چلچراغ توقيف شد؛ بعد از ۹ سال

نشريه “چلچراغ ” یکی از قدیمی ترین نشریات اجتماعی اطلاح طبان که مخاطبان عمده ای در میان جوانان داشت در پي دريافت چند تذكر كتبي توسط هیات فخیمه نظارت بر مطبوعات توقيف شد. چلچراغ به مدیرمسئولي عموزاده خليلي تهيه و منتشر مي شد.

رسانه های پیشرو، رسانه های مکمل

سيد صادق حسيني؛ روزنامه نگار / منشر شده در همشهري تماشاگر/ در كسري از ثانيه خبر قهرماني در المپيك يا مسابقه اي منتشر مي شود و بعد از دقيقه اي هزاران نظر (comment) پيرامون آن به دست صاحبان رسانه مي رسد كه شايد براي يك روزنامه نگار هيجان انگيزتر از خود قهرماني باشد.

با ورود اينترنت به عرصه رسانه، تحولاتي شگرف با سرعتي فزون به وقوع پيوست كه تعاملي شدن بيش از پيش  يكي از آن ها است. در كنار ويژگي تعاملي رسانه هاي الكترونيكي، قابليت ارايه پيام با ابزارهاي متفاوت صوتي، تصويري(چندرسانه اي) در يك رسانه، دريايي از خلاقيت را براي روزنامه نگاران به همراه داشت.

با مطرح شدن اينترنت به عنوان يك رسانه، تعداد زيادي سايت و وبلاگ ورزشي آغاز به كار كردند و اين افزايش رسانه هاي الكترونيك در حالي صورت گرفت كه در كشورهاي در حال توسعه در كنار مسائل مالي، مشكل دسترسي  به اينترنت (بستر ارتباطي و قوانين دست وپاگير دولت ها) كه ارمغانش محدود شدن دايره مخاطبان است، بزرگترين چالش هميشگي  آنان بوده و هست.

تعامل رسانه ها و اينترنت

نسل اول همراهي اينترنت و رسانه ها با ارايه نسخه هاي الكترونيكي در قالب هاي PDF (مطبوعات) و HTML(راديو، تلويزيون و مطبوعات) سپري شد.

افزايش قابليت هاي رسانه اي اينترنت و تنوع ذائقه مخاطب، رسانه ها را بر آن داشت براي تثبت جايگاه خود در بازار جذب مخاطب، در كنار انتشار نسخه الكترونيكي، تحريريه اي مجزا براي سايت خود تشكيل دهند  تا علاوه بر محتواي توليد شده قبلي، محتوايي در قالب هاي جديد و چندرسانه اي نيز توليد و منتشر كنند كه از آن مي توان به نسل دوم همراهي رسانه و اينترنت ياد كرد.

حتما خوانندگان محترم، در هنگام مطالعه مطبوعات بسيار ديده اند كه روزنامه نگار مخاطب را براي جزييات و عكس هاي بيشتر به يك آدرس اينترنتي راهنمايي كرده و يا براي نظرسنجي پيرامون مطلبي درخواست شده است كه عددي را به يك شماره sms كرده يا در سايت نظر خود را ثبت كنند. همين طور در مشاهده شبكه ها تلويزيون و گوش دادن  راديو  بارها شنيده ايد كه اطلاعات بيشتر در سايت رسانه آمده است.

اين مثال ها نشان مي دهد كه رسانه هاي تا چه حد، در نقش مكمل يكديگر ظاهر مي شوند. نسخه مكتوب، محدوديت دسترسي به اينترنت را مرتفع مي كند و سايت، محدوديت زمان و مكان، ابزار، صوت، تصوير و چاپ را براي مطبوعات از بين مي برد.  جالب است كه در برخي از روزنامه هاي مهم بين المللي و داخلي، در كنار شمارگان چاپي، تعداد بازديدهاي سايت در شبانه روز گذشته نيز منتشر مي شود.

در كنار اين محدوديت زدايي و تكميل چرخه رسانه، مهمترين دستاورد پيوستگي رسانه ها با اينترنت «تقويت ويژگي تعاملي» آنها است. به نظر مي رسد وجود رسانه هاي مكملي كه از ظرفيت هايشان براي يك ارتباط تعاملي نهايت استفاده مي شود، مهمترين وي‍ژگي رسانه هاي پيشرو مي باشد.

برخي از رسانه هاي مكمل در ايران

صاحب امتياز رسانه ها
صداو سيما شبكه هاي راديو تلويزيوني، سايت صداوسيما، روزنامه جام جم و نشريات سروش، سايت جام جم آنلاين
شهرداري تهران مطبوعات همشهري و سايت هاي همشهري آنلاين و ضمائم
خبرگزاري جمهوري اسلامي روزنامه ايران، سايت خبرگزاري، سايت شبكه ايران
بخش خصوصي روزنامه هاي خبر و خبر ورزشي و سايت خبرآنلاين
سازمان تبليغات اسلامي سايت خبرگزاري مهر، روزنامه تهران امروز و تهران تايمز

شوراي عالي موازنه قدرت يا سياست هاي راهبردي عراق؟

سيد صادق حسيني، روزنامه نگار/ بازتاب ها:  ديپلماسي ايراني،   روزنامه فرهيختگان ، عصر ايران/ سرانجام بعد از ۸ ماه جدال و سهم خواهي، ائتلاف ها، احزاب و گروه هاي عراقي به دعوت مسعود بارزاني، هفته گذشته در اربيل و بغداد دورهم جمع شدند تا با تاييد توافقات مقدماتي، به صورت رسمي آغاز فعاليت دولت جديد را اعلام كنند.

گفتگو براي دولت سازي

بر اساس توافقات به عمل آمده گروه هاي عراقي رياست جمهوري به ائتلاف كردها ، نخست وزيري به ائتلاف فراگير اتحاد ملي شيعيان، رياست شوراي راهبردي و رياست مجلس به ائتلاف العراقيه رسيد.

با اين مقدمات سرانجام بعد از بيش از ۱۲۰ روز جلسه دوم پارلمان عراق تشكيل شد و نمايندگان جلال طالباني را به عنوان رييس جمهور، دكتر نوري المالكي را به عنوان نخست وزير، اياد علاوي را به سمت رييس شوراي راهبري و اسامه عبدالعزيز النجیفی را به رياست مجلس ملي انتخاب كردند.

البته جلسه دوم پارلمان عراق، حاشيه ي مهمي داشت و  آن ترك جلسه توسط اعضاي فهرست العراقيه بود كه ناظران نتيجه ي آن را شكاف و انزواي بيشتر العراقيه مي دانند.

فهرست العراقيه كه با حمايت هاي سياسي آمريكا و پشتيباني مالي عربستان سعودي ۹۱ كرسي مجلس را از آن خود كرد، با وجود فشارهاي سياسي – امنيتي متحدانش بر احزاب و گروه هاي عراقي نه تنها نتوانست به اهداف حاميان خود يعني «ورود بعثي ها به انتخابات، دراختيار گرفتن پست نخست وزيري و ماموريت تشكيل دولت و بعد از اين دو ، پست رياست جمهوري» برسد، با اجراي مشاوره هاي ايالات متحده به ائتلافي منزوي و در آستانه فروپاشي تبديل شده است كه ترك نكردن ۲۵ نفر از اعضاي آن در هنگام خروج از جلسه دوم مجلس عراق يكي از نشانه هاي آن است.

آمريكا و العراقيه برنده يا بازنده در عراق

حسن دانايي فر سفير جمهوري ايران در بغداد در گفتگو با سايت ديپلماسي ايراني در پاسخ به ارزيابي اش از نقش آمريكا در وضعيت سياسي عراق گفت: «آمريکايى‌ها در اين مدت خيلى به عراق آمدند. يعنى در طول يک ماه گذشته آنها پيوسته هم طريق سفير و هم از طريق آقاى تونى بلينکن که مشاور آقاى بايدن است و هم از طريق تماس‌هاى تلفنى آقاى بايدن که روزانه با مسئولان عراقى به خصوص با آقاى بارزانى و طالبانى در مورد کناره‌گيرى آقاى طالبانى و اين که رياست جمهورى به آقاى علاوى واگذار شود، داشت و آمدن آقاى جان مک‌کين به همراه هيئتى به بغداد و اصرار به اين موضوع که طالبانى کنار برود و علاوى به عنوان رئيس جمهور انتخاب شود، همه نشان از فشار امريکايى‌ها به عراقى‌ها داشت. در طول اين يک ماه گذشته اين ارتباطات پيوسته و به خصوص روزهاى دوشنبه‌، سه‌شنبه و چهارشنبه و حتى تا قبل از ظهر پنج‌شنبه وجود داشت؛ با اين هدف که شايد رئيس جمهورى به آقاى علاوى واگذار شود. اما در اين چند وقت کردها روى در اختيار داشتن پست رياست جمهورى به عنوان يک پست مشروع و استحقاقى خودشان تاکيد داشتند.»

سفير ايران در عراق همچنين در پاسخ به اين سئوال كه برخى از تحليلگران بر اين باورند که آمريکا در جلسه روز پنج شنبه بازنده شد، گفت: « من نمى‌توانم درباره برنده و بازنده صحبت کنم ولى به عنوان يک مطلع تا آنجا که مى‌دانيم امريکا بسيار اصرار داشت که‌ آقاى طالبانى رئيس جمهور نشود و اصرار و تاکيدش به ويژه در اين يک ماه گذشته بر اين بود که آقاى علاوى، رئيس جمهور شود. البته اين اتفاق نيفتاد. بسيار هم اصرار کردند و حرف‌هاى زيادى هم زده شد اما اين خواسته امريکا محقق نشد. تحليل اين اتفاق بر عهده کسانى است که اين موضوعات را پيگيرى مى‌کنند که تشخيص دهند در چنين شرايطى آيا امريکا برنده است يا بازنده.»

يك فعال رسانه اي عراقي در گفتگويي با نويسنده اين يادداشت تاكيد كرد: وقتي ايالات متحده در عرصه سياسي عراق شكست هاي پي در پي اي را متحمل شد، هدف اش را جلوگيري از فروپاشي ائتلاف العراقيه كه با هزينه اي هنگفت تشكيل شده است، قرار داد.

اين فعال رسانه اي افزود: بر اين اساس طرح تشكيل شوراي راهبردي عراق، مطرح شد تا العراقيه حفظ شود.

روزنامه القدس العربي چاپ لندن نيز در يادداشتي وضعيت العراقيه را چنين توصيف مي كند: فهرست العراقیه که دکتر ایاد علاوی ریاست آن را بر عهده داشت بزرگترین بازنده این توافقات است … ریاست پارلمان هم قبل از این که اصلا فهرست العراقیه با سیاق فعلی‌اش تشکیل شود از ابتدا هم سهم سنی‌های عرب بود.

شوراي عالي موازنه قدرت يا سياست هاي راهبردي

طرح تشكيل شوراي عالي سياست هاي راهبردي كه منصب جديد در اختيار العراقيه است، در سال ۲۰۰۵ از سوي آمريكا مطرح شد. در آن سال ها كه اهل سنت عراق، سياست و  انتخابات را تحريم كرده بودند، شيعيان توانستند با قاطع پيروز انتخابات مجلس باشند و دولت را تشكيل دهند كه اين موجب نگراني آمريكا و هم پيمانانش مي شد.

ايالات متحده كه مي دانست در ساختار سياسي جديد، بيت شيعي اكثريت مطلق را در اختيار دارند، با طرح تشكيل شوراي سياست هاي راهبردي به دنبال دادن امتيازات سياسي به سني ها و گروه هاي طرفدارش بود تا بتواند موازنه اي برقرار كند.

هیلاری کلینتون  وزير خارجه آمريكا در  بیانیه یی كه نشان دهنده هدف ايالات متحده از تشكيل اين شوراست اعلام کرد: رهبران عراقی موافقت کرده اند که یک شوراي عالي سياست هاي راهبردي تشکیل شود. این ارگان مهم به عنوان یک کمیته رهبری کننده، هدایت سیاست های عراق را در زمینه های دفاعی، امور خارجی، اقتصادی و دیگر موضوعات استراتژیک، بر عهده دارد و در این زمینه ها تعیین سیاست می کند.

فلاح النقیب یکی از نمایندگان ائتلاف العراقیه اظهار داشت: ایاد علاوی در چندین تماس با باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا اعلام کرده که شورای عالی سیاست های راهبردی عراق که وی متصدی آن شده است اختیارات اجرایی بسیاری دارد.

بر اساس آنچه تا كنون منتشر شده است شوراي عالي سياست هاي راهبردي عراق از ۲۰ عضو دائم و ۱۱۰ مشاور عالي تشكيل خواهد شد و همه‌ جناح هاي سياسي و قومي در اين شوراي نماينده‌ خواهند داشت و تصميمات با هماهنگي همه‌ اعضا اتخاذ خواهد شد.

جمال شياع يك عضو مجلس ملي عراق نيز از تصويب قانون اين شورا در پارلمان عراق خبر داد و افزود: در دو ماه‌ آينده‌ اختيارات اين شورا به‌ صورت مفصل در پارلمان عراق مورد بحث اعضا قرار خواهد گرفت و درباره‌ آن قانوني تصويب خواهد شد.

تحولات مبين آن است العراقيه كه تا چندي قبل علاقه اي به در اختيار گرفتن اين منصب نشان نمي داد، در حالي كه خود را سهم خود را از قدرت ناچيز مي ديد در نهايت به مسئوليت رياست اين شورا را برعهده گرفت.

براي شناخت ظرفيت سياسي و اجرايي اين شوراي جديد التاسيس، بايد منتظر آينده بود تا قانون شورا از تصويب يك مجلس ائتلافي، قومي و مذهبي بگذرد.

در حالي كه عراقي ها براي تشكيل دولت جديد ۸ ماه زمان صرف كردند، بايد شانس با العراقيه همراه باشد تا  نظراتش درباره ي شوراي عالي سياست هاي راهبردي  در قانون تاسيسي بگنجد.

سوء استفاده از دين و ايدئولوژي با بياني ديگر: خطر ماکیاولیسم مذهبی

این جریان تحت شرایط بحرانی ظهور یافت نگاهش به ولایت نگاه خاص است و به مبانی عقلی و کلامی ولایت فقیه بی​اعتناست. نگاهی کاملاً تکلیف​گرا و تبعیت​گرا به انسان داشته و از درک حق​مدار بودن انسان چه به اعتبار اسلامیت و چه به اعتبار جمهوریت در نظام جمهوری اسلامی بی​اعتناست… با یک جریان پیچیده روبه​رو هستیم. که در بستری از توهم، خودشیفتگی و غیرگرایی دارد منافع خودش را دنبال می كند

عماد افروغ: تفکری به صورت نرم، ​ آهسته و گام به گام جریان یافته که هم انقلاب را از درون تهی می​کند و هم نیروهای باسابقه و استخوان​ خرد کرده انقلابی را یکی پس از دیگری از صحنه سیاست خارج می​کند.

در فرمایشات حضرت امام در «منشور روحانیت» این جریان در قالب نوعی تحجر و جمود که ظاهراً به نام دفاع از ولایت خود را مطرح می​کند تعریف می​شود، اما به یقین این جریان با مفهوم عقلی و کلامی ولایت‌فقیه بیگانه است. امام خمینی(ره) از این جریان با تعابیر مختلفی مانند جمودگرایی، مارهای خوش خط‌وخال، ​ ولایتی​های دیروز و انجمن حجتیه​ای​ها یاد می‌کند. این جریان بنا بر عواملی نفوذ بیشتری پیدا کرد و به تدریج تفکر ضدفلسفی و ضدعقلی خود را بر عرصه حیات سیاسی و اجتماعی جامعه و بر نیروهای انقلابی تحمیل کرد.

متولیان این جریان کسانی هستند که اعتقاد به پیوند دین و سیاست نداشتند و به شدت با پیوند دین و سیاست در مقطعی از تاریخ ایران جامعه بیگانه بودند، هرچند که به ظاهری از دین چنگ می​زدند. در تفکر اسلامی و در جهان سنت از این جریان به عنوان اشعری​گری و در جهان تشیع با عنوان اخباری​گری یاد می​شود. جریانی که چندان توجهی به تفکر و عقلانیت در اداره کشور و به تبع آن مشورت ندارد. این جریان به دلیل شرایط بحرانی و غلبه شرایط اتمیزه شده بر جامعه در دوران حاکمیت بخشی از دوم خردادی​ها فرصت ظهور و بروز پیدا کرد و از دل لیبرالیسم فردگرای افراطی‌زاده شد. چون جامعه بیش از حد از رشته​های پیونددهنده تاریخی، فرهنگی واجتماعی خود دور شده بود – مخصوصاً از هویت انقلابی خود -عده​ای توانستند با توجه به شرایط بحرانی، عطش و نیاز جمعی مردم را سیراب کنند. این جریان در شرایطی با تیزهوشی​هایی که داشت و پشتیبانی​هایی که از آن صورت گرفت توانست فضا را به دست بگیرد، در حالی که عقلانیت و تفکر لازم را نداشت و تنها ظاهری از آرمان​های انقلاب را یدک می​کشید. این جریان با تفکر مردم​محور و عقل​محوری که در مفهوم جمهوری اسلامی یا مردم​سالاری دینی مورد تأکید امام و مقام معظم رهبری بود عملاً بیگانه است. متولیان این جریان هرچند دم از مردم می​زنند، اما مسئله مردم برای آنها به عنوان یک ابزار به حساب می​آید نه یک هدف. همه چیز حکم ابزار و وسیله دارد و هدف در قالب کسب قدرت و دستیابی به قدرت بیشتر تعریف می​شود.

در بهترین حالت اگر بخواهم این اشعری​گری سیاسی یا اراده​گرایی سیاسی را تفسیر کنم می​توانم بگویم که برای این جریان حکومت اصالت دارد، قدرت اصالت دارد نه معنویت، معرفت خدا و اخلاق. ما همواره معتقدیم که حکومت و قدرت در بهترین حالت وسیله است؛ هدف جای دیگری تعریف می​شود. هدف اخلاق است، معنویت است و به تعبیر امام معرفت خداست آنجا که فرمود: «تمام تشکیلاتی که در اسلام از صدراسلام تاکنون بوده است و تمام چیزهایی که انبیان از صدر خلقت تا حالا داشته‌اند و اولیای اسلام تا آخر دارند، معنویات اسلام است، عرفان اسلام است، معرفت است، در رأس همه امور این معنویات واقع است. تشکیل حکومت برای همین است، البته اقامه عدل است. لکن غایت نهایی معرفت خداست و عرفان اسلام».

اگر از متولیان این جریان سؤال کنیم-سؤال کرده​ام و جواب گرفته​ام – که سیاست مقدم است یا اندیشه، می‌گویند سیاست مقدم است. در حالی که امام می‌فرمایند حکومت در بهترین حالت ابزار ضروری است. ایشان حتی اشاره​ای دارند که احکام الهی هم مطلوب‌بالعرض هستند و می​فرمایند: «اسلام حکومت با همه شئون آن است و احکام، قوانین اسلامی است. که شأنی از شئون آن است، بلکه احکام مطلوب بالعرض هستند و ابزاری برای پیاده کردن حکومت و گسترش عدالت».

باید گفت جامعه هم نیاز فردی دارد و هم نیاز جمعی. وقتی فقط به نیازهای فردی جامعه توجه شد وقتی بحث آزادی و توسعه سیاسی و حقوق شهروندی به معنای فردی را دنبال کردیم جامعه به دنبال عدالت و امنیت می​گردد. در یک فضای نظم​گرایانه و گرایش به عدالت اجتماعی و نیازهای جمعی جریان مورد بحث ظهور پیدا کرده. این آزادی فردی و مفرطی که در زمان دوم خرداد ایجاد شد یک عطش و نیازی به سمت نیازهای جمعی، عدالت و امنیت ایجاد کرد و چون این جریان در چنان موقعیت حساس و بحرانی به قدرت رسید دچار توهم و اسیر خودشیفتگی شد. به دلیل این توهم و خودشیفتگی است که نگاه انحصار​طلبانه پیدا کرد. این جریان هیچ​کس غیر از خودش را محق نمی​داند و به گونه​ای همه را «غیر» به حساب می​آورد و به عوامل پیدایش خود نیز بی​اعتناست. همه را مخالف پنداشته و احساس می​کند می​تواند منجی باشد. تفکری که بهترین تفسیرها را امام در منشور روحانیت درباره آن به کار برده است.

آنها گام به گام جلو می​آیند و عرصه​های مختلف را درمی‌نوردند و سنگرهای مختلف را فتح می​کنند. رنگ و لعاب دینی هم به خودشان گرفتند. به شدت نگاه​شان سطحی و قشری است. به شدت ضد فلسفه و ضد عرفان هستند و از نگاه حکیمانه و فیلسوفانه دورند.

این جریان تحت شرایط بحرانی ظهور یافت نگاهش به ولایت نگاه خاص است و به مبانی عقلی و کلامی ولایت فقیه بی​اعتناست. نگاهی کاملاً تکلیف​گرا و تبعیت​گرا به انسان داشته و از درک حق​مدار بودن انسان چه به اعتبار اسلامیت و چه به اعتبار جمهوریت در نظام جمهوری اسلامی بی​اعتناست.

بارها ما اعلام کردیم پاشنه آشیل جریان کنونی آزادی است. این جریان قرائتی از عدالت را دنبال می​کند که ابعاد سیاسی و فرهنگی در آن مشهود نیست و بیشتر وجه اقتصادی عدالت را آن​ هم در بعد توزیعی دنبال می​کند. به دلیل اینکه حیات این جریان در گرو امنیت​گرایی جمعی و عدالت​گرایی – با یک تفسیر خاص – است باید مدام حیات خود را توجیه کند. که توجیه این حیات در گرو یک فرهنگِ ستیز و دیگر​سازی و مرز​بندی​های اجتماعی و فرافکنی است. یعنی نگاه غیرمعقول، غیرعادی و غیرطبیعی و نگاه مفرط به بیگانه به قیمت نادیده انگاشتن ضعف​ها و کاستی​های داخلی. ما منکر توطئه​های بیگانه نیستیم، اما بیش از حد هم نباید برای بیگانه وزن قائل شد. یعنی نباید هر اتفاقی در کشور را توطئه بدانیم. این باعث می​شود نتوانیم مسائل داخلی خود را واقع​بینانه ببینیم.

این جریان خیلی آسان به پیروزی رسیده است و از ابزارهای هژمونیک هم خوب بهره برده و به نظر می​رسد برخی از تئوری​های مدرن غربی را هم خوب می​داند. از ابزار رسانه​ای هم خوب استفاده کرده و توانسته هژمونی خود را هم گسترش دهد. این جریان همه را تاریک می‌بیند و هرکسی که غیر از خودش می​اندیشد را می‌​خواهد از صحنه خارج کند. آن عقلانیت لازم و مشورت​پذیری و نقدپذیری لازم را هم ندارد و روزبه‌روز سعی می​کند پایه​های قدرت خود را تحکیم بخشد. شاید در یک کلام بتوانم بگویم قدرت برای این جریان یک هدف است که من بارها از آن با عنوان «ماکیاولیسم مذهبی» یاد کردم. تفکر ماکیاولی این بود که قدرت و حکومت هدف است. یعنی حکمران می​تواند برای حفظ قدرت خودش دست به هر کاری بزند. به تعبیر ماکیاولی، شهریاران در تاریخ برای حفظ قدرت خود دست به هر کاری زده​اند و این توصیه​ای برای سایر حکمرانان است. آنچه که در غرب رخ داد به دلیل جدایی اخلاق از سیاست ماکیاولیسم سکولار را دامن زد. اما در ایران به دلیل تلفیق اخلاق و سیاست خطر ماکیاولیسم مذهبی کشور را تهدید می​کند که آسیب آن هم متوجه سیاست است و هم متوجه اخلاق. اینجا هدف دینی است. این جریان از ابزارها و نهاده​های دینی استفاده می​کند تا پایه​های قدرت خود را تحکیم بخشد.

در هرحال با یک جریان پیچیده روبه​رو هستیم. که در بستری از توهم، خودشیفتگی و غیرگرایی دارد منافع خودش را دنبال می​کند. اما برای تحلیل این ماجرا تفکر و تحقیق بیشتری باید کرد. این جریان درصدد از میان بردن ریشه عقلانی ولایت است و در درازمدت این اتفاق رخ می​دهد، اگر جلوی این جریان گرفته نشود.

تيتريكاتور: گشت حقوق شهروندي

محمد تقي رهبر نماينده مردم اصفهان گفت: سردار رادان و سردار ساجدي‌نيا در مورد چرايي حذف گشت‌هاي ارشاد، مدعي شدند بر اساس دستورات مقامات مجبور شده‌اند تا گشت ارشاد را جمع كنند و نام آن را به گشت حقوق شهروندي تغيير دهند.

با اين تحول شگرف و بنيادي پيش بيني مي شود زين پس شاهد اين گفتمان باشيم:

خواهرم! رعايت حقوق شهروندي نشانه شخصيت شماست
حقوق شهروندي، از اون چيزا نيست كه ممه بتونه ببردش، ما هميشه به فكر شما هستيم
حقوق شهروندي پول نفت نيست كه بتوان آن را فراموش كرد
از ارايه خدمات به كساني كه حقوق شهروندي نامناسب دارند، معذوريم
يك افسر پليس پشت بلندگوي ماشين: آهاي! خانم! حقوق شهرونديت به شدت تبرج زاست
همان پليس: يا حقوق شهرونديتو بپوشون يا ميايم مي پوشونيمش!
حقوق شهروندي شما به شدت  تحريك كننده است
حقوق شهروندي شما، حقوق شهروندي ما را بالا مي برد! در حفظ آن كوشا باشيد

بازتاب سخنرانی سیدحسن نصرالله و بیگانگی سیاسی ایران و جهان عرب

بازتاب مطلب در سايت آينده / چند روزي است فضاي مجازي پر است از واكنش ها به سخنراني  سيد حسن نصرالله: «… شايد منظور، ايران باشد اما در ايران امروز چيزي به نام پارسي‌سازي يا تمدن پارسي پيدا نمي‌شود. آنچه در ايران هست تمدن اسلامي است. آنچه در ايران هست دين محمد عرب هاشمي مكي قريشي تهامي مضري [اشاره به نسب عربي و اجداد پيامبر اسلام] است و بنيانگذار جمهوري اسلامي پدر در پدر عرب بوده و فرزند پيامبر خدا محمد است كه درود خداوند بر او و خاندانش باد. امروز رهبر در جمهوري اسلامي، امام سيد خامنه‌اي قريشي هاشمي، فرزند پيامبر خدا و فرزند علي‌بن ابي‌طالب و فاطمه زهراست كه عرب بودند.»

كساني كه اين سخنان را منتشر ساخته اند ظاهرا نمي دانستند كه سيد حسن ساليان متمادي در ايران  زندگي و تحصيل كرده است و در اين ايام با بسياري از اهل فرهنگ و هنر و روشنفكران از نزديك آشنايي داشته و دوستي پايدار دارد كه شايد شناخته شده ترين آنها سيد محمد خاتمي باشد. طبيعي است كه در رهگذر اين پيشنيه، وي شناخت كامل و جامعي از تمدن ايران و خدمات متقابل ايران به اسلام داشته باشد.

معتقدم  اين صحبت هاي سيد حسن مي شد با ادبيات بهتري بيان شود تا در مقابل هجمه اعراب به ايران ، جواب خوبي باشد و در ايران حساسيت بر نينگيزد، اما مقصود و پيام سخنراني،  همان چيزي است كه در منابر تهران هم ذكر آن مي رود و با طرح مكتب ايراني دوباره بر سر زبان ها افتاد. به هرحال فضاي اين صحبت ها، فضاي سياسي ضد ايراني جهان عرب جاهلي است و اين بازتاب ها نشان داد كه برغم افزايش رسانه ها و ارتباطات كماكان ايرانيان و اعراب با فضاي سياسي و فرهنگي يكديگر بيگانه اند.

لاریجانی : “مکتب ایرانی” انحرافی است

متن كامل سخنراني در سايت المنار: اليوم في إيران لا يوجد شيء اسمه تفريس ولا حضارة فارسية، الموجود في إيران الحضارة الإسلامية، الموجود في إيران هو دين محمد العربي الهاشمي المكي القَرَشِي التُّهامي المُضَري، ومؤسس الجمهورية الإسلامية هو عربي ا…بن عربي ابن رسول الله محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم، والمرشد الأعلى في الجمهورية الإسلامية اليوم سماحة الإمام السيد الخامنئي قَرَشِي هاشمي ابن رسول الله ابن علي ابن أبي طالب وفاطمة الزهراء وهؤلاء عرب.

بصیرت اندیشمندانه یا تبعیت کورکورانه

عبدالرحیم سلیمانی اردستانی: این روزها کلمه «بصیرت» زیاد به گوش می خورد و گاهی شهروندان به «با بصیرت» و «بی بصیرت» تقسیم می شوند که ظاهرا تحصیل کرده ها و اندیشمندان جامعه بیشتر در دسته دوم جای می گیرند. اکسیر «بصیرت» داروی دردهای جامعه ما گشته و کسانی هم توزیع این دارو را وظیفه خود تشخیص داده اند و اغلب نظامیان به جای اندیشمندان این وظیفه را بر عهده گرفته اند.

«بصیرت» واژه ای است که در متون دینی مکرر آمده و در ادعیه از خداوند «بصیرت دینی» خواسته می شود. در طول تاریخ دین بی بصیرتی مردم مشکل اصلی انبیا بوده و همین عامل بهترین سرمایه و ابزار در دست امثال عمرو بن عاص بوده است که با استفاده از آن به راحتی بتواند باطل را حق و حق را باطل جلوه دهد. و همین مشکل باعث شده است که فردی مانند علی(ع) با چاه درد دل کند.

بصیرت به معنای روشن بینی است و جامعه ای که دارای بینش درست باشد، در راه مصالح خویش درست گام بر می دارد. اما این بصیرت یا بینش چگونه حاصل می شود؟ امام علی(ع) می فرماید: «هر که بیندیشد، بینا شود»(کافی، ج۲، ص۵۵) و می فرماید: «هر که در آنچه آموخته است، بسیار اندیشه کند، دانش خود را استوار گرداند و آنچه را نمی فهمیده است، بفهمد»(غررالحکم، ح۸۹۱۷). و می فرماید: «هیچ دانشی چون اندیشیدن نیست»(نهج البلاغه، حکمت۱۱۳). امام حسن مجتبی(ع) می فرماید: «اندیشیدن، مایه زنده دلی صاحب بصیرت است»(بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۱۵). و می فرماید: «شما را به تقوای الهی و تداوم اندیشه سفارش می کنم، زیرا که اندیشیدن پدر و مادر همه خوبی هاست»(تنبیه الخواطر، ج۱ ،ص۵۲).

پس بصیرت و بینش از اندیشه بر می خیزد و اگر بخواهیم جامعه ای به بصیرت برسد باید همان طور که از روایات فوق پیداست، مردم را به اندیشه دعوت کنیم، نه به تبعیت کورکورانه.

امام علی(ع) انسان با بصیرت را اینگونه تعریف می کند: «با بصیرت کسی است که بشنود و بیاندیشد»(گزیده میزان الحکمه، ص۱۰۴). مشکل همه پیامبران این بوده که مردم حاضر به شنیدن سخن آنان و اندیشه کردن در آن نبوده اند.

البته انبیاء مردم را نه به تبعیت کورکورانه، بلکه به شنیدن و اندیشیدن دعوت می کرده اند. خداوند در آیات متعددی از قرآن مجید از انسان ها می خواهد که در آیات او، اعم از آیاتی که در جهان طبیعت هستند و آیاتی که به وسیله انبیاء فرستاده است، تامل و تدبر کنند. انسانی که آیات خداوند را می بیند یا می شنود و درباره آنها تامل می کند و می اندیشد صاحب بصیرت می گردد. اساسا بصیرت امری است که انسان باید کسب کند و امری است که باید جزو وجود انسان گردد و در درون انسان جای بگیرد. این حالت و ویژگی را نمی توان به زور به کسی داد یا از او گرفت.

بصیرت با تبعیت کورکورانه هیچ سازگاری ندارد و به همین جهت قرآن مجید کسانی را که دین نیاکان خود را بدون اندیشه می پذیرند مورد نکوهش قرار می دهد(مائده/۱۰۴). همچنین قرآن مجید اهل کتاب را به این متهم می کند که عالمان خود را ربّ خود قرار داده اند(توبه/۳۱) و در روایات آمده است که مقصود این است که از عالمان خود اطاعت محض می کرده اند(ر.ک.المیزان، ذیل آیه فوق).

قرآن مجید تبعیت کورکورانه را در حد شرک به خدا قرار داده است. پیروی بدون اندیشه از یک انسان معمولی بصیرت نیست بلکه بستن چشم است. و چه گمراه است جامعه ای که در آن کسانی که به اندیشه دعوت می کنند متهم به بی بصیرتی شوند و کسانی که به تبعیت کورکورانه دعوت می کنند صاحبان بصیرت تلقی شوند.

آری! بصیرت مردم یک جامعه بزرگ ترین نعمت و بزرگ ترین سرمایه است. اما این بصیرت اینگونه حاصل می شود که از اندیشمندان دعوت شود که افکار خود را تبیین کنند و بر آنها استدلال آورند و مردم این اندیشه ها و این استدلال ها را بشنود و در آنها اندیشه کنند و بهترین را برگزینند. چه زیبا قرآن مجید می فرماید: «فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه» بشارت باد بر بندگانی که سخنان را می شنوند و بهترین را بر می گزینند(الزمر،۱۷-۱۸).

مرحوم شهید مطهری به روشنی بر این نکته تاکید می کند که در اسلام جایی برای تقلید کورکورانه نیست: «این است آزادی در تفکر. پس اسلام… رشته تقلید را از اساس پاره کرده است و می گوید من اصول دین را بدون آنکه آزادانه آن را درک کرده باشد نمی پذیرم»(پیرامون جمهوری اسلامی، ص۱۲۵).

پس تقلید کورکورانه ناروا و ممنوع است و اندیشه و تفکر یک تکلیف است و با انجام این تکلیف است که جامعه رشد می کند: «اینها هم یک سلسله مسائل است که اصلا بشر را باید در این مسائل آزاد گذاشت تا به حد رشد و بلوغ اجتماعی لازم برسد از جمله اینهاست رشد فکری‏ همین طوری که برای شناوری باید مردم را آزاد گذاشت ، از نظر رشد فکری هم‏ باید آنها را آزاد گذاشت. اگر به مردم در مسائلی که باید در آنها فکر کنند از ترس اینکه مبادا اشتباه بکنند ، به هر طریقی آزادی فکری ندهیم‏ یا روحشان را بترسانیم که در فلان موضوع دینی و مذهبی مبادا فکر بکنی که‏ اگر فکر بکنی و یک وسوسه کوچک به ذهن تو بیاید ، به سر در آتش جهنم‏ فرومی‏روی ، این مردم هرگز فکرشان در مسائل دینی رشد نمی کند و پیش نمی‏ رود دینی که از مردم در اصول خود تحقیق می‏خواهد ( و تحقیق هم یعنی به‏ دست آوردن مطلب از راه تفکر و تعقل ) خواه نا خواه برای مردم آزادی فکر قائل است می‏گوید اصلا من از تو ” لا اله الا الله ” ی را که در آن فکر نکرده ای و منطقت را به کار نینداخته ای نمی‏ پذیرم نبوت و معادی را که تو از راه رشد فکری انتخاب نکرده ای و به آن‏ نرسیده ای من از تو نمی پذیرم پس ناچار به مردم آزادی تفکر می‏دهد مردم‏ را از راه روحشان هرگز نمی ترساند ، نمی گوید مبادا در فلان مسئله فکر بکنی که این ، وسوسه شیطان است و اگر وسوسه شیطان در تو پیدا شد به سر در آتش جهنم می‏روی در این زمینه احادیث زیادی هست»(پیرامون جمهوری اسلامی ص ۱۲۳-۱۲۴).

* استاد دانشگاه مفید و عضو مجمع مدرسین و محققین قم