۱
. شب های قدر امسال تجریه ای متفاوت بود از آن جهت که برخی دوستان زنگ زدند و دعوت کردند برای روزهای بعد از شب قدر حکومت. گفتم دلیل چیست: گفتند حضرات آیات مراجع ما ماه مبارک را از جمعه شروع کردند. حالیا که اهل حالیم پس هم با این ور و هم با اون ور شب قدر می گیریم.
گفتنی درباره حضرت امیر (ع) آن قدر زیاد است که لال شویم کم است. اما شاید گفتن درباره مهمترین دشمن آن حضرت راحت تر باشد. علی را کِه کشت؟ این اشقی الاشقیا کیست که علی را کشته است؟ این اشقی الاشقیا نماینده ی عابدان ظاهربین بودند که ظاهر دین را پرستیدند و برای دینداری ایمان متر کردند. همانانی که در کربلا روح دین را رها کردند و ظاهر را گرفتند. همانانی که …. یاد شمر افتادم. راستی شمر شما چگونه است. وبلاگ شمرشناسی ویژه نامه شب های قدر گزارش تصویری فارس ۱و۲ مهر ایسنا


۲. روایت می کنم بخشی از ضربت خوردن حضرت علی (ع) را: … قطام گفت براى مهریه من چه خواهى کرد؟ گفت هر چه تو بخواهى! … قطام گفت مهر من سه هزار درهم پول و یک کنیز و یک غلام و کشتن على بن ابیطالب است… قطام گفت البته در حال عادى کسى نمیتواند به او دست یابد باید او را غافل گیر کنى و به قتل رسانى تا درد دل مرا شفا بخشى و از وصالم کامیاب شوى و چنانچه در انجام این کار کشته گردى پاداش آخرتت بهتر از دنیا خواهد بود!! …به خدا سوگند من به کوفه نیامدهام مگر براى همین کار!… حضرت خفتگان را بیدار نمود و سپس به محراب رفت و به نماز نافله صبح ایستاد و چون به سجده رفت عبدالرحمن بن ملجم با شمشیر زهر آلود در حالی که فریاد میزد لله الحکم لا لک یا على ضربتى به سر مبارک آن حضرت فرود آورد و شمشیر او بر محلى که سابقا شمشیر عمرو بن عبدود بر آن خورده بود اصابت نمود و فرق مبارکش را تا پیشانى شکافت و ابن ملجم و همراهانش فورا بگریختند… خون از سر مبارک على علیه السلام جارى شد و محاسن شریفش را رنگین نمود :
بسم الله و بالله و على مله رسول الله فزت و رب الکعبه. سوگند به پروردگار کعبه که رستگار شدم و سپس این آیه شریفه را تلاوت نمود: منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخرى (سوره مبارکه طه آیه ۵۵) شما را از خاک آفریدیم و به خاک بر میگردانیم و بار دیگر از خاک مبعوثتان میکنیم و شنیده شد که در آن وقت جبرئیل میان زمین و آسمان ندا داد و گفت: تهدمت و الله ارکان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروه الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقیاء؛ به خدا سوگند ستونهاى هدایت در هم شکست و نشانههاى تقوى محو شد و دستاویز محکمى که میان خالق و مخلوق بود گسیخته گردید پسر عم مصطفى صلى الله علیه و آله کشته شد، على مرتضى به شهادت رسید و بدبختترین اشقیاء او را شهید نمود. مطلب کامل… ویژه نامه شهادت امیرالمومنین تبیان باسم کربلایی: قسماً بدمائک یا حیدر … یا یوم اشوف اعتابک مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه عکس های حرم علوی، مهر
۳. دوستی می گفت: … افطاری امسال آقای هاشمی برخلاف سال های گذشته با نماز شروع شد و بعد از کلی نوافل و غفیله روزه داران افطار کردند.
ظریفی ندا داد: این هم از شئون ریاست خبرگان است.
۴. گزارش تصویری تیراندازی در خیابان کارگر: مهر

جهانیان با نهایت احترام روبرو می شود و می رود در سازمان ملل با نقد علمی لیبرال دموکراسی آمریکایی نهیب می زند که باید بر مبنای گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها ساخت پایه های آینده را ، همه روشن خواهان جهان فریاد برآوردند که آری! چنین باید و تنها بدخواهان خارجی و کفن پوشان نورچشمی آن را نخواستند و دشنام دادند. چنین شد که سالی در جهان و روزی در داخل را چنین نام نهادند. آن روز مردم ایران ذلیل بود آیا؟ روزی که همه جهانیان فریاد برآوردند: باید تمدن ها را بشناسیم و نه نابود، آن روز ما ذلیل بودیم و خاک بر سر! و شاید خودمان نمی دانستیم!
آخر تابستان که می شود برای هم نسلان من ۲ چیز خاطره اش زنده می شود: بازگشتن به مدرسه و هفته دفاع مقدس. آخر تابستان که می شود دل تنگ می شویم هم برای دوباره رفتن به مدرسه و دور شدن از تعطیلی! هم برای خاطرات آن جنگ ویرانگر.
الجزیره هم در برنامه حوار مفتوح که از دفتر بیروت به مدیریت و اجرای غسان بن جدو با جمعی از جوانان لبنان در این خصوص گفت و گوی آزاد تشکیل داده بود و یک کارشناس دیگر هم در این زمینه صحبت می کرد.
خبری نبود. کمدی ترین قسمت ماجرا دیشب در شبکه ۳ سیما رغم خورد، آنجا که مستندی راجع به استهلال ساخته بودند: … این کار جهادی است فی سبیل الله …. حجت السلام فلانی و دکتر فلان نژاد: رکورد دار رویت هلال ماه! نویسنده چنان غلو کرده بود که فکر کنم اگر راجع به احمدی نژاد می خواست بنویسد می گفت: پانزدهمین معصوم تشیع! به هر حال هدف این برنامه آشتی دادن مردم با دستگاه اعلام ماه است که چندین سال است عبادات مردم را با مشکل مواجه ساخته است هر چند که مومنین از ۵-۴ روز پیش روزه های خود را آغاز کرده اند.
. دیروز جلسه مطبوعاتی دکتر لاریجانی، کاشف معروف رابطه مروارید غلتان و آب نبات، برگزار شد و با چنان شدت و حدتی از گام بزرگ ایران حرف می زند که نگو و نپرس. اما از این که دوباره پرونده ایران از شورای امنیت به آژانس برگردد در این ۱-۲ روزی چنان در دستگاه های تبلغاتی به عنوان پیروزی یاد کردند که ظاهراً یادشان رفته که خود اینها با تدابیرشان پرونده ایران را به آن راه کشاندند و در نتیجه همین روش بود که تحریم ها یکی پس از دیگری آغاز شد تا جایی که ارتباط اقتصادی ما به جهان به کمترین حد خود برسد! البته این هم نوعی هنرمندی است! و لابد مردم هم که کلاً چیزی را به خاطر نمی آورند. نکته جالب بعد تغییر رفتار به یک باره البرداعی به سود ایران است. تغییری که من به آن بدبینم و معتقدم این چرخش موقتی است مگر این که حضرات و علمای پرونده هسته ای، در خفا، امتیازات ویژه ای داده باشند و برای جا انداختن آن توافق شده باشد البرداعی چنین کند.
.
واقعاً این دستگاه های تبلیغاتی حکومت را هیچ جور نمی توان درک کرد. گاهی برای مناسبتی که مدت ها تا رسیدن آن زمان است همه جا را پر می کنند و درودیوار را بهم می دوزند که آی: حق مسلم است و چه که نیست. گاهی هم یاد هندوستان می کنند و بعد از چندین سال یادشان می افتد که ای بابا: مرحوم طالقانی ابوذر زمان بود! و حتما هم همه این کارها را برای رضای خدا می کنند و لاغیر. در حالی که تلیویزیون های عربی از ۳ ماه پیش به تبلیغ سریال های ماه رمضان اقدام کرده اند، دستگاه تبلیغاتی ایران تا ۳ روز مانده به رمضان هیچ یادی هم از این ماه نکرده بود و
تازه تیزر برنامه های عموما و اصولا صدمن یک غاز را روی آنتن برده اند.
۱. گعده ای دوستانه بود و آمار روزنامه ها و روزنامه نگاران مطرح. نکته که همه ما به آن تاکید داشتیم این بود که هم نسلان روزنامه نگار هزینه های بالایی را پرداختند و سپر نیروهای سیاسی شدند. جایی که باید نیروهای سیاسی هزینه می دادند و سپر می شدند، نسل روزنامه نگاران عمدتاً جوان جلوی آنها بود. همه اینها نشان از این می دهد که روزنامه نگاری در ایران به بلوغ نرسیده است، هنوز! دلیلش هم روشن است: روزنامه ای که به شماره ۳۰ نمی رسد، روزنامه ای به شماره ۱۰۰۰ نمی رسد، چگونه می توان متصور شد که روزنامه نگارش به بلوغ و پختگی برسد!! آن سوی سکه هم که روشن : خبرنگار کارمند! که خلاقیت و آزادی و حق خواهیش چیز جز دستور مافوق و فلان قدرت دولتی – حکومتی است چیز جز مداحی بر نمی آید یا نهایتاً انتقادات تصنوعی.
. قسمت هایی از مصاحبه
شود و زایرین زمزمه اش می کردند. و چه زمزمه روح بخشی بود. الهم صلی علی محمد (ص) نبی الامی و علی آله و صحبه ای و سلم… چه حالی داد. البته آنجا درس دیگری هم گرفتم! گفتم ما ایرانیان به غایت انحصار طلب هستیم! پیامبر را برای خودمان می دانیم! اهل بیت را برای خودمان و خلاصه همه چیز و همه کس را برای خودمان و بقیه را خارج از این دایره می دانیم. اما اینجا در این کشور لاییک، می بینی که و می فهمی که پیامبر امی یعنی چه. می فهمی پیامبر مردمی یعنی چه. الغرض با این که تبلیغات زیادی برای این مصاحبه شده بود اما از نظر کیفیت خیلی ابتدایی و پایین بود هرچند که بیان سامی آن را تحت تاثیر قرار داد.
۲. دوشنبه گذشته همانطور که پیشتر گفته بودم مراسم سالگرد ربایش امام موسی صدر از سوی جنبش امل برگزار شد و تقریبا غیر از همان حرف های همیشگی و تعارفات معمول چیزی نداشت. البته خیلی وقت بود که دلم برای آقای امجد تنگ شده بود که در این برنامه ایشان را دیدم. ظاهراً ریه هایشان دچار مشکل شده است.
. نهم شهریور برای من ۲ مناسب دارد یکی خیلی عزیز است و دیگری دردناک. نهم شهریور سالگرد ربودن امام موسی صدر پیشوای روشن بین و مخلص شیعیان به دست رژیم منفور لیبی است و امسال سی ام سالگرد این رخداد تلخ و دردناک. هر ساله به این مناسبت از سوی جنبش های مردمی و دوستدار امام رویدادهایی برگزار می شود که رسمی ترین آنها برنامه ای است که
۲.هفته دولت هم مانند تمام مناسبت های رسمی آغاز می شود و چندی بعد هم تمام. اما در همین ۲-۳ روزه کلی چیز دستگیر ما شده: خادم ترین دولت، فعال ترین دولت، پرکار ترین دولت، معتقدین ترین دولت و کلی ترین دولت دیگر که هنوز کشف نشده و به زودی عیان خواهد شد. حالا کاری نداریم که این ترین های روی دیگرش یعنی سایر دولت ها خاین ترین، منفعل ترین، کم کارترین و … بوده اند، حالا من که بخیل نیستم!