عرفه و نفس

امسال هم قسمت شد با برادر سعید رفتیم مناجات عرفه. بعد از انتخابات و حوادث و جنایات تلخ آن فرصتی به این اندازه مغتنم نیافته بودم هم سکینه قلبی بود و هم شرح نفسی.  مناجات خوانی عرفه حاج علی آقای قربان قسمت نشد و چنین شد تا از کلام و خطبه دکتر ناصر مهدوی حضّ بردم. برنامه امسال حسنیه ارشاد هم به همت دوستان مانند سال های گذشته برگزار شد: شرح دکتر ناصر مهدوی، مناجات خوانی سعید اله بداشتی، پسر دکتر کدیور، محمدرضا جلایی پور و ترجمه خوانی خواهر گرامی ابوذر معتمدی. متن کامل دعای عرفه حضرت سیدالشهداء

دو فراز این مناجات بسیار دلنشین است که در زیر آورده ام:أَنْتَ الَّذِی مَنَنْتَ أَنْتَ الَّذِی أَنْعَمْتَ أَنْتَ الَّذِی أَحْسَنْتَ أَنْتَ الَّذِی أَجْمَلْتَ‏
تویى که عطا فرمودى تویى که نعمت دادى تویى که احسان کردى تویى که نیکویى کردى
أَنْتَ الَّذِی أَفْضَلْتَ أَنْتَ الَّذِی أَکْمَلْتَ أَنْتَ الَّذِی رَزَقْتَ أَنْتَ الَّذِی وَفَّقْتَ‏
تویى که فضل و کرامت فرمودى تویى که (لطف را) کامل گردانیدى تویى که روزى بخشیدى تویى که توفیق دادى
أَنْتَ الَّذِی أَعْطَیْتَ أَنْتَ الَّذِی أَغْنَیْتَ أَنْتَ الَّذِی أَقْنَیْتَ أَنْتَ الَّذِی آوَیْتَ أَنْتَ الَّذِی کَفَیْتَ‏
تویى که به خلق عطا فرمودى تویى که فقیر را غنى ساختى تویى که سرمایه دادى تویى که پناه دادى تویى که امور بندگانت را کفایت کردى
أَنْتَ الَّذِی هَدَیْتَ أَنْتَ الَّذِی عَصَمْتَ أَنْتَ الَّذِی سَتَرْتَ أَنْتَ الَّذِی غَفَرْتَ‏
تویى که هدایت کردى تویى که خوبان را عصمت از گناه کرامت کردى تویى که گناهان را مستور ساختى تویى که گناهان را آمرزیدى
أَنْتَ الَّذِی أَقَلْتَ أَنْتَ الَّذِی مَکَّنْتَ أَنْتَ الَّذِی أَعْزَزْتَ أَنْتَ الَّذِی أَعَنْتَ‏
تویى که عذر گناهان را پذیرفتى تویى که تمکن و جاه بخشیدى تویى که عزت و جلال دادى تویى که اعانت فرمودى
أَنْتَ الَّذِی عَضَدْتَ أَنْتَ الَّذِی أَیَّدْتَ أَنْتَ الَّذِی نَصَرْتَ أَنْتَ الَّذِی شَفَیْتَ‏
تویى که مدد فرمودى تویى که تأیید توانایى دادى تویى که یارى فرمودى تویى که بیماران را شفا دادى
أَنْتَ الَّذِی عَافَیْتَ أَنْتَ الَّذِی أَکْرَمْتَ تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ‏
تویى که عافیت بخشیدى تویى که اکرام فرمودى تویى که برترى دادى
فَلَکَ الْحَمْدُ دَائِماً وَ لَکَ الشُّکْرُ وَاصِباً أَبَداً
پس حمد و ستایش مخصوص توست و شکر و ستایش دایم تو را سزاست
ثُمَّ أَنَا یَا إِلَهِی الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبِی فَاغْفِرْهَا لِی‏
باز اى خداى من به گناهانم مقر و معترفم پس تو به کرم از من درگذر
أَنَا الَّذِی أَسَأْتُ أَنَا الَّذِی أَخْطَأْتُ أَنَا الَّذِی هَمَمْتُ أَنَا الَّذِی جَهِلْتُ أَنَا الَّذِی غَفَلْتُ‏
من آن بنده‏ام که بد کردم من همانم که خطا کردم من همانم که اهتمام به عصیان کردم من همانم که نادانى کردم من همانم که غفلت ورزیدم
أَنَا الَّذِی سَهَوْتُ أَنَا الَّذِی اعْتَمَدْتُ أَنَا الَّذِی تَعَمَّدْتُ أَنَا الَّذِی وَعَدْتُ‏
من همانم که سهو کردم من همانم که به خود اعتماد کردم و من همانم که (به خواهش دل) عمدا کردم من همانم که وعده کردم و مخالفت نمودم
وَ أَنَا الَّذِی أَخْلَفْتُ أَنَا الَّذِی نَکَثْتُ أَنَا الَّذِی أَقْرَرْتُ أَنَا الَّذِی اعْتَرَفْتُ بِنِعْمَتِکَ عَلَیَّ وَ عِنْدِی وَ أَبُوءُ بِذُنُوبِی‏
و من همانم که عهد خود شکستم من همانم که اقرار کردم من همانم که اعتراف به نعمت و عطایت بر خود کردم و بازبگناهان رجوع نمودم
فَاغْفِرْهَا لِی یَا مَنْ لاَ تَضُرُّهُ ذُنُوبُ عِبَادِهِ وَ هُوَ الْغَنِیُّ عَنْ طَاعَتِهِمْ‏
پس چون معترف و تائبم از آن گناهان درگذر اى خدایى که گناهان بندگانت هیچ تو را زیان نخواهد داشت و از طاعتشان هم البته بى‏نیاز خواهى بود
وَ الْمُوَفِّقُ مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْهُمْ بِمَعُونَتِهِ وَ رَحْمَتِهِ فَلَکَ الْحَمْدُ إِلَهِی وَ سَیِّدِی‏
و هم آنان که عملى شایسته مى‏کنند به توفیق و اعانت و رحمتت مى‏کنند پس اى خداى من و مولاى من ستایش مخصوص توست
إِلَهِی أَمَرْتَنِی فَعَصَیْتُکَ وَ نَهَیْتَنِی فَارْتَکَبْتُ نَهْیَکَ فَأَصْبَحْتُ لاَ ذَا بَرَاءَهٍ لِی فَأَعْتَذِرَ وَ لاَ ذَا قُوَّهٍ فَأَنْتَصِرَ
اى خدا تو مرا امر کردى و من عصیان امرت کردم تو نهى کردى و من مرتکب نهیت شدم اکنون نه کسى که گناهانم مبرا و پاک سازد و نه صاحب قدرتى که از او بر دفع عذاب یارى طلبم

آینده روزنامه‌نگاری از دیدگاه روزنامه‌نگاران آنلاین

همشهری آنلاین– ترجمه معصومه کیهانی‌ : روزنامه نگارانی که درسال جدید مورد بررسی قرار گرفتند نسبت به آینده روز‌نامه نگاری نگاه مثبت‌تری دارند. اما آنها همچنان نگران هستند.این بررسی شامل جمع‌بندی نظرات اعضای انجمن خبری آنلاین ONA است که از سوی این انجمن و مرکز تحقیق PEW انجام شده است. دراین مقاله، نقطه نظرات روزنامه نگاران آنلاین پیرامون آینده روزنامه‌ نگاری جمع‌بندی شده است.

بیشتر این روزنامه نگاران حدود ۵۴ درصد، معتقدند که روزنامه نگاری درمسیر نا‌درستی هدایت شده، درحالی که ۴۵ درصد آنها براین باورند که این هدایت، سمت و سوی درستی داشته است [روزنامه نگاران آنلاین چه می‌گویند؟].

اما این تقسیم بندی، بیشتر از آنچه درمیان روزنامه نگاران ملی سنتی درسال گذشته دیده شده، نمود دارد. درآن گروه، درحالی که شرایط اقتصادی بهتربود، ۶۲ درصد آنها نسبت به وضعیت روزنامه نگاری بدبین و درست ۳۲ درصد آنها خوش‌بین بودند.

مدیر محتوا برای یکی از وب سایت‌های متکی بر بزرگترین روزنامه آمریکا می‌نویسد: “تغییر نسل نگران کننده است، اما،مابی با این شریط با همه نگران کنندگی‌اش، کناربیاییم.” و نسبت به فرزندان خود و نسل‌های بعد ازآنها، و آنچه توسط آنها به دست خواهد آمد حساسیت نشان دهیم.

ادامه خواندن “آینده روزنامه‌نگاری از دیدگاه روزنامه‌نگاران آنلاین”

انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران از وقایع مهم اینترنتی قرن ۲۱ است

داشتم خبرگزاری کردی پیامنیر را می دیدم. این خبرگزاری کرد  نزدیک به حزب مسعود بارزانی رییس اقلیم کردستان عراق است و نگاه ویژه ای به رویدادهای ایران و کردهای کشورمان دارد.  چندی پیش در خبری نوشت: انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ / ۲۰۰۹ از مهمترین وقایع اینترنتی قرن حاضر است. متن خبر در پی آمده است.

انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ ایران یکی از ده رخداد مهمی است که در زمینه اینترنت قرن ۲۱ میلادی رخ داده است. این مطلب را آکادمی بین المللی هنر و علوم دیجیتالی  گزارش می دهد.
International Academy of Digital Arts and Sciences, IADAS

ریانووستی گزارش داد: به اعتقاد کارشناسان این آکادمی، انتخابات در ایران یکی از رویدادهای مهم اینترنتی قرن بود، چرا که اپوزیسیون ایران که از نتایج انتخابات رضایت ندارند به طور فعالی برای سازماندهی تظاهرات اعتراض آمیز خود از شبکه‌های اجتماعی مانند Twitter استفاده کردند.

این آکادمی همان جایی است که جایزه معروف webby را هر سال به وب سایت ها اعطا می کند.

سفربه کیش و دوستی با محمد تاجیک

برای مسابقات تنیس فیوچرز به کیش رفته بودم و در این سفر، با محمد تاجیک که از  فتوژورنالیست های ایرانی است دوست شدم.

محمد کم حرف، طناز و اینترنت باز  و مسنجر کار است.

یک بامداد را هم باهم به تماشای عکس های دیدنی اش نشتیم. سفر خوب  و خاطره انگیزی شد.

محمد تاجیک عکس ها و نوشته هایش را در سایت شخصی اش پوتین منتشر می کند.

این هم یکی از عکس های محمد از والیبال ساحلی

عکس محمد تاجیک
عکس محمد تاجیک

در این سفر ما دریافتیم البته که می توان بعد از مدیریت جهان و ایران، متروی تهران را هم مدیریت کرد. در این سفر یادآوری شد که دکتر احمدی نژاد چند سال پیش در دفاع از منوریل گفته بود: آقا! ما می خواهیم دو برابر هزینه کنیم برویم زیر زمین، حالا یک برابر خرج می کنیم می رویم روی هوا

سیزدهم آبان روز مقابله با استکبار

بدون شرح

استکبار از باب استفعال و از ماده (کبر) به معنای کسی است که اظهار بزرگی و تکبّر کند با آن که اهلش نیست. استکبار و تکبر انسان به این دلیل است که خود را بزرگ شمرده و در موضعی قرار می­دهد که لایق آن نیست و از همین جهت جزء رذائل اخلاقی شمرده می­ شود. متن کامل

امسال هم به برکت حضرات که رنگ و بوی دیگری به تمامی مراسم ها داده اند شاهد سیزده آبان متفاوتی خواهیم بود، هرچند که معتقدم برخورد تندی مانند همیشه از سوی جنبش سبز صورت نخواهد گرفت اما همه چیز نشان از آن می دهد که فضای امنیتی حاکم می شود.

رابطه حفظ نظام با نماز و روزه خواری

اواسط ماه مبارک رمضان بود و در حال رفتن به افطاری بودم که دیدم در یکی از خیابان های اصلی شمال غرب تهران، در مقابل یک کبابی عده ای جوان سرحال نیم ساعت به اذان مغرب مانده، به پیش واز رفته اند و در کنار خیابان به مراسم معنوی روزه خواری مشغولند. تا آن لحظه بسیار دیده بودم که مردم سیگار می کشند اما این یکی در نوع خودش بی نظیر بود.

تا امروز نتوانسته بودم این مسئله روزه خواری جمعی را حل کنم، اما با صحبت های برادر عزیز جعفری فرمانده کنونی سپاه مشکلم حل شد: «حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران از ادای نماز واجب‌تر است» در حالی که ادای فرایضی همچون نماز و روزه از واجبات مسلمین است، برادر جعفری با صدور این فتوای تاریخی اعلام کردند که حفظ نظام جمهوری اسلامی از نماز هم واجب تر است. لابد آن برادران روزه خوار محترم هم چنین مبنای فکری داشتند که با چنان صلابتی که در عکس عیان است مشغول روزه خواری بودند. حتماً می خواستند نظام را حفظ کنند و من این موضوع را نفهمیده بودم. پس بدین وسیله از کلیه روزه خواران و نماز نخوان های عزیز، عذر خواهی می کنم.

اقتدار گم شده

حادثه تروریستی و خونبار شهرستان سرباز  سیستان و بلوچستان و تعارفات سیاسی بعد از آن که با سفر وزیر کشور سردار محمد نجار همراه شد این سئوال را در ذهنم ایجاد کرد که آن اقتدار و امنتیتی که حاکمیت از دم می زند کجاست؟ آن اقتداری که رییس دولت کنونی مدام در پروپاگاندای داخلی خود از آن خرج می کند کجاست؟ چندان سخن نیست یادآوری فاجعه حمله به کنسولگری ایران در هرات، که با پاسخ قاطع کشورمان و حضور نظامی ما در بخش هایی از افغانستان روبرو شد و یا مقابله ای که برادران سپاه در خاک عراق با منافقین و گروهک پژاک انجام دادند.

ما که نمی خواهیم حاکمیتمان مانند آمریکای پس از حملات ۱۱ سپتامبر به پاکستان حمله و آن را اشغال کند، اما حداقل انتظار این است که بعد از ۴ سال مشاهده رفتار حمایتی پاکستان  از تروریست ها و عدم پیگری جدی آن ها و عدم نتیجه گیری رفتار دیپلماتیک، نیروهای نظامی ما آن بخش از پاکستان را که محل تجمع این گروه است، محاصره و یا از بین ببرند درست  مانند بمباران هایی که پایگاه های منافقین در عراق را می کردند و به سازمان ملل هم اطلاع می دادند.

نظارت اپوزیسیون برفعالیت های حکومت

با حوادث بعد از انتخابات که طبقه ی جدی از  منتقدان در جمهوری اسلامی ظهور کرد که خواسته هایی در چارچوب قانون اساسی دارد. اما نوع مواجهه حاکمیت با آنها به شدت قهر آمیز بوده است که نتایج آن در بازداشت های طولانی مدت و حبس های انفرادی آشکار است. مدتی بعد از انتخابات ایران،  انتخابات مجلس و ریاست اقلیم کردستان عراق برگزار شد که هرچند اعتراضاتی نظیر بی طرف نبودن کمیسیون انتخابات و حضور گسترده نظامیان و تخلفات انتخاباتی روی داد اما به هر حال جناح منتقد به رهبری نوشیروان مصطفی با عنوان فهرست تغییر، گوران توانستند توفیق زیادی کسب و حدود ۲۸ صندلی پارلمان را از آن خود کنند. بعد از این انتخابات اما، نوع مواجه جناح حاکم بسیار جالب توجه است.

مسعود بارزانی رییس اقلیم کردستان و جناح حاکم گفت: ما ازاینکه اپوزیسیون مجلس اعمال حکومت را تحت نظر قرار خواهند داد، خوشحال هستیم اما این اپوزیسیون باید همه جوانب را در نظر گیرد و کاستیهای حکومت را با ما درمیان بگذارد.

امیدوارم روزی در جمهوری اسلامی مان آن قدر ظرفیت باشد که هم منتقدین و هم حاکمین انتقادات و تذکرات همدیگر را هم بفهمند هم قبول کنند.

از نکات جالب امسال است که هر انتخاباتی برگزار شد، سرنوشت هایی نزدیک بهم داشته است.

ارتباط با آمریکا

اول- خیلی خوب است که این بار کفن پوشان و متحصنین به نهاد ریاست جمهوری حمله نکردند و فریاد و فغان واسلاما و انقلابا سر ندادند و فهمیدند که می شود با شیطان بزرگ هم مذاکره کرد و آب از آب تکان نخورد. این از همان ویژگی هایی است که فقط روسای دولتی از جنس احمدی نژاد دارند. در ساخت سیاسی کشوری مانند ایران، تنها چنین رییس دولت هایی می توانند چنان کنند که دیدیم. در این ساختار است که سید محمد خاتمی که هیچ،  هاشمی رفسنجانی هم نمی توانست این فعالیت های دیپلماتیک را انجام دهد دلیل آن البته نزد اهل بصیرت روشن است. بر این اساس که حتی تامین سوخت هسته ای که پیشتر در زمان سید محمد خاتمی به عنوان پیشنهاد مطرح بود، طرحی ذلیلانه است و همین طرح در زمان دولت احمدی نژاد، طرحی عزت مندانه. این هم از مزایای سیاست دوگانه است.

به هر حال باید از رییس احمدی نجاد و حمایتی که برای  حل مشکل روابط ایران و آمریکا می شود، تشکر و آرزو کرد این مذاکرات در راستای منافع بلند مدت مردم ایران و جمهوری اسلامی باشد.   همچنین لازم است از برادر حسین کیهان ساز! و کلیه کفن پوشان و متحصنین مقیم تهران و قم هم به پاس این خاموشی سپاس و قدردانی شود و از خانواده محترم رجبی

به نظرم با توجه به بیانیه آخر میرحسین موسوی که تاکید می کند: اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند..  باید تمام جریان های سیاسی از اصلاح طلب و اصولگرا از این مذاکرات حمایت کنند.

دوم- بعد از حلال شدن تجاوز در برخی جاها، مثل کهریزک به تازگی نیروی انتظامی همان ناجا یا پلیس، نزدیکی زن و مرد نامحرم را نیز که پیشتر حرام بود، حلال اعلام کرده است.

سایر عکس ها رو خود ببینید

دل های خون و دیده های داغ دیده

دوست عزیز و گران قدری  برایم نقدی نوشت در باب پاسخی که به نامه احمد توکلی داده بودم. من هم به رسم ادب نکاتی را قلمی کردم و برایشان فرستادم. بد ندیدم هر دو نامه را اینجا بگذارم.

سلام برادر صادق

من نوشته های شما وسایر مطالب ارسالی را خواندم من بنا به دلایلی به فرد دیگری رای دادم لذا از موضع طرفداری ازاین انتخاب نمی نویسم وبه خیلی چیزها انتقاد دارم اما میبینم که شما  بر خلاف ظاهر نوشته ها به همان راهی میروید که علیه ان می نویسید. شما چرا تصور می کنید ارزش اراء  باهم متفاوت است ورای یک دانشجو یا حتی یک استاد یا یک شهروند پایتخت نشین از رای یک روستایی یا یک کاسب یا یک فرد شهرستانی برتر وداری ارزش بیشتری است یا اینکه پایتخت نشین ها و بالا نشین ها بیشتر میفهمند. ایا تصور میکنید در روستاها یا شهرستانها و پایین شهرها که اعتراضی نمی کنند چیزی نمی فهمند یا اینکه همه انها تطمیع شده اند. اینکه هرکس انچه راکه خود می پسندد حق بداند عین دیکتاتوری وظلم است. کسی منکر تخلف انتخاباتی نیست ولی واقعیت این است که ۳۹میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند واکثریت انها بنا به دلایلی که برای هرفرد محترم است به رییس فعلی رای دادند و دیدید که به دعوت خلاف قاعده اقای موسوی  تنها طرفداران تهرانی و تعداد بسیار اندکی در برخی شهرستانها پاسخ مثبت دادند. ایا منطقی بود که نظام به در خواست بدعت ابطال انتخابات  یک بیستم  از شرکت کنندگان در انتخابات تن میداد. چه کسی تضمین می کرد که با فرض برگزاری انتخابات مجدد کسان دیگری خواستار ابطال مجدد ان نشوند. بیشتر از ۷۰در صد رای دهندگان به اقای موسوی که خیل عظیمی از انها از معتقدان به انقلاب و امام و  رهبری بودند به این درخواست غیر منطقی پاسخ ندادند انها اقای موسوی را در چارچوب انقلاب ونظام می پسندیدند وبسیاری از دوستان من از این قبیلند و در مقابل جریانی می خواست اورا در تقابل با انقلاب قرار دهد کما اینکه هم اکنون به وضوح قابل مشاهده است در خارج از کشور دستبندهای سبز بر دست کسانی است که یک روز انقلاب اسلامی و میرحسین موسوی را تحمل نمی کنند من قبلا میر حسین را به لحاظ سوابق انقلابی و هم نفس بودن با امام دوست داشتم ولی فکر نمیکردم با بی بصیرتی و بی صبری در دام جنگ روانی رقیب انتخاباتی واز سوی دیگر دشمنان دوست نما بیافتد
با عرض پوزش از اطاله کلاما

سلام حاجی
مخلصم

نمی دانم چه طور احساس کردید که من بین آرا تفاوتی قایل هستم و خدای ناکرده آرای شهرنشینان مرفه را بر سایرین ترجیح می دهم به واقع آن چیز که به نظر جوان کم تجربه ای چون من می رسد این است که جریانی در حال قدرت گرفتن است که نمی خواهد عقلای جمهوری اسلامی و بزرگان انقلاب میانه کار را بگیرند. این جریان همانی است که با زیر پا گذاشتن اخلاق اسلامی روزی به سایرین تهمت و افترا می زند و روز دیگر در صدد است هاشمی را به سرنوشت منتظری دچار کند (هم شما و هم می دانیم چه فشار به رهبری آوردند تا هاشمی را منزوی کند) و از سوی دیگربا تحریک مردم و برخی افراد نظیر شیخ کروبی، هر روز بر کوس هیجان ملت بکوبند. این جریان آن قدر تند می شوند که صدای رهبری را هم در چندین مورد به صورت بلند در می آورند: فاجعه کهریزک، بحث هتک حرمت اشخاص در دادگاه ها.
این همان جریانی است که به رییس قوه قضاییه ای ایران اجازه دخالت در امور را نداد. این همان جریانی است که مافوق همه ی قانون ها عمل کرد. این همان جریانی است که با پیش فرض به همه اتهام می زند، به همه افترا زد بی آن که نگران بازخواستی باشد از حسن خمینی تا پسر شهید مظلوم دکتر بهشتی که مثل اینان فکر نمی کردند.
برادر من می گویم به برکت خون شهدا و مجاهدت چون شمایانی، این جریان که به قول قالیباف اصلا در جنگ نبود و امروز مدعی بهترین روایت از جنگ است و به قول شاگردان امام، جریانی که در انقلاب همواره برای امام سنگ اندازی کرد و امروز می بینیم به راحتی از امام و اندیشه هایش و خانواده مکرمش با نام امام! می گذرد برای مردم رسوا می شود.
این جریان به دنبال محدود کردن حلقه یاران انقلاب است. این جریان مدعی است تنها و تنها راه و حقیقت انقلاب اسلامی این است که ما تبیین می کنیم. این جریان به دنبال محدود کردن یاران رهبری است. این خطر است برای جمهوری اسلامی. این خطر است برای امنیت ملی. این خطر است برای خون شهدایی چون اعضای خانواده ی من و شما و میلیون ها نفر از این ملت.

این ها حقیقت است . آن چه این روزها در ایران گذشت و به واقع تلخ بود نتیجه اشتباهاتی بود که این دوستان انجام دادند که متاسفانه نتیجه اش کم رمق شدن اعتبار نظام ما، میان مردم است و  اگر بحران ناکارامدی دولت خدای ناکرده افزایش یابد و تورم کمرشکن تر شود و طبقه مستضعف  بر نارضایتی اش افزوده، آن موقع شما بگو چه می شود.

برادرم ما هم مثل شما در این روزها، خون دل ها خورده ایم و داغ دل ها دیده ای .

یاد فیلم تاریخی آژانش شیشه ای به خیر، آنجایی که حاج کاظم رو به آدم امنیتی می کند و فریاد بر می آورد:  ضامن امنیت ملی برای من، امثال عباسه. اگر امنیت ملی اونها رو سی ان ان و  بی بی سن تعیین می کنه، پس هرکی قبله خودش رو بچسبه!
برای من و خیلی های دیگر ضامن امنیت ملی اسلام رحمانی، سیره و سلوک امام و راه شهدا است نه فیگورهای تبلیغاتی آقای رییس دولت

یاد می کنم از سخنان حضرت امام که زنگار زداید از دل های زنگ زده ی مان، باشد که پند گیریم: آنهایى که به اسم اسلام مشغول شده اند به تبلیغات، و به اسم اسلام مشغول شده اند به اعمال سرخودى، اینها کرمهایى هستند که باطن این نهضت را به فساد خواهند کشید.

و من نمى دانم باید چه بکنیم.این یک قدرت مرکزى مى خواهد.یک قدرت اجرایى مى خواهد که این اشخاص هر جا یک شلوغى کردند، اینها را بگیرند و محاکمه شان کنند، و جزایى اگر دارند به آنها بدهند.

سر خود همین طورى یک دسته اى، هر کس در هر جا، یک تفنگى داشته دست خودش گرفته ، و به اسم کمیته و به اسم پاسدار و به اسم بسیج، هر که هر چه دلش مى خواهد، هر کارى دلش مى خواهد مى کند. با هر که بد است مى ریزند منزلش بازرسى مى کنند.با هر که یک غرضى دارند مى ریزند منزلش.خانه اش را غارت مى کنند.

و این یک خطر بزرگى است که براى اسلام در زمان ما پیش آمده ، و شاید خطرش بیشتر از خطرى باشد که اسلام از رژیم سابق داشت.

تمام ضوابط را به هم ریخته اند.هر چه ضابطه اسلامى باشد عمل به آن نمى شود. به اسم اسلام، اسلام را دارند از بین مى برند.اشخاصى نفوذ کرده اند در همه جا.به اسم اسلام، اسلام را مى پوسانند.اسلام را مى کوبند.
جاهل متنسک از آنهایى است که پیغمبر فرموده است که : دو طایفه هستند که کمر مرا مى شکنند: یکیشان عالم متهتک است، یکیشان جاهل متنسک است.جاهل مقدس ماب کمر پیغمبر را مى شکند.جاهلى که نداند قانون اسلام چیست و پیش خود به اسم اسلام برود به خیال خودش خدمت مى کند.این از آنهایى است که پیغمبر فرموده است که کمر مرا مى شکند: قصم ظهرى الرجلان، عالم متهتک و جاهل متنسک

والسلام علی من اتبع الهدی
برادر کوچکتر شما
صادق