۱. گعده ای کرده بودیم با دوستان چندی پیش. گفتم:پایان نامه جلیلی سیاست خارجی حکومت اسلامی است. گفتند: حتماً صفحه اول تاریخ اسلام را باز کرده به پاراگراف ارسال نامه پیامبر اکرم (ص) به حکام تمدن ها رسیده است. فی الحال ایده تراوش کرده که حبیبنا احمدی نژاد ترا باید نامه ای نبشتن به مستطابان بوش و مرکل، انذارشان ده و دعوتشان نما به مهرورزی و عدالت پیشگی.
همان دوستان گفتند: که احتمالان به پارگراف و صفحه بعد نرسیده، پایان نامه خاتم یافته و بدین سبب وضع سیاست خارجی ایران چنین است که می بینید. عزیز دیگری تحلیل دیگری داشت و معتقد بر این که: احمدی نژاد خواسته سطح مذاکرات را پایین بیاورد و پازل را بهم بریزد. جالب این که امروز هم مقامات سویسی با لاریجانی در خصوص آزادی ۵ گروگان در بند آمریکایی ها مذاکره کرده و خبر از آزادی داده اند.
از سوی دیگر صبح روزی که لاریجانی برکنار و جلیلی دبیر شد اولین خبری که منتشر شد این بود که ساده زیستی جلیلی مهمترین ویژگی اوست. همانجا کامنت کردم: که خب سادگی خوب است اما برای این کار نه شرط لازم است و نه کافی… مگر می خواهند برای مسجد امام جماعت انتخاب کنند.
۲. با این که قیصر امین پور را یکی دو بار دیده بودمی، اما از آشنایی با وی احساس قرابت کردمی و صبح که خبر شنیدمی، محزون گردیدمی. خدایش بیامرزد.
جالب بود که فهمیدم از دانشجویان پیرو خط امام بود و بعد از آن دیگر به دور سیاست نچرخید و کنج ادب گرفت. آخرین بار هم شب نیمه شعبان امسال دیدمش. خدایش بیامرزد.
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر داغ شرط است، ما برده ایم
قیصر امین پور
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گرده ایم؟!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخمهایی که نشمرده ایم!
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست، عمری به سر برده ایم
زندگی نامه قیصر امین پور گاه شمار زندگی کتاب: به قول پرستو
۳. تک عکس زیبا از خاتمی

عکس: اعتماد ملی

از محضر مقدس حضرت حجه السلام و المسلیمن الحاج شیخ فضل الله نوری سئوال می شود که در این عصر ما عنوان کنستیتوسیون (Constitution) که از مخترعات ملل خارجه است به توسط جمعی که خود را سیاسی و سیویلیزه لقب می دادند در مملکت ایران ظهور یافته و اهالی ایران را به سه فرقه تقسیم کرده. یک فرقه فریفته و شیفته بیانات گویندگان و موسیسن این اساس شده ، استقبال کردند و پذیرفتند. فرقه دیگر «منکر محض» شدند و اظهار داشتند که این وضع از بدع ممالکی است که قانون مدون سماوی ندارند و به شرایع انبیا و رسل معنا معتقد نیستند … و فرقه ای هم به واسطه استماع کلمات متضاد از فرقتین مزبورتین متردد ماندند و متوقف شدند… محل سئوال از این فقرات معروضه این است که این مساعدات جدی به چه جهت به مخالفت و مهاجرت پیوست؟ آیا موجب شرعی مقتضی مذهبی داشت و مشروطه را با قوانین و موازین شریعت آسمانی مخالف یافتید که مخالفت فرمودید یا آنکه انفصال و مخالفت موجب دیگری از عوارض عادیه و دواعی اتفاقی داشت؟
برای
۲. آقا لطفا توضیح دهید که فضای باز دانشگاهی و آزادی فقط در دانشگاه کلمبیا وجود دارد یا این که در اینجا هم هست؟… یکی از پیام های برخورد پر تنش دیروز دانشجویان با احمدی نژاد این است که تحریمی ها و حتی آرای خاکستری به اشتباه بودن استراتژی تحریم انتخابات ریاست جمهوری نهم رسیده اند. آرایی که آمدنشان سرنوشت دیگری برای کشور رغم می زد. به هر حال سیاست های دوگانه، دروغ پرداز و فریب کارانه سیاست مداران دولت نهم نتایج تندتر از این خواهد داد.
دانشجویی کشور را فراگرفت و امروز آیت الله احمدی نژاد در دیداری صمیمانی با تمامی طیف های دانشجویی منتخب و بی ستاره دار (!) گفت:
۱.ایام جنگ بود و ما در بیروت مشغول کار. سری هم به اردوگاه (مخیم) های صبرا و شتیلا زدیم و عکاسی کردیم. که بخشی از آن را منتشر می کنم. درباره این مردم چیزی ننویسم بهتره…. اما درباره این اردوگاه ها باید گفت به واقع کثیف ترین منطقه بیروت و لبنان هستند. کوچه هایی باریک و زباله هایی عیان و مردمی… .
. شب های قدر امسال تجریه ای متفاوت بود از آن جهت که برخی دوستان زنگ زدند و دعوت کردند برای روزهای بعد از شب قدر حکومت. گفتم دلیل چیست: گفتند حضرات آیات مراجع ما ماه مبارک را از جمعه شروع کردند. حالیا که اهل حالیم پس هم با این ور و هم با اون ور شب قدر می گیریم.

۳. دوستی می گفت: … افطاری امسال آقای هاشمی برخلاف سال های گذشته با نماز شروع شد و بعد از کلی نوافل و غفیله روزه داران افطار کردند.
جهانیان با نهایت احترام روبرو می شود و می رود در سازمان ملل با نقد علمی لیبرال دموکراسی آمریکایی نهیب می زند که باید بر مبنای گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها ساخت پایه های آینده را ، همه روشن خواهان جهان فریاد برآوردند که آری! چنین باید و تنها بدخواهان خارجی و کفن پوشان نورچشمی آن را نخواستند و دشنام دادند. چنین شد که سالی در جهان و روزی در داخل را چنین نام نهادند. آن روز مردم ایران ذلیل بود آیا؟ روزی که همه جهانیان فریاد برآوردند: باید تمدن ها را بشناسیم و نه نابود، آن روز ما ذلیل بودیم و خاک بر سر! و شاید خودمان نمی دانستیم!
آخر تابستان که می شود برای هم نسلان من ۲ چیز خاطره اش زنده می شود: بازگشتن به مدرسه و هفته دفاع مقدس. آخر تابستان که می شود دل تنگ می شویم هم برای دوباره رفتن به مدرسه و دور شدن از تعطیلی! هم برای خاطرات آن جنگ ویرانگر.
الجزیره هم در برنامه حوار مفتوح که از دفتر بیروت به مدیریت و اجرای غسان بن جدو با جمعی از جوانان لبنان در این خصوص گفت و گوی آزاد تشکیل داده بود و یک کارشناس دیگر هم در این زمینه صحبت می کرد.
خبری نبود. کمدی ترین قسمت ماجرا دیشب در شبکه ۳ سیما رغم خورد، آنجا که مستندی راجع به استهلال ساخته بودند: … این کار جهادی است فی سبیل الله …. حجت السلام فلانی و دکتر فلان نژاد: رکورد دار رویت هلال ماه! نویسنده چنان غلو کرده بود که فکر کنم اگر راجع به احمدی نژاد می خواست بنویسد می گفت: پانزدهمین معصوم تشیع! به هر حال هدف این برنامه آشتی دادن مردم با دستگاه اعلام ماه است که چندین سال است عبادات مردم را با مشکل مواجه ساخته است هر چند که مومنین از ۵-۴ روز پیش روزه های خود را آغاز کرده اند.
. دیروز جلسه مطبوعاتی دکتر لاریجانی، کاشف معروف رابطه مروارید غلتان و آب نبات، برگزار شد و با چنان شدت و حدتی از گام بزرگ ایران حرف می زند که نگو و نپرس. اما از این که دوباره پرونده ایران از شورای امنیت به آژانس برگردد در این ۱-۲ روزی چنان در دستگاه های تبلغاتی به عنوان پیروزی یاد کردند که ظاهراً یادشان رفته که خود اینها با تدابیرشان پرونده ایران را به آن راه کشاندند و در نتیجه همین روش بود که تحریم ها یکی پس از دیگری آغاز شد تا جایی که ارتباط اقتصادی ما به جهان به کمترین حد خود برسد! البته این هم نوعی هنرمندی است! و لابد مردم هم که کلاً چیزی را به خاطر نمی آورند. نکته جالب بعد تغییر رفتار به یک باره البرداعی به سود ایران است. تغییری که من به آن بدبینم و معتقدم این چرخش موقتی است مگر این که حضرات و علمای پرونده هسته ای، در خفا، امتیازات ویژه ای داده باشند و برای جا انداختن آن توافق شده باشد البرداعی چنین کند.
.