توفان علی شمخانی در برنامه یک طرفه سیما؛ وقتی اخلاق بر بی اخلاقی پیروز می شود

برنامه دیروز، امروز، فردا که به نقد یک طرفه و تخریب چهره ها و جریان ها غیر اصولگرا می پردازد، در ویژه برنامه سوم خرداد خود، شاهد حضور علی شمخانی بود.  مجری کم دانش و اطلاعات برنامه که سعی داشت شمخانی را وارد مسایل سیاسی روز کند و از صحبت هایش برای تخریب، جریان فتنه !! استفاده کند، با صحبت های محکم و اصولی  شمخانی روبرو شد: می دانم تو به دنبال چه هستی. من وارد این بحث ها نمی شوم. مومن باید حق گو، حق خواه و حق شنو باشد. یامین پورگفت: آیا شما در یک سال گذشته این گونه بوده اید؟ علی شمخانی گفت: بله. البته.  من بسیجی بوده ام، بسیجی هستم و ان شاء الله بسیجی خواهم ماند.

مجری کم اطلاع و مدعی برنامه یامین پور در اظهارنظری عجیب مدعی شد: گفته می شود دولت در پشتیبانی جنگ کوتاهی می کرده. در طول ۸ سال، ۲۲ میلیارد تومان! خرج جنگ کرد و صدام ۱۸۰ میلیارد تومان. علی شمخانی خنده ای کرد و گفت: ۲۲ میلیارد دلار، ۲۲ میلیارد تومن که پولی نیست.

یامین پور به طعنه و با بغض از شمخانی پرسید: چرا جریان ۲ خردادی ها به ۳ خرداد بی اهمیت هستند که شمخانی پاسخ داد: چنین نبوده است، کلا در ایران ۳ خرداد مظلوم واقع شده است، در دولت فعلی چه کاری برای سوم خردادی ها کرده اند؟

در بخش دیگری از برنامه، شمخانی در پاسخ به ادعاهای بی اساس مجری که دولت آن موقع در  پشتیبانی جنگ کوتاهی می کرد گفت: طرح این صحبت ها از کسانی است که یک روز هم در جنگ نبوده اند و حال مدعی جنگ  و دفاع مقدس هستند.  شرایط آن روز جنگ و ظرفیت و توان ملی مشخص بود و امکان ادامه جنگ با توجه به تغییر آرایش قدرت و استفاده گسترده عراق از سلاح های غیر متعارف عملا امکان پذیر نبود. بنابراین با پیروزی بزرگ در والفجر هشت(فاو) و فتح هور(خیبر)، مقدمات قطعنامه ۵۹۸ فراهم شد و با  بسیج مردم و شکست مجدد ارتش بعثی عراق در جاده اهواز و ارتفاعات تنگه مرصاد، صدام ۵۹۸ را که حال به نفع ما تغییراتی یافته بود(مشخص شدن متجاوز و آغازگر جنگ و بحث غرامت) پذیرفت.

مجری از نامزدی علی شمخانی در انتخابات مقابل سید محمد خاتمی سئوال کرد تا باب انتقاد از جریان دوم خرداد باز شود، پاسخ شنید: ما(شمخانی) با اقای خاتمی هم رفیقیم، هم رقیب. من تلاش کردم در رقابت، بی اخلاقی نکنم. می خواستم ثابت کنم، نظامیان باید از صندوق رای عبور کنند. بالاخره آقای خاتمی هم انسان است و امام معصوم که نیست، طبیعی است که اشتباهاتی داشته باشد.

علی شمخانی در اظهاراتی کوتاه با بیان این که قصد ورود به مباحث سیاسی جناحی را ندارد گفت: مرز شکنی و هم مرزی با دشمن اشتباه است و فشار  بر عده ای برای رفتن به صف دیگران اشتباه دیگر. هر دو کار اشتباه است. ما باید بدانیم اگر خط رهبری بگذریم، دشمن همه را می درد و به هیچ کس رحم نمی کند. باید وحدت ملی را تقویت کرد. وحدت ملی ضامن بقای نظام است.

سردار سرافراز جنگ گفت: خیلی از کسانی که تو و دوستانت از آن ها خوشت نمیاید، پایبند به رهبری و ولایت هستند.

بازتاب ها:

گزارش بازتاب از این برنامه: شیطنت مجری شبکه ۳ در مقابل شمخانی
گزارش فارس از صحبت های شمخانی: بنی‌صدر با صدام تبانی نکرده بود اما نیت ناپاکی در جنگ تحمیلی داشت
گزارش جام جم آنلاین و متن گفت و گوی برنامه: گفتگوی چالشی شمخانی
تخریب علی شمخانی توسط رجا نیوز  و سایت های وابسته به واسطه حق گویی هایش: اشتباهات راهبردی شمخانی در دیروز، امروز، فردا: بهتر باید گفت آنچه شب گذشته در برنامه «دیروز امروز فردا» اتفاق افتاد، عبارت بود از شفاف کردن چهره خاکستری یکی از مردان اصلاحات که در ماه‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سعی کرده بود چندان آفتابی نشود تا مورد سؤال قرار نگیرد. .در حالی که شمخانی از ابراز نظر درباره مسائل سیاسی روز طفره می‌رفت و این کار را مستند به تدبیر امام(ره) عنوان می‌کرد، مجری برنامه با طرح سؤالات غیرمنتظره و هدفمند، نادرست بودن ادعای شمخانی را اثبات کرد؛ مضاف بر اینکه اساساً آنچه مورد نهی امام راحل واقع شده است، ورود نظامیان به دعواها و جناح‌بندی‌های سیاسی است، نه اظهار نظر در مسأله‌ای مثل فتنه اخیر که در حقیقت نزاع و جدال بین جناح‌های سیاسی داخلی نبود؛ بلکه به تعبیر مقام معظم رهبری، دعوای درون نظام و بیرون نظام بود…

این یادداشت نشان می دهد جریانی که به قول شمخانی یک روز جنگ را درک نکرد ه ، در تلاش است خود را مدعی و صاحب همه چیز بداند و برای هدف چه باک که جریان خود را نزدیک تر به واقعیت جنگ حتی از از فرماندهان ارشد دفاع مقدس و امین امام و رهبری و نظام بدانند. حتما جریان جوانی که آقای یامین پور آنان را نمایندگی می کند و آن روز در کلاس های اول و دوم دبستان بوده اند، بر اطلاعات و ظرفیت های جنگ و ایران اشراف بیشتری دارند، حتما.

حجاب و تظاهرات درمانی

چند صباحی است ارباب منابر و اعلام،  داد و فغانی چند  از وضعیت حجاب سر می دهند و در تلاشند افکار مردمان به این مسئله جلب کنند. امید آن است که این فغان از برای خود حجاب باشد نه برای پنهان ساختن مسئله ای بغرنج تر و تغافل افکار از پیشامدی سخت و دردناک تر.

چنین شد که دستگاه های  مسئول! راه پیمایی ها به راه انداختند و تظاهرات ها کردند و در منابر و مجالس غیرتشان به غلیان افتاد که حجاب چنین است و چنان و بی حجاب چنین و چنان.  سئوالی ابتدایی که به ذهن هر ذی عقلی متبادر می شود این که اگر قرار بود مسئله حجاب و انرژی هسته ای و اتفاقات سیاسی تلخ اخیر با تظاهرات درمانی، مداوا شود که وضع اجتماعی و سیاسی ایران نباید چنین باشد.

ترفه آن که مرور وقایع و اتفاقات دهه اخیر نشان می دهد هرگاه دولت خواسته است از کنار مسئله ای عبور کند که بعدها متهم به اهمال نشود با استفاده از چنین راه کارهایی چند روزی افکار عمومی را مشغول نگه می دارد و قوانین و دستورالعمل و آیین نامه هایی صادر می کند تا هیچگاه اجرا نکند و کار خود را پی می گیرد. حال آن که بسیاری از علما و رجال و خواص معترفند دولت حالیه که مدعی نمایندگی طیف ارزش گرا و اصولگراست، اصولا اعتقادی به ورود در این مسائل را ندارد.

بدیهی است تحکیم ارزش های متعالی دیانت  فرایندی بلند مدت می باشد که از خانواده شروع و با گرامی داشت اخلاق از سوی حاکمیت، تقویت می شود نه با راهپیمایی ، تظاهرات، بخش نامه، آیین نامه و تهدید و ارعاب. متاسفانه  با روش های حکومت داری فعلی، که در عمل موجب تضعیف اخلاق و دست آوردهای معنوی انقلاب اسلامی شده است، هر روز فاصله میان بدنه اجتماعی و ساخت قدرت بیشتر می شود و این همه در حالی است که ارزش های متعالی خانواده ها، کمتر اخلاقی و بیشتر منفعت طلبانه شده.

چه خوش فرموده است، برهان حجت نبوی، امام صادق که سلام بر او باد: مطیع با عجب عاصی است، و عاصی با عذر مطیع

غسیل الهور

سردار هورشهید بزرگوار علی هاشمی از جمله سرمایه های اجتماعی کشور است که از بعد از گذشت سال ها گمنامی، چنان چهره اش تابان می نماید که همه را تحت تاثیر قرار داده .  رجعت پیکر پاکش در ایام فاطمیه و نکوداشتی چنین بی بدیل، بی گمان پاسداشت کمترینی است از مجاهدت های کم نظیر سردار هور.. و چه بسیار داریم چنین مجاهدینی که برای تامین امنیت و منافع ملی ایران، گمنام زیستند، گمنام شهید شدند،تهمت خوردند، و گمنام در اسارت به سر می برند.

و مدعیان چه می کنند با ارزش ها! جز این که از بلندگوهای خود، تخم نفرت و خشم می پراکنند و همسنگران سابق و یاران انقلاب را طلحه و زبیر می خوانند و خود را وارث همه خوبی ها و دیگران را وارث همه شرها می دانند. آیا این است اسلام انقلابی! والله که جفایی است به دیانت و اخلاق.

عکس های علی هاشمی در دفاع مقدس

گزارش تصویری از تشییع پیکر پاک سردار هور، علی هاشمی در اهواز:  مهر ایسنا۱ و ۲ فارس

غلامعلی رجایی: برای برادرم علی،که ۲۲ سال بی نشان بود!
روایت خواندنی علی شمخانی از سیدالشهدای سرداران گمنام

حاشیه تشییع پیکر شهدا و شهید علی هاشمی در تهران: حمله الله کرم به قالیباف: شما که می‌خواستی خلبان ایرفرانس باشی جایت همان فرانسه است/ به صحنه بیایید و از جلوگیری‌ها دست بردارید.و الا همان گفته زیبای استاد عزیز ما(منصور ارضی) که شما را به عمر سعد تشبیه کرد و گفت که عمر سعد به در و دیوار می‌زد تا اگر به گندم ری نرسید حداقل به جوی آن برسد، در مورد شما صدق خواهد کرد. ولی بدانید این راهی که می روید راهی نیست که حتی جوی شهر ری هم به شما برسد.(تکبیر حضار)

کامنت من در وبلاگ جنگی که بود، جنگی که هست پیرامون این حوداث رسم نامهمانی: بسم الله.. داستان حاج حسین الله کرم داستان هوی نفس است که رنگ دیانت و بوی معنویت می دهد… داستان همان برخورد های خشن ابتدای دهه ۷۰ است که جرقه آن از جلوی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بعد از نماز جمعه روشن می شد و به خیابان ها می کشید و جلوی سینماها.. داستان رویگردانی جوانان مخلص و درد دین داری بود که با این برخوردها در مقابل سایرین دستشان خالی می شد.. داستان تندروی هایی است که امروز به روشی دیگر ادامه می یابد برادر… کیست که نداند برادر حاج حسین الله کرم چه بر سر ارزش های جامعه و دفاع مقدس نیاورده است… کیست که بداند و دردمند نباشد از تیم سردار انصار حزب الله که چگونه اهل … بازی هستند، پشت موتور در راه هیات… برادر کیست که نداند هرگاه فضای جامعه به سمت تعامل و نقد اشتباهات مسلم دو طرف در بعد از حوداث تلخ انتخابات و یافتن راهی به سوی پایدارتر شدن و کارامد تر شدن جمهوری اسلامی عزیز بر می دارد، چگونه برادران کفن پوش و موظف فضا را احساسی می کنند تا آن دیگر جوان احساسی ناراضی، چنان راهی برگزیند که می دانیم و چنان شعاری دهد که همه را ناراحت کند… برادر چرا خودمان را گول می زنیم. حاج حسین های الله کرم در طول تاریخ ایران همواره بوده اند و قضاوت تاریخ در برابرشان مشخص. مهم آنانی هستند که در زیر فشار تهمت ها و دروغ ها و دشنام ها، ماندند و کاری حسینی کردند و مگر نه این که حسین را کشتند چون از دین جدش خارج شده بود.. و مگر نه این که امروز مدعیان داریم از جنگ، که از سرداران سربلند دفاع مقدس، سر خود را بالا می گیرند و در منابر مسخره می کنند سردار مسلم جنگ، آقا محسن را… برادر! داستان، داستان هوی نفس است و نفس قدرت.. باقی ارواح پاکی است که بازیچه حضرات می شوند.. والعاقبه للمتین یا اولی الابصار

سلام بر مادر پهلو شکسته

به قطره قطره سرشکش دخیل می‌بندد          بر آن ضریح کبود و شکسته و بــی‌تاب

هیئت عشاق الحسین مثل سا لهای گذشته در دهه دوم فاطمیه برنامه دارد .  آدرس هیئت : خیابان هفده شهریور، بلوار قیام، روبروی مسجد حوری

واکنش کودکانه دولت های غربی به اظهارات احمدی نژاد در نیویورک

سخنرانی محمود احمدی نژاد در اجلاس بازنگری  ان.پی.تی،  در راستای سیاست ۳۰ ساله جمهوری اسلامی در نفی هژمونی قدرت های سلطه گر، انتقاد از آمریکا، ارتباط و همبستگی با مردم کشورها و کلیدواژه ها و آرمان هایی از این دست می باشد. بدیهی است اگر سید محمد خاتمی، مهندس میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و هر شخص دیگری در این سطح در اجلاس حضور پیدا می کرد با کمی تغییر در فروع، همین سخنان را بر زبان می راند.

اما واکنش دولت های غربی به سخنرانی های چندساله احمدی نژاد، ضمن تاسف شدید از توهین آمیز بودن آن، نشان می دهد به رغم ادعای پرسابقه گفت و گو با دیگران حتی با دشمن، خود پایبند به آن نیستند و بیشتر رفتاری کودکانه و احساسی دارند. هرچند بودن  یا نبودن نمایندگان دولت های غربی و شنیدن صحبت های احمدی نژاد  تاثیری در سیاست خارجی آن دول ندارد، اما این حضور می توانست تدبیر سیاسی آن ها را نشان دهد تا واکنش احساسی.

در نظام های سلطه گرا، گفت و گو امر پسین است، به عبارت ساده تر، قدرت برتر(جهانی، منطقه ای و ملی)، عقل کامل و فصل الخطاب است و تدابیر و فرامین و برداشت ها از پیش مشخص که در یک فرم دستوری بیان می شود، هرچند که شکل گفته گو داشته باشد.  یعنی منولوگی در قامت دیالوگ.  چرا که هیچ یک طرفین این به ظاهر گفت و گو حاضر نیستند به سخن دیگری گوش دهند. چیزی شبیه اتفاقات پرونده هسته ای ایران و چالش های سیاسی یک سال گذشته در کشورمان. در حالی که در یک نظام مردم سالار چه در عرصه جهانی و چه منطقه ای و ملی، گفت و گو امر پیشین محسوب می شود و طرفین ضمن مکالمه به تدبیر می رسند.  روشی که ما در عرصه نظام بین الملل و سیاست داخلی ایران هیچ نوعی از آن را نمی بینیم.

واکنش کودکانه و احساسی ترک صندلی درست مانند ادعای واهی حمایت آمریکا از مردم ایران است که بارها از سوی رئوسای جمهور دولت های دموکرات و جمهوری خواه آمریکا بیان شده. و این ادعاها در حالی است که همین دولت ها با تحریم های خود به ویژه دربخش هواپیمایی، عملا سالی چندصد نفر ایرانی به دست هواپیماهای دست چندم روسی از نوع توپولف و ایلوشین قتل عام می کنند.  نگاهی دیگر به این ادعاها نشان می دهد بیان آن ها، عملا بهانه و فرصت سرکوب و خشونت بیشتر مردم و منتقدین را فراهم ساخت و کیفرخواستی شده برای دادگاه های سیاسی!

مکالمه تلفنی سران فتنه با خواص بی بصیرت

سید محمد خاتمی رئیس جمهورسابق کشورمان در تماس تلفنی با رقیب انتخاباتیش حجت الاسلام شیخ علی اکبر ناطق نوری رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی به مناسبت سال جدید به وی می گوید:” از اینکه به دیدارتان نیامدم عذر می خواهم، بالاخره ما فعلا جزء “سران فتنه!” هستیم، می ترسم آمدنمان برای شما تولید مشکل کند”. ناطق نوری با خنده به خاتمی پاسخ می دهد:” نترسید، ما هم دست کمی از شما نداریم، چرا که به ما هم می گویند “خواص بی بصیرت”!”

محتشمی پور: اعتماد رهبری به اصلاح طلبان پابرجاست// فضای بعد از انتخابات مجلس چهارم به مراتب بدتر از حال بود// هیهات از فرقه مصباحیه //

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز با بیان اینکه رهبری به جریان اصلاح‌طلب بی‌اعتماد نیست اظهار داشت:« پروژه تبلیغ علیه پیروان خط امام و جریان علاقمند به امام سال‌هاست که آغاز شده و عده‌ای به دنبال ریشه کن کردن اندیشه و افکار امام و انتقام جویی از امام (ره) و انقلاب هستند»، او همچنین تاکید کرد که انجمن حجتیه در بنیاد الغدیر لانه کرده است.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، سید علی اکبر محشتمی‌پور در دیدار با سازمان جوانان و دانشجویان مجمع نیروهای خط امام(ره) که عصر روز گذشته برگزار شد، در پاسخ به این سئوال که به نظر می‌رسد بخشی از جریان اصولگرا به دنبال تبیین این هستند که حاکمیت نسبت به اصلاح‌طلبان و کسانیکه با آنها همفکر نیستند بی‌اعتماد است و آیا به نظر شما حاکمیت و ساختار سیاسی‌اش نسبت به اصلاح‌طلبان بی‌اعتماد شده‌اند و یا فقط فضای رسانه‌ای به دنبال القاء این فکر است؟ گفت:« اگر منظور از حاکمیت مقام معظم رهبری است نظر ایشان نسبت به همه جریان‌های سیاسی یکسان است، مگر اشخاص ویژه‌ای که زمینه بی‌اعتمادی را نسبت به خودشان فراهم آورده‌اند.»

ادامه خواندن “محتشمی پور: اعتماد رهبری به اصلاح طلبان پابرجاست// فضای بعد از انتخابات مجلس چهارم به مراتب بدتر از حال بود// هیهات از فرقه مصباحیه //”

اگر شهید مطهری زنده بود؟

خدا رحمت کند مرحوم شهید مطهری را که به راستی فرزند زمان و مکان عصر خودش بود. طبیعی است در ایران امروز با این حجم چالش اجتماعی و سیاسی جای ایشان بسیار خالی است. هرچند که اگر بودند معلوم نبود چه استفاده ای از ایشان می شد.

مهم این است که اگر شهید مطهری این عصر را می دیدند یقینا برای دفاع از ارزش ها و شعایر دینی مردم را به زلزله هشدار نمی داد، مخالفش را بزغاله و گوساله نمی خواند، دگراندیش را محارب نمی خواند و منتقدش را خارج از دفاع و کیان اسلامی نمی دانست.

استاد مطهری برای بیان نظر خود، تهمت درمانی نمی کرد و مکتشف رابطه منتقدش با سورس و سیا و موساد نمی شد و حتما اندیشه ها و افکارش را همراه با شرایط زمان و مکان بیان می کرد.

دوست ندارم که تصور کنم اگر استاد مرتضی مطهری زنده بود و همچنان آن افکار اصولی، اصلاح طلبانه و روشنگرانه اش را می داشت، الان جزء سران فتنه محسوب می شد یا خواص بی بصیرت، اما مطمئنم اگر زنده بود خون دل می خورد و تیر در گلو می داشت.

سلام بر فاطمه؛ سلام بر پیامبر


دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون می روی بی من مروای جان جان بی تن مرو
وزچشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
هفت آسمان را بردرم و زهفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من
بی پا و سر کردی مرا بیخواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندر آ ای یوسف کنعان من
از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
این شاخها آبست توای باغ بی پایان من
یک لحظه داغم می کشی یکدم بباغم می کشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من
دامن کشانم می کشد در بتکده عیاره ای
من همچو دامن می دوم اندر پی خون خواره ای
یک لحظه هستم می کند یک لحظه پستم می کند
یک لحظه مستم می کند خود کامه ای خماره ای
چوه مهره ام در دست او چون ماهیم درشست او
بر چاه بابل می تنم از غمزه سحاره ای
اسرار آن گنج جهان با تو بگویم در نهان
تو مهلتم ده تا که من با خویش آیم پاره ای
منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد با ک نی
اندیشه ام افلاک نی ای وصل کیوان من