دنیامالی: وزارت ورزش روحانی و احمدی‌نژاد تفاوتی نکرده است

وزارت ورزش استقلال فدراسیون ها را به رسمیت نمی شناسد/ ورزش به سمت اتلاف منابع می رود/ پس منظور شما این است مهم ترین اولویت فقط اصلاح فرایند است؟/خردجمعی در ورزش حاکم نیست/ هر وقت دلشان خواست تصمیم می گیرند آدم ها را بردارند/نگاه تمامیت خواهی در وزارت ورزش رونق بیشتری گرفته/کسانی که نتوانستند از تدریس ۴ واحد درسی فراتر روند مسئول شدند

 

سیدصادق حسینی: تحریریه خانواده بزرگ ورزش: بازنشر: تابناک/عصر ایران/ همشهری: ۲۱ آبان ۱۳۹۳/ عصرخبر/  پارسینه/اعتدال/صراط/ بی باک/ احمد دنیامالی از جمله مدیران اجرایی سطح بالایی بود که در دهه ۸۰ وارد ورزش شد. سابقه ی درخشان اجرایی اش باعث شد خیلی زود در ورزش موفق شود و  امروز علاوه بر مسولیت های اجتماعی(شورای شهر) و اقتصادی(بخش خصوصی) به عنوان یک چهره ورزشی موفق مطرح است.

دنیامالی در کنار کریم صفایی از جمله رییس فدراسیون هایی بود که به دستور محمود احمدی‌نژاد چندماه مانده به بازی های المپیک برکنار شد. برکناری ای که حاشیه های زیادی  در پی داشت و ورزش ایران را تا مرز تعلیق در المپیک کشاند. با انتخاب حسن روحانی، او از جمله ۱۳ نفر عضو کمیته تعیین وزیر ورزش بود، کمیته ای که وزیر ورزش های معرفی شده به ورزش انتخاب آن ها نبود. دنیامالی سال گذشته در انتخابات فدراسیون قایقرانی شرکت کرد و رای مجمع را گرفت اما به دلیل قانون دوشغله ها و در حالی که رفتنش از شورای شهر تهران موجب تضعیف موقعیت دوست اش محمدباقر قالیباف می شد، مجبور شد از فدراسیون استعفا دهد. اما این همه ی ماجرا نبود چرا که در مجمع انتخاباتی بعد در حالی که وزارت ورزش گزینه ی دیگری برای این فدراسیون در نظر گرفته بود، این غلامرضا امینی نامزد مورد حمایت او بود که رای آورد.

 

 

با احمد دنیامالی که در دفتر مرکزی سایت خانواده بزرگ ورزش حضور یافته بود درباره وضعیت این روزهای مدیریت ورزش گفت و گو کرده ایم.

خیلی ها معتقدند که وزارت ورزش دچار روزمره گی شده. یعنی بودجه می گیرد و آن را براساس کیفیت و کمیت متفاوت در اختیار فدراسیون ها قرار می دهد. به نظر شما وزارت ورزش اولویت های درستی در این رابطه تعیین کرده؟ در انجام امور اولویت دارد؟

ببینید بحث روزمرگی موضوع جدیدی نیست به هر حال وقتی که ما به طورکلی نگاه کنیم می بینیم همچنان رفتار برنامه ای در ورزش با اشکالات زیادی مواجه است و دست خوش تغییرات زیادی می شود و سلایق در آن دخیل است.
در دنیا اگر مدیران و مسئولان برنامه ای بنویسند دیگر کسی اجازه تغییر برنامه را ندارد یعنی اگر قرار است در برنامه اصلاحاتی انجام شود باید دوباره پروسه ای را طی کند. اما در ایران کسی می آید برنامه می نویسد و یک نفر دیگر به گونه ای متفاوت از برنامه عمل می کند. طبیعتا این ها با هم، هم گرایی ندارند.
ما بزرگترین مشکل مان در ورزش این است که مقاماتی که دوره ای می آیند در ورزش مسئولیت می گیرند برنامه هایشان با یکدیگر هم گرایی ندارد. وقتی که هم گرایی نداشته باشد طبیعتاً  هزینه ها و زحماتی که در ورزش کشیده می شود نتیجه نمی گیرد. ضمن این که تفکیک وظایف را هم هر چه بیشتر در موردش حرف زدیم مجموعه ورزش بیشتر به این سمت رفته است که این وظایف را در دل خودش حفظ بکند و اساساً در موضوع ورزش به سمت برون سپاری حرکت نشده.

وزارت ورزش استقلال فدراسیون ها را به رسمیت نمی شناسد

به نظرم اولین کاری که وزارت ورزش باید آن را انجام دهد به رسمیت شناختن استقلال فدراسیون هاست و  اگر ما می خواهیم این اتفاق بیفتد بایستی وزارت ورزش اساساً تولی گری فدراسیون های ورزشی را به کمیته ملی المپیک بسپارد و خودش به بحث های برنامه ای و مسائل زیربنایی بپردازد؛ و یک کار ستادی انجام بدهد.

 ورزش به سمت اتلاف منابع می رود
الان وزارت ورزش هم دارد کار ستادی انجام می دهد و هم کار اجرایی. در کشور ما خیلی ها فکر می کنند کار ستادی قدرت و اقتدار ندارد و در آن امر و نهی نیست. لذا این نکته ای که می گویید که وزارت ورزش دچار روزمرگی است؛ من این طور پاسخ می دهم که این یک ساختار سیستم است و وزارت ورزش خیلی بزرگ و خیلی فربه شده و هر چقدر هم بیشتر فربه شود بیشتر در امور ورزش قهرمانی دخالت خواهد کرد و هر چقدر بیشتر دخالت کند مشکلات ما بیشتر خواهد شد و اتلاف منابع بیشتری خواهیم داشت.

پس منظور شما این است مهم ترین اولویت فقط اصلاح فرایند است؟
ببینید ما یک پارادوکس های قانونی داریم که فکر می کردیم وزارت ورزش که تشکیل می شود حداقل تکلیف ورزش قهرمانی و ورزش همگانی معلوم می شود ولی عملاً مشاهده کردیم در این بخش نه تنها اتفاقاتی نیافتد بلکه قدرت دخالت وزارت ورزش در فدراسیون ها به جای نظارت، به مداخله بیشتری انجامیده و هر چه قدر این مداخله بیشتر باشد طبیعتاً می شود گفت که ما از اهداف اصلی فاصله می گیریم و رفتارها، رفتارهای سلیقه ای می شود.

خردجمعی در ورزش حاکم نیست/ هر وقت دلشان خواست تصمیم می گیرند آدم ها را بردارند

این سلایق افراد است که یک روزی حس می کنند درست است و فردا حس می کنند نه این غلط است؛ معتقدم که خرد جمعی الان در ورزش تقریباً تعطیل است، خرد جمعی برای آدم ها به جهت پوزیشن هایی که دارند هر وقت دلشان خواست می توانند تصمیم بگیرند آدم ها را بردارند، بیارند و ببرند. خب این معنایش این است که خرد جمعی اینجا وجود ندارد. خرد جمعی اگر باشد تصمیمات هم تصمیمات جمعی است. تصمیمات جمعی اشتباهاتش حداقل است. معمولاً فکر می کنیم که تصمیمات جمعی یک ذره کند است.

من اعتقاد دارم ما اگر دنبال توسعه پایدار در ورزش می خواهیم باشیم و این که در ورزش رفتار سیاسی نداشته باشیم و یک روز مثل فواره بالا نرویم و یک روزی با کله پایین نیاییم، باید یک رفتار برنامه ای قطعی و کند اما رو به بالا و قاعده مند و به هر حال با نظام های خاص خودش داشته باشیم.

به عنوان یک کارشناس ورزش از شما سوال می کنم در کل روند وزارت ورزش احمدی نژاد و آقای روحانی را متفاوت از هم می بینید یا نه عین همان رونداست و تیم جدید هم راه آن ها ادامه دادند؟

وزارت ورزش روحانی و احمدی‌نژاد تفاوتی نکرده اند
خروجی نشان می دهد خیلی تفاوت نکرده است و به هر صورت من فکر می کنم که بالاخره تفاوتی که ما فکر می کردیم بایستی  با دولت تدبیر و امید در ورزش اتفاق بیفتد، نیافتاده و متأسفانه یک مقدار نگاه ها شاید به یک نوعی  انقباضی تر هم شده و این نگاه انقباضی به نفع ورزش نیست.

بحثی را چندی شما مطرح می کنید که فدراسیون های المپیکی بیایند زیر نظر کمیته المپیک، حالا دلایل خاصی هم دارید که یک نوع دموکراسی قائل به مجمع در کمیته المپیک برقرار است و دوم این که ورزشی تر و کارشناسی تر است؛ سوال من این است که چرا ما فدراسیون ها را کلاً مستقل نکنیم. همان طور در قانون بودجه سالیانه  این همه نهاد و ارگان هستند که مستقیم از بودجه عمومی کشور بهره مند می شوند. فدراسیون ها هم مثل آن ها شوند. سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات هم بر عملکرد آن ها نظارت می کند.
به هر حال به صورت ظاهر با توجه به این که فدراسیون های ورزشی مجمع دارند و مستقل هستند، اما من این را عرض می کنم الان فدراسیون های ما با ۲ مجموعه کار می کنند .فکر می کنم که بهترین مجموعه ای که بر اساس منشور المپیک منظم کار می کند و ترکیب اعضاء، چیدمانش و ساختارش خیلی شبیه به هم هستند در واقع ساختار IOC است آنها خیلی بهتر می توانند در مسایل ورزش اجتهاد کنند و حرف بزنند و این که تشدد آراء هم جلویش گرفته می شود. یعنی فدراسیون های ورزشی فقط به یک مجموعه پاسخگو باشند مثل کمیته ملی المپیک که در این بخش حرفه ای است.
الان در موفقیت ها و در ناکامی ها خیلی مشخص نیست که وزن وزارت ورزش چقدر است وزن کمیته ملی المپیک چقدر است و وزن فدراسیون ها چقدر است. ما هر چقدر این ها را احصا و شفافش کنیم و به این سمت برویم که به هر حال وزرات ورزش آن کار ستادی خودش را انجام دهد و در امور توسعه ی ورزش در بعد توسعه زیر بنایی و توسعه تبیین ورزش همگانی فعال تر شود به توسعه پایدار ورزش کمک کرده ایم.

اعتقاد و باور من این است که بهترین کاری که می تواند وزارت ورزش انجام دهد تا به ورزش قهرمانی کمک کند همین توسعه ورزش همگانی است. به این صورت که وزارت ورزش به اصطلاح حوزه تصدی و مسائل مداخلاتی را که در فدراسیون های المپیکی وجود دارد به کمیته ملی المپیک بسپارد و ورزش همگانی را توسعه بدهد. وقتی ورزش همگانی توسعه پیدا کرد یعنی این که شما در ورزش قهرمانی هم می توانید توسعه پیدا کنید برای این که خانواده هایی که خودشان ورزش می کنند طبیعتاً بچه های شان هم سمت ورزش می آیند و در نتیجه ورزش قهرمانی از حمایت و حمایت خیلی خوبی از ناحیه خانواده ها برخوردار می شود.

البته همه این هایی که عرض کردم بایستی یک رفتار برنامه ای در قالب طرح جامع و برش هایی از طرح جامعه باشد که می تواند این برش ها بر برنامه های پنج ساله کشور و برش های سالیانه برنامه پنج ساله منطبق باشد که همان بودجه های سالیانه و برنامه های سالیانه ورزش را تشکیل می دهند.

من جواب سوالم را نگرفتم ببینید ما می گوییم که کمیته المپیک بر روی این پول ها نظارت کند و همه چیز بحث این پول و کمک است؟

ما اعتقاد داریم که استقلال فدراسیون ها معنایش دولتی شدن نیست باید استقلال فدراسیون ها این طور باشد که مجمع بر عملکردها نظارت کند.

آقای دنیا مالی بحث من این است که یک ردیف بودجه مستقل و مشخص از بودجه عمومی کشور پیدا کنند و همان طور که نظام اجرایی کشور بر مصارف این بودجه نظارت می کند بر فدراسیون ها هم نظارت کند.
ما اعتقادمان این است که به اصطلاح این کد می توانند در قالب کمیته ملی المپیک تعریف شود  و کمیته ملی المپیک ها بر اساس اولویت ها تخصیص را انجام دهد. بالاخره ما در یک سری رشته ها مزیت نسبی داریم و در المپیک ها مثلاً باید از آن مزیت استفاده کنیم و یک مقداری ابتکار عمل کمیته ملی المپیک را بالا ببریم. ضمن این که ما بر اساس منشور المپیک می توانیم فدراسیون ها را دولتی اعلام کنیم و منشور المپیک صراحت دارد که مداخله دولت نباید در فدراسیون ها صورت بگیرد حالا ما این مداخله ها را داریم و با این واقیعت مواجه هستیم.

احمد دنیامالی

 

فرض می کنیم که الان آقای حسن روحانی گفتند که ورزش را دست ورزشی ها می دهم  معنی اش این است که اساسنامه آن ها اصلاح شود و به سمت کمیته المپیک برود، اگر ۱۰ سال دیگر دیدیم که باز کمیته المپیک همان مداخلات وزارت ورزش را دارد چه؟

کمیته ملی المپیک چون ورزشی است و آدم های متخصص رشته های مختلف در آن حضور دارند با یک عقلانیت مواجه هستیم البته لزوما به معنی این نیست که تصمیماتی که در آن گرفته می شود بهترین تصمیم است اما اگر فدراسیون های المپیکی به کمیته المپیک واگذار شوند حداقل اش این است که دیگر مداخلات چندگانه را نمی بینیم و منابع هم مناسب توزیع می شود و به اضافه این که، فدراسیون ها جوابگو می شوند. در حال حاضر فدراسیون ها نه به وزارت ورزش جوابگو هستند و نه به کمیته ملی المپیک. این امر تکثر در پاسخگویی ها را از بین می برد.

 

 

یک بحثی که در صحبت های خود گفتید اصلاح اساسنامه فدراسیون هاست به نظر شما مهمترین تغییراتی که در اساسنامه فدراسیون ها باید صورت گیرد چیست؟

در مورد فدراسیون ها، اساسنامه یکی از مهمترین بحث هایی است که در مغفول مانده. در واقع بحث در مورد برگزاری مجمع و رئیس فدراسیون هاست. در همه جای دنیا، در اکثر کشورها  فدراسیون های جهانی و فدراسیون های ملی رئیس شان را خود مجمع انتخاب می کند.

یعنی  رئیس فدراسیون رئیس  مجمع هم است؟
بله رئیس مجمع هم است چون فقط یک نقش هماهنگ کننده دارد. به هر صورت برگزاری را به رئیس فدراسیون و یا رئیس فدراسیون جهاني بدهند الزاماً معنایش این نیست که رئیس فدراسیون بتواند آنجا هر کاری دلش خواست انجام دهد چون آنجا آراء همه مخفیانه، کتبی و مشخص است.

موارد دیگری هم درباره اساسنامه وجود دارد که باید صورت بگیرد؟

این که اساسنامه اختصاصی باید نوشته شود. تیر و کمان با قایقرانی متفاوت است و قایقرانی با فوتبال متفاوت است هر کدام از این ها، اساسنامه خاص خودش را می خواهد که این اساسنامه ها بایستی یک تابعی از اساسنامه ی فدراسیون های جهانی شان باشد و اساس آن به منشور المپیک برگردد. به هر حال اساسنامه ای است که IOC مطرح می کند به اضافه این که IOC و فدراسیون های جهانی به یک سری قوانین محلی و ملی ما با دیده احترام نگاه می کنند آنجاهایی که قوانین  مغایر با اهداف منشور المپیک نباشد IOC هم می پذیرد و مشکل خاصی ندارد.

فرایند احراز صلاحیت کاندیدهای فدراسیون چطور نیاز به اصلاح ندارد؟ الان وزارت ورزش یک کلیات عمومی داده که حداکثر سن ۷۰ سال باشد و یک کلیات خیلی عمومی را مطرح کرده است اما واقعاً چه طور باید صلاحیت نامزدهای ریاست فدراسیون را احراز کرد؟
به هر حال در این اساسنامه بحث شرایط احراز وجود دارد. مثلاً فرض کنید ما یک فدراسیون جدیدی برای روئینگ تشکیل بدهیم  آیا آن شرایط احرازی که نوشتند وجود دارد. الان در احراز صلاحیت بیشتر به دنبال بازی کردن هستند.
نگاه تمامیت خواهی در وزارت ورزش رونق بیشتری گرفته
به علاوه، آنها(وزارت ورزش) برای خود اختیارات زیادی تعریف کردند و معنای آن این است که هر کسی که که دلشان می خواهد بتوانند در بیاورند. اصلاً آیین نامه ای که ابلاغ کردند غیر قانونی است و از اساس مشکل دارد و به هر حال نگاه دولتی و نگاه تمامیت خواهی است که می خواستند در بحث ورزش داشته باشند. متاسفانه در دوره اخیر این رونق بیشتری گرفته و بر می گردد به شخصیت اشخاصی که متولی ورزش هستند.

به نظرشما فرایند احراز صلاحیت باید چگونه باشد؟  این که حراست وزارت خانه بگوید این فرد صلاحیت دارند واقعاً این امرکفایت می کند یا نه؟

ما چرا نگران شرایط احراز هستیم. بالاخره هر کسی می تواند بیاید کاندید شود ما هر چقدر این شرایط احراز را سخت تر بگیریم بی احترامی به آراء مجمع است یا در حوزه هایی که به آراء عمومی مراجعه می شود عقل جمعی مردم که بهتر از عقل ۴ تا آدمی که به عنوان تیم می خواهند احراز صلاحیت بکنند است.

وزارت ورزش باید این بحث را به مجمع فدراسیون ها واگذار کند و مجمع این حق را دارد ولو این که انتخابش اشتباه باشد. ما باید به نظر مجمع احترام بگذاریم و به آن مجمع وزن بدهیم  و مجمع را فرمایشی نکنیم.
البته من به شما می گویم که در سال های اخیر موارد خیلی زیادی دیده شده که در مجامع وزارت ورزش علاقمند است که نامزد دیگر رأی بیاورد ولی فردی دیگری که مجمع تشخیص داد و رأی آورد، ببینید این تشخیص صلاحیت است.

الان خب قبلا بحث فقط این بود که حراست تایید می کرد و الان یک کمیته ای  را گذاشتند که کسی که صلاحیتش احراز نشده بعد باید برود اعتراض کند یک کمیته دیگری تشکیل می شود. بعداً این ها افرادی که خودش انتخاب کردند را پالایش می کنند و تازه می دهند به حراست. نگاه خیلی انقباضی و انحصاری شده.

کسانی که نتوانستند از تدریس ۴ واحد درسی فراتر روند مسئول شدند

به هر حال افرادی که در ورزش هستند فکر می کنند با  این روش ها می توانند به ورزش کمک کنند. البته این کمک را می توانند به دوستان شان کنند چون هر چقدر این بحث ها انقباضی باشد حتماً آدم های درست و حسابی از مدار خارج می شوند و یکسری آدم های گمنامی که بعد از مثلاً ۳۰-۳۵ سال از یک ۴ واحد درسی که می دادند نتوانستند خودشان را ارتقاء بدهند امروز یک فرصتی پیدا می کنند که می آیند بالاخره یک گوشه ای از ورزش مسئول می شوند و طبیعتاً ما باید بیایم خرابکاری این ها را با گرفتاری بیشتر بالاخره مجدد پاکسازی کنیم و شرایطی را به وجود بیاوریم.

من اتفاقاً در این شرایط احراز، اعتقاد دارم که ما این شرایط احراز را در مجلس پیگیری کنیم یعنی مجلس وقتی که می خواهد به یک وزیری رأی بدهد مجلس است که باید بگوید این وزیر باید این مشخصات را داشته باشد. وقتی که  وزیری که در کل عمرش یک هیأت را اداره نکرده حالا فدراسیون را پیش کش! و اصلاً نمی تواند که تشخیص بدهد که  فدراسیون چه گرفتاری هایی دارد فدراسیون چه مشکلاتی دارد و فکر می کند فدراسیون یک مکانی است که رئیس فدراسیون می نشیند و آنجا دستور می دهند و  می نشینند و رئیس فدراسیون در سال ۲و ۳ سفر می رود و خوش خوشانشان است، چگونه از مجلس رای اعتماد می گیرد.