند گزینه مورد نظر آن ها که از بد حادثه دوره مدیریتی اش یکی از اسفناک ترین دوره های ورزش ایران بود اصلا در کارگروه مورد توجه قرار نگرفته، حملات رسانه ای شدیدی را علیه وزیر آتی ورزش انجام داند.

با این حال «رییس جمهور روحانی» همان طور که پیشتر انتظارش می رفت بدون توجه به این فشارها یک شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۲  در روز تحلیف اش در مجلس شورای اسلامی بر اساس اصل ۱۳۳ قانون اساسی، «مسعود سلطانی فر»  را به عنوان وزیر ورزش و جوانان «دولت تدبیر و امید» معرفی کرد.

مسعود سلطانی فر

مسعود سلطانی فر از جمله مدیرانی است که چندی را در ورزش تجربه کرده است. او در دوره اول ریاست هاشمی طبا بر دستگاه ورزش(دولت دوم هاشمی رفسنجانی) پست قائم مقامی ریاست دستگاه ورزش را برعهده داشت. در این زمان یعنی  اواسط دهه ۱۳۷۰ او با بروکراسی و ساختار و روح حاکم بر ورزش آشنا شد و بعد در مسئولیت استان داری استان های گیلان، زنجان و مرکزی، تاثیرات اجتماعی ورزش را از نزدیک لمس کرد.

او در دوره محمود احمدی نژاد به مجمع تشخیص رفت و درگیر فعالیت های علمی و پژوهشی شد. سلطانی فر در انتخابات چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران در فهرست اصلی اصلاح طلبان نامزد حضور یافت و توانست با کسب ۱۱۴ هزار و ۱۱۸ رای به عنوان نخستین عضو علی البدل شورای شهر تهران، برگزیده شود.

نماینده ورزشی «حسن روحانی» در مناظره ها که حالا به عنوان وزیر ورزش دولت تدبیر امید معرفی شده معتقد است باید «وزارت ورزش و تربیت بدنی» تاسیس شود چرا که: «بار امور جوانان در وزارت ورزش و جوانان برداشته نخواهد شد. از آن طرف وزارتخانه هم مصوب مجلس است و نمی‌شود وزارتخانه را منحل کرد. ما می‌خواهیم به یک فرمول میانی برسیم و فرمول این است که امور جوانان را جدا کنیم و نام وزارتخانه بشود وزارت ورزش و تربیت بدنی.»

او در گفت و گویش با خبرآنلاین گفته با اشاره به اختیارات فراوان وزیر ورزش گفت: تا زمانی که فکر می‌کنیم چون پول می‌دهیم باید اعمال قدرت کنیم، داستان همین است. اگر برویم دنبال استقلال فدراسیون‌ها، دو تا اتفاق خوب می‌افتد. یکی اینکه فدراسیون‌ها احساس شخصیت می‌کنند و برنامه‌ریزی می‌کنند. دوم هم اینکه ما همیشه می‌گوییم برد ورزش برای ورزشکار و مربی است و باخت آن برای تربیت بدنی و وزارت ورزش است. خب وقتی فدراسیون‌ها استقلال داشته باشند این اتفاق دیگر رخ نمی‌دهد. فدراسیون وقتی اختیارات کامل داشته باشد، پاسخگوی برد و باخت است.

مصطفي هاشمي طبا

بلافاصله بعد از مشخص شدن نتايج انتخابات رياست جمهوري و گمانه زني در خصوص كابينه حسن روحاني، نخستين اسمي كه بيش از همه درباره وزير آتي ورزش شنيده مي شد، رييس موفق دستگاه ورزش ايران«سيد مصطفي هاشمي طبا» بود.

مهندس سيد مصطفي هاشمي طبا مدير صنعتي كه از نيمه دهه ۶۰ وارد ورزش شده بود، با حضور در دو دولت اكبرهاشمي رفسنجاني و سيد محمد خاتمي و رياست هم‌زمان كميته ملي المپيك و سازمان تربيت بدني، توانست بيشترين خدمات و فايده را به ورزش داشته باشد.

دقت در طراحي، اجراي برنامه هاي كابردي و عمل‌گرايانه و پرهيز از بيان حرف هاي لوكسِ علمي و ژست های مديريتي از جمله ويژگي هايي بود كه موجب موفقيت هاشمي طبا شده بود.  گسترش نظام بروکراسی از فدراسيون هايی در مركز تا هيات هاي ورزشي در شهر هاي كوچك از جمله سیاست های او بود.

اما ورزشی ها، ویژگی عمده  او را در دو چیز می دانند: مدیریت با نظارت در جزییات و اتاق باز. مدیران سازمان ورزش و رئوسای فدراسیون های ورزشی به یاد ندارند برای دیدن هاشمی طبا معطل شده باشند و وقت های یک هفته ای و ده روزه برایشان تنظیم شده باشد.

با این همه سیدمصطفی هاشمی طبا خود را برای ریاست کمیته ملی المپیک  آماده تر می داند تا وزارت ورزش.

هاشمی طبا گفته است: با آمدن سلطانی فر، همه باید از او حمایت کنیم و برایش کار کنیم.

سيد محمدحسين رضوي

بدون تردید، دکتر سیدمحمدحسین رضوی،عمل گرا ترین چهره دانشگاهی ورزش ایران است. او که از نسل اول فارغ التحصیلان مدرسه عالی ورزش است در دوران نخست وزیری میرحسین موسوی و ریاست احمد درگاهی بر سازمان ورزش معاونش بود. رضوی در این دوران به تاسیس معاونت فرهنگی و آموزشی و مرکز آموزش سازمان تربیت بدنی پرداخت. او در دوران ریاست غفوری فرد از سازمان ورزش جدا و جدی ترین اپوزسیون غفوری فرد شد.

رضوی به همراه دوستان نزدیکش از جمله ترکان و نوریان در اواسط دهه هفتاد دانشگاه شمال را زادگاهش آمل تاسیس کرد که بعد از دانشگاه آزاد از جمله بزرگترین موسسات دانشگاهی ایران است.

با حضور هاشمی طبا در سازمان ورزش، رضوی که معاون دانشگاه تربیت مدرس بود بار دیگر به عنوان معاون فنی و امور فدراسیون ها به ورزش بازگشت، اما به دلیل اختلافات مدیریتی با وی، در مدت زمان کوتاهی استعفا و جای خود را به سعید فائقی داد.

دکتر رضوی از جمله چهره های موثر در تدوین بخش ورزش برنامه پنج سال دوم است و نقش فروانی در تصویب طرح هایی همچون ورزش‌همگاني در كشور( مصوب شورايعالي ورزش كشور)، طرح پايگاههاي المپيك در كشور( مصوب برنامه پنجساله دوم كشور)، طرح ايجاد دبيرستانهاي تربيت بدني و علوم ورزشي در كشور( مصوب شورايعالي آموزش و پرورش برنامه پنجساله اول كشور)، طرح انستيتوهاي علمي و تخصصي ورزش قهرماني در كشور ( مصوب برنامه پنجساله دوم كشور) و طرح كلاس آماتوري ورزش در كشور (مصوب سازمان برنامه وبودجه در برنامه پنج ساله دوم كشور ) داشته است.

دکتر سیدمحمدحسین رضوی در دهه ۷۰ نخستین NGO ورزشی را با نام «انجمن فارغ التحصیلان و متخصصان تربیت بدنی» تاسیس کرد که جدی ترین و با نفوذ ترین اپوزسیون رییس وقت ورزش بود. او هم اینک عضو هیات علمی دانشگاه مازندران و رییس و عضوهیات امنا دانشگاه شمال است و چندین کتاب تخصصی در زمینه مدیریت ورزش ترجمه و تالیف کرده است.

سعید فائقی

مهندس سعید فائقی که پیش از انقلاب در تمامی حلقه های معرفتی و مبارزاتی حضور داشت، کار خود را در وزارت صنایع و در پشتیبانی امور جنگ آغاز کرد اما ریاست فدراسیون وزنه برداری نخستین مسئولیت ورزشی اش بود. فائقی که از جمله دوستان هاشمی طبا است در مرکز توسعه صادرات ایران مهمترین معاونش بود و با رفتن هاشمی به سازمان ورزش و کنار رفتن دکتر حسین رضوی، بار دیگر مهمترین معاون شد: معاون فنی و امور فدراسیون ها.

زیرکی، روحیه آرام و صلح طلبی از جمله ویژگی های اخلاقی فائقی است. در دوران مسئولیت فائقی به دلیل کمبود منابع مالی، او سیاست بهره گیری از مدیران عالی رتبه در راس فدراسیون ها را دنبال کرد که از آن جمله می توان به دوگانه «ترکان-طالقانی» و «صفایی فراهانی-دادگان» اشاره کرد.

البته با گذر زمان فائقی با مضر دانستن حضور سیاسیون در ورزش، سیاست قدیمش را چنین نقد می کند: «آن زمان بحثي پيش آمده بود كه ما مي‌توانيم از طريق وزرا و معاونان اعتبارات لازم را وارد ورزش كنيم و نگاه به هيچ‌وجه سياسي نبود. به عنوان مثال آقاي تركان وزير راه و ترابري بودند و مي‌توانستند به رونق ورزش راه‌آهن كمك كنند. افرادي چون تركان اين امكان را داشتند كه در دولت و هيات وزرا اعتبارات لازم را براي ورزش به دست بياورند؛ اما متاسفانه پست‌هاي خود را فروختيم، در واقع سرقفلي آن را به سياسي‌ها واگذار كرديم تا امروز ورزشي‌ها نتوانند در حوزه تخصصي خود فعاليت لازم را داشته باشند. اين در حالي است كه وقتي افراد تحصيلكرده ورزشي چون علي مرادي و اميررضا خادم در وزنه‌برداري و كشتي به مديريت پرداختند، شاهد موفقيت آنها بوديم.» (خبرآنلاین)

از دیگر برنامه های موفق فائقی در دوره ۸ ساله معاونت فنی سازمان تربیت بدنی در دولت دوم سازندگی و دولت اول اصلاحات پیگیری تحصیلات عالی و اشتغال قهرمانان بود.  او معتقد است: «اگر ما بخواهیم واقعا مملکتی آباد، مترقی و مدرن داشته باشیم دروازه‌اش ورزش است که متاسفانه مدیران اقتصادی و مدیران سیاسی و مدیران اجتماعی ما به آن بها نمی‌دهند.»( روزنامه اعتماد)

جامعه ورزش که خاطرات خوشی از سعید فائقی دارد، از او به عنوان «معاون گل و سکه و استقبال» یاد می کند. دوره معاونت فائقی در سازمان ورزشی و سیدامیر حسینی در کمیته ملی المپیک با ریاست هاشمی طبا را می توان از جمله موفق ترین دوره های ورزش پس از انقلاب یاد کرد.

سيدامير حسيني

دکتر سید امیر حسینی که در جامعه ورزش به «امیر حسینی» مشهور است فعاليت حرفه اي اش را به عنوان معلم ورزش در سال ۱۳۵۳ آغاز كرد. او در سال ۱۳۵۸ وارد آموزش و پرورش شد و از سال ۱۳۶۰ به عنوان معاون و از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۹ به عنوان مدیر كل تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش كار خود را پي گرفت. حسینی در دهه ۶۰ در كميته ملي المپيك با مسولیت رياست فدراسيون هندبال به عنوان نايب رييس و عضو هيات اجرايي انتخاب شد.

امیر حسینی بعد از مدیریت گروه ورزش سیما و همکاری در تاسیس شبکه ۳ و ریاست فدراسیون شمشیربازی براي ۴ سال به عنوان دبيركل  کمیته ملی المپیک انتخاب شد. بازي هاي آسيايي ۱۹۹۸ تايلند و نتايج المپيك ۲۰۰۰ سيدني كه تا پيش از المپيك ۲۰۱۲ لندن به لحاظ مدال طلا، پر افتخار ترين دوره حضور ايران در المپيك ها بود و انتخاب نماینده ایران در IOC از دستاورد های مديريتي این دوره سيد امير حسيني در كميته ملي المپيك كشورمان است.

او در مقام معاونت فرهنگي و آموزشي سازمان تربيت بدني، به تبين «نظام جامع بازآموزي مربيان حرفه اي» پرداخت. تجهیز و راه اندازی آکادمی ملی المپیک ایران به عنوان رییس و بین المللی کردن ورزش های زورخانه ای، مسئولیت هایی بودند که با رفتنش از معاونت فرهنگی در زمان محسن مهرعلیزاده، توسط هاشمی طبا بر عهده امیر حسینی گذاشته شد. ریاست او در آکادمی ملی المپیک به اذعان جامعه ورزش موفق ترین و موثرترین زمان آکادمی بود.

طاهره طاهریان

طاهره طاهریان از فارغ التحصیلان مدرسه عالی ورزش است. طاهریان از اواسط دهه ۶۰ با زمزمه های عرفی شدن ورزش زنان وارد سازمان تربیت بدنی شد و با همراهی دوستان و همکارانش همچون طاهره لامعی، مهین فرهادی زاد و پروانه نظرعلی توانست زیرساخت های فنی و فرهنگی ورزش بانوان را در دهه ۱۳۷۰ ایجاد کند. فائزه هاشمی با همکاری طاهریان که همواره در هیات اجرایی کمیته ملی المپیک حضور داشت توانست فدراسیون ورزش بانوان مسلمان(کشورهای اسلامی) را در تاسیس کند.

او در مصاحبه ای مهمترین دستاوردش را چنین بیان می کند: « من عمده‌ترين كارمان را تغيير نگرش منفي نسبت به ورزش زنان مي‌دانم كه البته حاصل تلاش خود زنان بوده است… الان مسئولان نسبت به زنان و سلامتي آنان توجه نشان مي‌دهند. ديگر آن تفكرات منفي در بعضي استان‌ها نسبت به مسئلة زنان و فعاليت آنها وجود ندارد. دستاورد ديگر ما ارتقاي تشكيلاتي ورزش زنان است. »

او ورزش قهرمانی برای زنان را کاری سخت می داند:« قهرماني با فرهنگ ما سازگاري ندارد. ورزشكاران براي قهرماني بايد زمان زيادي را صرف تمرين كنند در حالي‌كه در فرهنگ ما زن بايد در درجة اول فرزندداري و شوهرداري كند و جامعه نمي‌تواند چنين چيزي را بپذيرد.» (مجله زنان)

برگزاری نخستین دوره مسابقات بانوان کشورهای اسلامی و دبیرکلی و نایب رییس این فدراسیون از دیگر مسئولیت های طاهریان بود، فدراسیونی که با قطع بودجه اش در دوره ریاست محمد علی آبادی در کمیته ملی المپیک، تعطیل شد.

طاهره طاهریان و محمود گلشنی رییس اسبق فدراسیون تنیس از جمله زوج های ورزشی ایران هستند.

احمد دنیامالی

مهندس احمد دنیامالی رییس موفق فدراسیون قایقرانی است که از سال گذشته نامش با «بحران ورزش» گره خورده، نیز از جمله گزینه های وزارت ورزش و جوانان است.

دنیامالی که با حضور هم زمان در لیست اصلاح طلبان و حامیان محمدباقر قالیباف توانست به عنوان نفر۱۳ وارد شورای شهر تهران شود، چهره ای عمل گرا و برنامه ریز است. او توانست در مدت حضورش در فدراسیون قایقرانی، با ایجاد زیرساخت های لازم علاوه بر کسب مقام های قهرمانی و مجوز حضور در المپیک ۲۰۱۲ لندن کرسی های بین المللی را نصیب ایران کند.

گفته می شود عزل او از فدراسیون قایقرانی که سرآغاز «بحران ورزش ایران» است به دستور یک مقام عالی رتبه دولت انجام شده است.

هم دانشگاهی محمود احمدی نژاد که سال ها معاون فنی و عمرانی محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران بود پروژه های مهمی همچون تونل رسالت، تونل توحید و تونل نیایش را مدیریت کرد؛ هرچند که برخی اعضای شورای شهر معتقدند هزینه تمام شده این پروژه ها فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.

دنیامالی در خصوص نحوه انتخاب وزیر ورزش به نگارنده گفته بود: بهتر است کسانی عضو کارگروه شوند که خود به دنبال پست وزارت نباشد. او که خود را برای مسئولیت وزارت ورزش مسن می  داند، ریاست کمیته ملی المپیک ایران را جایگاهی می داند که می تواند در آن بیشتر مفید باشد به شرط آن که جوان گرایی در مدیریت اجرایی این نهاد اجرا شود.

سیدنصرالله سجادی

دکتر سجادی که از فارغ التحصیلان دوره های نخست مدرسه عالی ورزش است از جمله آموزش پرورشی های ورزش ایران است. او که در ابتدای دهه ۶۰ مدیرکل تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش بود در دهه هفتاد دبیرکل کمیته ملی المپیک شد، دوره ای که مهندس محلوجی ریاست کمیته بود. بعد از کمیته المپیک به دانشگاه تهران رفت و در اوایل دهه ۸۰ و دولت دوم سید محمدخاتمی در حالی که امید بسیاری از جامعه ورزش به تحقق پیوسته بود «نخستین معاون ورزش و تندرستی وزارت آموزش و پرورش» شد. هر چند که به دلیل برخی از تدبیرهای اشتباه، استفاده از یک تیم مدیریتی خاص و نادیده گرفتن جناح قدرتمند امور تربیتی های آموزش و پرورش، این معاونت با مصوبه مجلس منحل شد.

دبیرکل و خزانه دار سابق کمیته ملی المپیک از شخصیت دانشگاهی جامعه ورزش ایران است.

اميررضا خادم

دکتر امیر رضا خادم قهرمان کشتی المپیک و جهان نخستین ورزش‌کار حرفه‌ای است که وارد مجلس شده‌است. امیر خادم در سال ۱۳۸۲ نامزد انتخابات مجلس هفتم در تهران شد و در فهرست آبادگران قرار گرفت و به عنوان نفر سوم وارد مجلس شد. اما در انتخابات مجلس هشتم در اسفند ۱۳۸۶ در فهرست اصلی جناح راست (جبهه متحد اصولگرایان) جای نداشت و نفر شصتم انتخابات شد.

قهرمان المپیک ۹۲ بارسلونا و ۹۶ آتلانتا که  در ۴ المپیک در ۴ وزن متفاوت حضور داشته، این روزها علاوه بر تدریس در دانشگاه عمده وقت خود را در NGO ورزشی اش «نسل آفتاب» می گذراند و به تازگی برای انتخابات ریاست فدراسیون کشتی ثبت نام کرده است، انتخاباتی که به دلیل اشکالات فیلا به اساسنامه کیفیت برگزاری اش معلوم نیست.

محمدرضا داورزنی

او همراه با سردار محمد درخشان از جمله نیروهایی بودند که در زمان هاشمی طبا از سپاه به ورزش آمدند. داورزنی که در دوره هاشمی طبا رشد کرد و میدان یافت در زمان مهرعلیزاده از سمت مدیرکلی امور استان های سازمان تربیت بدنی برکنار شد. او بلافاصله مدیرعاملی باشگاه صنام را پذیرفت و دوره ای موفقی را در این باشگاه داشت. داورزنی در دوره سعیدلو با برکناری یزدانی خرم رییس فدراسیون والیبال شد.

او بعد از یزدانی خرم که تحول اساسی در والیبال ایران ایجاد کرد، یکی از رئوسای فدراسیون موفق ورزش کشور است که توانست تغییرات فراوانی در والیبال ایران ایجاد کند.

داورزنی به عنوان یکی از نامزدهای وزارت ورزش و جوانان از سوی فراکسیون ورزش مجلس به رییس دولت منتخب معرفی شد.

بیژن ذولفقار نسب

ذولفقار نسب نیز از جمله نام هایی بود که برای پست وزارت ورزش و جوانان مطرح شد. او که تمامی دهه ۶۰ را در خارج از کشور حامی …. بود و تحصیل می کرد در میانه دهه ۷۰ با تدبیر و حمایت

… به ایران بازگشت و توانست در فوتبال حضور پیدا کند و در جام جهانی ۱۹۹۸ مربی تیم ملی باشد.
حضور بیژن ذولفقار نسب در کابینه را برخی نماد حضور اقوام و مذاهب مختلف ارزیابی می کردند.