سه گانه هاله اسفندياري، كيان تاج بخش و رامين جهانبگلو

در دو شب متوالي سيماي جمهوري اسلامي، مستندي را تحت عنوان به اسم دموكراسي با مضمون اعترافات اسفندياري، تاج بخش و جهان بگلو پخش كرد. اين اعترافات – توضيحات كه با مستندي راجع به انقلاب هاي رنگي جماهير شوروي سابق همراه بود نكات جالبي را از ديد مسئولان امنيتي ايران بيان كرد.
اول: جنبش دانشجويي برانداز است.
دوم: جنبش كارگري برانداز است.
سوم: روشنفكران براندازند.
چهارم: بستر ارتباطي سميناري
پنجم: شبكه نخبگان

اگر در ساحت انديشه و در داكترين امنيتي ايران، مبناي اتهام اين سه نفر براندازي نرم است، لطفا توضيح دهند حمايت هاي همه جانبه ايران از حرب الله لبنان چگونه است؟ آيا حزب الله اكنون يك نيروي سياسي – اجتماعي در عرصه لبنان نيست؟ آيا حزب الله اهرم هاي فشار سياسي در ساخت قدرت لبنان ندارد؟ با اين صغري نظري مي توان مدعي شد كه بعععله! ايران در لبنان به دنبال براندازي نرم است! يا به طور خيلي خيلي واضح در عراق. آيا مجلس اعلا و حزب الدعوه و حكومت كردستان مورد حمايت هاي ايران در ساليان متمادي نبوده اند؟ پس بر اين اساس حكومت مالكي نتيجه انقلاب رنگي و نرم ايران است! كه البته هست!!

همچنين است برگزاري سمينارهاي متعدد متضاد با منافع ساير كشورها، مثل هولوكاست! يا فلسطين! كه در كنار سخنراني هاي رسمي، برادران كم و بيش گمنام دستگاه هاي اطلاعاتي با مدعوين كه اكثرا اساتيد دانشگاه هستند، ارتباط مي گيرند و مدعوين نهايتا در كشورشان به طور رسمي نه به خاطر ارتباط به نيروهاي اطلاعاتي ما بلكه به جهت سخنراني در رابطه با هولوكاست محاكمه مي شوند،  يعني به آنها اتهام براندازي و جاسوسي نسبت نمي دهند.
به هر حال من نمي خواهم بگويم كه اسفندياري و تاج بخش چه اهداف داشته اند بلكه معتقدم نحوه عمل آن ها براي مدت هاست كه در دستور كار سياست خارجي ما هم قرار دارد و در مواردي منافع ايران و ايرانيان را تامين كرده است مانند پروژه عراق!

رامين جهانبگلواما در مورد رامين جهان بگلو و اتهام بررسي براندازي نرم. وقتي وي گفت كه مطالعات تطبيقي در مورد انقلاب هاي رنگي در بلوك شرق و جامعه ايران داشته است، بياييد فرض كنيم كه مثلا همين برادران گمنام اين پروژه مطالعاتي را حداقل مطالعه مي كردند، آن وقت حداقل در مي يافتند كه از ديد يك روشنفكر وضعيت جامعه ايراني چگونه است و چگونه مي توان جامعه و براندازي! را تدبير كرد.

در عوام نقل است: به يك ارمني مي گويند، نظرت راجع به صدور انقلاب چيه؟ مي گويد: خيلي خوب اسسست! همش رو صادر كنيد! آمريكايي ها هم به اين خواسته لبيك گفته اند! همين
– – ذكر اين نكته ضروري و بديهي است كه بخش هاي مستند اين مجموعه توليد ايران نيست!!!!!!

جام ملت هاي آسيا با تخمه ريز آفتاب گردان فلسطيني! – بازار تهران

:: لينك: صيغه در قم، زيگ‌زاگ.  قابل توجه وزير كشور
:: لينك: قوانين جديد راهنمايي و رانندگي، علي درخشي وبلاگ چاپ دوم

چشم در برابر چشم؛ مو در برابر نور

قالیباف و احمدی نژادراستش من نمی دونم چرا همیشه تعامل – تقابل این دو نفر جالبه. تو نفر از یک خواستگاه اجتماعی با اصولی یکسان (اصولگرا) و دیدگاهی متفاوت و متناقض!

هر دو اما در رقابتی سخت به دنبال حکمرانی هستند هر چند که به مدد احزاب پادگانی، دور اول را احمدی نژاد برد، اما قالیباف نیز تلاش های خود را برای راه یابی به کاخ ریاست جمهوری ادامه می دهد و چه اشکالی دارد که مثلا به منوریل که تا دیروز کارشناسی بود، وقعی بگذارد و آن را قبول کند.

به هر حال قالیباف که با چالش نظامی گری دور اول انتخابات را سپری کرد، امروز در شکل رجل سیاسی سعی دارد عملکرد خوبی از خود به جا بگذارد شاید که این بار مقبول مردم افتد. لکن از این جماعت اصولگرا که هر روزی گروه و دسته ای در می آید بعید است که بر روی کسی توافق و تعامل داشته باشند چه در باب مجلس و چه در گام ریاست جمهوری.  با این حال آرزو بر جوانان عیب نیست….
تیتر پست: بازتاب

روزهاي ملال آور ايراني

۱٫ روزها يكي پس از ديگري سپري مي شوند و تنها نمادهاي آزادي اجتماعي هم به كما مي روند. البته اين موجي است كه از ۲ سال پيش تمام كشور را در برگرفته است. لكن اين اواخر جفتك هايش نمايان تر شده است. در ايام ۱۸ تير و حمله غرور آسياي نيروي انتظامي به دانشجويان و آن خاطرات دردآور، در گام هايي نخست هم ميهن و بعد كافه تيتر و بعد ايلنا قرباني شدند تا نشان داده باشند كه ديگر ملاطفت و مهرورزي چنين معني مي شود. روزها آن چنان ملال آور سپري مي شوند كه شايد …. .  راستي همچنان بازتاب هاي بستن كافه تيتر و ايلنا و هم ميهن كماكان در محافل خبري و مجازي دردآور مطرح مي شود. كافه تيتر نوشت: نوشتم؛غلط کردیم

عكس بي ربط است۲٫ به همان سرعت كه همه چيز در حال نابودي است و ديوار تهديدها و تحديدها و تحريم ها بلند مي شود، رييس جمهور برخواسته از خواب ملت، در اقدامي شجاعانه تنها نهاد برنامه ريزي را منحل كرد تا بگويد در ايران برنامه و برنامه ريزي معنايي ندارد تا به واقع بستر يكه سالاري را كه چند سالي در خواب زمستاني بود، فراهم نمايد. ديروز احمدي نژاد در جمع خبرنگاران گفت: ما شان سازمان را ارتقا داديم و زنگوله منگوله ها را از پايش باز كرديم. ما احتياج به نهاد نظارتي و … داشتم فكر مي كردم در كشور ايران بيش از ۱۰ سازمان نظارتي وجود دارد و اوضاع اين است! و چه نيك زماني را احمدي نژاد براي انحلال سازمان برنامه بودجه انتخاب كرد: زماني كه مجلس در تعطيلات است و هيچ انتقادي به گوش نمي رسد.

۳٫ اين پست پيشگيري كن را پيشنهاد اكيد مي كنم كه بخوانيد! پست عضو شيردهي هم تاكيد مي شود.
– – عكس بي ربط است

مد ايراني

توضيح عكس: حاله نور از خانم نيست و از سالن استبالاخره بعد از نود و بوقي مسئولان فرهنگي فهميدند كه اي بابا! مد هم چيز بدي نيست ها! مثل چيزهاي ديگري كه ابتدا ما نداريم و بد است و بعد مي فهميم كه خيلي ساده ما مي توانيم آن را داشته باشيم و خوب است، مد هم چيز جالبي مي نمايد!  البته نا گفته نماند كه اين بار هم نه از حب علي كه از بغض معاويه به فكر راه انداختن مد ايراني افتادند وگرنه آش همان آش و كاسه همان كاسه و پرتقال فروش هم همان!

اما به هر حال براي دومين سال جماعت نسوان راه انداختن سالن نمايش مد را تجربه كردند. هر چند كه به هر حال طراحي مد در ابتدا بيش تر از نظر زيبايي شناسي مطرح شده است اما در نهايت بعد از مدتي كه جماعت تندرو و كفن پوش هماهنگ شدند مي توان بر جنبه هاي كاربردي آن نيز اهتمام ورزيد.
:: گزارش تصويري فارس از نمايش زنده مد ايراني: زنان سرزمين من
:: گزارش تصويري از زنان آتش نشان كرج
::چند وقته فعاليت نسوان زياد شده است. گزارش تصويري ايسنا و مهر را هم از جشنوراه تئاتر بانوان ببينيد! انصافاً اگر دوره اصلاحات بود چه خون و خون ريزي به راه مي افتاد بيا و ببين.

حرف هاي احمدي نژاد در جمع خبرنگاران سفرهاي استاني هم چيزي است مانند همان هاله نور: دختري ۶ نامه به رئيس جمهور نوشته بود و البته هيچ كدام آدرس نداشت ! احمدي نژاد توضيح داد كه به خاطر آورده بود در كدام منطقه اين نامه را دريافت كرده و با تلاش استاندار خراسان رضوي، اين دختر پيدا شده و هزينه تحصيلش پرداخت شد!! تازه سايت خبري – نورچشمي فارس هم چيز ديگري است براي احمدي نژاد! (سوء برداشت ممنوع)

— توضيح عكس۱: هاله نور از خانم نيست و از سالن است

…. و كافه تيتر هم

سرانجام پس از كش و قوس فراوان نسيم مهروزي مهرورزان عدالت پيشه دامان بهنام خان و همسر گرامي و كافه تيتر را چنان گرفتني كرد كه حالا حالا ها اميدي به بازگشايي مجدد آن نباشد.

پلمپ كافه تيتر هم  از بركات اين دولت است، محلي كه تا كنون هيچ رويكرد سياسي اي نداشت و فقط رويدادهاي فرهنگي را اجرا كرده است به چنين سرنوشتي دچار شود. با بهنام، همكار و دوست قديمي كه صحبت بود مي گفت از تمامي طيف هاي سياسي، از مسجد جامعي بگير تا سردار طلايي و ده‌نمكي همه پيگر بازماندن كافه بودند، اما ظاهراً اراده اي ما فوق همه تلاش ها، حكم به اين سرنوشت محتوم داده است.

پست آخر وبلاگ تيتركافه هم خوانديست.

ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س) مبارك

تيترهاي بنزيني
چند وقتي است كه دوستان تيتريكاتور فعال شده اند و در اين مدت مخاطبان خوبي هم به دست آورده اند. آخرين مطلب شان در مورد سهميه بندي بنزين است. اين هم تيترهاي من در اين مورد:
الیاس نادران: چرا فریاد وا بنزینا! سر می دهید؟
رحیم پور ازغدی: سوسیالیسم غربی در امتزاج کمونیسم تن به سهمیه بندی بنزین نداد
چاوز: احمدی نژاد تو هم!
خالد مشعل: تا آخرین سهمیه بنزین در مقابل فتح می ایستم
ولید جنبلاط: نهضت بادی ما موافق سهمیه بندی بود!
ایمن الظواهری: ننگ باد بر تقسیط کنندگان نعمات خدا! فتواي جهاد مي دهم!

چاوز؛ روزي با صدام، روزي با احمدي نژاد!

 :: عكس ويژه: ديدار تاريخي برادر انقلابي و مجاهد هوگو چاوز با بزرگترين دشمن مردم ايران و جنايتكار برتر منطقه، صدام حسين! منبع بازتاب
  

۱٫ شبه گذشته بخش دوم مناظره تلويزيوني دكتر ستاري فر و دكتر رهبر پيرامون نامه اقتصاددانان پخش شد و همان طور كه پيش بيني مي شد، نشان داد كه عمق و سطح برنامه ريزي دولت نهم چقدر است. در حالي كه ستاري فر با ذكر آمار و ارقام رسمي از رهبر خواستار اعلام موارد هزينه ۱۲۰ ميليارد دلار درآمد كشور در ۲ سال شد، وقتي در مورد افزايش بي رويه فروش نفت و هزينه جاري دولت سوال كرد و وقتي از دست اندازي به صندوق ذخيره ارزي سئوال كرد، رهبر تنها با مغلطه، كلي گويي و مبهم حرف زدن نشان داد كه سطح فكر و اعتقاد به برنامه چقدر است. در اين ۲برنامه تلويزيوني كه مي شه گفت بي سابقه بود، مردان دولت نهم خيلي خوب توان فكري و اجرايي خود را نشان دادند. البته به قول دكترعلوي تبار منظور از دولت نهم، علاوه بر كابينه ۶۰ تا ۷۰ درصد مجلس هم شامل مي شود تك مضراب آخرش هم جالب بود، رهبر به ستاري فر گفت: آقاي دكتر شما پول داشتيد و خرج نكرديد!!!!! اين يعني ما پول داستيم خرج كرديم!! به نظر شما رييس سابق سازمان برنامه دولت نهم مي دونست چقدر پول تو صندوق ذخيره بوده؟
راستي كامنت هاي بازتاب درباره اين خبر خيلي خواندني است:
-بنده کارمند دولت هستم در دوره خاتمی حقوقم ۲۵۰ هزارتومان بود که با اضافه کاری میشد حدود ۳۲۰هزار. ماهیانه ۱۵۰ هزار کرایه خانه میدادم. بنابراین اگر ایشان اجازه دهند، قشر ضعیف هم بوده ام. با شعارهای احمدی نژاد به ایشان رای دادم. حالا حقوقم شده ۳۵۰ هزار تومان و اضافه کاری هم قطع شده ولی اجاره خانه ام شده ۲۸۰ هزار تومان و برای تمدید آن امسال باید ۳۵۰ هزارتومان بدهم !!!!خب لطفا آدرستان را بدهید تا جیبم را بفرستم آنجا و شما که دستی بر بیت المال دارید ؛ از مخارج دولت کریمه پر کنید تا بتوانم زندگی کنم ! حالا بگویید کدام دولت غارتگر بیت المال و … بوده ؟؟؟؟نه برادر! حنایتان دیگر رنگی نداره !! اقتصاد خیلی بیرحمه و نیازی به انتگرال و لگاریتم و… نداره ! بنده انسانم، کار هم میکنم، درآمد نفت مملکتم هم چهار برابر شده ولی نمیتوانم زندگی کنم. همین !!!دیگر برای شعارهای پول نفت سرسفره و حکومت مستضعفین و … جنابعالی تره خرد نمیکنم !!

– من از كساني بودم كه از ابتدا تا پايان ، مناظره تلويزيوني آقاين ستاري فر و رهبر را ديدم. اگر اندك اعتقادي هم كه به سياستهاي دولت احمدي نژاد داشتم با اين مناظره از بين رفت. اين مناظره نشان داد كه اين دولت فقط در صدد واريز نقدينگي هب بازار ايران است كه اين نقدينگي بسان موجي سيال هر از گاهي به سمتي مي رود و باعث افزايش سرسام آور قيمت ها مي شود چرا كه فرصت سرمايه گذاري نيست و بورس هم تقريبا راكد هست و لذا اين نقدينگي به سمت بخش هاي اقتصادي زود بازده كه چيزي جز كسترش دلالي و به تبع آن تورم نيست سوق داده مي شود. نمونه آن گراني فوق العاده مسكن و ميوه و … است. آقاي دكتر رهبر كه يك سال و اندي رئيس تيم اقتصادي دولت را عهده دار بود متاسفانه در قامت يك فرد عادي ظاهر شد و به جاي پاسخ به سوالات علمي دكتر ستاري فر ، بيشتر به فرافكني پرداخت. متاسفانه از ارائه استنادات قانوني طفره رفت و به جاي پاسخ به انتقادات ۵۷ اقتصاددان ، دولت هاي گذشته را مورد نكوهش قرار داد.

۲٫ نتايج نظر سنجي بازتاب راجع به احمدي نژاد نشان داد كه از ميزان طرفداران وي به ميزان قابل توجهي كاسته شده است كه دليلش به اندازه كافي روشن است.

۳٫ با تاخير! موضع گيري حداد عادل در مورد حوادث شب بنزين كه گفت بود بله! عوارض سهميه بندي خيلي كمتر از حد انتظار بود. با اينكه حداقل ۳ نفر در اين حوادث فقط در تهران كشته شدند! ظاهراً جان مردم جزء عوارض محسوب نمي شود. برخي حرف هاي عاميانه مي گويد: … دولت پول گلوگه متوفيان را طلب كرده است: هفت ميليون تومان!

۴٫ مسعود حيدري كه في نفسه آرامش و … يك مدير مدرسه را داشت و اما ايلنا را مديريت مي كرد، بالاخره فشارها به زانو درش آورد و ايلنا را رها كرد. خدايش رحمت كند.

۵٫ تك عكس

 

 

 

 

 

 

 

گزارش تصويري از مركز زنان ويژه ( از اون لحاظ نه از اون لحاظ)

ناگهان بنزين

در پب بنزين پمپ بنزين ها سوختندديشب ناگهان بنزين سهميه بندي شد و مردم به خيابان ريختند و واكنشي تند به اين كار نشان دادند و پمپ بنزين آتش  زدند و كردند آنچه شنيديد و خوانديد. صرف نظر اين كه مسخره است براي كشوري كه توليد كننده نفت است، هم بنزين وارد كند و هم در نهايت آن را با قيمت بالا در اختيار مردم قرار دهد به اين موارد هم توجه كنيد:

 ۱٫  شايد آن روزي كه مجلس اصولگراي هفتم با طرح تثبيت قيمت ها، جلوي افزايش منطقي قيمت سوخت و ساير خدمات عمومي را گرفت، به اينجا فكر نمي كرد كه روزي شخصي از خودشان بر صندلي دولت مي نشيدند و در سياه چال قيميت ها فرو مي افتد. شايد اگر آن روز قيمت ها با تورم پيش مي رفت در اين زمان كمتر به مردم فشار مي آند. هر چند كه دولت چنان تورم را چاق كرد كه هيچ كس تا كنون نكرده بود. ۲٫ با دوستان اهل تركيه بحث بود و مي گفتند شما در اينجا بنزين مفت داريد از آب ارزانتر است و چنين و چنان و بايد سوبسيدش را دولت وردارد. گفتم : آري بنزين در ايران چنين است و من هم چنين نظري دارم كه با كم شدن سوبسيد بنزين اين هزينه در جاي ديگري هزينه مي شود. اما اگر دقيق تر به اين وضع نگاه كنيد به نظر شما از محل صرفه جويي خريد بنزين چه اتفاقي در ايران مي افتد؟ همه آن ۸-۹ ميليارد دلار پول بنزين خرج مسايل جاري دولت و گنده تر شدن آن مي شود. خرج سفر هاي استاني و وام هاي ناچيز بعيدالوصول. خرج كمك به گروه هاي احمق فلسطيني حماس و جهاد و فتح! خرج توجيه داستان هولوكاست! خرج هزار كار بيهوده ديگر! و شايد يك دهم آن هم خرج طرح هاي سرمايه اي نشود. پس همان بهتر كه اين سوبسيد اينگونه به مردم برسد. ۳٫ با فرض اين كه بنزين آزاد فروخته شود. باز هم فشار بر طبقه مستضعف و پايين دست جامعه مي آيد. اين طبقه است كه دستش از امكانات جز ماهي ۱۰۰ ليتر نمي رسد. اين طبقه است كه بايد قيمت كالاها را گرانتر بپردازد چون هزينه حمل افزايش مي بايد. ۴٫ در تراژدي بنزين: صحبت هاي احمقانه وزيري هامانه وزير نفت بسيار خنده دار بود: آنجا كه گفت اين پروژه بزرگترين پروژه IT در جهان است.. آنجا كه گفت: ما براي فلان قيمت بنزين آزاد برنامه ريزي خواهيم كرد! آنجا كه گفت: براي فلان مورد برنامه ريزي خواهيم كرد! راستي نوشدارو بعد از مرگ سهراب فايده داشت؟! حداقل انجام يك طرح ملي اين است كه تمامي جوانب آن سنجيده و براي آن برنامه ريزي شود، نه اينكه حالا ببينيم چه مي شود! و ديدم چند پمپ بنزين سوخت! ۵٫ اصولا مردم بايد به انتخاب خود احترام بگذارند. يعني وقتي احمدي نژاد را انتخاب كردند بايد بهاي اين انتخاب را هم بپردازند ديگر! شايد هم توقع داشتند در  دوران احمدي نژاد كارت ازدواج موقت داده شود! كه حالا اين گونه تندي مي كنند و فحش و ناسزا به مملكت و دولت مي دهند. قدما گفته اند: هركي خربزه مي خوره پاي لرزش هم مي نشينه!

:: SMS بنزيني: برترين هاي جشنواره فيلم هاي بنزيني اعلام شد: ۱- من ترانه ۱۰۰ ليتر بنزين دارم! ۲- بنزين بازي ۳- دور دنيا با ۱۰۰ ليتر! ۴- ب مثل بنزين ۵- دخترك بنزين فروش ۶- سال هاي سهميه بندي!! …. آخرين نرخ مهريه اعلام شد: ۱۳۸۶ ليتر بنزين سوپر
:: IM هاي بنزيني: فيلمهاي در حال اکران : به خاطر ۱ ليتر بنزين – من ترانه ۱۰۰۰ ليتر بنزين دارم – رستگاري قبل از ساعت ۱۲ امشب – رايحه خوش بنزين – ب مثل بنزين -علي بنزيني – بنزيني ها – بازي بنزين – مرد بنزيني – پسر بنزين فروش – دو کارت با يک بنزين- بنزين فصل- مي خواهم بنزين بزنم! – ديشب بنزين زدم آيدا- سفر به پمپ بنزين- بازگشت بنزين- از ميدون تا پمپ بنزين- دزدان بنزين- سالهاي سهميه بندي

:: SMS سياسي: گويند كورش كبير از فرط پلشتي فيلم ۳۰۰، داريوش را فرمان داد تا زنده شود و با لشگري به هاليود بتازد. در ميان راه داريوش … فردي ديد زشت روي، درشت گوي و سبك مغز! بپرسيد اين كيست؟ شنيد: حاكم امروز پارس. صيحه اي زد و بيهوش برافتاد. چون همي برخاست همي نيك به فرمود: ايرانيان! اي پارسيان! آبروي گذشته پيش كش! آبروي امروزتان را نجات دهيد!

شهيد مظلوم
شهيد دكتر بهشتي:: شهيد دكتر بهشتي از چهره هاي ويژه اي بود كه از سياحت در دنيا، در سطح نمانده بود و با درك دنياي غرب توانسته بود مباني انديشه اي و فعاليت هاي خود را پركاربردتر از قبل سازد. بر خلاف روحانيوني كه به غرب سفر مي كنند و آنجا در مدح و اين جا در مذمت سخن مي گويند، بهشتي، روحاني آزاده اي بود كه نه در دام جمود و تحجر افتاد و نه در دام غرب زدگي و روشنفكري مفرط فرنگي. شايد به همين دليل باشد كه نسل اول سياست مداران انقلاب او را تنها فردي مي دانند كه مديري انقلابي بود. دوستي از ديداري با ناطق نوري مي گفت كه وي چقدر با احترام و اعتقاد در مورد ايشان صحبت مي كرد. بهشتي با اين كه انديشه حزبي داشت اما براي مسئوليت ها منافع ايران را حتما بر منافع حزبي ترجيح مي داد. حتماً اگر ايشان زنده بودند، امروز ايران چيزي غير از اين بود.
يادمان شهيد بهشتي در هم ميهن
ويژه نامه تبيان راجع به شهيد بهشتي

كله كچل اميرعبدلله

 

 

 

 

:: راستي كله كچل امير عبدلله را ديده بوديد! تازه اون هم در كت و شلوار!

مناظره الله بختكي الياس نادران

۱٫ ديروز خيلي بي حوصله و خسته  بخش پاياني گفت و گوي شبانگاهي شبكه دو را ديدم: مناظره دكتر عبده تبريزي و الياس نادران. مناظره اي پيرامون نامه ۵۷ اقتصاد دادن! نكته از اولين نكات جالب اين كه نادران گفت: … البته من متن كامل نامه را نخواندم ولي در اين بخش …. !! در بخشي كه دكتر عبده در پاسخ به ادعاها و انتقادات سياسي نادران آمارهاي رسمي بانك مركزي را ارايه مي داد، نادران با گفتن  واسلاما! وا محمدا! و تورما! سعي در برهم زدن تمركز عبده داشت و با سفسطه مي خواست ذهن مخاطب را آشفته كند.  البته دور از ذهن هم نيست كه اين آقايان بتوانند منطقي فكر كنند و عمل!¼br> بازتاب: پاسخ به منتقدان دولت به سبك همسر الهام  راستي اين بار زن الهام پاچه ضرغامي را گرفته است: ضرغامي با هضم در “فرهنگ برره” كودتاي ضدملي را نه با شجاعت؟! كودتاگران ۲۸ مرداد، بلكه با روش “بازي شطرنج برره‌اي” دنبال مي‌كند.Š

۲٫ طرح امنيت اجتماعي ناجا به پارك ها رسيد. در اين كه برخي از پارك ها نا امن هستند شكي نيست، جامعه اي كه امنيت آن فقط با حضور ظاهري پليس حفظ مي شود، جامعه اي پليسي و نا امن است و هيچگاه امنيت در آن تامين نخواهد شد. البته هرچند اين تدبير با سياست هاي دولت هماهنگ است. مثل گوجه فرهنگي و سيب زميني و ميوه و … كه هرجا مشكل بود اولين فكر كه به ذهن آقايان مي رسد، واردات است. در اين سو هم هرجا احساس ناامني شد بلافاصله پليس تزريق مي شود. به همين راحتي! چند وقت پيش كه سفري به بلاد فرنگ داشتيم در حدود ۱۴ روز و ۳-۴ كشور را ديدم، اين همه پليس نديدم كه از زمان اجراي اين طرح ارتقا اجتماعي در تهران ديدم. به نظر شما چند وقت ديگر تعريف ايران از امنيت ارتقا مي يابد؟

۲٫۵٫ ماجراي آن زن كتك خورده در ميدان ۷تير كه با كمك مردم از دست پليس نجات يافت را كه يادتان است مشخص شد كه در آن داستان آن زن مجرم بوده است! براي همين مورد مهرورزي قرار گرفت و اگر مردم نرسيده بودند چه بسا كه از شدت مهرورزي جان به عزراييل داده بود.  فيلم ماجرا

۲٫۷٫ راستي از ماشين ريش تراش كوي دانشگاه چه خبر؟ پيدا شد؟

تحريريه هاتف

۳٫ سوم تير هم كه بخشي از تاريخ معاصر ايران است گذشت و آب هم از آب تكان نخورد. در آن ايام كه يادش به شر، من در هاتف بودم و با كمك محمد گلزاري  سايت را اداره مي كرديم و آن سو تر حاج محمدزمرديان و ميثم  زمان آبادي انتخاب ۹ را. ذكر خاطرات آن ايام نه در حوصله من است و نه براي شما جذاب، اما از باب ياد آوري نماي سايت آن روز را مي گذارم.

۴٫ ماجراي عكس هاي جديد خاتمي  و زنان هم داستان ملال آوري شده است تا اصولگرايان ناكارامد، فضا را آشوب زده كنند. اما اگر من جاي سيدمحمد خاتمي بودم در اين خصوص سكوت پيشه مي كردم تا بهانه به دست مخالفين نداده باشم.

گناه نقاب يا نقاب گناه

فيلم نقابفيلم نقاب را چون مي دانستم كه حتما از روي اكران برمي دارند رفتم و ديدم. در طول چند روز اخير و با اين شل كن سفت كن هاي ارشاد و بيانيه و عذرخواهي و غيره ذكر نكته اي را مفيد فايده مي دانم. در خود فيلم تصاوير زننده و غير اسلامي غير از ۲ پلان كه هنرپيشه زن مثلا هنرپيشه مرد را لمس مي كند، پلان خلاف عرفي نديديم. با اين حال آقايان گفتند كه اصل فيلم بر اساس فساد است. بر فرض اين كه چنين باشد، يعني نمي شود براي گفتن اين كه فلان مطلب گناه است، اشاره اي به آن كرد. در حالي كه مخاطب اصلا اين احساس را درك نمي كند كه بايد برود اين گناه را تقليد كند. كما اين كه در ديالوگي حيايي مي گويد: ديگه بسه. مي دوني چقدر آه و ناله و نفرين پشت سرمونه! نكته بعد اين بر فرض اين كه داستان فيلم بر اساس يك گناه شكل گرفته است، با برداشتن آن از روي سينما، آن گناه در جامعه از بين مي رود؟ يا اين كار همان سرپوش گذاشتن هميشگي است. هنري كه مديران ايراني  خيلي خوب در آن واردند. يعني واقعاً چنين گناهي در جامعه ما نيست؟! همين روزنامه دولت، ايران، صفحه حوادثش پر است از اين دست ناملايمات. به نظر مي رسدكماكان سرپوش و نقاب گذاشتن بر روي گناه، بهترين راه حل مديران است.

سفر شرم آورالمحمودي و  شلقم به تهران
بالاخره دولت اصولگرا نشان داد كه چقدر براي اصول خود هزينه مي كند. دولت اصولگرا با دعوت از نخست وزير ليبي برگي ديگر از دفتر سياه بي تدبيري و بي اهميتي به اصول را ورق زد و با ناديده گرفتن دستور صريح حضرت امام (ره) در خصوص معلق ماندن روابط ايران با رژيم ليبي تا تعيين وضعيت امام موسي صدر از نخست وزير اين رژيم منفور دعوت كرد. البته شايد هم اين از تعاريف اصولگرايي باشد كه به ارزش هاي جامعه پشت كني. دولتي كه براي احقاق حقوق شهروندان خودش اين گونه عمل مي كند، چگونه مي تواند موفق باشد؟ براستي كسب شهرت براي احمدي نژاد  اين قدر مهم است كه به تمام اصول اين چنين پشت كند؟ به اين حرف احمقانه توجه كنيد: وحدت ايران و ليبي توطئه دشمنان را خنثي مي‌كند! ليبي در كجاي جهان اسلام و دنياي عرب قراردارد. ليبي قزميت كشوري منزوي است كه نه تنها در ميان اعراب و  جهان اسلام كه در ميان آفريقايي ها نيز جايگاهي ندارد. كشوري ذليل با رهبري احمق! نمي دونم شايد احمدي نژاد بين خودش و قذافي نزديكي ويژه اي احساس كرده است!
اين يادداشت رسول جعفريان به عنوان العجب کل‌العجب، بين جمادي و رجب! هم به مطلب نزديك است: خدا رحمت کند شاه سلطان حسين را که تلاش مي‌کرد دولت صفوي را که بيش از دويست سال پاينده بود، در مقابل حمله افغانهاي قندهاري، با «آش» نگهدارد. زماني که در جريان حمله افغانها به اصفهان و محاصره اين شهر (۱۱۳۴ق)، يکي از علماي شهر پيامي براي او فرستاد که براي مقابله با دشمن چه در سر داريد، شاه گفت: «دستور داده‌ايم آشي بپزند، ان شاءالله افاقه کند.» اما متأسفانه آن «آش» افاقه نکرد و شايد در نيت بانيان يا آشپز آن ترديدي وجود داشت!
::يادداشت اعتماد ملي در خصوص اين سفر شرم آور: هروله به سوي ليبي …   دولت نهم در اقدامي متضاد با اصول عزت، حکمت و مصلحت در سياست خارجي، در اقدامي ذلت بار بر خلاف نص صريح دستور امام خميني(س) و قانون اساسي، با پذيرش نخست وزير و وزير خارجه حکومت ژنرال قذافي ديکتاتور ليبي، عزت ايران اسلامي و مراجع عظام را لگدمال کرد…
:: روايت صدر: فریاد دردمندانه شهید چمران علیه رابطه ایران و لیبی؛ ۱۳۵۸