بلایی که تحریم بر سر صنعت ایران آورده

سیدصادق حسینی: روزنامه عصراقتصاد | بازنشر: اقتصاد۲۴ | امیر ناظمی رییس سازمان فناوری اطلاعات ایران می‌گوید: به تصمیم سازان و سیاست گذران کلان می‌گویم توسعه ۳ فاکتور اساسی نیاز دارد، که ممکن است برخی از آن‌ها را کم داشته باشیم، اما می‌توان از دیگر فاکتور‌ها برای جبرانش استفاده کرد: سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، ارتباطات جهانی (سرمایه‌ی شبکه ای). امروز ما در هر ۳ ضعف داریم. امروز ما در جامعه نه سرمایه اجتماعی قوی‌ای داریم، نه خزانه پول داری داریم و نه ارتباطات جهانی خوبی! امروز سرمایه اجتماعی ما پایین است، اگر سرمایه اجتماعی داشته باشیم می‌توانیم کمبود ۲ عامل دیگر را جبران کنیم.

سعید نمکی وزیر بهداشت که دوران وزارت کوتاهش با کرونا همراه شد، در نشست اضطراری ستاد مبارزه با کرونا کلانشهر تهران لب به شکایت گشود و گفت: اینکه ما در بحران کرونا دچار خسران شدیم، جهل ما نبود بلکه ضعف ما و زانو زدن ما در مقابل اقتصادی بود که بیش از این پتانسیل و کشش نداشت. در تحریم هستیم و مردمی داریم که امورات آنها با یک زیرپله می‌گذرد. خزانه ما از فشارهای تحریم‌های ظالمانه آمریکا خالی و تهی شده است.


تحریم و بدهی بانکی صنعتگران
از مرداد ۱۳۸۵ تا خرداد ۱۳۹۴ بعداز ۷ دور تحریم همه جانبه سازمان ملل علاوه بر تحریم های آمریکا و البته سخت ترین آنها که با قطعنامه ۱۹۲۹ خرداد ۱۳۸۹ سازمان ملل آغاز شد، عملا فرایند جذب سرمایه گذاری خارجی به محاق رفت و صنعت گران مجبور شدند برای برنامه های جاری و توسعه ای به سمت بانک های ایرانی و استفاده از تسهیلات ارزی بروند که با رشد نرخ ارز با مخاطرات فراوانی روبرو و بدهکارتر از همیشه شدند.
برای نمونه اگر تولیدکننده ای در سال ۹۰ از شبکه بانکی کشور ۱۰۰ میلیون دلار معادل ۱۱۰ میلیارد تومان با دلار ۱۱۰۰ تومان آن روز تسهیلات گرفته باشد که با بعداز فرصت تنفس ۵ ساله بازپرداخت کند، درحالی که به دلیل تحریم امکان تسویه ارزی از بین رفته و می بایست با نرخ ریالی تسویه کند، اصل مبلغ وام اش ۳ برابر شده است و می بایست ۳۳۰ میلیارد تومان بپردازد و اگر امروز بخواهد تسویه کند مجبور است با دلار ۲۰ هزار تومانی، ۲هزار میلیارد تومان به بانک بپردازد: ۲۰ برابر تسهیلات دریافتی! یعنی تحریم و بی ثباتی اقتصادی به راحتی یک صنعت گر بدهکار را به بدهکار کلان بانکی تبدیل می کند.

شاهد مثال این موضوع را می توان در دادگاه اخیر عباس ایروانی رییس گروه عظام دید که بر اساس کیفرخواست بدهی بانکی اش ۳ برابر اصل تسهیلات شده. نماینده دادستان با انتساب اتهام « اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از طریق اخلال در نظام پولی و بانکی» گفت: آقای ایروانی تحت عنوان گروه عظام، مبلغ ۵ هزارو ۹۶۷ میلیارد و ۲۵۷ میلیون و ۴۶۵ هزارو ۶۱۴ تومان تسهیلات دریافت نموده که با احتساب معوقات بانکی تا پایان آبان ماه سال ۹۸، به مبلغ ۱۵ هزار و ۷۵۳ میلیارد و ۲۶۶ میلیون و ۶۱۵ هزار و ۴۲۸ تومان رسیده است.
اتهامی که ایروانی آن را رد کرد و گفت: چرا جایی بیان نمی¬شود که وثائق بانکی گروه عظام به راحتی کلیه بدهی¬های این گروه را پوشش می دهد؟ کل بدهی عظام حدود ۳۰۰ میلیون دلار است که با رعایت تشریفات قانونی و ارائه وثائق لازمه سالها پیش جهت انتقال تکنولوژی و ساخت داخل به خطوط تولید کشور تزریق شده و درحال بازپرداخت و آماده تسویه با نرخ های قانونی و مصوب هستیم. متأسفانه تابحال ابلاغیه های رییس جمهور، دادستان کل کشور و مصوبات هیئت وزیران و بخشنامه های دولت در ستاد تسهیل و رفع موانع و تسهیل تولید و ستاد اقتصاد مقاومتی و همین طور کمیسیون اصل نود مجلس در این خصوص اجرائی نشده است. دولت قرار است نرخ ارز را در مصوبه‌ای اعلام کند هر وقت اعلام کند، بلافاصله بدهی ام را می‌پردازم، من به دنبال توافق هستم.

ایروانی در دادگاه حرفی را زده که مشکل بسیاری از فعالین اقتصادی است. بر اساس مصوبات ستاد تسهیل و رفع موانع تولید که نهادی است با مشارکت تمام قوا که دادستان کل کشور نیز در بخشنامه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ خود، دادستان ها را به همکاری در اجرای مصوبات آن ملزم کرده، بانک ها موظف هستند بدهی ارزی تولیدکنندگان و صنعتگرانی که مصوبه ستاد را دارند با نرخ ارز روز دریافت وام تسویه کنند، اما بانک ها به راحتی از اجرای این مصوبه خود داری می کنند.

میثم زالی دبیر کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید کشور در این باره به خبرگزاری تسنیم گفت: « ۵۸ درصد از مصوبه‌های ستاد مربوط به مشکلات بانکی تولیدکنندگان است. بعد از بدهی‌های بانکی، مشکلات مالیاتی و تعهدات به سازمان تامین اجتماعی عمده‌ترین مشکلات تولیدکننده‌ها هستند که در کارگروه‌های رفع موانع تولید مطرح می‌شوند. متاسفانه واحدهای تولیدی ما وقتی بدهکار می‌شوند، از سوی دستگاه‌ها و نهادهای مختلف تحت فشار قرار می‌گیرند. یعنی سازمان امور مالیاتی جلوی تولیدکننده را می‌گیرد، بانک او را از همه خدمات بانکی محروم می‌کند و سازمان تامین اجتماعی با انسداد دارایی‌ها، توقیف اموال و بازداشت تولیدکننده همه نوع آسیبی به تولیدکننده می‌زند.»

سیدعبوالوهاب سهل آباد رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران نیز ۱۱ آذر ۱۳۹۸ با ارسال نامه‌ای به اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور خواستار تعیین تکلیف بدهی معوق واحدهای تولیدی و اجرای مصوبات ستاد تسهیل رفع موانع تولید شده است.
یونس ژائله رئیس اتاق بازرگانی تبریز و مالک شیرین عسل در این باره به خبر آنلاین گفت: بانک سودی که تولیدکننده باید برگرداند را روی وام اصلی می کشد و در یک قرار داد جدید، دوباره یک بهره مرکب را از تولید کننده می گیرد.

در یک نگاه کلی با روند افزایشی نرخ ارز و تورم پرشتاب، صنعتگران ایرانی که با مشکلات متعددی روبرو هستند بدهکار تر می شوند و بانک ها نیز بر سود موهوم و سود مرکب خود می افزایند بدون این که این چرخه پایان یابد. در این چرخه تولید است که ضرر می کند و از بین می رود.


دردسرهای دور زدن تحریم
فراگیری تحریم ها، موجب شد فروشندگان کالا، مواد اولیه و ماشین آلات نتوانند به صورت مستقیم صورتحساب و بارنامه برای مشتری و بنادر ایرانی صادر کنند و خریداران ایرانی نیز نتوانند مستقیم و با استفاده از شبکه بانکی عملیات پرداخت را انجام دهند. از سوی دیگر هوشمندانه شدن نظام تحریم ۱۰ ساله علیه ایران، علاوه بر تحمیل هزینه های متعدد دور زدن تحریم، صنعتگران ایرانی را با مشکل تامین مدارک رسمی هم روبرو کرد. صنعتگر ایرانی برای تامین کالای A، باید صورتحساب، گواهی بازرسی کالا و گواهی مبدا را با نام کالای B بگیرد تا بتواند به بنادر ثالث و نهایتا ایران حمل کند، در حالی که از بانک برای تامین کالای A وام گرفته و این آغاز مشکل است، مشکلی که پای مسئولین و فعالین اقتصادی را به دادگاه ها می کشاند و با اتهامات متخلفی روبرو می کند و انگیزه ها را کاهش می دهد.

مهدی میراشرفی رییس کل گمرک با درک این شرایط و سختی ها است که تاکید کرده: تحریم زنجیره تجارت را با مشکل مواجه کرده است.

وضعیت بسیار روشن و تلخ است؛ وقتی تولیدکننده ی ایرانی با این حجم از دیوان سالاری و مشکلات روبرو است ترجیح می دهد تولید خود را کاهش دهد تا کمتر درگیر نهادهای رسمی شود و چالش هایش کمتر. رهبر انقلاب با درک واقع بینانه اثرات تحریم بر تولید و جامعه است که تولیدکننده و صنعتگران این زمان را جهادگر خوانده اند.

تحریم بیش و پیش از آن که به اقتصاد کشور ضربه بزند، به سرمایه اجتماعی و امید مردم حمله کرده است. عاملی که در دوران محدودیت درآمد و ارتباطات جهانی می تواند جامعه را به پیش ببرد، صنعتگر و تولیدکننده و کارآفرین ایرانی را برای رسیدن به جهش تولید هدایت کند، وجود تعهد اجتماعی و حرفه ای دوطرفه میان نظام حکمرانی و کارآفرینان است، تعهدی که این روزها زیر فشار ویروس تحریم و ویروس کرونا بیش از همیشه به آن نیاز داریم؛ تعهدی که پیشران تولید و توسعه است.

تضمین اجرای برجام چه بود؟

سیدصادق حسینی| انتشار: خبرآنلاین | بازنشر: ایسنا، انصاف نیوز| نیمه تیر، مجلس جدید اصولگرا که یک ماه از آغاز به کار رسمی اش می گذرد در آستانه ی برجام که ۲۳ تیر ۵ سال از تولدش می گذرد، میزبان محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه بود تا گزارشی از فعالیت های این وزارخانه را بشنود. جلسه ای که با تنش و اعتراض نمایندگان به اظهارات ظریف و دعوت های مکرر محمدباقر قالیباف رییس مجلس به رعایت نظم و آیین نامه همراه بود و با لبخند ظریف پایان یافت.

در این جلسه مجتبی ذوالنوری نماینده ملایری الاصل قم و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم در خطاب پایانی با انتقاد از عملکرد وزارت خارجه در اجرای برجام گفت: «یک جا هرچه بود در طبق اخلاص قراردادید و تحویل دادید بدون این که تضمین بگیرید.»

صرف نظر از این که برجام چه می توانست باشد، این توافق بین المللی مورد تایید ۵ قدرت برتر جهان یعنی چین، روسیه، آلمان، فرانسه، انگلیس و ایالات متحده و اتحادیه اروپا بود و توسط قطع نامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد بالاترین نهاد بین المللی به عنوان یک قانون بین المللی تایید، تضمین و اجرا شد. همچنین اتهام مغرضانه و سیاسی ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران مشهور به PMD بعداز ۱۲ سال با اجماع آرای کشورهای عضو شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و قطعنامه کشورهای۱+۵ بسته شد که از جمله دستاوردهای مهم برجام بود.

براساس قطع نامه ۲۲۳۱ سازمان ملل که ۲۹ تیر ۱۳۹۴ در ۳۰ ماده و ۲ پیوست تنظیم و اجرایی شد، بعد از تایید اقدامات ایران توسط یوکیو آمانو دبیرکل سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی، سازمان ملل تمام قطعنامه‌های هسته‌ای ایران شامل ۱۶۹۶ (۲۰۰۶/مرداد ۱۳۸۵)، ۱۷۳۷ (۲۰۰۶/دی ۱۳۸۵)، ۱۷۴۷ (۲۰۰۷/ فروردین ۱۳۸۶)، ۱۸۰۳ (۲۰۰۸/ اسفند ۱۳۸۶)، ۱۸۳۵ (۲۰۰۸/مهر ۱۳۸۷)، ۱۹۲۹ (۲۰۱۰/ خرداد ۱۳۸۹) و ۲۲۲۴ (۲۰۱۵/خرداد ۱۳۹۴) را هم‌زمان لغو کرد که البته در میانشان قطع نامه ۱۹۲۹ سنگین ترین و گسترده ترین تحریم بود که اثرات زیانبار فراوانی بر دولت احمدی نژاد و مردم گذاشت.

بر اساس ماده ۱۹ و پیوست شماره ۵ برجام، «اتحادیه اروپایی و دولت های عضو اتحادیه اروپایی متعهد می شوند وفق پیوست شماره ۵ (برنامه اجرا)، کلیه مفاد آئین نامه اجرایی شماره ۲۶۷/۲۰۱۲ شورای اتحادیه اروپایی را، با اصلاحات بعدی، که کلیه تحریم ها یا اقدامات محدودکننده مذکور در بخش های ۱.۱ تا ۱.۱۰ زیر را اجرایی می کنند، و کلیه مفاد تصمیم ۲۰۱۰/۴۱۳/CFSP شورای اتحادیه اروپایی را، با اصلاحات بعدی لغو نمایند و قوانین اجرایی ملی را نیز لغو یا حسب نیاز اصلاح نمایند.» بر این اساس اتحادیه اروپا از ۹ مرداد ۱۳۹۴ اقداماتش را آغاز کرد.
مجید تخت روانچی عضو ارشد هیات مذاکره کننده ایران و معاون وقت اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه  آذر ۱۳۹۵ در شبکه العالم گفت: ضمانت اجرایی برجام، درحقیقت قطعنامه فصل هفتم شورای امنیت است که لازم الاجرا است.  
به عبارت ساده تر، ایران بالاترین تضمین ممکن در حقوق بین الملل یعنی پشتیبانی شورای امنیت سازمان ملل متحد را در اجرای برجام گرفته بود.  خوب است اصولگرایان منتقد بگویند ایران چه تضمینی از آمریکا، چین و روسیه و اتحادیه اروپا مبنی بر اجرای تعهدات برجامی شان می توانسته بگیرد که نگرفته است. 
همچنین برخی می گویند ایران باید گام های متناظر در برابر آمریکاهایی در اجرای برجام بر می داشت، مهر ۱۳۹۸ در جلسه ای با حضور محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و فعالان رسانه ای شرکت کردم. او درباره ی گام های متناظر گفت: « به من گفته شد اول باید آقای اوباما امضا کند که تحریم ها را برداشته تا شما اقدامات ‌تان را انجام دهد. دستور من این بود که باید امضا بگیرید، که امضا {ی اوباما را} گرفتم. ما هیچ اقدامی نکردیم قبل از این که طرف مقابل گامش را برداشته و تعهدش را انجام داده باشد. »
ساعت ۵ عصر سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ رییس جمهور روحانی و باراک اوباما رییس جمهور آمریکا به صورت همزمان رسما آغاز برجام را اعلام کردند.
روحانی آن روز در حالی که ۲سال از ریاست جمهوری اش گذشته بود، شاداب و پر امید گفت: این توافق آغاز یک امتحان است و می تواند خشت های دیوار بی اعتمادی را بردارد. ایران پای این پیمان خواهد ایستاد به شرطی که طرف مقابل به آن پایبند باشد.
روحانی در حالی معتقد بود « امروز روز آغاز است. آغازی برای حرکت نو، آغاز برای نشاطی نو،‌آغاز برای امیدی نو، آغاز برای آینده بهتر برای جوانان‌مان، برای حرکتی سریع‌تر برای رشد و توسعه کشور عزیزمان ایران» اما از بی اعتمادی به طرف های مقابل هم گفت: «ممکن است از ما بپرسند که آیا این توافق بر مبنای اعتماد به ۱+۵ بنا شده است که اگر این چنین بود که ۲۳ ماه مذاکره و این دور اخیر ۱۸ شبانه‌روز مذاکره لاینقطع نیاز نبود. برای ما در بحث اعتماد اجرای این توافق آغاز یک امتحان است،اگر این توافق به دقت و به خوبی اجرا شد، قدم به قدم اجرای این توافق می‌تواند، آرام، آرام خشت‌های دیوار بی‌اعتمادی را بردارد. روشن است که ما امروز بر مبنای دقت کامل و نظارت بر توافق کارمان را پیش می‌بریم بدون اینکه از پیش بخواهیم نسبت به کشورهایی که سابقه بسیار بدی برخی از آنها نسبت به ایران داشتند و برخی هم سابقه خوبی نداشتند، اعتماد کنیم. امروز اجرای توافق دو طرفه است، اگر آنها به این توافق پایبند باشند، ما البته به توافق پایبندیم. ملت ایران همواره در تاریخ اگر عهد و پیمانی بسته پای پیمان خود ایستاده است. ما پای این پیمان خواهیم ایستاد به شرط آنکه طرف مقابل ما پای این پیمان ایستاده باشد.»

دونالد ترامپ اول بهمن ۱۳۹۵ به عنوان رییس جمهور آمریکا سوگند خورد، ۱۶ ماه بعد، همان طور که گفته بود از برجام خارج شد و تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کرد. در این سو ایران با تامل یک سال بعدش ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، نخستین اقدام متقابل را انجام داد و در نهایت تا امروز به دستور رییس جمهور ۵ گام متقابل در کاهش تعهدات برجامی برداشته است. حالا در آستانه ۵ سالگی برجام، ایران ۳ماه و نیم تا ۲۷ مهر و رفع تحریم محدودیت های تسلیحاتی و ۳ سال تا رفع محدودیت های اشاعه ای فاصله دارد. ایران آن طور که می خواست نتوانست از منافع برجام بهره مند شود، حالا  ۳ ماه و نیم سخت و پرفشار پیش رو دارد تا شاید بتواند از میوه ی برجام در زمینه رفع تحریم تسلیحاتی بهره مند شود.

۱۰نکته برای مدیریت رسانه‌ای بحران کرونا

سیدصادق حسینی، منتشر شده در خبرآنلاین \ ویروس کرونا با سرعتی مانند خبرش در جهان در حال گسترش است؛ شهر به شهر و استان به استان و کشور به کشور و قاره به قاره جهانگردی می‌کند و سر راه میلیون‌ها نفر را آلوده می‌سازد و جان انسان‌ها را می‌گیرد.

به عنوان یک روزنامه‌نگار که تجربه مدیریت بحران دارم چند نکته‌ی رسانه‌ای به ذهنم می‌رسد که در زیر آن‌ها را نوشته‌ام.

۱. درمیان بحران هایی که ما ایرانی ها روزانه با آنها درگیر هستیم؛ چه آن ها که طبیعی هستند مثل سیل و زلزله و چه آن ها که ساخته ی دست خودمان هستند مانند تصادفات جاده ای و آلودگی هوا، کرونا فعال ترین و سریع ترین بحرانی است که تا به حال در ایران داشته ایم. درحالی که برای بحران های طبیعی که در کشور سابقه دار است کماکان غافلگیر می شویم، رویایی با کرونایی که با این سرعت در حال شیوع است و برای مقابله با آن در کشور تجربه ی قابل اتکایی وجود ندارد که جای خود را دارد.

۲. جامعه ی ایران این روزها، شرایط سختی دارد. شدیدترین تحریم های آمریکا موجب رکود در تولید و افزایش فقر در جامعه شده است. امید در جامعه، به عنوان عامل پیشبرنده و متحد کننده به شدت پایین آمده که زمینه ها و نشانه هایش را همه می دانیم. از سوی دیگر جامعه به ویژه بخشی وسیعی از طبقه متوسط، راست گویی و پاسخ گویی مسئولین را به چالش کشیده اند؛ اتفاقات تلخ آبان، سقوط تاسف بار و باور نکردنی هواپیمای اکراینی و مواجهه با کرونا این روند را تشدید کرده است. به نظر می رسد مردم، بیشتر از همیشه نیازمند دانستن واقعیت ها هستند تا شنیدن صحبت های کلی، اظهانظرهای مبهم (که موجب خنده در جامعه می شود) و توجیهات بعضا غیرقابل پذیرش. مردم نیاز دارند واقعیت ها را آن طور که هست بشنوند، بیان واقعیت ها در این شرایط بیشتر به آرامش در جامعه کمک می کند تا نگفتن و پنهان کردن آن با هدف ایجاد آرامش در میان شهروندان.

۳. یکی از کارهای خوبی که صورت گرفت، ممنوعیت و محدودیت اظهار نظر توسط مقامات دولتی و حاکمیتی درباره ویروس کرونا بود. در وضعیت عادی، مسئولان به دلیل نگاه های بخشی شان، صحبت هایی می کنند که در تناقض با دیگران است، در دوره بحران به دلیل افزایش هیجان و حساسیت این اظهارات بعضا با اشتباه همراه است و به اختلافات و کدورت ها دامن می زد. سازماندهی اطلاع رسانی مسئولان اقدام ارزشمندی بود.

۴. وزارت بهداشت که نهاد مسئول است، باید با راه اندازی یک مرجع اطلاع رسانی رسمی، تمام فرایند اطلاع رسانی، آگاهی بخشی و آموزش را در آن متمرکز کند تا تمامی رسانه ها چه صداوسیما و چه سایرین از این مرجع استفاده کنند.

۵. دولت باید یک ردیف بودجه ی اختصاصی برای تولید محتوای آموزشی و اطلاع رسانی ویژه بحران کرونا مصوب کند و آن را در اختیار وزارت بهداشت قرار دهد. وزارت بهداشت نیز باید با تدوین محتوای خام، از تولیدکنندگان محتوا به ویژه چندرسانه ای ها، دعوت کند محتواهای آموزشی و اطلاع رسانی را تولید کنند تا در همان سایت مرجع برای انتشار همه جانبه در رسانه ها و شبکه های اجتماعی بارگذاری شود.

۶. رقابت در اطلاع رسانی انفرادی در توییتر و شبکه های اجتماعی آسیب های بزرگی به جریان مدیریت بحران وارد می کند. هم اکنون همکار پرتلاش آقای علیرضا وهاب زاده خبرنگار با سابقه حوزه بهداشت و مشاور اطلاع رسانی وزیر و آقای کیانوش جهان‌پور مدیرکل مرکز ارتباطات وزارت بهداشت از اکانت های شخصی شان، اخبار را منتشر می کنند. این روند باید متوقف شود. اخبار و محتوای مرتبط با کرونا، باید از طریق یک حساب رسمی در شبکه های اجتماعی توییتر و اینستاگرام منتشر و راهبری شود. تجربه نشان داده با هم افزایی و کمک فعالان شبکه های اجتماعی می توان تیک آبی برای این اکانت ها گرفت تا مردم آن ها را بشناسند.

۷. پیشنهاد می کنم تجربه موفق هلال احمر در مدیریت و اطلاع رسانی سیل نوروز ۹۸ در توییتر مرور شود.

۸. بهتر است وزارت بهداشت، با دعوت از روزنامه نگاران و فعالان شبکه های اجتماعی فرایند آگاهی بخشی و آموزش را دنبال کند تا خطا در پوشش اخبار و گزارش ها به حداقل ممکن برسد.

۹. بحران کرونا که در ایام اوج آن هستیم، لحظات شیرین کم ندارد؛ قدر تک تک این لحظات را باید دانست. پیروزی بر کرونا غیر از شعار، روحیه هم می خواهد.

۱۰. کمیته ملی المپیک آمریکا که پرافتخار ترین کشور در دوره های متعدد المپیک است شعار جالبی دارد: Team Behind the Team. یادمان نرود پشت تیم پزشکی کرونا، تیم های مختلفی باید باشند تا شکستش دهیم که تیم رسانه‌ای از مهمترین هاست.

اشتباهات رسانه ای در فاجعه سقوط هواپیمای اکراینی

سیدصادق حسینی، روزنامه نگار| عصرایران: بامداد جمعه بود که خبر حمله در فرودگاه بغداد را شنیدم، بعداز چند تماس، توانستم در عراق با دوستانم صحبت کنند و آنها خبر شهادت بزرگ را دادند؛ بامداد جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸ بود که ایران دیگر، سرباز قاسم سلیمانی را از دست داده بود. بامداد چهارشنبه ۱۸ دی، ایران عملیات موفقی را علیه پایگاه عین الاسد بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در عراق انجام داد و بامداد همان چهارشنبه، بوئینگ ۷۳۷ اکراین با ۱۷۶ سرنشین در نزدیکی تهران سقوط کرد.

تا عصر روز جمعه ۲۰ دی، یک ایران تمام قد شائبه ی سقوط هواپیمای اکراین توسط موشک را رد می کردند و آن را ساخته پرداخته ی آمریکای زخم خورده از عملیات در عین الاسد می دانستند. رییس جمهور عصر چهارشنبه به مردم پیام تسلیت داد و در گفت و گوی تلفنی با رییس جمهور اکراین گفت: «به وزارت راه و شهرسازی دستور می دهم که تیم مشترکی از کارشناسان دو کشور برای بررسی دقیق علت این حادثه تشکیل دهد.» ظریف نیز با وزیر خارجه کانادا بعد از سال ها گفت و گوی تلفنی کرد. محمد اسلامی وزیر راه و شهرسازی قاطعانه شایعات را رد کرد و گفت: «شایعاتی مبنی بر تروریستی بودن، انفجار یا تیراندازی به هواپیما به عنوان علت بروز سانحه و سقوط هواپیمای ۷۳۷ اوکراینی درست نیست و نقص فنی دلیل این حادثه بوده است.»

تا عصر جمعه ما رسانه ای ها همراه با کارشناسان پرواز و مدیران دولتی، این سقوط را ناشی از عوامل فنی دانستیم و شایعات را با هدف حذف ایران از کریدور پروازهای بین المللی ارزیابی کردیم و این سقوط را نیز به سلسله سقوط های بوئینگ ۷۳۷ نسبت دادیم.

از عصر جمعه ورق برگشت؛ به روزنامه ها گفته شد صفحات اول خود را برای پوشش خبر مهمی باز نگه دارند. این خبر اول در فضای رسانه ای و بعد در شبکه های اجتماعی بازتاب یافت و از جمعه شب مشخص شد که هواپیمای اکراینی با اشتباه پدافند سپاه مورد اصابت قرار گرفته و سقوط کرده است. آن شب بیانیه ای منتشر نشد، ظاهرا مسئولان گفتند بگذاریم مردم امشب را آرام بخوابند و صبح شنبه با این خبر مواجه شوند!

صبح شنبه رییس جمهور بیانیه داد و با اشاره به «فضای تهدید و ارعاب رژیم متجاوز آمریکا» نوشت: «متأسفانه خطای انسانی و شلیک اشتباه، به یک فاجعه بزرگ منجر شد و دهها انسان بی‌گناه قربانی شدند.» بلافاصله ستادکل نیروهای مسلح نیز با ادبیاتی مشابه، با تاکید بر «بروز خطای انسانی و به‌صورت غیرعمد»، کشته شدگان پرواز اکراین را «شهید» نامید.

ظهر شنبه ۲۱ دی ماه، سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه با صورتی گرفته و غم زده، برای ارایه گزارش در تلویزیون ظاهر شد. او گفت در غرب کشور از فاجعه مطلع شده و با بیان جزییاتی که به شلیک موشک و سقوط هواپیما منجر شد، تاکید کرد:«همه مسئولیت‌های این کار را می پذیریم.» ۲ روز قبل تر، عصر پنج شنبه ۱۹ دی سردار حاجی زاده با صورتی بشاش و روحیه ای سرشار از پیروزی جزییاتی از عملیات موفق سپاه علیه آمریکا را بیان کرده بود.

این روایت کوتاه به علاوه فاجعه تلخ کشته شدن ۵۶ نفر از تشییع کنندگان پیکر پاک حاج قاسم سلیمانی در کرمان، روایت یک هفته ی تلخ ایران است.

بررسی عملکرد پدافند، نقش جنگ الکترونیک، نفوذ و فعالیت های خرابکارانه در صلاحیت نگارنده نیست؛ اما به عنوان کسی که ۲۰ سال فعالیت رسانه ای کرده و در بحران ها مدیریت رسانه ای و روابط عمومی انجام داده ام، باید تاکید کنم، دیواری که صبح شنبه بر روی جامعه خراب شد و آب رویی که از دولت جمهوری اسلامی و نظام رفت، نتیجه ضعف سیاست رسانه ای نهادهای مسئول در مواجهه با بحران است.

سردار حاجی زاده در بیان جزییات این حادثه گفت: « بنده در اولین ساعتی که مطلع شدم آن را به مقامات اطلاع دادم و آنان به واسطه اینکه باید این مسئله را بررسی می‌کردند، از اینجا به بعد مربوط به ستاد کل است.» بر اساس روایت رسانه ها، رهبر انقلاب صبح جمعه از جزییات مطلع شدند و بنا بر توییت علیرضا معزی معاون ارتباطات رییس جمهور، آقای روحانی نیز عصر جمعه از جزییات آگاه شده؛ به عبارت ساده یعنی بعد از حدود ۴۸ ساعت از وقوع فاجعه فرایند اطلاع رسانی به مقامات و دولت آغاز شده است.

روشن است براساس گفته های فرمانده نیروی هوافضا سپاه، ستادکل نیروهای مسلح از نخستین دقایق و ساعات سقوط هواپیما، از مساله آگاه بوده و اقدام به «قرنطینه ی تمامی افراد دخیل» در موضوع کرده است.این که ستادکل نیروهای مسلح برای حدود ۴۸ ساعت، هیچ جلسه ای با مقامات دولتی نداشته که به آنان بگوید در اظهار نظرهای خود جانب احتیاط را رعایت کنند و با قطعیت شایعات را تکذیب نکنند، نشان از نشناختن نقش رسانه در فضای امروز و بروز نبودن ساختارهای اطلاع رسانی نظامی دارد. کافی بود ستادکل نیروهای مسلح همان ابتدا به دولت بگوید تا روشن شدن جزییات و نتایج بررسی ها، از گفتن دلیل سقوط خود داری شود. یک عبارت مانند «باتوجه به شرایط جنگی کشور، تیم های فنی، امنیتی و نظامی مشغول بررسی دلایل سقوط هستند و در زمان مقتضی جزییات به اطلاع خانواده های درگذشتگان و مردم می رسد» در همان ظهر چهارشنبه می توانست جلوی سیل بی اعتمادی را بگیرد.

این سکوت موجب شد علاوه بر غیرخودی جلوه دادن دولت در میان مردم و کشورهای دیگر، شکاف های اساسی در میان اعتماد مردم ایجاد شود، شکافی که زخم های کهنه ی قبل را باز کرد.

مواضع آیت الله سیستانی در اعتراضات عراق چه بود؟

سیدصادق حسینی، روزنامه نگار | انتشار در خبرآنلاین | : سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸ بعد از چند روز فراخوان در شبکه های اجتماعی فیس بوک و واتساپ، اعتراضات در شهرهای شیعه نشین عراق آغاز شد، مردم به فساد و تبعیض و وضعیت سخت زندگی در عراق اعتراض داشتند؛ مطالبه ای که بارها از سال ۲۰۱۱ در شهرهای مختلف عراق از جمله بغداد، سلیمانیه و اربیل طرح شده است. این بار اما جرقه ی اعتراضات جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸ با برکناری غیر مترقبه فرمانده مشهور مبارزه با داعش سرلشگر عبدالوهاب الساعدی رییس سازمان مبارزه با تروریسم عراق، توسط عادل عبدالمهدی نخست وزیر تازه استعفا داده، زده شد.

برکناری سرلشگر الساعدی که در میان عراقی ها محبوبیت بالایی دارد، باعث ایجاد نارضایتی در میان مردم و ایجاد پویش های حمایت آمیز از او شد. در فیس بوک و واتس اپ فراخوان های برگزاری تظاهرات های آرام داده شد. نخستین تظاهرات ساعت ۳:۳۰ بعد از ظهر شنبه ۷ مهر ماه در منطقه کوچک الشعلة در شمال بغداد شکل گرفت. فراخوان های مختلفی نیز برای برگزاری تظاهرات در شهرهای دیگر داده شد.

چهار روز بعداز برکناری رییس سازمان مبارزه با تروریسم عراق و برگزاری چند دور اعتراض آرام؛ تظاهرات مبارزه با فساد در بغداد به خشونت کشیده شد که براساس گزارش ها ۳ نفر کشته و ۶۰ تن زخمی شدند و حالا بر اساس برآوردها، بعد از ۶۰ روز اعتراض بیش از ۳۵۰ نفر کشته و ۱۵هزار نفر زخمی شده اند.

با گذشت ۲ ماه از اعتراضات که با عزل سرلشگر الساعدی ۵۶ ساله آغاز شد، نخست وزیری که او را برکنار کرد، با عدم حمایت آیت‌الله سیستانی روبرو شد و استعفا داد، دولت سقوط کرده و عراق در بی ثباتی به سر می برد و هنوز هیچ راه کاری برای اصلاحات و مبارزه با فساد آغاز نشده است.

ادامه خواندن “مواضع آیت الله سیستانی در اعتراضات عراق چه بود؟”

برخی جریان ها مبارزه با فساد را ابزار تسویه حساب جناحی کرده اند

سیدصادق حسینی، روزنامه ایران، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸ | بازنشر: خبرآنلاین، شفقنا ، ایران‌آنلاین، دیده‌بان ایران| محمد خوش‌چهره، استاد دانشگاه و اقتصاددان تأکید دارد مبارزه با فساد برنامه مشخص می‌خواهد؛ برنامه‌ای که همه زوایا و ابعاد مترتب بر آن را مد نظر داشته باشد. نماینده مجلس هفتم که صبغه سیاسی اصولگرایی دارد، نگران تبعات برخوردهای هیجانی و جناحی به اسم مبارزه با فساد است که می‌‌تواند به فرار سرمایه و رکود بیشتر اقتصادی دامن بزند. خوش‌چهره همچنین تأکید دارد که زمینه‌سازان فساد برای برخورد‌های قضایی در اولویت هستند.

ادامه خواندن “برخی جریان ها مبارزه با فساد را ابزار تسویه حساب جناحی کرده اند”

تهدیدهای آمریکا در عراق

سیدصادق حسینی، روزنامه نگار | روزنامه اعتماد، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸ | بازنشر: خبرآنلاین، عصر ایران| ابوتكتك بازی را رها كرد، گاز اشك‌آور را برداشت و به طرف ماموران پرتاب كرد و دوباره به فوتبال بازی كردنش چسبید. این فیلم كوتاه از مركز بغداد، یكی از فیلم‌های پربیننده توییتر و شبكه‌های اجتماعی از اعتراضات مردم عراق به فساد و ناكارآمدی حكومت عراق بود.

عراق ۴۰ میلیونی با تولید روزانه ۴٫۵ میلیون بشكه نفت و صادرات ۳٫۷ میلیون بشكه و بودجه ۱۲۲ میلیون دلاری در سال ۲۰۱۹ از ۹ مهر ۱۳۹۸ شاهد دور جدید اعتراض به فساد در حكومت، بیكاری و فقر و وضعیت سخت زندگی بود. اعتراضاتی كه با فرا رسیدن ایام زیارت اربعین فروكش كرد سپس دوباره اوج گرفت. اعتراض به فساد و شرایط زندگی البته در سرتاسر عراق از بصره تا بغداد و اربیل و سلیمانیه همواره در طول سال‌های متمادی برقرار بوده است. معترضین گاه كار را به آنجا رساندند كه اردیبهشت ۱۳۹۵ ساختمان مجلس عراق را برای ساعاتی اشغال كردند. هر چند كه مشهور است، اشغال مجلس با چراغ سبز حیدرالعبادی، نخست‌وزیر وقت انجام شد.

اعتراضات ۲۰۱۹ عراق كه از سوی آیت‌الله‌العظمی سیستانی مرجع عالی‌قدر شیعیان، برهم صالح رییس‌جمهور، عادل عبدالمهدی نخست‌وزیر كه چند روزی است باید او را نخست‌وزیر سابق خواند و تمامی ائتلاف‌ها، احزاب و شخصیت‌های سیاسی در عراق محترم شمرده شد، همگی خواستار پایان خشونت‌ها و حاكم شدن آرامش و پیگیری و اجرایی شدن مطالبات مردم و اصلاحات شدند… اما اعتراض و خشونت‌ها تا امروز ادامه یافته است.

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ عراق چهارمین دوره انتخابات بعد از سقوط صدام و دومین بعد از خروج آمریکا و نخستین انتخابات پساداعش را برگزار كرد؛ انتخاباتی كه نتایجش آمریکایی‌ها را شوكه كرد. در این فهرست مقتدی صدر و هادی العامری، دو رهبر شیعه؛ در جایگاه‌های اول و دوم ایستادند و فهرستی كه آمریکایی‌ها برایش تلاش كردند، نصر به رهبری نخست‌وزیر اسبق حیدرالعبادی با ۴۲ كرسی در جایگاه سوم ایستاد. انتخابات ۲۰۱۸ عراق كه نخستین انتخابات دوره زمامداری ترامپ و به تعبیری جمهوری‌خواهان از سال ۲۰۰۹ بود مانند ۳ دوره قبل نتیجه‌اش چندان مورد پسند زمامداران آمریکا نشد.

۱۰ مهر ۱۳۹۷ با وجود فشار بسیار بالای آمریکا و متحدانش، رییس‌جمهور برهم صالح، عادل عبدالمهدی نخست‌وزیر مورد حمایت ائتلاف‌های مختلف را مكلف به تشكیل دولت كرد؛ درست یك سال قبل از آغاز اعتراضات.

در دوران رایزنی برای انتخاب رییس‌جمهور و نخست‌وزیر، رابرت مك‌گورك فرستاده اوباما و ترامپ(كه چندی پیش استعفاد داد) و سیلیمان سفیر آمریکا در بغداد در دیدارهای متعدد و فشرده‌شان با تمامی احزاب و گروه‌ها و ائتلاف‌های شیعه، سنی و كرد عراقی، آنها را به افشای فعالیت‌های فسادآمیز نزدیكان و بازگشت داعش تهدید كرده بودند. برای آمریکا، روی كار آمدن یك دولت همراه با سیاست‌های تحریمی واشنگتن علیه تهران یك الویت بود برای همین از تمام ابزارهای تطمیع و تهدیدش استفاده می‌كرد.

عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر سابق عراق ۳۰ آبان ۱۳۹۷ در نخستین نشست مطبوعاتی‌اش با خبرنگاران عراقی درباره تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه ایران گفته بود «بخشی از نظام تحریم‌ها نیستیم، آمریکا می‌خواهد تحریم‌هایی را علیه كشور و اشخاصی تحمیل كند، این به خودش مربوط است و سیاست خود آمریکاست این {تحریم‌های آمریکا علیه ایران} تصمیم عراق نیست حتی این تصمیم {آمریکا} از تصمیمات بین‌المللی و تحریم‌ها مبتنی بر منشور و قطعنامه‌های سازمان ملل نیست كه عراق بخواهد به آن پایبند باشد. عراق بخشی از نظام تحریم‌های آمریکا نیست.»

نخست‌وزیری عبدالمهدی و مواضعش خشم آمریکایی‌ها را در پی داشت و باعث شد آنها در دیدارها به صورت شفاهی و كتبی مكررا نسبت به آن واكنش نشان دهند. كارگزاران آمریکا تهدید كردند، عبدالمهدی هزینه سختی بابت مواضعش خواهد پرداخت.

۹ مهر ۱۳۹۸ یك سال بعد از روی كار آمدن عبدالمهدی، اعتراض به فساد در عراق آغاز شد، مطالبه حقی كه همه بر آن تاكید كردند؛ این ‌بار اما شرایط به گونه دیگری رقم خورد. نه حرف آیت‌الله‌العظمی سیستانی و نه هیچ شخصیت دیگری، فضای عراق را آرام نكرد و همسایه غربی را در یك نا آرامی و بی‌ثباتی و بی‌دولتی فرود برد و هسته‌های داعش را در استان دیاله عراق فعال كرد كه نیروهای حشدالشعبی به مقابله با آنان برخاسته‌اند.

آمریکایی‌ها این روزها خوشحال هستند، هم عراق را بی‌ثبات كرده‌اند، هم نخست‌وزیری كه آشكارا مخالفش بود را حذف كردند، هم فرماندهان بزرگ نیروهای حشدالشعبی ترور شده‌اند، هم تهدید فعال شدن داعش عملیاتی شده و هم در یك حركت‌ نمادین آن هم در سالروز تسخیر سفارت آمریکا در تهران به كنسولگری‌های ایران در عراق حمله كردند. اگر آمریکا در بازی سیاسی تشكیل دولت شكست خورد، یك سال تلاش كرد تا در بازی ناامنی و بی‌ثباتی امتیازات مورد نظرش را بگیرد.

ابوتكتك بازی را رها كرد، گاز اشك‌آور را برداشت و به طرف ماموران پرتاب كرد و دوباره به فوتبال بازی كردنش چسبید. برای ابوتكتك‌ها و مردم عراق كه مطالبه مبارزه با فساد و ناكارآمدی دارند اما وضعیت بدتر شده. حالا نه دولت دارند نه افقی برای تشكیل دولت و مبارزه با فساد و تبعیض و ناكارآمدی متصور است. حالا دیگر چای شیرین عراقی به تلخی می‌زند.

خبرگزاری فارس كدام شاخه را می‌برد؟

سيدصادق حسينی، روزنامه نگار| انتشار: روزنامه اعتماد، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸| بازنشر: خبرفوری، رویداد ۲۴، دیده‌بان ایران|مبارزه با فساد به شكل قضایی سرفصل مثبت اقداماتی است كه حجت‌الاسلام رییسی با ورود به قوه قضاییه در دستور كار قرار داده است و این كار اگر ادامه پیدا كرده و نتایجش ملموس شود، اعتماد جامعه را ترمیم می‌كند. با این نگاه یك رفتار رسانه‌ای در مورد پرونده‌های قضایی فساد قابل تامل است.

«۴۰ پرونده دانه‌درشت‌ها روی میز قضات» گزارش و اینفوگرافیكی است كه خبرگزاری فارس ۲۱ آبان منتشر كرد. خبرگزاری فارس با تاكید بر «عملكرد و بینش فراجناحی» رییس قوه قضاییه سعی در اثبات عملكرد ایشان با چنین عبارتی داشته است:«۴۰ مفسد اقتصادی بزرگ را در یك گزارش به مردم معرفی كنیم!»

بعد هم یك فهرست ۴۰ تایی از مدیران سطوح و دستگاه‌های مختلف در یك جدول آورده‌اند و این ۴۰ نفر را «دانه‌درشت‌هایی كه با مفاسد خود اعتبار اركان رسمی كشور را خدشه‌دار می‌كنند و برخورد با آنها كه برای كشور از نان شب هم واجب‌تر است» توصیف كرده‌اند.

این جدول ۴ ستون دارد: نام و نام خانوادگی، عنوان اتهامی، وضعیت پرونده و سمت فرد. نگاهی به ستون «وضعیت پرونده» در این جدول حقیقتی تلخ، پنهان و البته بزرگ را روشن می‌كند: خبرنگار این خبرگزاری در درجه اول و مدیران آن در درجه دوم (و بالاتر) برای حفظ آبروی افراد هیچ ملاحظه‌ای ندارند.

در این جدول در مقابل نام ۴ نفر نوشته شده:«در مرحله تحقیقات». شگفت‌تر اینكه وضعیت ۸ نفر حتی «در مرحله تحقیقات مقدماتی» است. یعنی از مجموع ۴۰ فرد فهرست شده در این جدول ۱۲ نفر هنوز در حال تحقیقات هستند. یعنی ممكن است به آنچه این خبرگزاری یعنی مفسد دانه‌درشت گفته، محكوم شوند، یا حكمی پایین‌تر از این بگیرند یا حتی تبرئه شوند، مگر اینكه از قبل قرار بر محكوم شدن این افراد گذاشته شده و از این موضوع باخبر باشد.

بر اساس آنچه در این گزارش قطعی شده ۲۳ نفر از ۴۰ نفر حكم قطعی گرفته‌اند. ۵۷ نفر یعنی ۱۵ درصد هنوز در مرحله تحقیقات هستند و ۲۹ نفر یعنی بیش از ۳۶ درصد در مراحلی مثل برگزاری دادگاه، صدور رای، تجدیدنظر و… قرار دارند و هنوز حكم قطعی نگرفته‌اند. این ‌طور و پیش از اثبات موضوعی، كسانی را با عنوان سنگین «مفسد دانه‌درشت» متهم كردن نه اخلاقی است و نه قانونی كه حتی در استجازه ۲ ساله رییس سابق قوه قضاییه نیز نیامده و نه بر اساس استاندارد‌های رسانه حرفه‌ای!

وقتی رسانه‌ای مدعی است بر اساس «منشور ده‌گانه اخلاقی» عمل می‌كند تنها برای اینكه گزارش خود عدد «۴۰» را كه به اصلاح ضرب دارد در تیتر خود درج كند به ۵۷ نفر اتهامی چنان سنگین زده است.

این رفتار مسبوق به سابقه است؛ مثلا همین چند روز گذشته درباره یكی از بازداشتی‌های اخیر با ذكر جزییات، اتهاماتی را نه از زبان یك مقام قضایی كه با عنوان «پیگیری‌های خبرنگار فارس اطلاعات جدیدی درباره این پرونده را روشن كرد» منتشر كرده است.

در حالی كه پیش‌فرض این است كه چنین رویه‌ای در فضای مجازی، بستر غیررسمی و رسانه‌های بولتنی جاری باشد، افتادن چنین آفتی به جان خبرگزاری‌های رسمی و معتبر زنگ هشداری است كه نباید نادیده‌اش گرفت.

كاركرد چنین خبرهایی شاید در درجه اول انتفاع جریان سیاسی و كلیك خوردن خبر باشد اما در نهایت چیزی نیست و نخواهد بود جز سرعت بخشیدن به تخریب اعتماد مردم به كلیت دولت، نظام و حاكمیت كه در نظر مردم همه به یك معنی است. وقتی چنین اخباری بدون اقناع و اسناد محكمه‌پسند با تیتر‌های درشت منتشر شوند، نتیجه اول برای مردم و مخاطب عادی این است كه همه در كشور «می‌برند و می‌خورند!» تقویت این گزاره ما را با وضعی مواجه می‌كند كه امروز دامنگیر عراق شده است. در عراق عموم مردم و مخصوصا جوانان در اثر محتوا‌های رسانه‌ای مشابه به این تصور قطعی رسیده‌اند كه همه اجزای دولت و حكومت درگیر فساد هستند و هیچ توضیحی را هم حاضر نیستند، بشنوند.

دمیدن در آتش بی‌اعتمادی به دولت و حاكمیت و نظام عاقبتی جز آنچه امروز در عراق می‌گذرد، نخواهد داشت. البته این هشدار به معنای لاپوشانی و نادیده گرفتن فساد و سكوت رسانه در برابر آنها نیست. اما خبر‌سازی و كذب‌نویسی كه منجر به افزایش بی‌اعتمادی باشد، همان كاری است كه سعدی علیه‌الرحمه در بوستان و در باب اول كه در عدل و تدبیر و رای است به آن اشاره كرده:

یكی بر سر شاخ، بن می‌برید

خداوند بستان نگه كرد و دید

بگفتا‌ گر این مرد بد می‌كند

نه با من، كه با نفس خود می‌كند

 

ماجرای «امضای کری تضمین است» چه بود؟

سیدصادق حسینی، مدیر سایت Iran This Way | انتشار: عصر ایران | چندی پیش به دعوت سیدعباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجه، جلسه ای با حضور محمدجواد ظریف و پرویز اسماعیلی که تازه از مسئولیت ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رییس جمهور کنار رفته بود و جمعی از روزنامه نگاران حوزه سیاست خارجی و فعالان شبکه های اجتماعی از طیف های مختلف سیاسی برگزار شد. جمع کردن طیف های مختلف که خود تمرین «گفتگو و رواداری» است، کار ارزنده ای بود.

ابتدای نشست حاضرین دیدگاه های خود را بیان کردند. من هم خطاب به وزیر امور خارجه ۲ نکته گفتم: اول این که وزارت خارجه، به دیپلماسی عمومی به عنوان یک ساختار اداری نگاه می کند که کارایی و اثربخشی لازم را ندارد. در حالی که دیپلماسی عمومی باید به عنوان یک فرایند و نه یک پروژه مقطعی توسط تمام نمایندگی های ایران در جهان و در فضاهای میدانی و شبکه های اجتماعی و رسانه ها دنبال شود. حال آن که حتی این اداره از بخش غیردولتی که در فضای رسانه ای بین المللی به پوشش رویدادها و جذابیت های اجتماعی ایران می پردازند هم حمایت نمی کند و همه ی فعالیت های آن در حوزه ی سخنگویی خلاصه شده است. نکته ی دومی هم که گفتم این بود که وقتی دستگاه دیپلماسی سخنگو دارد، چرا سخنگوی دولت آقای ربیعی مواضع سیاست خارجی دولت را بیان می کند و باید مواضع سیاست خارجی از مجاری خود منتقل شود.

محمدجواد ظریف سخنان خود را با آرامی آغاز کرد و گفت: من باید مواضع ایران را بیان کنم، من نماینده ایران در جهان خارج هستم و از تمام حاکمیت و نظام سیاسی ایران در خارج دفاع می کنم، چه آن بخشی که از من انتقاد می کند، چه آن بخش هایی که من را حمایت می کنند؛ وظیفه ی من حفظ و ارتقا برند ایران است نه برند محمد جواد ظریف. همه ی ما باید برای ارتقا برند ایران تلاش کنیم.

در میان صحبت های وزیر امورخارجه، سارا هوشمندی از فعالان توتیتر به انتقاد از او پرداخت و در جواب این صحبت آقای ظریف که گفت «کسانی که بیشترین انتقاد را به آمریکا دارند بیش از حد، قدرقدرتی آمریکا را متصور هستند»، گفت: شما یک طرفه نگاه می کنید! شما گفتید آمریکا با یک بمب ایران را نابود می کند، شما گفتید امضای کری تضمین است؛ ما که نگفتیم!

و این حرف نقطه طلایی صحبت های ظریف شد. وزیر امور خارجه گفت: این هنر دوستان است که یک بخش از حرف را منعکس می کنند و بخش دیگر را نمی گویند. آقای عزیز جعفری فرمانده وقت سپاه هم دراین باره به مدیر خبرگزاری فارس تذکر داد که حرف آقای ظریف همان حرف ماست، چرا فقط یک تکه ی آن را پخش کردید. به آقای جعفری تاکید کردم، در دانشگاه گفتم آمریکا قدرت نظامی برتر جهان است به لحاظ تکنولوژی اگر بخواهد می تواند با بمب تاسیسات ما را نابود کند ولی چرا این کار را نمی کند؟ به خاطر این که از مردم می ترسد؛ از فرهنگ ایثار و شهادت ما می‌ترسد. همانی که باعث شد موشک بسازیم، فرهنگ ایثار و شهادت بود، همین خودباوری است.

وزیر امورخارجه درباره «امضای کری تضمین است» گفت: به من اتهام نزدید، افترا نزدید، من کی گفتم امضای کری تضمین است؟ یک نقل قول از من بیاورید که این را گفته باشم. در این هنگام خانم زینب اسماعیلی دبیر سیاست خارجی روزنامه شرق گفت: این مطلب، تیتر روزنامه ی ما بود و اصلا درباره برجام نبود و مربوط به ماجرای قانون ممنوعیت ویزای آمریکا بود، اصلا هیچ کسی آن را نخوانده است!
ظریف ادامه داد؛ «من یک جا نگفتم امضای کری سند است؛ گفتم شما از بنده امضا خواستید من امضا آوردم. به من گفته شد اول باید آقای اوباما امضا کند که تحریم ها را ورداشته تا شما اقدامات ‌تان را انجام دهد. دستور من این بود که باید امضا بگیرید، که امضا گرفتم.»

ماجرای «امضای کری تضمین است» چه بود؟

شرق در شماره ۱ دی ۱۳۹۴ خود نوشت: باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا با امضای مصوبه کنگره، طرح دشوارشدن راه ورود به آمریکا برای اتباع چهار کشور ایران، سوریه، عراق و سودان را به قانون تبدیل کرد. این مصوبه پس از آنکه در سنا به تصویب رسید، برای امضا به کاخ سفید فرستاده و در قالب قانون بودجه ارائه شده ‌بود. اوباما در قالب این مصوبه، اختیار وتوی هیچ ‌بندی را نداشت و مکلف بود تمام مصوبه را امضا و برای اجرا ابلاغ کند. اگر او تصمیم داشت با‌ بندی از قانون مخالفت ‌کند، قانون بودجه معطل می‌ماند و کار دولت با توقف مواجه می‌شد.
به دنبال اعتراض ظریف، جان کری، وزیر خارجه آمریکا، در نامه‌ای خطاب به ظریف نوشت: «تغییرات جدید برای کسب روادید که در کنگره تصویب شده است و دولت اختیار توقف اجرای آن ‌را دارد، به‌هیچ‌وجه مانع ما نمی‌شود که تعهدات خود طبق برجام را اجرا کنیم.»

عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران، درباره این نامه گفت:« آقای کری در این نامه اطمینان داده دولت آمریکا قانون مربوط به لغو روادید را به‌گونه‌ای اجرا خواهد کرد که هیچ تأثیری بر اجرای موفق برجام نگذارد. آنچه برای ما مهم است این است که برجام در مرحله اجرا با هیچ‌گونه خدشه و صدمه‌ای مواجه نشود، آقای کری این تضمین را به عنوان وزیر خارجه آمریکا به صورت کتبی با امضای رسمی داده است».

 

هلال احمر در اربعین ۹۸ چه کار کرد؟

سیدصادق حسینی، انتشار: خبرآنلاین | زیارت اربعین ۱۳۹۸ هم با ثبت یک شاخص تاریخی به پایان رسید؛ در حالی که براساس آمارها در سال ۱۳۹۰، حدود ۵۰ هزار ایرانی به کربلا مشرف شدند، این آمار در مهر ۹۸ به میزان قابل توجه بیش از ۳ میلیون نفر رسید. روشن است بدون فراهم کردن زیرساخت های لازم توسط ارگان های مختلف ازجمله سازمان راه داری و حمل و نقل جاده ای، وزارت کشور، پلیس، وزارت ارتباطات و هلال احمر امکان تردد این میزان زائر میسر نبود. علاوه بر نهادهای دولتی و عمومی، در سال های اخیر موکب های مردمی نیز در مسیرهای زمینی منتهی به مرز عراق فعال شدند و خدمات اسکان و تغذیه را به زائران ارایه می کردند.

در کنار این فعالیت ارزنده که در داخل کشور صورت گرفت، سال هاست شاهد تلاش بی منت و داوطلبانه اعضای هلال احمر در شهرهای نجف اشرف، کربلا، کاظمین و سامرا و مسیر اصلی الطریق الی الحسین بوده ام.اعضای هلال در طول ساعت های طولانی خدمت رسانی با رویی گشاده و خندان به معاینه، مداوا، پانسمان و مددکاری زائران می پرداختند.

به عنوان کسی که چندسالی است توفیق زیارت اربعین نصیب اش شده و از خدمات هلال احمر ایران در عراق بهره مند شده ام باید بگویم، کیفیت ارایه خدمات هلال احمر ایران به مراتب بالاتر از همکاران عراقی شان است.

تاول یکی از متداول ترین آسیب های پیاده روی طولانی (بدون آمادگی بدنی) است. به عنوان یک تجربه ی شخصی باید بگویم، نحوه درمان و پانسمان تاول توسط امداد عراق با ایران تفاوت های آشکاری داشت که در کیفیت درد و امکان ادامه ی مسیر اثر خود را نشان داد.

بر اساس اعلام مرکز فرماندهی، کنترل و هماهنگی عملیات امدادی جمعیت هلال احمر، از ابتدای اجرای طرح امداد و نجات زائران مراسم اربعین حسینی در داخل و خارج از کشور تا ۲۸ مهرماه سال جاری ۲ میلیون ۱۶۵ هزار و ۲۱۶ خدمت امدادی، بهداشتی و درمانی به زائران حسینی ارائه شد که یک میلیون و ۷۱۴ هزار و ۵۳۱ خدمت در خاک عراق ارائه شده است. ۱۶۴ هزار و ۴۱زائر در عراق و ۱۵۹ هزار و ۷۲۶ زائر هم در داخل کشور از خدمات ارائه شده از سوی سازمان جوانان برخوردار شدند.
تازه درمان یک بخش از خدمات هلال احمر است؛ با یک حساب سرانگشتی از میزان دارو و تجهیزات پزشکی و بیمارستانی که در درمانگاه ها، چادرها و مراکز امداد توزیع شده باید دست مریزاد گفت به انجام موفق این بزرگترین عملیات لجستیکی در بین ۲ کشور.

حل مشکلات «ابن سبیل» به روش هلال احمر

در کنار خدمات درمانی ماندگار؛ امسال هلال احمر یک خدمت قابل توجه نیز ارایه کرد که ریشه در سنت اسلامی «ابن سبیل» داشت. در اصطلاح اسلامی به مسافری که در راه مانده و مالی ندارد تا به وطن خود برگردد، اگرچه در وطن خود بی‌نیاز باشد، ابن سبیل می گویند.

سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر در طرح «بازپیوند»، زائران مهجور و درمانده در پیاده‌روی اربعین را به خانواده های خود رساند. وحید شفیعی جانشین رئیس سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر دراین باره گفت: از۱۹ تا شامگاه روز ۲۸ مهر ۱۳۹۸ با تلاش مددکاران، روانشناسان، پزشکان و داوطلبان حاضر در ستاد عملیات باز پیوند خانواده هلال احمر در کربلای معلی، به ۷۰۰ نفر از مهجورین گم شده، فاقد مدارک، بی‌پول، مصدوم و بیمار انواع خدمات پزشکی، درمانی، حمایتی، غذایی، بهداشتی و حمایت‌های روانی و اجتماعی ارائه شده تا آنان که بیشترشان هیچ مدرک هویتی از قبیل گذرنامه، کارت ملی (قدیم یا جدید)، شناسنامه و گواهینامه به همراه نداشتند بتوانند با همکاری سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در کربلای معلی و صدور برگ تردد عبور از مرز به ایران با استفاده از ٣١ دستگاه اتوبوس، مینی بوس، ون و سواری بازگردند. همچنین ۷۹ عملیات موفق بازپیوند در داخل خاک عراق و شهر مقدس کربلای معلی انجام شد.

حسرت زیارت امدادگران

بعد از نماز صبح و زیارت اربعین به سمت نجف حرکت کردم. وارد درمانگاه نزدیک تر به پل ثوره العشرین شدم؛ جمعیت موج می زد؛ جای ماندن نبود. رفتم جلو در نزدیک میدان، روبروی سوق النجف، در هتلی وارد درمانگاه هلال شدم، خلوت تر بود. کد ملی ام را دادم و با فیش، به اتاق پانسمان رفتم. با امدادگری که ته لهجه ی سیستانی داشت گرم گرفتم. گفت چندسالی است به مازندران مهاجرت کرده و از آنجا آمده. ۱۵ روزی بود که در نجف خدمت رسانی می کرد. امدادگر بزرگتر که لهجه ی تهرانی داشت، در طول مدتی که پایم پانسمان می شد مشغول تزریق بود و لحظه ای آرام نداشت و تازه این صبح روز اربعین بود که نجف خالی از زائر است. وقتی داشتم با امدادگر تهرانی حرف می زدم، می گفت در این ۱۵ روز خیلی کم به زیارت رفته، امدادگر سیستانی پنبه را به زخم های پایم زد و وقتی داد ناخواسته ای زدم گفت: خیلی جون عزیزی‌ها! البته که حرفش را تایید کردم!

یک پیشنهاد

طریق العلما، که از مسجد سهله در کوفه در کنار شط به کربلا می رود، چندسالی است مورد استقبال ایرانیان قرار گرفته اما واقعا از خدمات درمانی تهی است. خوب است در سال های بعد چند ایستگاه امداد هلال احمر در مسیر ایجاد شود، تاول و درد و بیماری مسیر نمی شناسد.