امسال هم قسمت شد با برادر سعید رفتیم مناجات عرفه. بعد از انتخابات و حوادث و جنایات تلخ آن فرصتی به این اندازه مغتنم نیافته بودم هم سکینه قلبی بود و هم شرح نفسی. مناجات خوانی عرفه حاج علی آقای قربان قسمت نشد و چنین شد تا از کلام و خطبه دکتر ناصر مهدوی حضّ بردم. برنامه امسال حسنیه ارشاد هم به همت دوستان مانند سال های گذشته برگزار شد: شرح دکتر ناصر مهدوی، مناجات خوانی سعید اله بداشتی، پسر دکتر کدیور، محمدرضا جلایی پور و ترجمه خوانی خواهر گرامی ابوذر معتمدی. متن کامل دعای عرفه حضرت سیدالشهداء
دو فراز این مناجات بسیار دلنشین است که در زیر آورده ام:أَنْتَ الَّذِی مَنَنْتَ أَنْتَ الَّذِی أَنْعَمْتَ أَنْتَ الَّذِی أَحْسَنْتَ أَنْتَ الَّذِی أَجْمَلْتَ
تویى که عطا فرمودى تویى که نعمت دادى تویى که احسان کردى تویى که نیکویى کردى
أَنْتَ الَّذِی أَفْضَلْتَ أَنْتَ الَّذِی أَکْمَلْتَ أَنْتَ الَّذِی رَزَقْتَ أَنْتَ الَّذِی وَفَّقْتَ
تویى که فضل و کرامت فرمودى تویى که (لطف را) کامل گردانیدى تویى که روزى بخشیدى تویى که توفیق دادى
أَنْتَ الَّذِی أَعْطَیْتَ أَنْتَ الَّذِی أَغْنَیْتَ أَنْتَ الَّذِی أَقْنَیْتَ أَنْتَ الَّذِی آوَیْتَ أَنْتَ الَّذِی کَفَیْتَ
تویى که به خلق عطا فرمودى تویى که فقیر را غنى ساختى تویى که سرمایه دادى تویى که پناه دادى تویى که امور بندگانت را کفایت کردى
أَنْتَ الَّذِی هَدَیْتَ أَنْتَ الَّذِی عَصَمْتَ أَنْتَ الَّذِی سَتَرْتَ أَنْتَ الَّذِی غَفَرْتَ
تویى که هدایت کردى تویى که خوبان را عصمت از گناه کرامت کردى تویى که گناهان را مستور ساختى تویى که گناهان را آمرزیدى
أَنْتَ الَّذِی أَقَلْتَ أَنْتَ الَّذِی مَکَّنْتَ أَنْتَ الَّذِی أَعْزَزْتَ أَنْتَ الَّذِی أَعَنْتَ
تویى که عذر گناهان را پذیرفتى تویى که تمکن و جاه بخشیدى تویى که عزت و جلال دادى تویى که اعانت فرمودى
أَنْتَ الَّذِی عَضَدْتَ أَنْتَ الَّذِی أَیَّدْتَ أَنْتَ الَّذِی نَصَرْتَ أَنْتَ الَّذِی شَفَیْتَ
تویى که مدد فرمودى تویى که تأیید توانایى دادى تویى که یارى فرمودى تویى که بیماران را شفا دادى
أَنْتَ الَّذِی عَافَیْتَ أَنْتَ الَّذِی أَکْرَمْتَ تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ
تویى که عافیت بخشیدى تویى که اکرام فرمودى تویى که برترى دادى
فَلَکَ الْحَمْدُ دَائِماً وَ لَکَ الشُّکْرُ وَاصِباً أَبَداً
پس حمد و ستایش مخصوص توست و شکر و ستایش دایم تو را سزاست
ثُمَّ أَنَا یَا إِلَهِی الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبِی فَاغْفِرْهَا لِی
باز اى خداى من به گناهانم مقر و معترفم پس تو به کرم از من درگذر
أَنَا الَّذِی أَسَأْتُ أَنَا الَّذِی أَخْطَأْتُ أَنَا الَّذِی هَمَمْتُ أَنَا الَّذِی جَهِلْتُ أَنَا الَّذِی غَفَلْتُ
من آن بندهام که بد کردم من همانم که خطا کردم من همانم که اهتمام به عصیان کردم من همانم که نادانى کردم من همانم که غفلت ورزیدم
أَنَا الَّذِی سَهَوْتُ أَنَا الَّذِی اعْتَمَدْتُ أَنَا الَّذِی تَعَمَّدْتُ أَنَا الَّذِی وَعَدْتُ
من همانم که سهو کردم من همانم که به خود اعتماد کردم و من همانم که (به خواهش دل) عمدا کردم من همانم که وعده کردم و مخالفت نمودم
وَ أَنَا الَّذِی أَخْلَفْتُ أَنَا الَّذِی نَکَثْتُ أَنَا الَّذِی أَقْرَرْتُ أَنَا الَّذِی اعْتَرَفْتُ بِنِعْمَتِکَ عَلَیَّ وَ عِنْدِی وَ أَبُوءُ بِذُنُوبِی
و من همانم که عهد خود شکستم من همانم که اقرار کردم من همانم که اعتراف به نعمت و عطایت بر خود کردم و بازبگناهان رجوع نمودم
فَاغْفِرْهَا لِی یَا مَنْ لاَ تَضُرُّهُ ذُنُوبُ عِبَادِهِ وَ هُوَ الْغَنِیُّ عَنْ طَاعَتِهِمْ
پس چون معترف و تائبم از آن گناهان درگذر اى خدایى که گناهان بندگانت هیچ تو را زیان نخواهد داشت و از طاعتشان هم البته بىنیاز خواهى بود
وَ الْمُوَفِّقُ مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْهُمْ بِمَعُونَتِهِ وَ رَحْمَتِهِ فَلَکَ الْحَمْدُ إِلَهِی وَ سَیِّدِی
و هم آنان که عملى شایسته مىکنند به توفیق و اعانت و رحمتت مىکنند پس اى خداى من و مولاى من ستایش مخصوص توست
إِلَهِی أَمَرْتَنِی فَعَصَیْتُکَ وَ نَهَیْتَنِی فَارْتَکَبْتُ نَهْیَکَ فَأَصْبَحْتُ لاَ ذَا بَرَاءَهٍ لِی فَأَعْتَذِرَ وَ لاَ ذَا قُوَّهٍ فَأَنْتَصِرَ
اى خدا تو مرا امر کردى و من عصیان امرت کردم تو نهى کردى و من مرتکب نهیت شدم اکنون نه کسى که گناهانم مبرا و پاک سازد و نه صاحب قدرتى که از او بر دفع عذاب یارى طلبم


داشتم خبرگزاری کردی 
برای مسابقات 


مدت و حبس های انفرادی آشکار است. مدتی بعد از انتخابات ایران، انتخابات مجلس و ریاست اقلیم کردستان عراق برگزار شد که هرچند اعتراضاتی نظیر بی طرف نبودن کمیسیون انتخابات و حضور گسترده نظامیان و تخلفات انتخاباتی روی داد اما به هر حال جناح منتقد به رهبری نوشیروان مصطفی با عنوان فهرست تغییر، گوران توانستند توفیق زیادی کسب و حدود ۲۸ صندلی پارلمان را از آن خود کنند. بعد از این انتخابات اما، نوع مواجه جناح حاکم بسیار جالب توجه است.

شما بر خلاف ظاهر نوشته ها به همان راهی میروید که علیه ان می نویسید. شما چرا تصور می کنید ارزش اراء باهم متفاوت است ورای یک دانشجو یا حتی یک استاد یا یک شهروند پایتخت نشین از رای یک روستایی یا یک کاسب یا یک فرد شهرستانی برتر وداری ارزش بیشتری است یا اینکه پایتخت نشین ها و بالا نشین ها بیشتر میفهمند. ایا تصور میکنید در روستاها یا شهرستانها و پایین شهرها که اعتراضی نمی کنند چیزی نمی فهمند یا اینکه همه انها تطمیع شده اند. اینکه هرکس انچه راکه خود می پسندد حق بداند عین دیکتاتوری وظلم است. کسی منکر تخلف انتخاباتی نیست ولی واقعیت این است که ۳۹میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند واکثریت انها بنا به دلایلی که برای هرفرد محترم است به رییس فعلی رای دادند و دیدید که به دعوت خلاف قاعده اقای موسوی تنها طرفداران تهرانی و تعداد بسیار اندکی در برخی شهرستانها پاسخ مثبت دادند. ایا منطقی بود که نظام به در خواست بدعت ابطال انتخابات یک بیستم از شرکت کنندگان در انتخابات تن میداد. چه کسی تضمین می کرد که با فرض برگزاری انتخابات مجدد کسان دیگری خواستار ابطال مجدد ان نشوند. بیشتر از ۷۰در صد رای دهندگان به اقای موسوی که خیل عظیمی از انها از معتقدان به انقلاب و امام و رهبری بودند به این درخواست غیر منطقی پاسخ ندادند انها اقای موسوی را در چارچوب انقلاب ونظام می پسندیدند وبسیاری از دوستان من از این قبیلند و در مقابل جریانی می خواست اورا در تقابل با انقلاب قرار دهد کما اینکه هم اکنون به وضوح قابل مشاهده است در خارج از کشور دستبندهای سبز بر دست کسانی است که یک روز انقلاب اسلامی و میرحسین موسوی را تحمل نمی کنند من قبلا میر حسین را به لحاظ سوابق انقلابی و هم نفس بودن با امام دوست داشتم ولی فکر نمیکردم با بی بصیرتی و بی صبری در دام جنگ روانی رقیب انتخاباتی واز سوی دیگر دشمنان دوست نما بیافتد