درآمد یک و نیم برابری ایرلاین ها در دروه ی کرونا و افول گردشگری

سیدصادق حسینی، روزنامه سازندگی دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰|بازنشر: عصرایران| از ژانویه ۲۰۲۰(دی ۱۳۹۸) شیوع کرونا تاثیر اقتصادی منفی شدیدی بر بسیاری از کسب و کارها داشته است و در این میان زنجیره صنعت گردشگری بیشترین زیان را متحمل شده اند، اما این موضوع یک استثنای بزرگ دارد و آن شرکتهای هوایی ایرانی هستند. در حالی که قیمت بلیط هواپیما با آغاز همه گیری کرونا در ابتدای سال ۲۰۲۰ در تمام دنیا کاهش یافت، شرکت های هواپیمایی ایرانی قیمت بلیت های خود را حدود ۳۰۰ درصد افزایش دادند و به نظر می رسد با نبود فرایندهای شفاف قیمت گذاری، روند افزایش قیمت ادامه دارد و ایرلاین ها باز هم در صدد تحمیل خواست خود هستند.

گران فروشی بلیت هواپیما در دروه کرونا چگونه آغاز شد؟
زمزمه های افزایش قیمت بلیط هواپیما از اردیبهشت ۱۳۹۹ توسط شرکت های هوایی کلید خورد اما تیم پیشین مدیریتی سازمان هواپیمایی با دلایل و توجیهان خود در مقابل این درخواست مقاومت و آن را رد کردند، تا این که در تابستان ۱۳۹۹ و با انتصاب رییس هیات مدیره انجمن شرکت های هوایی به سمت رییس سازمان هواپیمایی کشوری، روند زیاده خواهی های ایرلاین ها اوج گرفت و سازمان هواپیمایی کشوری در موارد زیادی با چشم پوشی و اغماض نقش نظارتی خود را در برابر آن ها به فراموشی سپرد و به گفته برخی از کارشناسان، «کاپیتان زنگنه، سازمان هواپیمایی را به مجری درخواست های شرکت های هواپیمایی تبدیل کرد.»

سیدصادق حسینی، روزنامه سازندگی
اگر درآمد دی ماه ۱۳۹۸ را به صورت کامل هزینه درنظر بگیریم و افزایش هزینه ریالی ارزی ۵۲درصدی را اعمال کنیم، شرکت های هواپیمایی می بایست ۱۳۸۰ میلیارد تومان درآمد کسب می کردند درحالی که محاسبات نشان می دهد این رقم به ۱۵۲۵ میلیارد تومان رسیده است. یعنی تنها در یک ماه بیش از ۱۴۵ میلیارد تومان نسبت به سال ۱۳۹۸ سود بیشتر کرده اند.

دخل و خرج شرکت هواپیمایی در دوره ی کرونا چقدر است؟

بر اساس مقالات و گزارش های منتشر شده، ۲۰ تا ۲۵% از هزینه های شرکت های هواپیمایی را هزینه های ارزی تشکیل می دهد و ۷۵ درصد مابقی را هزینه های ریالی تشکیل می دهد که طبیعتا مبنای آن نرخ تورم است نه نرخ ارز!
در بخش هزینه ای با احتساب افزایش ۱۰۰درصدی قیمت ارز(قیمت ارز در سال ۹۸ به صورت میانگین ۱۲۵۰۰ تومان و در سال ۹۹ حدود ۲۵ هزار تومان) و تورم ۴۰درصدی در هزینه های ریالی هر ۱۰۰ میلیون تومان هزینه شرکت های هوایی در سال ۹۸ تبدیل ۱۵۲ میلیون تومان در سال ۱۳۹۹ شده است: یعنی ۵۲% افزایش هزینه های ارزی – ریالی بصورت متوسط.
در بخش درآمدی، مطابق آمار شرکت فرودگاه ها در دیماه ۱۳۹۸، یک ماه پیش از اعلام رسمی نخستین ابتلا به کرونا در ایران، تعداد مسافر جابجا شده در پروازهای داخلی ۳،۳۸۹،۷۴۴ نفر بوده است در حالی که در دوره مشابه یعنی دیماه سال ۱۳۹۹ و پیک سوم کرونا، با کاهش ۳۸ درصدی این رقم به ۲،۱۰۴،۲۸۸ مسافر رسیده است.
نکته جالب این که قیمت فروش هر صندلی پروازهای داخلی از حدود ۲۶۸ هزار تومان در سال ۱۳۹۸ به ۷۲۵ هزار تومان در دی ماه سال ۱۳۹۹ رسیده: یعنی ۷/۲ برابر افزایش قیمت. به بیانی دیگر با وجود کاهش تعداد مسافر، درآمد شرکت های هوایی افزایش قابل ملاحظه ای یافته است.

درآمد شرکت های هواپیمایی از محل فروش بلیت، دی ۱۳۹۸درآمد شرکت های هواپیمایی از محل فروش بلیت، دی ۱۳۹۹
مسافر ۳،۳۸۹،۷۴۴
هزینه هر صندلی هواپیما ۲۶۸،۰۰۰ X
۹۰۸ میلیارد تومان درآمد =
مسافر ۲،۱۰۴،۲۸۸
هزینه هر صندلی هواپیما ۷۲۵،۰۰۰ X
۱۵۲۵ میلیارد تومان درآمد =
مقایسه درآمد شرکت های هواپیمایی از محل فروش بلیت در دی ۱۳۹۸ و دی ۱۳۹۹

اگر درآمد دی ماه ۱۳۹۸ را به صورت کامل هزینه درنظر بگیریم و افزایش هزینه ریالی ارزی ۵۲درصدی را اعمال کنیم، شرکت های هواپیمایی می بایست ۱۳۸۰ میلیارد تومان درآمد کسب می کردند درحالی که محاسبات نشان می دهد این رقم به ۱۵۲۵ میلیارد تومان رسیده است. یعنی تنها در یک ماه بیش از ۱۴۵ میلیارد تومان نسبت به سال ۱۳۹۸ سود بیشتر کرده اند.
از یاد نبریم با وجود درخواست نمایندگان مجلس، هیچ گزارش عملکرد مشخصی در خصوص تسهیلات ارزی که به قیمت نیمایی در اختیار شرکت های هواپیمایی قرار گرفت منتشر نشده و از سوی دیگر در سال ۱۳۹۹ تسهیلات کم بهره متنابهی به دلیل آسیب های ناشی از کرونا با زمان بازپرداخت طولانی در اختیار شرکت های هوایی قرار گرفته است، هرچند که با وجود تسهیلات و حمایت های مالی گسترده، صنعت هوایی ایران شاهد اخراج نیروی انسانی توسط شرکت های هواپیمایی بود.

چشم روشنی ایرلاین ها به دولت آقای رئیسی: گرانی دوباره قیمت بلیت هواپیما!
در آستانه تشکیل دولت جدید به ریاست حجت الاسلام سیدابراهیم رئیسی و بدلیل نگرانی از عدم موافقت با زیاده خواهی در دولت آینده، ایرلاین ها مجددا بر تبل افزایش قیمت بلیط هواپیما می کوبند و تلاش دارند مجداا افزایش قیمت صورت بگیرد، تا دولت بعدی با تصمیم انجام شده روبرو شود.
جا دارد مدیران جدید سازمان هواپیمایی کشوری و سازمان های متولی از جمله سازمان حمایت از مصرف کننده و شورای رقابت، یک بار برای همیشه تکلیف خود را با موضوع افزایش قیمت بلیط و زیاده خواهی شرکت های هواپیمایی روشن کنند.
سوال آخر این که اگر صنعت هوایی کشور به گفته مسئولان و مدیرانش، زیان‌ده است و به صورت مداوم از ورشکستگی و عدم کسب درآمد سخن می گویند، چرا این قدر تب تاسیس شرکت هواپیمایی بالا است؟

جناب آقای خاتمی! آقای رییسی نیاز به این حرف ها ندارد

سیدصادق حسینی: انتشار در خبرآنلاین، بازنشر: اقتصادنیوز | «بعد از انقلاب، استقبال فوق العاده مردمی را از نامزدی آیت‌الله رئیسی در موارد دیگری سراغ ندارم. البته ریاست جمهوری مقام معظم رهبری حساب جدایی دارد بعد از دوره ایشان، این همه استقبال از یک نامزد ریاست جمهوری پدیده کم‌نظیر در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بود»

به گزارش خبرآنلاین، این ها را آقای احمد خاتمی عضو شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران گفته
طبیعتا با یک جستجوی ساده می توان فهمید که آقای احمد خاتمی حرف دقیق و درستی بیان نکرده و همواره در انتخابات ها ۶۸، ۷۶، ۸۴ و ۹۲ مردم با رای بالایی رییس جمهور را انتخاب کرده اند و اتفاقا در این دوره به دلایل مختلف که هم از آن مطلعند و آقای احمد خاتمی بیش از سایرین از دلایل آن آگاه هستند، مشارکت با ۴۸.۸ درصد پایین ترین میزان در انتخابات ها بوده است.

غرض این که اصولگرایان از این حرف ها در زمان انتخابات ۸۴ و در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد که این روزها از آوردن اسمش هم اکراه دارند زیاد بیان کردند، شایدهم همین حرف ها و خواب ها بود که آقای احمدی نژاد را وارد فضای «حلقه نور» کرد.

به نظرم هم آقای رییسی رییس جمهور محجوب منتخب و هم بزرگان اصولگرا باید به اصحاب منابر تذکر دهند تا از بیان اظهارات تملق آمیز و تعاریف نجومی مثل همین «پدیده کم نظیر» خواندن انتخاب آقای رییسی در تاریخ جمهوری اسلامی، جلوگیری شود.

آقای رییسی طبیعتا نیاز به این پشت گرمی ها ندارد، او منتخب مردم است.

واکسن ایرانی: هزار وعده ی خوبان

سیدصادق حسینی{انتشار روزنامه سازندگی/ بازنشر: عصرایران}: بعدازظهر، در غسالخانه ی سردتر از همیشه ی نیمه ی اسفند سال سیاه ۱۳۹۹، مسئول شناسایی کاور را باز کرد و پرسید: علی اکرمی؟ با همه ی بهت و شوک و بغض، سری تکان دادم و گفتم: بله! علی با همان ریش و لبخند همیشگی آرام خوابیده بود، علی دیگر نبود. ۲-۳ نفری علی را از کاور درآوردند و روی سنگ گذاشتند و بعد از چندبار شستشو، غسل دادند و کفن پوشاندنش و من و محمد نسیمی که حالا عکاس کرونا شده، زیارت عاشورا خواندیم، تربت دادیم که بگذارند روی چشمانش و باقی ماجرا تا ریختن خاک روی مزارش همه به سرعت انجام شد.
صبح یک شنبه سنگین بود از آن ها که وقتی از خواب بلند می شوی با گنگی همراه است. خیال می کنی یک تخت سنگ روی سینه ات بوده و حالا برداشته اند و نمی دانی که چطور باید نفس بکشی. صبح یک شنبه، همسر علی داشت آماده می شد که سوپ برایش ببرد بیمارستان که مجبور شدم خبر را بدهم، جیغی کشید که صدایش هنوز در گوشم است.
مرگ علی اکرمی روزنامه نگار و تحلیل گر سیاسی تفاوت داشت با مرگ آن برادر دیگرمان، روح الله رجایی سردبیر فقید روزنامه جام جم در ۳۰ تیر ماه داغ تابستان سال سیاه. روح الله چند روزی بود کم و بیش عوارض داشت و روزی که جوابش مثبت شد و به بیمارستان رفت بلافاصله با سکته روبرو شد، ما انتظار معجزه داشتیم اما مرگ نصیبمان شد. روح الله ۳۸ ساله عصری که تستش مثبت شد نوشت: «خب، آسیاب به نوبت است و شتر کرونا دیروز در خانه ما نشست و تست من مثبت شد تا ببینم دو هفته دیگر جمع می کند برود یا چی. به دعاهای شما محتاجم.خیلی»
علی بلافاصله با اولین عوارض، تست داد و زیر نظر پزشک قرار گرفت و روند درمان را شروع کرد، اما در روزهایی که روند عوارض بیماری افزایشی بود، دکتر توجه لازم را نداشت و حتی اسکن ریه را نیز به دلیل داشتن عوارض! لازم ندانسته بود و در نهایت یک هفته از مثبت شدن تست، بامداد جمعه در بیمارستان بستری شد و بامداد یک شنبه ۱۰ اسفند درگذشت.
وقتی عکس ریه ی علی را دیدم، اندازه ۲ سکه ۵۰ تومانی قدیم، جا داشت که سفید شود. پزشکان ICU گفتند: چشم گاوی ریه درآمده بود و کرونا انگلیسی است.
این روایت چند خطی مواجهه با مرگ کرونایی در ۲ فاصله ۶ماه و یک سال بعد از شیوع کرونا و ۲ ماه بعد از تزریق واکسن در جهان بود. حالا علاوه بر همسران و خانواده علی و روح‌الله و ۵ دختر و پسر قد و نیم قدِ پدر از دست داده، که نوشتنش هم راحت نیست، حداقل ۶۸هزار خانواده، عزیزانشان را از دست داده اند و سیاهی غم بر آن ها حاکم شده، ۶۸هزار خانواده که بیشترشان برای ادامه زندگی و درآمد پایدار با چالش روبرو هستند. خانواده هایی که برای تربیت، تحصیل و آموزش کودکان و نوجوانان شان با چالش جدی روبرو هستند و خانواده های بیشتری قرار است، پدر و مادر و جوان و عزیزی را از دست بدهند، اگر این روند ادامه داشته باشد.


چرا فرایند تامین واکسن خارجی با تاخیر روبرو شد؟
حالا و در آستانه ۱۵ ماهگی شیوع کرونا در ایران و در فاصله ۵ماهگی تولید و تزریق واکسن در جهان، همه ی مردم سوال دارند، چرا فرایند تامین واکسن با تاخیر انجام شده! آیا ارتباطی میان تاخیر در خرید و طولانی شدن بروکراسی ارایه مجوز واردات و به نتیجه رسیدن واکسن کرونای ستاد اجرایی فرمان امام وجود دارد؟ این همه تاخیر برای چه بود و چه شد که به یک باره خبر از خرید ۶۰ میلیون دز واکسن روسی داده شد.
این ابهام و تردید برای مردم وقتی بیشتر شد که رییس جمهور با انتقاد از فرایند مجوز واردات واکسن گفت: هر شرکتی که برای ورود واکسن کوچکترین مشکلی دارد، به دفتر رئیس جمهور نامه بنویسد. من مستقیم مسأله را دنبال می کنم، زیرا در هفته های آینده به راحتی می توانیم میلیون ها دوز واکسن کرونا وارد کنیم. واکسن می تواند مردم را از مرگ بخوبی مراقبت کند.


به این زودی ها خبری از واکسن ایرانی نیست
یکشنبه، ۷ دی ۱۳۹۹ حجت نیکی ملکی مدیر روابط عمومی ستاد اجرایی توییت کرد: «به یاری خدا تا ۴۰ روز دیگر خط تولید واکسن کرونا توسط ستاد اجرایی فرمان امام با ظرفیت ۱/۵ میلیون دوز در ماه راه اندازی خواهد شد و تا ۶ ماه دیگر به ۱۲ میلیون دوز افزایش خواهد یافت ان شاالله تلاش دانشمندان جوان کشور بی ثمر نخواهد ماند و محصول آن به دست مردم خواهد رسید.»
در این مدت ده ها مصاحبه و وعده از مسئولین ستاد اجرایی منتشر شده ، مخبر رئیس ستاد اجرایی فرمان امام ۱۴ بهمن ۱۳۹۹ آن طور که خبرگزاری تسنیم تیتر زده گفته بود: «آغاز تزریق واکسن ایرانی کرونا از فروردین» و آن طور که خبرگزاری فارس ۱۷ فروردین ۱۴۰۰ تیتر زده: «خبر خوش ستاد اجرایی فرمان حضرت امام درباره واکسن کرونا/ احتمال تحویل واکسن‌ها در اواخر خرداد».

با این حال دکتر علیرضا رییسی سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا ۲۸ فروردین از احتمال تولید انبوه ۲ واکسن ایرانی کرونا از تیرماه خبر داره، دقت کنید «احتمال».
به عبارت ساده تر اگر میانگین فوت را ۳۰۰ نفر در روز محاسبه کنیم از ابتدای اردیبهشت تا ۱۵ تیر، زمان احتمالی آغاز واکسیناسیون ایرانی، ۲۳ هزار ایرانی در اثر کرونا جان خود را از دست می دهند و آمار جانباختگان کرونا حداقل به ۹۲ هزار نفر می رسد.
از آن یک شنبه ۷ دی که قرار بود ۴۰ روز دیگر خط تولید راه اندازی شود، ۴ماه گذشته و تا امروز تنها کمتر از ۸۰۰هزار نفر دوز اول واکسن را دریافت کرده اند، علی اکرمی دوشنبه، ۲۷ بهمن ۱۳۹۹، در زمانی که هنوز به کرونا مبتلا نشده بود در واکنش به توییت نیکی ملکی مدیر روابط عمومی ستاد اجرایی نوشت: «سلام؛ آیا الان ده روز از راه اندازی خط تولید واکسن با ظرفیت ۱.۵ میلیون دوز در ماه می گذرد؟»
علی اکرمی روزنامه نگار خوش فکر و ۴۳ ساله، بامداد ۱۰ اسفند سال سیاه، ۱۰ روز بعداز ابتلا به کرونا درگذشت؛او ۶ اسفند ، در شب ولادت حضرت علی توییت کرده بود: ما را شود به گوشه ایوان صدا کنی؟

علی اکرمی روزنامه نگار خوش فکر و ۴۳ ساله، بامداد ۱۰ اسفند سال سیاه، ۱۰ روز بعداز ابتلا به کرونا درگذشت؛او ۶ اسفند ، در شب ولادت حضرت علی توییت کرده بود: ما را شود به گوشه ایوان صدا کنی؟

از فشار کرونا برای اصلاح نظام آموزشی پوسیده استفاده کنید

سیدصادق حسینی، انتشار روزنامه اعتماد، سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹ | نظام آموزشی ایران از مشکلات عدیده‌ای رنج می‌برد: برنامه آموزشی غیرمفید، رویکردهای اشتباه آموزشی، نبود وزرای مقتدر و کارآمد، بروکراسی کشنده، نیروی انسانی مقاوم در برابر تغییر، نگاه هزینه‌ای دولت‌ها و محدودیت‌های بودجه‌ای از جمله این مشکلات است که پرداختن به آنها موضوع این یادداشت نیست. موضوع این یادداشت عدم درک نظام آموزشی از شرایط امروز کرونا است. وقتی که وزیر آموزش و پرورش می‌گوید: سال تحصیلی از ۱۵ شهریور آغاز می‌شود و باقری مدیرکل حوزه وزارتی می‌گوید: والدین شنبه صبح از مدارس فرزندان‌شان کسب اطلاع کنند!


برنامه آموزشی غیرمفید
رویکردهای آموزشی اشتباه که منجر به تربیت دانش‌آموزان فاقد مهارت‌های اساسی زندگی و مهارت‌های کاربردی هستند از جمله ایرادات اساسی نظام آموزشی ایران است؛ موضوعی که همواره مورد تاکید و مطالبه رییس‌جمهور نیز بوده است. رییس‌جمهور روحانی بر اصلاح رویکرد آموزشی مبتنی بر حفظیات تاکید کرد اما جز چند افتتاح نمایشی و مانور رسانه‌ای هیچ اصلاحی در برنامه آموزشی روی نداد. کرونا این فرصت را به فرزندان ما و نظام آموزشی داد که برنامه‌های زاید، مضر و غیرمفید از برنامه آموزشی حذف و تنها درس‌های ضروری آموزش داده شود. اما نگاهی به کتاب‌ها و برنامه درسی سال جدید نشان می‌دهد، در بر همان پاشنه می‌چرخد و اساسا مسوولان این وزارتخانه درکی از شرایط جدید زندگی کرونایی ندارند و دانش‌آموزان را با کوله‌باری از کتاب‌ها و حفظیات تنها گذاشته‌اند. انتظار این بود که وزیر آموزش و پرورش لااقل شرایط جدید را درک می‌کرد و دستور می‌داد یک برنامه آموزشی فشرده، مفید و ضروری و مبتنی بر شرایط واقع‌بینانه آموزشی در دوره کرونا تدوین شود و اصلاح جامع برنامه آموزشی را آغاز کند نه آنکه همان برنامه و کتاب‌های سال قبل دوباره چاپ و اجرا شوند. انتظار این است به جای حفظیات رویکردهای مبتنی بر آموزش مهارت‌های زندگی و فعالیت گروهی آنلاین به‌ویژه در دوره کرونا اجرا شود.

تعطیلی گسترده تابستانی
تعطیلی آموزشی تابستان از جمله ایرادات نظام آموزش و پرورش ایران بود، تمامی کارشناسان آموزشی و معاونان و وزرای آموزش و پرورش بر این موضوع تاکیدات فراوانی داشته‌اند اما انفعال و روزمرّگی مانع اصلاح شده بود. همان‌طور که می‌دانیم در کشورهای پیشرو در آموزش، تعطیلات مدارس در تمام طول سال پخش است و نظام آموزشی تقریبا به صورت پیوسته در جریان است.
براساس اظهارنظر مسوولان وزارت بهداشت پاییز و زمستان شاهد اوج و پیک ویروس تنفسی کرونا هستیم، آموزش و پرورش می‌توانست اصلاح تعطیلات آموزشی را آغاز و برنامه آموزشی را به ۳ یا ۴ بخش تقسیم و آموزش ترکیبی حضوری/مجازی را از تابستان آغاز کند. اتفاقی که با انفعال همیشگی آموزش و پرورش حتی پیشنهادش هم طرح نشد.

۲ روز از سال تحصیلی کرونا و آخرین سال تحصیلی قرن ۱۳۰۰ گذشته است، ۲ روزی که بیش از همیشه نشان داد خانواده‌ها برای نظام آموزشی اعتبار و اعتنایی قائل نیستند و حاضر نشدند سلامت کودکان و فرزندان‌شان را به مخاطره بیندازند. این پیام مدیر یکی از مدارس غرب تهران است: باتوجه به عدم حضور دانش‌آموزان در روز یکشنبه جز ۳ دانش‌آموز- شورای مدرسه تصمیم گرفته کلاس‌ها را تا اطلاع ثانوی به صورت مجازی و غیرحضوری برگزار نماید، لذا برنامه روزانه مجازی اجرا خواهد شد. کلاس‌ها در اسکای روم از فردا صبح برقرار خواهد بود. رفتار وزارت آموزش و پرورش نشان داد نه تنها درکی از شرایط کرونا ندارند بلکه منفعل و بی‌برنامه به دوگانه سلامت و آموزش دامن زده است.

سلامت دانش‌آموزان و معلمان از انتگرال و شیمی و فیزیک و… برای خانواده‌ها مهم‌تر است، درک این موضوع بدیهی نیاز به حساسیت و هوش بالایی ندارد. وزارت معارفی که سال ۱۲۹۰ تاسیس شد و تقریبا با همان شالوده و ساختار البته بعضا با تغییرات شکلی به امروز رسیده و در برابر تغییر و فناوری مقاومت کرده، می‌تواند با اجبار کرونا بروز و اصلاح شود. هنوز هم دیر نشده! آقای حاجی‌میرزایی، وزارت کنید نه مدیریت! و البته به مدیرکل‌تان تذکر دهید شنبه صبح برای فهمیدن اینکه کودکان به مدرسه بروند یا نروند زمان مناسبی نیست!

یادنامه روح‌الله رجایی

یادنامه ی چهلمین روز درگذشت دوست عزیزم روح الله رجایی با یادداشت هایی از رسول عاصمی، محمدمهدی همت، امید محدث، سید مرتضی فاطمی، محمد نسیمی، رضا صیادی، حامد عسگری، عباس حسین نژاد، فریبا پژوه و خودم سیدصادق حسینی، در روزنامه اعتماد پنج شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹ منتشر شد.
بازنشر: خبرآنلاین

https://www.instagram.com/tv/CDMGElppuxt/?utm_source=ig_web_copy_link
یادبود زیارت اربعینی که روح‌الله نیامد…
ادامه خواندن “یادنامه روح‌الله رجایی”

الزامات رسانه ای مبارزه با فساد چیست؟

سیدصادق حسینی، انتشار: خبرآنلاین | بازنشر: عصرایران | در چهل سالگی انقلاب، مبارزه با فساد برجسته تر از قبل و با الویت بیشتری دنبال شد. رییس وقت قوه قضاییه از رهبری استجازه قضایی گرفت، دادگاه مبارزه با مفاسد اقتصادی به صورت ویژه تاسیس و دادگاه به صورت پیاپی برگزار شدند و سلاطین سکه و قیر اعدام شدند.

این که چرا سران قوا تصمیم گرفتند به موازات راه حل سریع قضایی، فرایند اصلاح و بهینه سازی فرایندها و حذف گلوگاه های فساد را اجرایی نکنند موضوع این یادداشت نیست، در اینجا به الزامات فعالیت رسانه های مبارزه با فساد اشاره می شود.
چندی پیش دکتر علی صابری استادیار حقوق جزا و جرم‌شناسی دانشگاه امام‌صادق(ع) در برنامه تلویزیونی زاویه درباره مبازره با فساد گفته بود: «برنامه مبارزه با فساد، چهار ویژگی مهم را باید داشته باشد؛ اول این‌که باید از عزم سیاسی صادقانه شروع شود، چون فساد جرم قدرت است، قدرت باید عزم جدی برای مبارزه با آن داشته باشد. صادقانه بودن این عزم با بی‌طرفی روشن می‌شود. هیچ انتصابی به هیچ حزب سیاسی و هیچ دعوا و زد و خورد و مناقشه سیاسی نباید داشته باشد. مجری مبارزه با فساد لااقل در نظر مردم باید بی‌طرف باشد. هیچ انتصابی به هیچ حزب سیاسی نداشته باشد. من هیچ وقت نمی‌توانم یک رقیب انتخاباتی را مجری مبارزه با فساد بدانم. دوم این‌که هر پروژه مبارزه با فساد باید نظریه داشته باشد و نیاز به دانش دارد. مهم‌تر از همه، نظریه حکمرانی داشته باشد. سوم این‌که پروژه مبارزه با فساد باید راهبرد داشته باشد. مهم‌ترین راهبرد، راهبرد پیشگیرانه است. به نظر می‌رسد دو اهرم شفافیت و افشاگری (نظارت مدنی و اجتماعی) برای راهبرد پیشگیری لازم است. البته من معتقدم به شفافیت خیلی نمی‌شود امیدوار بود و باید به نظارت اجتماعی، ولو این‌که نام آن افشاگری گذاشته شود، امیدوار باشیم. همچنین راهبرد پسینی باید وجود داشته باشد؛ در مرحله محاکمه و دادرسی و مواجهه قانونی با فساد. باید یک برنامه جدی و دقیق وجود داشته باشد. برنامه دادرسی باید اعتمادساز باشد و تکلیف خود را با قانونی بودن فساد حل کند. دادرسی نیز باید عادلانه باشد؛ در غیر این صورت اعتمادساز نخواهد بود. چهارم این‌که نیروی انسانی مناسب برای مبارزه با فساد لازم است. اقلا در محاکم و در دادرسی نیروی انسانی مناسبی باید در خط مقدم مبارزه با فساد بایستد.»
در حوزه رسانه نیز، به نظر می رسد این ۴ شرط یعنی عزم صادقانه، نظریه، راهبرد و برنامه و روزنامه نگار متخصص مبارزه با فساد باید وجود داشته باشد تا جریان رسانه ای صحیح عدالت خواه و فسادستیز به وجود آید.
علاوه بر این ۴ شرط، فعالان رسانه ای و رسانه های مدعی مبارزه با فساد و عدالت خواهی، می بایست شرایطی را بیش از دیگران داشته باشند که از جمله مهمترین آن ها، پاک دستی، نداشتن نگاه سیاسی و جناحی و رعایت اخلاق و انصاف است.
این که رسانه ها و فعالین رسانه ای به موضوع فساد یک مقام، آقازاده یا داماد با آب و تاب بپردازند البته اقدام خوبی است اما وقتی همین موضوع با نگاه سیاسی یا… پیوند می خورد، نه تنها هدف عدالتخواهی را محقق نمی کند بلکه اعتماد عمومی که مهمترین سرمایه نظام است را تخریب می کند.

یا وقتی یک رسانه و خبرنگار عدالتخواه، گزارشی از یک گروه تولیدی، صنعتی و تجاری پخش می کند و به حاشیه ها و فساد رقیبش نمی پردازد، تداعی کننده وجود ارتباطات ویژه میان رسانه و روزنامه نگار عدالتخواه با رقیب تجاری یا همان کمپین رسانه ای است که بی طرفی و عدالتخواهی را زیر سوال می برد.
طبیعتا هر رسانه ای می تواند کمپین های رسانه ای و تبلیغاتی را له یا علیه دیگران و رقبای تجاری اجرا کند، اما رسانه و روزنامه نگار مدعی عدالت طلبی باید الزامات عدالت خواهی را رعایت کند و به خطوط قرمز بیش از سایرین توجه کند. رهبر معظم انقلاب نیز درباره الزامات مبارزه با فساد تاکید دارند: اگر به نام عدالت‌خواهی و به نام انقلابیگری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم.
کوتاه آن که عدالتخواهی رسانه ای نباید به سوداگری و بی اخلاقی آلوده شود.

بلایی که تحریم بر سر صنعت ایران آورده

سیدصادق حسینی: روزنامه عصراقتصاد | بازنشر: اقتصاد۲۴ | امیر ناظمی رییس سازمان فناوری اطلاعات ایران می‌گوید: به تصمیم سازان و سیاست گذران کلان می‌گویم توسعه ۳ فاکتور اساسی نیاز دارد، که ممکن است برخی از آن‌ها را کم داشته باشیم، اما می‌توان از دیگر فاکتور‌ها برای جبرانش استفاده کرد: سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، ارتباطات جهانی (سرمایه‌ی شبکه ای). امروز ما در هر ۳ ضعف داریم. امروز ما در جامعه نه سرمایه اجتماعی قوی‌ای داریم، نه خزانه پول داری داریم و نه ارتباطات جهانی خوبی! امروز سرمایه اجتماعی ما پایین است، اگر سرمایه اجتماعی داشته باشیم می‌توانیم کمبود ۲ عامل دیگر را جبران کنیم.

سعید نمکی وزیر بهداشت که دوران وزارت کوتاهش با کرونا همراه شد، در نشست اضطراری ستاد مبارزه با کرونا کلانشهر تهران لب به شکایت گشود و گفت: اینکه ما در بحران کرونا دچار خسران شدیم، جهل ما نبود بلکه ضعف ما و زانو زدن ما در مقابل اقتصادی بود که بیش از این پتانسیل و کشش نداشت. در تحریم هستیم و مردمی داریم که امورات آنها با یک زیرپله می‌گذرد. خزانه ما از فشارهای تحریم‌های ظالمانه آمریکا خالی و تهی شده است.


تحریم و بدهی بانکی صنعتگران
از مرداد ۱۳۸۵ تا خرداد ۱۳۹۴ بعداز ۷ دور تحریم همه جانبه سازمان ملل علاوه بر تحریم های آمریکا و البته سخت ترین آنها که با قطعنامه ۱۹۲۹ خرداد ۱۳۸۹ سازمان ملل آغاز شد، عملا فرایند جذب سرمایه گذاری خارجی به محاق رفت و صنعت گران مجبور شدند برای برنامه های جاری و توسعه ای به سمت بانک های ایرانی و استفاده از تسهیلات ارزی بروند که با رشد نرخ ارز با مخاطرات فراوانی روبرو و بدهکارتر از همیشه شدند.
برای نمونه اگر تولیدکننده ای در سال ۹۰ از شبکه بانکی کشور ۱۰۰ میلیون دلار معادل ۱۱۰ میلیارد تومان با دلار ۱۱۰۰ تومان آن روز تسهیلات گرفته باشد که با بعداز فرصت تنفس ۵ ساله بازپرداخت کند، درحالی که به دلیل تحریم امکان تسویه ارزی از بین رفته و می بایست با نرخ ریالی تسویه کند، اصل مبلغ وام اش ۳ برابر شده است و می بایست ۳۳۰ میلیارد تومان بپردازد و اگر امروز بخواهد تسویه کند مجبور است با دلار ۲۰ هزار تومانی، ۲هزار میلیارد تومان به بانک بپردازد: ۲۰ برابر تسهیلات دریافتی! یعنی تحریم و بی ثباتی اقتصادی به راحتی یک صنعت گر بدهکار را به بدهکار کلان بانکی تبدیل می کند.

شاهد مثال این موضوع را می توان در دادگاه اخیر عباس ایروانی رییس گروه عظام دید که بر اساس کیفرخواست بدهی بانکی اش ۳ برابر اصل تسهیلات شده. نماینده دادستان با انتساب اتهام « اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از طریق اخلال در نظام پولی و بانکی» گفت: آقای ایروانی تحت عنوان گروه عظام، مبلغ ۵ هزارو ۹۶۷ میلیارد و ۲۵۷ میلیون و ۴۶۵ هزارو ۶۱۴ تومان تسهیلات دریافت نموده که با احتساب معوقات بانکی تا پایان آبان ماه سال ۹۸، به مبلغ ۱۵ هزار و ۷۵۳ میلیارد و ۲۶۶ میلیون و ۶۱۵ هزار و ۴۲۸ تومان رسیده است.
اتهامی که ایروانی آن را رد کرد و گفت: چرا جایی بیان نمی¬شود که وثائق بانکی گروه عظام به راحتی کلیه بدهی¬های این گروه را پوشش می دهد؟ کل بدهی عظام حدود ۳۰۰ میلیون دلار است که با رعایت تشریفات قانونی و ارائه وثائق لازمه سالها پیش جهت انتقال تکنولوژی و ساخت داخل به خطوط تولید کشور تزریق شده و درحال بازپرداخت و آماده تسویه با نرخ های قانونی و مصوب هستیم. متأسفانه تابحال ابلاغیه های رییس جمهور، دادستان کل کشور و مصوبات هیئت وزیران و بخشنامه های دولت در ستاد تسهیل و رفع موانع و تسهیل تولید و ستاد اقتصاد مقاومتی و همین طور کمیسیون اصل نود مجلس در این خصوص اجرائی نشده است. دولت قرار است نرخ ارز را در مصوبه‌ای اعلام کند هر وقت اعلام کند، بلافاصله بدهی ام را می‌پردازم، من به دنبال توافق هستم.

ایروانی در دادگاه حرفی را زده که مشکل بسیاری از فعالین اقتصادی است. بر اساس مصوبات ستاد تسهیل و رفع موانع تولید که نهادی است با مشارکت تمام قوا که دادستان کل کشور نیز در بخشنامه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ خود، دادستان ها را به همکاری در اجرای مصوبات آن ملزم کرده، بانک ها موظف هستند بدهی ارزی تولیدکنندگان و صنعتگرانی که مصوبه ستاد را دارند با نرخ ارز روز دریافت وام تسویه کنند، اما بانک ها به راحتی از اجرای این مصوبه خود داری می کنند.

میثم زالی دبیر کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید کشور در این باره به خبرگزاری تسنیم گفت: « ۵۸ درصد از مصوبه‌های ستاد مربوط به مشکلات بانکی تولیدکنندگان است. بعد از بدهی‌های بانکی، مشکلات مالیاتی و تعهدات به سازمان تامین اجتماعی عمده‌ترین مشکلات تولیدکننده‌ها هستند که در کارگروه‌های رفع موانع تولید مطرح می‌شوند. متاسفانه واحدهای تولیدی ما وقتی بدهکار می‌شوند، از سوی دستگاه‌ها و نهادهای مختلف تحت فشار قرار می‌گیرند. یعنی سازمان امور مالیاتی جلوی تولیدکننده را می‌گیرد، بانک او را از همه خدمات بانکی محروم می‌کند و سازمان تامین اجتماعی با انسداد دارایی‌ها، توقیف اموال و بازداشت تولیدکننده همه نوع آسیبی به تولیدکننده می‌زند.»

سیدعبوالوهاب سهل آباد رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران نیز ۱۱ آذر ۱۳۹۸ با ارسال نامه‌ای به اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور خواستار تعیین تکلیف بدهی معوق واحدهای تولیدی و اجرای مصوبات ستاد تسهیل رفع موانع تولید شده است.
یونس ژائله رئیس اتاق بازرگانی تبریز و مالک شیرین عسل در این باره به خبر آنلاین گفت: بانک سودی که تولیدکننده باید برگرداند را روی وام اصلی می کشد و در یک قرار داد جدید، دوباره یک بهره مرکب را از تولید کننده می گیرد.

در یک نگاه کلی با روند افزایشی نرخ ارز و تورم پرشتاب، صنعتگران ایرانی که با مشکلات متعددی روبرو هستند بدهکار تر می شوند و بانک ها نیز بر سود موهوم و سود مرکب خود می افزایند بدون این که این چرخه پایان یابد. در این چرخه تولید است که ضرر می کند و از بین می رود.


دردسرهای دور زدن تحریم
فراگیری تحریم ها، موجب شد فروشندگان کالا، مواد اولیه و ماشین آلات نتوانند به صورت مستقیم صورتحساب و بارنامه برای مشتری و بنادر ایرانی صادر کنند و خریداران ایرانی نیز نتوانند مستقیم و با استفاده از شبکه بانکی عملیات پرداخت را انجام دهند. از سوی دیگر هوشمندانه شدن نظام تحریم ۱۰ ساله علیه ایران، علاوه بر تحمیل هزینه های متعدد دور زدن تحریم، صنعتگران ایرانی را با مشکل تامین مدارک رسمی هم روبرو کرد. صنعتگر ایرانی برای تامین کالای A، باید صورتحساب، گواهی بازرسی کالا و گواهی مبدا را با نام کالای B بگیرد تا بتواند به بنادر ثالث و نهایتا ایران حمل کند، در حالی که از بانک برای تامین کالای A وام گرفته و این آغاز مشکل است، مشکلی که پای مسئولین و فعالین اقتصادی را به دادگاه ها می کشاند و با اتهامات متخلفی روبرو می کند و انگیزه ها را کاهش می دهد.

مهدی میراشرفی رییس کل گمرک با درک این شرایط و سختی ها است که تاکید کرده: تحریم زنجیره تجارت را با مشکل مواجه کرده است.

وضعیت بسیار روشن و تلخ است؛ وقتی تولیدکننده ی ایرانی با این حجم از دیوان سالاری و مشکلات روبرو است ترجیح می دهد تولید خود را کاهش دهد تا کمتر درگیر نهادهای رسمی شود و چالش هایش کمتر. رهبر انقلاب با درک واقع بینانه اثرات تحریم بر تولید و جامعه است که تولیدکننده و صنعتگران این زمان را جهادگر خوانده اند.

تحریم بیش و پیش از آن که به اقتصاد کشور ضربه بزند، به سرمایه اجتماعی و امید مردم حمله کرده است. عاملی که در دوران محدودیت درآمد و ارتباطات جهانی می تواند جامعه را به پیش ببرد، صنعتگر و تولیدکننده و کارآفرین ایرانی را برای رسیدن به جهش تولید هدایت کند، وجود تعهد اجتماعی و حرفه ای دوطرفه میان نظام حکمرانی و کارآفرینان است، تعهدی که این روزها زیر فشار ویروس تحریم و ویروس کرونا بیش از همیشه به آن نیاز داریم؛ تعهدی که پیشران تولید و توسعه است.

تضمین اجرای برجام چه بود؟

سیدصادق حسینی| انتشار: خبرآنلاین | بازنشر: ایسنا، انصاف نیوز| نیمه تیر، مجلس جدید اصولگرا که یک ماه از آغاز به کار رسمی اش می گذرد در آستانه ی برجام که ۲۳ تیر ۵ سال از تولدش می گذرد، میزبان محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه بود تا گزارشی از فعالیت های این وزارخانه را بشنود. جلسه ای که با تنش و اعتراض نمایندگان به اظهارات ظریف و دعوت های مکرر محمدباقر قالیباف رییس مجلس به رعایت نظم و آیین نامه همراه بود و با لبخند ظریف پایان یافت.

در این جلسه مجتبی ذوالنوری نماینده ملایری الاصل قم و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم در خطاب پایانی با انتقاد از عملکرد وزارت خارجه در اجرای برجام گفت: «یک جا هرچه بود در طبق اخلاص قراردادید و تحویل دادید بدون این که تضمین بگیرید.»

صرف نظر از این که برجام چه می توانست باشد، این توافق بین المللی مورد تایید ۵ قدرت برتر جهان یعنی چین، روسیه، آلمان، فرانسه، انگلیس و ایالات متحده و اتحادیه اروپا بود و توسط قطع نامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد بالاترین نهاد بین المللی به عنوان یک قانون بین المللی تایید، تضمین و اجرا شد. همچنین اتهام مغرضانه و سیاسی ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران مشهور به PMD بعداز ۱۲ سال با اجماع آرای کشورهای عضو شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و قطعنامه کشورهای۱+۵ بسته شد که از جمله دستاوردهای مهم برجام بود.

براساس قطع نامه ۲۲۳۱ سازمان ملل که ۲۹ تیر ۱۳۹۴ در ۳۰ ماده و ۲ پیوست تنظیم و اجرایی شد، بعد از تایید اقدامات ایران توسط یوکیو آمانو دبیرکل سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی، سازمان ملل تمام قطعنامه‌های هسته‌ای ایران شامل ۱۶۹۶ (۲۰۰۶/مرداد ۱۳۸۵)، ۱۷۳۷ (۲۰۰۶/دی ۱۳۸۵)، ۱۷۴۷ (۲۰۰۷/ فروردین ۱۳۸۶)، ۱۸۰۳ (۲۰۰۸/ اسفند ۱۳۸۶)، ۱۸۳۵ (۲۰۰۸/مهر ۱۳۸۷)، ۱۹۲۹ (۲۰۱۰/ خرداد ۱۳۸۹) و ۲۲۲۴ (۲۰۱۵/خرداد ۱۳۹۴) را هم‌زمان لغو کرد که البته در میانشان قطع نامه ۱۹۲۹ سنگین ترین و گسترده ترین تحریم بود که اثرات زیانبار فراوانی بر دولت احمدی نژاد و مردم گذاشت.

بر اساس ماده ۱۹ و پیوست شماره ۵ برجام، «اتحادیه اروپایی و دولت های عضو اتحادیه اروپایی متعهد می شوند وفق پیوست شماره ۵ (برنامه اجرا)، کلیه مفاد آئین نامه اجرایی شماره ۲۶۷/۲۰۱۲ شورای اتحادیه اروپایی را، با اصلاحات بعدی، که کلیه تحریم ها یا اقدامات محدودکننده مذکور در بخش های ۱.۱ تا ۱.۱۰ زیر را اجرایی می کنند، و کلیه مفاد تصمیم ۲۰۱۰/۴۱۳/CFSP شورای اتحادیه اروپایی را، با اصلاحات بعدی لغو نمایند و قوانین اجرایی ملی را نیز لغو یا حسب نیاز اصلاح نمایند.» بر این اساس اتحادیه اروپا از ۹ مرداد ۱۳۹۴ اقداماتش را آغاز کرد.
مجید تخت روانچی عضو ارشد هیات مذاکره کننده ایران و معاون وقت اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه  آذر ۱۳۹۵ در شبکه العالم گفت: ضمانت اجرایی برجام، درحقیقت قطعنامه فصل هفتم شورای امنیت است که لازم الاجرا است.  
به عبارت ساده تر، ایران بالاترین تضمین ممکن در حقوق بین الملل یعنی پشتیبانی شورای امنیت سازمان ملل متحد را در اجرای برجام گرفته بود.  خوب است اصولگرایان منتقد بگویند ایران چه تضمینی از آمریکا، چین و روسیه و اتحادیه اروپا مبنی بر اجرای تعهدات برجامی شان می توانسته بگیرد که نگرفته است. 
همچنین برخی می گویند ایران باید گام های متناظر در برابر آمریکاهایی در اجرای برجام بر می داشت، مهر ۱۳۹۸ در جلسه ای با حضور محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و فعالان رسانه ای شرکت کردم. او درباره ی گام های متناظر گفت: « به من گفته شد اول باید آقای اوباما امضا کند که تحریم ها را برداشته تا شما اقدامات ‌تان را انجام دهد. دستور من این بود که باید امضا بگیرید، که امضا {ی اوباما را} گرفتم. ما هیچ اقدامی نکردیم قبل از این که طرف مقابل گامش را برداشته و تعهدش را انجام داده باشد. »
ساعت ۵ عصر سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ رییس جمهور روحانی و باراک اوباما رییس جمهور آمریکا به صورت همزمان رسما آغاز برجام را اعلام کردند.
روحانی آن روز در حالی که ۲سال از ریاست جمهوری اش گذشته بود، شاداب و پر امید گفت: این توافق آغاز یک امتحان است و می تواند خشت های دیوار بی اعتمادی را بردارد. ایران پای این پیمان خواهد ایستاد به شرطی که طرف مقابل به آن پایبند باشد.
روحانی در حالی معتقد بود « امروز روز آغاز است. آغازی برای حرکت نو، آغاز برای نشاطی نو،‌آغاز برای امیدی نو، آغاز برای آینده بهتر برای جوانان‌مان، برای حرکتی سریع‌تر برای رشد و توسعه کشور عزیزمان ایران» اما از بی اعتمادی به طرف های مقابل هم گفت: «ممکن است از ما بپرسند که آیا این توافق بر مبنای اعتماد به ۱+۵ بنا شده است که اگر این چنین بود که ۲۳ ماه مذاکره و این دور اخیر ۱۸ شبانه‌روز مذاکره لاینقطع نیاز نبود. برای ما در بحث اعتماد اجرای این توافق آغاز یک امتحان است،اگر این توافق به دقت و به خوبی اجرا شد، قدم به قدم اجرای این توافق می‌تواند، آرام، آرام خشت‌های دیوار بی‌اعتمادی را بردارد. روشن است که ما امروز بر مبنای دقت کامل و نظارت بر توافق کارمان را پیش می‌بریم بدون اینکه از پیش بخواهیم نسبت به کشورهایی که سابقه بسیار بدی برخی از آنها نسبت به ایران داشتند و برخی هم سابقه خوبی نداشتند، اعتماد کنیم. امروز اجرای توافق دو طرفه است، اگر آنها به این توافق پایبند باشند، ما البته به توافق پایبندیم. ملت ایران همواره در تاریخ اگر عهد و پیمانی بسته پای پیمان خود ایستاده است. ما پای این پیمان خواهیم ایستاد به شرط آنکه طرف مقابل ما پای این پیمان ایستاده باشد.»

دونالد ترامپ اول بهمن ۱۳۹۵ به عنوان رییس جمهور آمریکا سوگند خورد، ۱۶ ماه بعد، همان طور که گفته بود از برجام خارج شد و تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کرد. در این سو ایران با تامل یک سال بعدش ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، نخستین اقدام متقابل را انجام داد و در نهایت تا امروز به دستور رییس جمهور ۵ گام متقابل در کاهش تعهدات برجامی برداشته است. حالا در آستانه ۵ سالگی برجام، ایران ۳ماه و نیم تا ۲۷ مهر و رفع تحریم محدودیت های تسلیحاتی و ۳ سال تا رفع محدودیت های اشاعه ای فاصله دارد. ایران آن طور که می خواست نتوانست از منافع برجام بهره مند شود، حالا  ۳ ماه و نیم سخت و پرفشار پیش رو دارد تا شاید بتواند از میوه ی برجام در زمینه رفع تحریم تسلیحاتی بهره مند شود.

در توسعه فناوری نانو موفق هستیم؛ در بازاریابی و فروش محصول مبتدی

سیدصادق حسینی، روزنامه نگار | انتشار: عصر خبر، انصاف | : با دعوت ستاد نانو به مجموعه توسعه دانش و کسب و کار نانو در مجموعه ی بزرگ سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران در احمدآباد مستوفی رفتم: چندین سوله که از بیرون تفاوتی با کارخانجات بسته بندی معمول ندارد اما داخل آن گروه ها و شرکت های دانش بنیان برای تولید دانش و محصولات نانو تلاش می کردند که از جمله بروز ترین فناوری های جهان است.

فناوری نانو از جمله دانش های نوظهور در جهان است که در سال ۱۳۸۲ و اواخر دوره ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، ستاد ویژه ای برای پیگیری رشد و توسعه این فناوری تاسیس شد و بعد از تدوین اسناد راهبردی، فعالیت خود را آغاز کرد.

در توسعه فناوری نانو موفق هستیم؛ در بازاریابی و فروش محصول مبتدی

براساس سند راهبرد ده ساله توسعه فناوری نانو در ایران (۱۳۹۳ – ۱۳۸۴) که به تصویب دولت اصلاحات رسید، دستیابی به جایگاه مناسب در بین۱۵کشور برتر فناوری نانو و تلاش برای ارتقاى مداوم این جایگاه به منظور توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، ماموریت ستاد نانو تعریف شد.

در توسعه فناوری نانو موفق هستیم؛ در بازاریابی و فروش محصول مبتدی

به گفته ی سعید سرکار دبیرستاد ویژه توسعه فناوری نانو معاونت علمی وفناوری ریاست جمهوری:« ایران بعد از چین، آمریکا و هند در جایگاه چهارم جهان در فناوری نانو قرار دارد. از ابتدای تاسیس ستاد تا سال ۹۷ این ستاد توانسته ۳۵ هزار نفرمتخصص در گرایش های مختلف نانو فناوری درمقاطع کارشناسی ارشد به بالا در دانشگاه های کشور تربیت کند و هم اکنون شاهد تدوین بیش از ۱۰هزار مقاله در حوزه ی فناوری نانو توسط پژوهشگران ایرانی هستیم.»

در توسعه فناوری نانو موفق هستیم؛ در بازاریابی و فروش محصول مبتدی

آن طور که مسئول جوان روابط عمومی ستاد نانو می گفت: «سیاست آشنایی مجامع علمی و پژوهشگران و دانشجویان گام نخست ستاد بود و براین اساس حمایت از پایان نامه ها و طرح های تحقیقاتی حوزه ی نانو الویت داشت. اما حالا با رشد دانش علمی کشور در حوزه نانو، ستاد حمایت هایش را به سمت تولید محصول و فرایند صنعتی سازی آن ها هدایت می کند.»

در توسعه فناوری نانو موفق هستیم؛ در بازاریابی و فروش محصول مبتدی

در یکی از سوله ها، شرکت ICAN فعالیت می کند I Can یعنی من می توانم! برخلاف نمای بیرونی که مانند بیشتر سوله های ایرانی با آجر دیوار کشی شده، در داخل با یک فضای امروزی و استارتاپی روبرو شدم؛ روی یک طرف دیوار نارنجی با حروف بزرگ نوشته Think Big  و روبرویش هم یک  فلوچارت.

در توسعه فناوری نانو موفق هستیم؛ در بازاریابی و فروش محصول مبتدی

رضا ایجادی مدیر ICAN می گوید: مرکز صنعتی سازی نانوفناوری کاربردی (Industrialization Center for Applied Nanotechnology)، شهریور ۱۳۹۶ با هدف  فراهم کردن شبکه ای از تجهیزات، زیرساخت های صنعتی و تخصصی، همراهی با صاحبان ایده در مسیر تبدیل ایده به محصول، حمایت مالی از طرح ها و ایده های با قابلیت ایجاد محصول فناورانه، ایجاد ارتباط میان صنعت و صاحبان فناوری و برقراری ارتباط و شبکه‌سازی میان سرمایه‌گذاران و افراد متخصص تاسیس شد. ما در حقیقت بازوی کارگزاری ستاد نانو برای صنعتی سازی دانش هستیم.

در توسعه فناوری نانو موفق هستیم؛ در بازاریابی و فروش محصول مبتدی

ایجادی می گوید: هم اینک ICAN بر روی پلتفورم های نانوالیاف، نانومواد، نانوپوشش، نانوکامپوزیت، پلاسمای سرد، مافوق صوت و الکترونیک چاپی خدمات ارایه می کند. با این که یک مجموعه نوپا هستیم در این مدت تقریبا ۳ ساله توانسته ایم محصولات: آهار زدایی با پلاسما (Green Desizing)، پارچه پنبه ای ضدچروک، چرم آبگریز تنفس پذیر، کاور بالش ضدحساسیت، چرم آنتی باکتریال، ماسک زیبایی صورت (Nanocare Mask)، فیلتر دامپتراک (Blue Air Filter)، سپراتور باتری لیتیمی (Nanoguard Separator)، آبمیوه طبیعی با ماندگاری بالا (Health-sip)، نانوسوخت پاک و خامه صبحانه سبک (Slim Cream Breakfast) را توسعه دهیم و به تولید صنعتی نزدیک کنیم.

در توسعه فناوری نانو موفق هستیم؛ در بازاریابی و فروش محصول مبتدی

به یک سوله ی دیگر رفتیم؛ مدیرعامل شرکت خانم دکتر فرشته سادات طباطبایی بعداز خوشامد گفت: خیالتان راحت باشد اینجا ویروس کرونا وجود ندارد! ما اینجا دستگاه های تصفیه و ضدعفونی هوا مبتنی بر فناوری پلاسمای سرد تولید می کنیم.  در ۵ ماهی که تولیدمان را شروع کردیم؛ با تکیه بر دانش و فناوری ایرانی، دستگاهی تولید کرده ایم که علاوه بر تصفیه هوا تمامی ویروس ها، باکتری ها، میکروب ها، قارچ ها و میکروارگانیسم های معلق در هوا را از بین می برد. این محصولات علاوه بر کارکرد خانگی در فضاهای اداری و پرتردد نیز کارایی اش را نشان داده.

در توسعه فناوری نانو موفق هستیم؛ در بازاریابی و فروش محصول مبتدی

خانم مدیرعامل می گفت: اگر از ما حمایت کنند می توانیم تیراژ تولید را افزایش دهیم. پرسیدم چه کمکی؟ گفت: محصولاتمان را خریداری کنند!

صرف نظر از این که «اگر از ما حمایت کنند» خانم مدیرعامل چقدر حرفه ای و درست است، به نظر می رسد حلقه ی مفقوده ی صنعتی سازی محصولات دانش بنیان، موضوع مهم بازاریابی و فروش است. چه بازاریابی ایده، چه فروش محصول به صنایع و چه فروش محصول نهایی به مصرف کننده.

۱۰نکته برای مدیریت رسانه‌ای بحران کرونا

سیدصادق حسینی، منتشر شده در خبرآنلاین \ ویروس کرونا با سرعتی مانند خبرش در جهان در حال گسترش است؛ شهر به شهر و استان به استان و کشور به کشور و قاره به قاره جهانگردی می‌کند و سر راه میلیون‌ها نفر را آلوده می‌سازد و جان انسان‌ها را می‌گیرد.

به عنوان یک روزنامه‌نگار که تجربه مدیریت بحران دارم چند نکته‌ی رسانه‌ای به ذهنم می‌رسد که در زیر آن‌ها را نوشته‌ام.

۱. درمیان بحران هایی که ما ایرانی ها روزانه با آنها درگیر هستیم؛ چه آن ها که طبیعی هستند مثل سیل و زلزله و چه آن ها که ساخته ی دست خودمان هستند مانند تصادفات جاده ای و آلودگی هوا، کرونا فعال ترین و سریع ترین بحرانی است که تا به حال در ایران داشته ایم. درحالی که برای بحران های طبیعی که در کشور سابقه دار است کماکان غافلگیر می شویم، رویایی با کرونایی که با این سرعت در حال شیوع است و برای مقابله با آن در کشور تجربه ی قابل اتکایی وجود ندارد که جای خود را دارد.

۲. جامعه ی ایران این روزها، شرایط سختی دارد. شدیدترین تحریم های آمریکا موجب رکود در تولید و افزایش فقر در جامعه شده است. امید در جامعه، به عنوان عامل پیشبرنده و متحد کننده به شدت پایین آمده که زمینه ها و نشانه هایش را همه می دانیم. از سوی دیگر جامعه به ویژه بخشی وسیعی از طبقه متوسط، راست گویی و پاسخ گویی مسئولین را به چالش کشیده اند؛ اتفاقات تلخ آبان، سقوط تاسف بار و باور نکردنی هواپیمای اکراینی و مواجهه با کرونا این روند را تشدید کرده است. به نظر می رسد مردم، بیشتر از همیشه نیازمند دانستن واقعیت ها هستند تا شنیدن صحبت های کلی، اظهانظرهای مبهم (که موجب خنده در جامعه می شود) و توجیهات بعضا غیرقابل پذیرش. مردم نیاز دارند واقعیت ها را آن طور که هست بشنوند، بیان واقعیت ها در این شرایط بیشتر به آرامش در جامعه کمک می کند تا نگفتن و پنهان کردن آن با هدف ایجاد آرامش در میان شهروندان.

۳. یکی از کارهای خوبی که صورت گرفت، ممنوعیت و محدودیت اظهار نظر توسط مقامات دولتی و حاکمیتی درباره ویروس کرونا بود. در وضعیت عادی، مسئولان به دلیل نگاه های بخشی شان، صحبت هایی می کنند که در تناقض با دیگران است، در دوره بحران به دلیل افزایش هیجان و حساسیت این اظهارات بعضا با اشتباه همراه است و به اختلافات و کدورت ها دامن می زد. سازماندهی اطلاع رسانی مسئولان اقدام ارزشمندی بود.

۴. وزارت بهداشت که نهاد مسئول است، باید با راه اندازی یک مرجع اطلاع رسانی رسمی، تمام فرایند اطلاع رسانی، آگاهی بخشی و آموزش را در آن متمرکز کند تا تمامی رسانه ها چه صداوسیما و چه سایرین از این مرجع استفاده کنند.

۵. دولت باید یک ردیف بودجه ی اختصاصی برای تولید محتوای آموزشی و اطلاع رسانی ویژه بحران کرونا مصوب کند و آن را در اختیار وزارت بهداشت قرار دهد. وزارت بهداشت نیز باید با تدوین محتوای خام، از تولیدکنندگان محتوا به ویژه چندرسانه ای ها، دعوت کند محتواهای آموزشی و اطلاع رسانی را تولید کنند تا در همان سایت مرجع برای انتشار همه جانبه در رسانه ها و شبکه های اجتماعی بارگذاری شود.

۶. رقابت در اطلاع رسانی انفرادی در توییتر و شبکه های اجتماعی آسیب های بزرگی به جریان مدیریت بحران وارد می کند. هم اکنون همکار پرتلاش آقای علیرضا وهاب زاده خبرنگار با سابقه حوزه بهداشت و مشاور اطلاع رسانی وزیر و آقای کیانوش جهان‌پور مدیرکل مرکز ارتباطات وزارت بهداشت از اکانت های شخصی شان، اخبار را منتشر می کنند. این روند باید متوقف شود. اخبار و محتوای مرتبط با کرونا، باید از طریق یک حساب رسمی در شبکه های اجتماعی توییتر و اینستاگرام منتشر و راهبری شود. تجربه نشان داده با هم افزایی و کمک فعالان شبکه های اجتماعی می توان تیک آبی برای این اکانت ها گرفت تا مردم آن ها را بشناسند.

۷. پیشنهاد می کنم تجربه موفق هلال احمر در مدیریت و اطلاع رسانی سیل نوروز ۹۸ در توییتر مرور شود.

۸. بهتر است وزارت بهداشت، با دعوت از روزنامه نگاران و فعالان شبکه های اجتماعی فرایند آگاهی بخشی و آموزش را دنبال کند تا خطا در پوشش اخبار و گزارش ها به حداقل ممکن برسد.

۹. بحران کرونا که در ایام اوج آن هستیم، لحظات شیرین کم ندارد؛ قدر تک تک این لحظات را باید دانست. پیروزی بر کرونا غیر از شعار، روحیه هم می خواهد.

۱۰. کمیته ملی المپیک آمریکا که پرافتخار ترین کشور در دوره های متعدد المپیک است شعار جالبی دارد: Team Behind the Team. یادمان نرود پشت تیم پزشکی کرونا، تیم های مختلفی باید باشند تا شکستش دهیم که تیم رسانه‌ای از مهمترین هاست.