مهروزي با جاسوس، خشونت با منتقد

مي گويند: بانويي خلاف كار را نزد حاكم شرع بردند و دعوي كردند: ايشان با ۱۰۰ نفر در يك روز ارتباط دارد. قاضي گفت: جان من يا نمي داني ۱۰۰تا چند تاست، يا با كسي ارتباط نداشته اي!

اين نقل داستان ركسانا صابري است كه ما نفهميديم ايشان بالاخره جاسوس بوده يا نه؟ اگر هم بوده پس اين حكم مسخره ديگر چيست؟ ياد شاهكار دستگيري ملوانان انگليسي افتادم كه روزي گفتند متجاوز به آب هاي سرزميني ايران هستند و روز ديگر احمدي نژاد كت شلوار هاكوپيان تحفه شان داد و عكس يادگار گرفت و خود بدرقه شان كرد.

مطلب ديگري كه در اين حكم عيان بود اين كه: ما زير بار زور نمي رويم مگر اين كه پر زور باشد! اگر اين طوري باشه همه آدم ها دلشان مي خواد جاسوسي كند: هم مشهور در تمام رسانه هاي جهان مي شوند و هم مورد عنايات خاصه و ملوكانه قرار مي گيرند. بهتر  است  دفعه ديگر اگر خواستند سناريويي براي رابطه با آمريكا پيدا كنند طوري طراحي شود كه مضحكه ي مردم  و جهانيان نشوند.

يادآوري: احكام براندازان نرم هاله اسفندياري و كيان تاج بخش و رامين جهان بگلو هم يادآوري مي شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *