پیش بینی خواص بی بصیرت غلط بود؛ آلمان با تقوای الهی خود از فتنه سربلند بیرون آمد

گزارش کیهان ورزشی: دیدید پیش بینی خواص بی بصیرت غلط بود و آرژانتین به رهبری سران فتنه به خاک ذلت نشست . مسابقه آزمونی بود که آلمان با تقوای الهی خود از آن سربلند بیرون آمد! خواص بی بصیرت … تسلیت تسلیت! دیگو دیگو بصیرت بصیرت! دیگو سوراخ! کهریزک هورا!

چند عکس و فیلم از بازی آلمان – آرژانتین در جام جهانی آفریقای جنوبی

سید حسن خمینی: جامعه گرفتارچاپلوسان مسیر انحطاط را با شتاب طی می کند

یادگارگرامی امام گفت: جامعه ای که از زبان صادق ترین افراد دوران مبارزه سخنی نشنود و به گوش نگیرد،‌ مجبور می شود تجربیات تلخ گذشته را دوباره تجربه کند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی که پنج شنبه شب  در حرم مطهر امام راحل و در جمع زندانیان سیاسی مسلمان پیش از انقلاب سخن می گفت، با اشاره به آیه شریفه قرآن خطاب به پیامبر(ص) در خصوص جایگاه مومنان قبل از فتح اظهار داشت: الذین اتبعوه فی ساعه العسر. کسانی که در عسرت و سختی از پیامبر تبعیت کردند و قبل الفتح آمدند با مومنان  بعد از فتح فرق می کنند.

ادامه خواندن “سید حسن خمینی: جامعه گرفتارچاپلوسان مسیر انحطاط را با شتاب طی می کند”

با ۷ زن ازدواج کرد و ۸ بار طلاق داد؛ لری کینگ گران قیمت ترین مجری تلوزیونی جهان بازنشست شد

لری کینگ مجری مشهور شبکه تلویزیونی “سی ان ان” روز سه شنبه ۲۹-۶-۲۰۱۰ اعلام کرد پس از ۲۵ سال فعالیت در این شبکه، بازنشست خواهد شد. این در حالی است که از قرار داد آقای کینگ با سی ان ان، یک سال باقی مانده است و این شبکه هنوز اعلان نکرده که چه کسی جانشین او خواهد شد.

با وجود این که برخی از ارزیابی ها از این حکایت دارد که اقبال مردم به برنامه های او تا ۷۲۵ هزار بیننده در روز کاهش یافته است. سخنگوی شبکه سی ان ان گفت:  “تا کنون در جهان هیچ مصاحبه گری به اندازه کینگ تاثیرگذارتر نبوده است.”

لاری کینگ نامی مستعار است. اما اسم واقعی او “لورنس هارفی تزیگر” است. او یک یهودی تبار روسی است. وی کار در سی ان ان را در ژوئن ۱۹۸۵ با اجرای ۵ روز در هفته برنامه مشهور “لاری کینگ لایو ” با مدت زمان یک ساعت برای هر برنامه آغاز کرد.
ادامه خواندن “با ۷ زن ازدواج کرد و ۸ بار طلاق داد؛ لری کینگ گران قیمت ترین مجری تلوزیونی جهان بازنشست شد”

پادشاه یقه سفیدان و اظهاراتی ابتدایی

ملک عبدالله پادشاه ۸۰ و چندساله ی عربستان سعودی به تازگی در اظهاراتی ابتدایی گفت: ایران لیاقیت موجودیت ندارد! البته این اظهارات آن قدر ابتدایی است که هیچ مقام خارجی به آن توجه نکند. طبیعی است اگر حاکمیت عربستان سقوط کند، اتفاق تاثیرگذاری در منطقه رخ نمی دهد و احتمالا بهای نفت چند روزی بالا می رود و سپس به وضع عادی باز می گردد، اما بعید به نظر می رسد نظام های سیاسی خاورمیانه دچار تغییر شگرفی شوند. در این سو، هر تغییر کوچکی در ساخت سیاسی ایران، موج ها و تغییرات زیادی در منطقه ایجاد می کند.

از  زمان محمدرضا پهلوی، که ایران قدرت اول منطقه بود، سعودی ها همه ی تلاش خود را کردند تا علاوه بر جلب حمایت آمریکا، قدرت و هژمونی ایران را تحت تاثیر قرار دهد که مهمترین کار آن ها قبل از انقلاب بر هم زدن قیمت و سقف تولید اپک در سال ۱۹۷۶ بود که شکی عظیم به ایران وارد کرد و زوال حکومت پهلوی را سرعت بخشید. بعد از انقلاب هم حکام مرتجع عربستان همواره از ایران واهمه داشتند که هیچگاه پنهان نکرده اند هر از گاهی هم سلف های کوچکشان مانند عبدالله شاه اردن، به تشکیل هلال شیعی در منطقه  و مجلس کویت هر روز از نفوذ نیروی قدس سپاه (فیلق القدس) هشدار می دهند.

از آخرین فعالیت های آن ها را در زمینه کم کردن نفوذ ایران می توان به تجهیز اطلاعاتی، تسلیحاتی و مالی گروه های سلفی-وهابی و سنی عراق، هزینه بیش از یک میلیارد دلار در انتخابات ۲۰۰۹ لبنان با هدف تضعیف حزب الله، تقویت گروه های بنیادگرای سلفی در آسیای میانه و تلاش برای افزایش فشارهای جهانی به ایران نام برد.

واضح  است که ساخت سیاسی عربستان به دلیل ارتجاع تاریخی، فربهی و ناکارآمدی وافر، توفیقی در  کاستن از قدرت منطقه ای ایران نداشته است.  موضع گیری ها و فعالیت های سیاسی و اجتماعی عربستان که  داعیه جهان اسلامی و خادم الحرمین الشرفین دارد در قبال پرونده های مهم منطقه ای مانند پرونده هسته ای ایران، حرب تموز (جنگ ۳۳ روزه)، جنگ غزه و مذاکرات اعراب و اسراییل نشان داد که این حاکمیت مرتجع منافع خود را در همراهی با قدرت های فرا منطقه ای می داند، به همین جهت است که کشورهایی مانند ترکیه و قطر سعی دارند از این فرصت به نفع خود استفاده کنند و با همکاری با ایران در این پرونده های شریک شوند.

اظهارات عبدلله بن عبدالعزیز هم البته نه آب برای مردم و حاکمیت ایران می شود و نه نان برای یقه سفید های چاق سعودی. بهتر است این بار محمود احمدی نژاد با ادبیات خاص خود پاسخ عبدالله را بدهد.

ملک عبدالله بن عبدالعزیز ششمین پادشاه عربستان سعودی و دهمین فرزند «عبدالعزیز آل سعود» بنیانگذار عربستان جدید است.

روایت هاشمی ‌رفسنجانی از ترور آیت‌الله خامنه‌ای و حوادث هفتم تیر ۱۳۶۰: امروز نفاق را صداقت، توهین را صراحت، دروغ را درایت و شعار را بصیرت می‌دانیم

انقلاب آن روزها اگر با رفتن مطهری، بهشتی، باهنر و رجایی احساس خلاء می‌کرد – که با وجود امام نمی‌کرد-، امروز مطهری‌ها، بهشتی‌ها، باهنرها و رجایی‌ها فراوانند و حتی اگر تیر تهمت‌ها برای تًرور شخصیت‌ها زهرآگین شود، پادزهر داوری مردم نمی‌گذارد بار گرانقدر این درخت تناور، یعنی انقلاب اسلامی خشک و حتی شاخ و برگ‌هایش پژمرده گردد.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی در آستانه سالروز ۷ تیر و شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از یاران ایشان به بازخوانی خاطرات آن ایام پرداخته است.

میرحسین موسوی، علی اکبر هاشمی رفسنجانی و سیدعلی خامنه ای در دوران میان سالی

بیست و نه سال پیش، بعدازظهر روز ۷ تیرماه در لحظات پایانی یک جلسه طولانی شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه تهران که درباره مسائل جنگ و انتخاب وزیر امور خارجه بود و بسیاری از دوستان و مسئولان آن روز به‌ویژه دو همسنگر دیرینم آیت‌الله دکتر بهشتی و آیت‌الله دکتر باهنر حضور داشتند، خبر آوردند که حال همسنگر دیگرمان، آیت‌الله خامنه‌ای که روز قبل در یک بمب‌گذاری در مسجد ابوذر مجروح شده بود، وخیم است.

در یک آن چشمم با چشمان شهید بهشتی تلاقی کرد و عمق ناراحتی را در وجودشان دیدم. جلسه به پایان رسید و پس از مشورت، قرار – که در آن لحظات تقدیر بود- بر این شد که من بر بالین مجروح در بیمارستان بروم، دکتر باهنر به خاطر خستگی مفرط، لحظاتی قبل از انفجار در حال ترک محل بودند که قبل از خروج از درب حیاط موج انفجار همراه با شعله ایشان را متوقف می‌کند تا پس از حادثه شاهد و مخبر صادقی از منظره دهشت‌بار باشند و دکتر بهشتی بماند تا در جلسه‌ای دیگر با مسئولان عضو حزب از قوای مقننه، قضائیه و مجریه، درباره مسائل کشور بحث و تبادل‌نظر کنند.

وخامت حال آیت‌الله خامنه‌ای به‌گونه‌ای بود که همه چیز را فراموش کرده بودم و تمام فکر و ذکرم به کارهای پزشکانی معطوف بود که برای کم کردن آلام ایشان تلاش می‌کردند.
با اینکه با حاج احمدآقا در منزل قرار داشتم، دیروقت به منزل رسیدم و دیدم ایشان منتظرم نشسته است. بحث درباره انتخابات ریاست جمهوری بعد از عزل بنی صدر بود. نمی‌دانم چقدر گذشت که صدای زنگ تلفن مرا به سوی خود برد. صدایی خسته از آن سوی تلفن، شکسته و بسته خبر از حادثه‌ای در سرچشمه داد که بر من آوار شد.

چشمم را بر هم گذاشتم، قیافه و اسم همه کسانی به نظر می‌آمد که قرار بود در آن جلسه باشند، مخصوصاً آخرین لحظات دیدار من با دکتر بهشتی و سخنانش که در آستانه خروجی درب که فکر می‌کنم گفتند: «تو برو، آنجا واجب‌تر است و ما اینجا را اداره می‌کنیم.»

نمی‌توانستم باور کنم که پس از مطهری، مفتح، هاشمی‌نژاد که رفته بودند و خامنه‌ای که معلوم نبود می‌ماند یا می‌رود، حالا بهشتی و باهنر هم رفته باشند. گویی آسمان بر من فرود آمده بود و غم با همه سنگینی خویش قلبم را می‌فشرد و صدای زنگ تلفن که گاه‌گاه به گوش می‌رسید و فاطمه، دخترم، برمی‌داشت و با خبرهای ضد و نقیضی که می‌شنید، بر التهاب قلبم، آب می‌زد و آتش.

ادامه خواندن “روایت هاشمی ‌رفسنجانی از ترور آیت‌الله خامنه‌ای و حوادث هفتم تیر ۱۳۶۰: امروز نفاق را صداقت، توهین را صراحت، دروغ را درایت و شعار را بصیرت می‌دانیم”

عکس های جدیدی از نوادگان امام و پسر نوح

سایت جماران: پیکر مرحوم حاج محمدحسن اعرابی داماد مکرم امام راحل در گلزارشهدای امامزاده علی بن جعفر قم به خاک سپرده شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران پیکر آن مرحوم صبح روز سه شنبه توسط عاشقان امام خمینی از مقابل مسجد امام حسن عسگری(ع) به سمت حرم حضرت معصومه (س) تشییع شد و پس از آن‌که حضرت آیت‌الله جوادی آملی بر پیکر ایشان نماز گذارد، جهت خاکسپاری به گلزار شهدای امامزاده علی بن جعفر قم منتقل شد.
دراین مراسم آیت الله محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری،حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی یادگار حضرت امام(س)، اعضای بیت حضرت امام خمینی (س)،نمایندگان بیوت مراجع و آیات عظام از جمله نمایندگان بیوت آیات عظام صافی، صانعی، موسوی اردبیلی، شبیری‌زنجانی، بیات زنجانی، مکارم شیرازی، وحید خراسانی، سیستانی ،جمعی ازنمایندگان مجلس خبرگان رهبری،جمعی ازنمایندگان مجلس شورای اسلامی،مسئولین استان قم و شخصیتهای سیاسی و مذهبی و اقشار مختلف مردم حضور داشتند.

شب گذشته، نمایندگانی از بیوت آیات عظام قم و نجف با حضور در منزل حاج محمد حسن اعرابی، مصیبت وارده را به حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی تسلیت گفتند.

شیخ یوسف صانعی، سید حسین و سید حسن خمینی ، اولین و جدیدترین پسران نوح
حضرت آقای جوادی آملی و سید حسن آقا و سید یاسر و سید علی خمینی در مراسم نماز بر پیکر مرحوم اعرابی داماد حضرت امام

حضرت آقای جوادی آملی و سید حسن آقای خمینی در مراسم نماز بر  پیکر مرحوم اعرابی داماد حضرت امام

سید حسن خمینی معروف شده به پسر نوح
نگاه جالب سید حسن به محمدی گلپایگانی
آسید یاسر خمینی، بردار پسر نوح
آسید یاسر خمینی
محمدرضا خاتمی و سیدعلی خمینی؛ یک پسر نوح یزدی
سید علی خمینی در حال گفت و گو با پدر همسر خود، شیخ جواد شهرستانی نماینده اهل سیاست و تدبیر آیت الله العظمی سیستانی مرجع عالیقدر جهان تشیع
سید یاسر و سید علی خمینی، یادگاران ارزشمند مرحوم احمدآقا

رمزگشایی هاشمی از نامه تاریخی اش به رهبری بعد از حدود یکسال: دیر یا زود همه چیز مشخص می‌شود

تیترهای برگزیده: می ترسیدم کناره گیری عوارض بد سیاسی داشته باشد / سنم در حد بازنشستگی است / می خواستم جهانگردی کنم، نشد/ در مناظره ستیز با روحانیت را مشاهده کردید/ القاء کردند روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد/ اصل نامه به رهبری نرسیده بود : ایشان گفتند نامه شما را از روی کامپیوتر خواندم/ اگر بعد از انتخابات منتشر کنم دو حالت دارد: اگر آقای احمدی‌نژاد شکست بخورد که درست نیست با ایشان درگیر شوم. چون اخلاقاً کار درستی نیست. اگر هم پیروز شود که اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم/رهبری از لحاظ محتوا ملاحظه ای نداشتند/هیچ وقت ایشان به خاطر نامه از من گله نکردند/و هفته یک ملاقات داریم که معمولا دو ساعت طول می کشد/همیشه واقعیت‌ها خود را بر احتمالات سیاسی تحمیل می‌کند و دیر یا زود همه چیز مشخص می‌شود.

هاشمی رفسنجانی پس از یک سال سکوت در برابر منتقدان نامه به رهبر انقلاب پیش از انتخابات گفت: مایل بودم از مسئولیت های سیاسی خود کناره گیری کنم، اما می ترسیدم که عوارض بد سیاسی داشته باشد.

به گزارش عصرایران، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت وگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات در پاسخ به این سوال که آیا تاکنون به بازنشستگی به معنای کناره گیری از مسئولیت های سیاسی فکر کرده اید؟ گفت: مایلم. الان سن من در حدی است که مایلم این گونه شود. ولی هنوز می ترسم عوارض بد سیاسی داشته باشد و به نوعی قهر تلقی شود.

هاشمی افزود: یکی از کارهای که می خواستم بعد از ریاست جمهوری بکنم و نتوانستم انجام دهم این بود که در سفرهای خارجی که می رفتم، خیلی جاها را نشان کردم که بعدا بروم ببینم و جهانگردی کنم که نشد. اگر بخواهم به سفر خارجی بروم باید جمع زیادی از پاسداران همراه من باشند و آنجا هم که می رویم شورای تامین نیرو می آورند و همیشه زحمت دارد.

رئیس مجلس خبرگان رهبری  درباره نامه بحث برانگیز خود به رهبری انقلاب قبل از انتخابات تصریح کرد:همه می‌دانستند که نسبت به دیگر نامزدها بی‌طرف هستم کاری نداشتم که مردم به چه کسی رأی می‌دهند. ولی همه می‌دانستند که روحیه کاری من با این شیوه اداره جامعه سازگار نیست. متأسفانه در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرف‌هایی را زده بود که غیرواقعی بود، انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند. چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با من، آقای خاتمی، آقای ناطق نوری و آقای کروبی که رؤسای جمهوری و رؤسای مجلس بودیم، همه دستاوردهای انقلاب را حراج گذاشت و این گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد.

وی ادامه داد: در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرف‌های ناقص گفته‌اند. ترجیح می‌دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه کردم. چون می‌بایست جواب آن حرف‌ها داده می‌شد. می‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سوال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟ نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه‌شنبه بود، برای رهبری فرستادم. چون اگر سه‌شنبه می‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌نوشتند و اگر چهارشنبه‌ می‌دادم پنجشنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌خواستم جواب آن حرف‌ها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار موثق، شور و اشتیاق مردم را می‌دیدم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به هر حال در همان فرصت باقی‌مانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله ۲ ساعته باقی‌مانده نامه به ایشان نرسیده بود، چون جوابی به من نرسیده بود. در آخرین لحظاتی که می‌خواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم. وقتی رفتم، ایشان گفتند: داشتم نامه شما را از کامپیوتر می‌خواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را ندیده بودند.

پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟ گفتند: از لحاظ محتوا هیچ ملاحظه‌ای ندارم و فقط یک نکته دارم که آقای احمدی‌نژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچه‌های شما گفت. گفتم: فضا به گونه‌ای بود که اگر چه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد. ایشان گفتند: واقعاً هیچ ملاحظه‌ای روی نامه ندارم ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر می‌کردم.

هاشمی افزود: گفتم: خواست خدا بود که شما تا قبل از انتشار نبینید، چون اگر می‌خواندید و به من می‌گفتید، منتشر نمی‌کردم و این مناسب نبود. چون اگر بعد از انتخابات منتشر کنم دو حالت دارد: اگر آقای احمدی‌نژاد شکست بخورد که درست نیست با ایشان درگیر شوم. چون اخلاقاً کار درستی نیست. اگر هم پیروز شود که اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم ولی الان حق من است که جواب بدهم و دادم. ایشان هم در مقابل این منطق من اعتراض نکرد.

هاشمی درباره اینکه به نظر می رسد این نامه رابطه شما با رهبری انقلاب را دچار تغییرات کرده است، گفت: نه، ایشان صراحتاً گفتند که هیچ ملاحظه‌ای درباره محتوای نامه ندارم. حتی در همان جلسه گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم. صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم، چون روی حضور مردم تأثیر می‌گذارد ولی بعد از انتخابات جواب می‌دهم. حتی گفتند که به آقای احمدی‌نژاد هم گفتم که حرف‌های ناحقی زدید و جواب شما را می‌دهم. واقعاً هیچ وقت ایشان به خاطر نامه از من گله نکردند، چون روابط ما به گونه‌ای است که اگر گله هم داشته باشند، می‌گویند. الحمدلله همکاری ۶۰ ساله ما به گونه‌ای است که با هم رودربایستی نداریم.

هاشمی در برابر این توضیح که برخی می خواهند به بهانه نامه شما را مقابل رهبری قرار دهند، تصریح کرد: اینها در سیاست طبیعی است. گروهی که وارد بازی‌های سیاسی می‌شوند از این حرف‌ها زیاد می‌زنند، ولی همیشه واقعیت‌ها خود را بر احتمالات سیاسی تحمیل می‌کند و دیر یا زود همه چیز مشخص می‌شود.

او درباره ملاقات های خود با رهبری انقلاب هم گفت: قبلا هفته ای یک بار ملاقات رایج و حتمی داشتیم. بعدا که کارها کمتر شد دو هفته یک ملاقات داریم که معمولا دو ساعت طول می کشد که گاهی تا شام است. اگر مساله ای هم پیش بیایدتلفنی یا حضوری بین دو هفته صحبت می کنیم.

نمازی که سند کفر شد!

سایت یاران صدر: خواندن نماز بر پیکر دکتر شریعتی و برگزاری مراسمی باشکوه برای چهلم او، از طرف امام موسی صدر، موجی از انتقادات تند از طرف روحانیون مخالف شریعتی را متوجه امام کرد. نامه ها و تلگراف های زیادی به امام رسید. حتی دایی امام موسی صدر هم او را بی نصیب نگذاشت!

در اینجا تلگراف علامه عسگری و بخش هایی از جواب امام موسی صدر را برای نمونه ذکر می شود. در آن زمان امام صدر رئیس مجلس اعلای شیعیان بود. اما علامه عسگری به خود امام نامه ننوشت و نامه را برای شیخ محمد مهدی شمس¬الدین، نایب رئیس مجلس فرستاد: «پس از سلام، شکایات و اخبار و اعتراضات زیادی به من رسیده که شفاهی، کتبی و تلگرافی بوده است و آن در مورد سید موسی صدر بوده که برای مرگ علی شریعتی که یک فرد کافر به دین و طریقت بود، مجلس عزاداری برپا نموده و یک فرد فاسد و بزرگترین دشمن دین و دینداران در تمام دنیا را شخص بزرگواری معرفی کرده است. این عمل او خلاف دین است و گمراهی را زیاد می کند و نمی دانم چه جوابی در قیامت خواهد داد. انالله و انا الیه راجعون . والسلام»

در مقابل، امام صدر در نامه ای به این انتقادات جواب می دهد. امام بعد از تکریم و ادای احترام می گوید: «…. دکتر شریعتی همان طور که می دانید تاثیر فراوانی بر جوانان مسلمان و محصلین و حتی در بسیاری از جوانان خوب و متدین و ارحام خود من از کوچک و بزرگ، دختر و پسر گذاشته است و آنان را که از وابستگی به کمونیست ها امتناع دارند و در عین حال نمی خواند هم دست و هم دوش دولت ها و دست راستی ها باشند و تمایلات اصلاحی دارند، آنان را با اسلحه فکری مناسبی مجهز کرده است…. وقتی که دکتر از ایران خارج شد و به اروپا رسید، همه امیدوار شدند که در گوشه ای آرام، دور از حمله ها و دفاع ها و مشکلات سیاسی، بزودی یک تز کامل و افکار سازنده برای آنها خواهد داد که اولا مثبت باشد، و ثانیا بعد از تجربه ها و مطالعه ها و محیط جدید ثابت باشد و تناقض هم نداشته باشد. ولی ناگهان دیدند که مرگ او را فرصت نداد. براستی درجه تاثر و مصیبت زدگی جوانان را نمی توان وصف کرد. در این حال، وضع روحی انتقادها را تشدید کرد و روابط این جوانان مسلمان را با روحانیت که ضمانت اسلام و راه معرفت احکام و تعالیم اسلام هستند تهدید می کرد. متارکه علمای ایران، حتی آیت الله خمینی و تسلیت نگفتن ایشان، حزن و عصبانیت این جوانان را تشدید نمود و من براستی مشاهده می کردم که دلجویی از اینها فقط می تواند مقداری که از روابط این جوانان مسلمانان با روحانیت باقی مانده است را حفظ و تقویت کند و امکان اصلاح اشتباهاتی که عست و شده است را باقی بگذارد. اگر نه، خطر آنکه آنان برای همیشه از روحانیت جدا شده و گرفتار انحرافات و خطرهایی که در دوری از روحانیت گریبانگیر آنان می شود، شوند، تهدیدشان کند. از این جهت من با وجود آنکه می-دانستم این کار مورد انتقاد برادران و روحانیون می شود و من در این اوضاع و گرفتاری ها ممکن است صدمه های شدید بخورم، فداکاری کرده و به این روش اقدام کردم و تحمل نتایج این کار را ثواب و اجر آخرت دانستم و امیدوارم خداوند قبول کند.»