
چندی پیشتر گپ می زدم با یکی از کنسول های ایران، انتقاد می کردم که ما در زمان آقای خاتمی انتقادمان به وزارت خارجه این بود که کُندتر از حضرتش عمل می کند و در دوره رییس جمهور جدید، یارانش باز چنین انتقادی دارند، وارد می کنند و ما می گوییم کارشناسی هم در این دوران کمرنگ تر شد و می بینیم که وزارت خارجه، واقعاً در حد خدمات کنسولی فعال است و کمتر به امور با اهمیت تر علاقه و توجه نشان می دهد.
دوست کنسول ما، لبخندی زد و گفت: دلیل اش روشن است، نظام ارتقاء در وزارت خارجه، نظام ارتقاء تناسلی است. ملاک و معیار انتخاب سفیر و اعزام کارشناس به خارج از کشور، داماد فلان شخصیت شدن و برادر عروس فلانی شدن است.
جوابی داد بس کوبنده و قانع کننده!
:: خبر نیمه فوری: برادر آق مصطفای بهمن آبادی ملقب داماد الطیور، دوشنبه ای که می آید نزد آقای خاتمی، صیغه اش خوانده و ذبحش حلال می شود. پیشاپیش تبریک می گویم به هر دو طرف.
::عکس ویژه: فقط در تهران


ما باید مردم را در سطح مطلوب و متوسط تامین کنیم، نه یک زندگی ریاضتکشانه. ما امکان تامین مردم در حد متوسط را داریم، نه به عنوان صدقهخوری و گداپروری، بلکه باید انسانهایی بسازیم که روی پای خود درس بخوانند، کار کنند و خود را تامین کنند… ما نمیتوانیم دگم و متحجر بمانیم. باید نیروهای عظیم به ویژه در بخش خصوصی و حتی در بخش دولتی را به حرکت درآوریم، اما میبینید که این امر چقدر در این چند سال محقق شده است…. بخشی از 





در اوج این رسانه ها، العربیه قرار دارد. رسانه ای که با سرمایه گذاری عربستان (مالک لعربیه شاهزاده بن نایف – از برادران تنی فهد- صاحب مرکز رسانه ای خاورمیانه ) اداره می شود بیشترین حملات و تهمت ها را به ایران و تشیع وارد می کند که دلیل آن روشن است. حاکمان مرتجع و متحجر عرب، نمی خواهند واقعیت های روز جهان عرب و خاورمیانه را ببینند و باور کنند. همان حاکمانی که در اوج جنگ ۳۳ روزه لبنان به اسراییل کمک می کردند نمی توانند باور کنند که مقاومت چنین جانانه بایستد. حاکمانی که پیشتر زمانی با شنیدن صدای اسراییل به دنبال هر مفری می گشتند. از سوی دیگر واقعیت عراق و حضور قدرتمند مردم و شیعیان در ساخت سیاسی، به مذاق این حاکمان اصلا خوش نمی آید و با حمایت از گروه های ارهابی و تروریستی سعی در برهم زدن این ساختار دارند.
آمده بود از وی پرسیده بودند، آرزویت چیست؟ پاسخ داده بود: دوست دارم با همسرم به حج برویم. بعد از ۵-۶ سال از وی پرسیدند چه شد رفتی؟ گفت: خدا را صد هزار بار شکر، خدا جای محمد ۴ فرزند به ما داده است، هنوز نتوانسته ایم با همسرم به حج برویم! 